زمان انتشار : ۳ اردیبهشت ,۱۳۹۸ | ساعت : ۱۲:۴۶ | کد خبر : 480139 |

سیلاب و ایضاح نزاع گفتمانی موجود در رسانه ها

شفقنا رسانه-عبدالصمد محمودی*:معمولا زمانیکه یک حادثه طبیعی مانند سیل یا زلزله اتفاق می افتد رسانه های مختلف سعی می کنند تا به بازنمایی و روایتگری خود از آن حادثه بپردازند. تداوم این امر باعث می شود تا پس از مدتی، واقعیت نمادین رسانه ای شده  بر واقعیت عینی پیشی گرفته و به گونه ای واقعی تر جلوه نماید. واقعیتی که بیش از هر چیز محصول و مدیون زبان است.

پیش از قرن بیستم میلادی، بسیاری بر این گمان بودند، زبان صرفا وسیله ای برای برقراری و انتقال پیام است. اما از اوایل قرن بیستم میلادی با ظهور زبانشناسانی چون سوسور، پیرس، هالیدی، لاکلاو موف، ون دایک، فرکلاف، پل جی و… ، زبان تبدیل به سیستمی و دستگاهی قدرتمند شد که قادر به خلق جهان است. در واقع از این پس، زبان به واقعیتی تبدیل شد که به نظر می رسید بیش از خودِ واقعیت در صحنه زندگی اجتماعی ما انسان ها ظهور و بروز دارد. . به سخن دیگر، در این دوره  امر نمادین مقدم بر امر واقع(پیشا زبانی)شد. زیرا که معنادهی به پدیده های واقعی بیش از خودِ واقعیت مهم می نمود. نباید از نظر دور داشت که بدون معنادهی و برساخت زبانی پدیده های اجتماعی، جهان، بی معنا و غیر ارتباطی خواهد بود. و آنجا که ارتباط میسر نباشد شکل گیری جامعه با امتناع مواجه خواهد شد؛ از این نظر است که اشاره می شود که جهان چیزی نیست جز زبان، و زبان نیز یعنی جهان.

حال با این مقدمه باید گفت که با بررسی محتواهای تحلیلی و خبری رسانه های نوشتاری و دیداری در زمان وقوع سیلاب اخیر تاکنون، برآن شدیم تا گفتمان ها و برساخت های گفتمانی متعددی که در حوزه اجتماعی وجود دارد و اقدام به تفسیر واقعه اخیر کردند را ایضاح کنیم. گفتمان هایی که هر کدام سعی دارند از طریق سلاح مفاهیم و زبان به ساخت جهان و واقعیت پیش رو بپردازند. بد نیست اشاره شود که ایضاح این گفتمان ها می تواند گوشه ای از زوایای پنهان واقعیت اجتماعی و سیاسی جامعه را به ما نشان دهد. فضاهایی سرشار از نزاع، برحسته سازی و به حاشیه رانی.

در واقع نگاهی به پوشش خبری- تحلیلی رسانه ها از رویداد سیل اخیر، بیانگر وجود تنوعی از گفتمان های مختلف در جامعه است. از یک طرف، عده ای سعی داشته و دارند تا با برساخت مفاهیمی چون؛«مدیریت سازه ای»، «سدسازی»، «تخریب محیط زیست»، «پرشدگی سدها و شکستگی آن ها» و…، و تکنیک موسوم به «اسم گذاری» به برجسته سازی خود و حذف دیگری بپردازند(عمدتا گفتمان محیط زیست گرا). و از طرف دیگر نیز دیگری با همنشینی کلماتی چون «دبی بالای آب رودخانه ها»، «باران شدید»، «پایداری سدها»، «تخریب کم تر»، «تداوم سدسازی در دنیا»، «توسعه»، «رژیم نامتعادل بارش در کشور» و… سعی دارد به برجسته سازی گفتمان خود و نقش بی بدیل آن، و یا حداقل درستی آن، و  ضعف استدلال مخالفان بپردازد(گفتمان نوسازی).

در گوشه ای دیگر نیز عده ای با اشاره به پدیده «گرمایش زمین»، «گازهای گلخانه ای»، «توافق پاریس» «ال نینو» و… در پی تببین فراملی رخداد اخیر بودند، و گویی این پدیده چندان وابسته به علل درونی نبوده و ریشه در تغییرات اب و هوایی و گرم شدن کره زمین دارد. و به زعم آنان تا زمانی که انتشار گازهای گلخانه ای کنترل نشود، وضعیت نه تنها بهتر نخواهد شد بلکه بدتر نیز خواهد شد.

برخی دیگر از یادداشت ها و تصاویر نیز، با تکیه بر سوژه ها و مفاهیمی چون «بحران مدیریت» ، «سو مدیریت»، «ناکارآمدی»، «توسعه نابخردانه»، «مدیران متعهد ولی بی تخصص» و… بدنبال برجسته سازی گفتمان «سو تدبیر» و بسیج توده های مردمی علیه آن هستند؛ گویی سیل و سیاست دو روی یک سکه اند، هیچ یک را گریز از دیگری نیست و این دو به نوعی موجّد هم هستند.

و در نهایت، در برساخت رسانه ای سیل نیز تعدادی با گره زدن سیل به باورهای مذهبی مردم از جمله ریختن خاک کربلا به سیلاب و بیان سخنرانی آتشین در خصوص گسترش بی اخلاقی در حامعه و ارتباط آن با سیل، بدنبال نهادینه کردن این گفتمان در جامعه بودندگویی سیل بیش از آنکه ریشه در علت و معلول های طبیعی داشته باشد، ریشه در اموری ماورایی دارد.

با این حال نگاهی به مجموعه از این گفتمان ها و بررسی آن ها چند نکته شاید نو ذیل را فراروی ما قرار داد:

  • در خصوص سیلاب اخیر ما شاهد درجه بالایی از میان گفتمانیت(یعنی کاربست مفاهیم مرتبط با گفتمان های مختلف در یک متن، به عبارت دیگر، گفتگوی متن با گفتمان های مختلف) در سطح رسانه ای و جامعه بودیم. و چنان که می دانیم به تعبیر فرکلاف، میان گفتمانیت بالا در متن پیوند محکمی با «تغییر» دارد. در حالیکه میان گفتمانیت اندک به معنای بازتولید نظم مستقر است.
  • نگاهی به میزان تکرار متن های مربوط به گفتمان های مختلف نشان می دهد که نزاع اصلی میان گفتمان های محیط زیستی و نوسازی است.
  • متن های مبتنی بر گفتمان های محیط زیستی عمدتا با تکیه بر نگرش مبتنی بر «ترس و هشدار » در پی همراه کردن مخاطبان با خود بودند و متون مرتبط با گفتمان نوسازی عمدتا با نگرشی اقناعی این کار را دنبال می کردند.
  • تعدد و تکثر رسانه ای مطالب مرتبط با گفتمان «سو تدبیر» دولت بالا بود و این تقریبا خلاف روند موجود در فضای رسانه ای بود. گویی آنجا که پای مساله ای غیرسیاسی و البته رخدادی طبیعی به میان آید، گفتمان های دیگر حتی دگراندیشان ، نیز بیشتر حق برساخت جهان واقع را دارند و آزادترند.
  • گفتمان های علمی در بازنمایی این پدیده به لحاظ تعدد و تکثر مطالب از جایگاه نحیف تری برخوردار بودند و بخشی از این امر شاید بخاطر فضای هیجانی حاکم بر جامعه­ی پس ازرویداد اخیر بوده است. پنداری در چنین فضایی مطالب سرشار از مفاهیم دو قطبی، به حاشیه رانی و یا برجسته سازی بیشتر دیده و یا خوانده می شوند.
  • گفتمان های محیط زیستی سهم بیشتری از مطالب تحلیلی رسانه ها را به خود اختصاص داده اند و این امر به نوعی تازگی دارد. چرا که اگر این وضعیت را با دوره های مشابه مثلا در ده سال گذشته مقایسه کنیم متوجه می شویم که گفتمان محیط زیستی از یک گفتمان حاشیه ای، در حال تبدیل به یک گفتمان مسلط مرکزی است.
  • اگر بپذیریم که پایداری رسانه ها در گروِ توجه به مخاطبان و ذایقه های آنان است می توان گفت که بخشی از بالا بودن مطالب مرتبط با گفتمان محیط زیستی به علت روح عمدتا انتقادی حاکم بر آن است که معمولا چنین نگاه هایی در یک فضای هیجانی و احساسی خریدار بیشتری دارد. و به همین خاطر رسانه ها هم اقدام به پوشش بیشتری از این مسائل می کنند.
  • با نگاهی به مطالب رسانه ای مرتبط با دو گفتمان اصلی(یعنی گفتمان نوسازی و محیط زیستی) این امر به ذهن متبادر می شود که این دو،کمتر اندیشه کفتگو با یکدیگر را در سر می پرورانند. متون مرتبط با این دو گفتمان سرشار از استفاده از قیود مطلق، صفات عالی برای خود و نفی دیگری و برچسب زنی است. این در حالی است که هم طرفداران گفتمان نوسازی می بایست در شاخص های توسعه خود، «عدم آسیب زدن به کالاهای زیست محیطی » و «اجتناب از صدمه زدن به نسل های آتی» در نظر بگیرند، و هم گفتمان محیط زیست گرا نیز باید، به قول گیدنز، به جای حفظ طبیعت دست نخورده، به گسترش مرزهای طبیعت بیندیشد.

در نهایت می توان گفت که تحلیل گفتمان انتقادی  مطالب رسانه ها در هر برهه زمانی و در خصوص هر رخداد و حادثه ای می تواند به دریافت آنچه پس پشتِ واقعیت عینی اجتماعی و سیاسی جامعه می گذرد، کمک کند. چرا که زبان به عنوان هسته اساسی امر نمادین نقش فعالی در ساخت و بازنمایی جهان دارد. گویی بدون زبان جهان عاری از معنا و وجود است.

*دکتری ارتباطات

انتهای پیام

media.shafaqna.com

شفقنا در شبکه های اجتماعی: توییتر | اینستاگرام | تلگرام

پاسخ به این نظر

Please enter your comment!
Please enter your name here