زمان انتشار : ۲۰ فروردین ,۱۳۹۸ | ساعت : ۱۰:۱۰ | کد خبر : 479744 |

چگونه روزنامه نگاری بحران می تواند کورسوهای امید ما را زنده نگه دارد؟

شفقنا رسانه- عبدالصمد محمودی*:  اوایل سال جاری سیلاب ۱۸ استان کشور را در نوردید تا اینگونه روزهای آغازین سال نو را که در یک روال طبیعی می بایست غرق در شادی و شعف برای هموطنانمان باشد، به یکباره غرق در اندوه و ماتم کند. تقریبا در این روزها همه رسانه های رسمی و غیررسمی پر از این تیترها می شوند؛ «آق قلا و گمیشان را آب برد»، « ده ها نفر از هموطنان گلستانی را در این سیل از دست دادیم»، « گلستان زیر گل رفت»، «خسارت سیل گلستان میلیاردها تومان برآورد می شود» و…. . چند روز پس از این حادثه، حوادثی ناگوار دیگری برای مردم عزیز شیراز، لرستان، کرمانشاه، ایلام و خوزستان رقم می خورد.
خلاصه آنچه که در روزهای عید امسال به گوش مان خورد این واژه های، البته «نه چندان غریب» سال های اخیر، بود؛ «سیل»، «خسارت»، «اندوه و ماتم»، «کشته و زخمی شدن هموطنان» و… . اما چرا نه چندان غریب؟
فراموش نکنیم که در دو سه سال اخیر ما با حوادث گرانبار و جانکاهی چون آتش سوزی پلاسکو، زلزله کرمانشاه، غرق شدن کشتی سانچی، سقوط هواپیمای تهران- یاسوج و…. روبرو بودیم و از دل و جان ما را به ماتم و اندوه فروبرد. با این حال تکرار واژه های گران بار و اندوه بار پیش گفته، جزء ذاتی برای تهیه و توصیف گزارشات این نوع حوادث در هر جامعه ای به شمار می روند، به همین دلیل، هیچ کس نمی تواند مدعی پوشش خبری این حوادث تلخ، بدون توصیف وضعیت وحشتناک حاکم بر این وضعیت و استفاده از چنین واژه هایی شود.
با این وصف، معتقدم می توان در اوج روزنامه نگاری بحران و استفاده از واژه های آشنای آن، اقدام به خلق امید در اوج این بحران ها نمود و اینگونه بحران طبیعی بوجود آمده را از درون دچار واسازی و استیصال معنایی کرد.
بالطبع هر سیل و حادثه طبیعی ای، می تواند حاوی ده ها و صدها مصادیق گرانبار برای جامعه باشد؛ گویی سوانح طبیعی و از جمله همین سیل اخیر، اتفاق می افتند تا حامل پیام خاص اندوه و خسارت بار خود برای ما باشند.
اما نکته اینجاست که نوع برساخت زبانی و تصویری ما از برخی وقایع و رخدادهای درون این سانحه می تواند همزمان امیدآفرین و حامل پیامی نو برای جامعه نیز باشد و اینجاست که به نظرم روزنامه نگاری بحران ما باید به آن توجه کند تا اینگونه رسالت پوشش خبری خود را به صورت کامل و درست انجام دهد.
یکی از این اتفاقات امیدبخش در روزهای سخت، راه افتادن اقشار مختلفی از جوانان خرم آبادی در کوهستان های صعب العبور برای رساندن مایحتاج مردم پلدختر بود، اتفاق دیگر گشاده رویی و مهمان نوازی مردم شیراز و قرار دادن  هتل ها و خانه هایشان  به صورت رایگان در اختیار سیل زدگان نوروزی بود، همچنین به تصویرکشیدن کاروان کمک های مردم زلزله زده سرپل ذهاب به گلستان و لرستان(در حالیکه خود هنوز در چادر بسر می برند) و تصویر زوج جوانرودی برای بخشیدن هدایای عروسی خود به زلزله زدگان پلدختر از جمله این اتفاقات امیدبخش، در اوج بحران و ناامیدی بود.
بدون تردید پوشش چنین اخباری از لابلای ده ها خبر اندوه ناک این حوادث، از جنس همان اتفاقات امیدبخشی است که هاناآرنت در کتاب درخشان خود«انسان در عصر ظلمانی» از آن سخن می گوید.
این فیلسوف بزرگ آلمانی در این کتاب با به تصویرکشیدن فضای اندوه ناک و سرشار از ویرانی و کشتار جنگ جهانی دوم، اشاره می کند که در این دوره اسفبار و ناامیدکننده چگونه جمع آوری عکس های سالم و نیمه سوخته در لابلای خرابی ناشی از جنگ و کنار هم گداشتن آن ها و خلق روایتی نو از آن ها، روح امید به زندگی را در او زنده نگه می داشته است و این دقیقا همان چیزی است که می تواند برای روزنامه نگار بحران نقطه اتصال به امید آفرینی در جامعه باشد. حال به نظرم در وضعیت تلخ کنونی وظیفه ما به عنوان ناظران و برای روزنامه نگاران به عنوان راویان بحران کنونی این است که به قول والتر بنیامین، خود را در وضعیتی که او به آن «ملال ژرف» نام می دهد، قرار دهیم. به عبارت دیگر، اطرافمان را به نظاره بنشینیم و در شلوغی اخبار ناگوار حادثه، به دنبال روایت ها، خبرها و عکس هایی بگردیم که کورسوهای امید را نیز برای ما زنده نگه می دارد. کورسوها و روزنه هایی که می تواند دوباره حس کنشگری را به جای تماشاگری(سلفی و عکس گرفتن) در اوج بحران کنونی به ما برگرداند.

 

∗ دکتری علوم ارتباطات

انتهای پیام

media.shafaqna.com

شفقنا در شبکه های اجتماعی: توییتر | اینستاگرام | تلگرام

پاسخ به این نظر

Please enter your comment!
Please enter your name here