خانیکی:امیدوارم سرمایه های کشور را پیدا کنید و به آنها متکی شوید

شفقنا رسانه- «شب هادی خانیکی» از سری شب‌های بخارا، برای پاسداشت فعالیت‌های این جامعه‌شناس و استاد ارتباطات و رسانه با حضور جمعی از اساتید ارتباطات، فعالان سیاسی، اجتماعی و فرهنگی در کتابخانه ملی ایران برگزار شد.

به گزارش شفقنا رسانه، مصطفی ملکیان، اندیشمند حوزه اخلاق در ابتدای این نشست گفت: درباره مقام علمی و آکادمیک دکتر خانیکی سخنی نخواهم گفت چون کار و حوزه مطالعاتی ایشان حوزه ای است که در آن هیچ گونه صلاحیت اظهار نظر ندارم. اما آنچه توجه من را جلب کرد، این بود که اعلام کردند دکتر خانیکی مسافر گفتگو است. باید بگویم درباره گفتگو شش مبحث بزرگ در میان فیلسوفان، جامعه شناسان و روانشناسان گفتگو محل بحث است که من به یکی از این شش مورد در باب شخص دکتر خانیکی می پردازم.

او ادامه داد: یک بحث درباره این است که اساساً ماهیت گفتگو چیست؟ به چه دادوستدی گفتگو می گوییم؟چه فرقی بین گفتگو و جر و بحث، بین گفتگو و مباحثه و… وجود دارد؟ بحث دوم این است که فایده گفتگو و در حد نهایت ضرورت گفتگو چیست؟ بحث سوم این است که در چه حوزه هایی باید گفتگو کرد؟ یا در چه حوزه هایی می توان گفتگو کرد؟ آیا حوزه های گفتگو نسبت به یکدیگر تقدم و تاخر دارند؟ نکته چهارم این است که اخلاق گفتگو چیست؟ یعنی گفتگو کنندگان چه مواردی را باید رعایت کنند تا هرگز گفتگویشان از موازین اخلاقی عبور نکند و همه احکام و قواعد اخلاقی در گفتگو رعایت شده باشد؟

ملکیان افزود: بحث پنجم این است که ادب گفتگو چیست؟ اخلاق گفتگو اخلاقی بودن گفتگو را تضمین می کند ولی ادب گفتگو موفقیت گفتگو را تضمین می کند تا گفتگو به نتیجه خود برسد. اخرین بحث این است که چه شخصیت ها و منش هایی مایل به گفتگو می شوند؟ چه در کنشگری سیاسی و چه در فعالیت های آکادمیک هر شخصیتی آماده ، راغب و مایل به گفتگو نیست. شخصیت های خاصی هستند که نوعی استعداد درونی، روانی، ذهنی برای گفتگو دارند و برای گستردن حوزه گفتگو شوق وذوق دارند.

خانیکی اساساً یک نوع خوشبینی  به ذات و طبیعت انسانی دارد

این اندیشمند حوزه اخلاق به بیان ویژگی های شخصیت های طرفدار گفتگو پرداخت و توضیح داد: من درباره این نکته آخر درباره دکتر خانیکی می خواستم صحبت کنم. اینکه شخصیت و منشی حاضر و راغب به گفتگو و مشتاق به بسط حوزه گفتگو در صحنه زندگی اجتماعی، سیاسی و فرهنگی باشد، باید داری ویژگی هایی باشد. الحق من این ویژگی ها را به حد اعلا در دکتر خانیکی می بینم. چهار ویژگی شاخص تر و بارزتر هستند و هرکسی با ایشان مراوده ای داشته باشد تایید خواهد کرد که در ایشان هست. اولین ویژگی شخصیت های طرفدار گفتگو این است که متواضع باشند و این تواضع بیش از هرچیزی تواضع فکری و ذهنی است. یعنی من هرگز خودم را حق مسلم و مخالفانم را باطل مسلم تلقی نکنم. بدانم خودم مجموعه ای از حق و باطل هستم و مخالفان من هم مجموعه ای از حق و باطل هستند. این تواضع در جامعه ما کم است.

او ادامه داد: ویژگی دومشان این است که دکتر خانیکی اساساً یک نوع خوشبینی  به ذات و طبیعت انسانی دارد. کسانی طرفدار گفتگو هستند که طبیعت انسان را طبیعتی حق طلب می دانند و دیدی مثبت نسبت به طبیعت دارند. ویژگی سوم؛ کسانی که اهل گفتگو هستند باید هر کاری را برای بسط گفتگو در شأن خود بدانند. نگویند چون ما استاد دانشگاه هستیم هر کاری را نمی کنیم. دکتر خانیکی هرکاری که از دستش ساخته باشد انجام می دهد. خاصیت انسان های خالص، ناب و مخلص این است که هیچ کاری را دون شأن خود نمی دانند.

خانیکی اهل اعتدال به معنای درست کلمه است

ملکیان افزود: دکتر خانیکی مانند هر شخصیت طرفدار گفتگو از هر افراط و تفریطی گریزان است. اهل اعتدال به معنای درست کلمه است. یعنی معتقد بودن به اینکه هیچ چیزی در نهایت نمی تواند بر رقیب خود برتری داشته باشد هر چیزی در میانه ها است که برتری اش بر رقیبش مشخص می شود. کسی تا کنون نگفته است که من موضعی مفرطانه از ایشان دیدم بلکه همیشه در میانه طیف می ایستد و در میانه طیف خیر و صلاح جامعه را می بیند.

ثبات شخصیتی از ویژگی های بارز خانیکی است

در ادامه این مراسم کلیپی از زندگی دکتر خانیکی و دوران کودکی این استاد ارتباطات  به نمایش در آمد .در این کلیپ، شرایط زندگی و  درس خواندن هادی خانیکی و اشتیاقی که او از همان زمان به تحصیل علم و دانش داشت،پخش شد.

به گزارش شفقنا رسانه،مصطفی معین فعال سیاسی و استاد دانشگاه در ادامه این مراسم با اشاره به سه بخش از ویژگی های شخصیتی و دانشگاهی و اجرایی دکتر خانیکی گفت: من و دکتر خانیکی ورودی سال ۱۳۴۸ به دانشگاه هستیم در این دهه، اولین سالی بود که از قشر متوسط و تیپ های مذهبی  می توانستند به دانشگاه راه پیدا کنند و ما هر دو شهرستانی و از خانواده مذهبی بودیم و پاتوق ما انجمن اسلامی دانشجویان در دانشکده پزشکی بود . بیشتر دانشجویان آن زمان سیاسی و مذهبی بودند در همان دوران نقش اقای دکتر خانیکی کاملا مشهود بود .فردی با تفکر،خلاق و قلم روانی داشت در تظاهرات و اعتصابات دانشجویی و صنفی حضور داشتند و فعال بود این دوره خیلی طولانی نشد چون بعد از یکی دوسال دکتر خانیکی دستگیر و زندانی شد .

او ادامه داد: بعد از این دوران ارتباط ما تا دوران انقلاب قطع شد در این دوران خاطرات زیادی با دکتر دارم در اینجا می خوهم به ویژگی های شخصیتی او اشاره کنم یکی از ویژگی های دکتر ثبات شخصیتی است و به نظرم همین ثبات سرمایه بزرگی می تواند برای هر کسی باشد و خانیکی مثل بعضی افراد نیست که با شرایط روز رنگ عوض کند و زیر هر پرچمی برود .دکتر خانیکی یک دوستی کاملا صادقانه داشت .دکترخانیکی،  روابط عمومی بسیار گرم و خوبی با بیشتر آدم ها داشت و با همه تیپ های فکری سعی داشت ارتباط برقرار کند.همین روابط عمومی خوب باعث شده تا ایشان دوستان زیادی از همه طیف ها داشته باشند و این خود باز هم یک سرمایه اجتماعی بزرگ است .

این دوست دیرینه دکتر خانیکی در ادامه  گفت: تواضع، فروتنی و اعتدال از ویژگی های بارز دکتر خانیکی است .یکی از مهم ترین ویژگی ها او که امروز بسیار نایاب است وفای به عهد است .متاسفانه در کشور ما  در دورانی نخبگان و سیاستمداران مخصوصا در هنگام انتخابات بسیار قول و وعده به افراد می دهند و عهد می بندند اما بعد از اینکه از آن مرحله عبور می کنند، یا وعده های خود را فراموش می کنند یا زیر پا می گذارند و این مهم ترین لطمه را به سرمایه اجتماعی کشور می زند که الان شاهدش هستیم .عهدشکنی واقعا چیز بدی است ولی در مقابل، وفای به عهد بالاترین اصول ارزشی، اخلاقی ، دینی و اجتماعی در همه جوامع حتی جوامع لائیک است .امیدوارم دکتر که اهل گفتگو هستند بتوانند این ویژگی اخلاقی خود را با گفتمان بیشتر ،توسعه دهند .

استادی که بدون ادعا بیشترین تاثیر گذاری را در همه امور داشت

معین با اشاره به دیگر ویژگی های اخلاقی این استاد ارتباطات بیان کرد: مرحله  دوم  دوستی  من و دکتر خانیکی در دوران اول دوره سازندگی و ریاست جمهوری مرحوم آیت الله هاشمی رفسنجانی بود و در این دوران ما با هم همکار شدیم  و من از دکتر خانیکی تقاضا کردم که  مشاور وزارت فرهنگ و اموزش عالی در بعد فرهنگی و اجتماعی شود .در آن زمان وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی،عنوانش  وزارت فرهنگ ،آموزش عالی بود ولی خالی از فرهنگ و مسائل اجتماعی بود خب ایشان مشاور فرهنگی اجتماعی را پذیرفت .همانطور که می دانید در فرهنگ مدیریت ما ،مشاوره یک امر صوری و تشریفاتی است .

او روایت کرد: اما در اینجا اعتراف می کنم که دکتر خانیکی وقتی این کار را قبول کرد بیشتر از هر معاونت دیگری برای این کار وقت اختصاص می داد و تاثیر گذار بود و از همه مهم تر بدون ادعا و انتظار همه کارها را انجام می داد و این واقعا این یک ارزش است که فردی با این همه کار و تاثیر گذاری کمترین ادعا را داشته باشد و این یک افتخار است و نشان دهنده یک نوع خلوص و انرژی درونی و پتانسیل است .من رمز موفقیت دکتر خانیکی را با همه فراز و نشیب هایی که در طول دروان زندگی داشته،همان خلوصی می دانم  که باعث می شود تقدیر الهی بر سعادت و رستگاری فرد مقدر شود.دوره  سوم دوستی ما از سال ۸۲ بود که من در این زمان از دولت خاتمی استعفا دادم و در عرصه عمومی به فعالیت پرداختم در اینجا هم دکتر خانیکی من را تنها نگذاشت و در  بیش از ده ها موسسه مردم نهاد  فعال مثل موسسه رحمان، انجمن ایرانی ،انجمن تاریخ اجتماعی علم و فناوری و ….همفکری ایشان برای ما بسیار موثر بوده و هنوز هم ادامه دارد .

به گزارش شفقنا رسانه محمدجواد غلامرضا کاشی، استاد علوم سیاسی دانشگاه علامه طباطبایی با بیان اینکه دو خصیصه گفتگو و کلام طنزآمیز دکتر خانیکی توجه ام را جلب کرده است. نوشته کوتاهی  از این دو خصیصه ایشان و جایگاه و اهمیت آن در جامعه خواند و گفت:

«همیشه در حال گفتگوست. یا با تلفن، یا با کسانی که گردش حلقه زده اند. طنز، نمک کلام اوست. حتی ساختار تحلیل‌های جدی او نیز، گاهی طنزآمیزند. گفتگو و طنز، خلاصه وجود اجتماعی اوست  برجستگی این دو خصیصه در او که همه بر احساس مسئولیت اجتماعی اش، اذعان دارند، تامل برانگیز است. شاید نشانه ای برای برون رفت از روزگار امروز بتوان یافت.

دانشگاهی است؟ دانشگاهیان برایش پشت چشم نازک می‌کنند: در چشمشان به اندازه کافی دانشگاهی نیست. به جای انتشار مقالات و کتابهای سترگ، مرتب در محافل سیاسی دیده می‌شود. فعال سیاسی است؟ سیاسیون هم برایش پشت چشم نازک می کنند: گاهی کمتر از آنچه انتظار دارند، مواضع تیز و رادیکال دارد. روشنفکر است؟ روشنفکرها، او را حکومتی می‌خوانند و زخم زبان می‌زنند.

حکومتی است؟ حکومتی‌ها هم او را روشنفکر و دانشگاهی می‌خوانند. در جلسات مشاوره با وزرا و رئیس جمهور حاضر است، در میزگردهایی با چهره‌های گاه میانه یا حتی راست حاضر شده است. در محافل ملی مذهبی حاضر می‌شود. در دفتر بنیاد شریعتی رفت و آمد دارد. همه جا هست و در همه جا خودی است. معلوم نیست دقیقاً چه نامی دارد. اصلاح طلب است، اما هیچوقت با گذشته خود تسویه حساب نکرده است. به دوستان چریک پیش از انقلابش به دیده احترام می‌نگرد. از انقلاب قویا دفاع می‌کند. اصلاح طلب شناخته شده‌ای است از مشاورین اصلی محمد خاتمی. رفیق و یار غار دکتر سروش بوده است. اما هیچوقت یک ذره هم از عمق اعتقادش به دکتر شریعتی نکاسته است. بالاخره نفهمیدم میان روایت انقلابی دکتر شریعتی از اسلام و نقد عبدالکریم سروش و مصطفی ملکیان به فهم ایدئولوژیک از دین کجا می‌ایستد. نمی‌دانم چطور از روایت دکتر شریعتی، اصلاح طلبی استخراج می‌کند. انگار نه انگار که وقت تسویه حساب است. او با هیچ چیز تسویه حساب نمی‌کند از هیچ چیز توبه نمی‌کند.

به جای حضور در نام‌ها، در فاصله میان نام‌ها حاضر است. بیشتر ساکن مرزهاست. به جای حضور تمام عیار در اقلیم‌های شناخته شده دانشگاه و سیاست و دین و انقلاب و اصلاح و روشنفکری و کنشگری، در مرزهای میان این اقالیم پرسه می‌زند. عجیب است این است که به نحو شگرفی اعتماد برانگیز است. حضور متکثر و زندگی در حاشیه اقالیم متعدد، نباید از او تصویری قابل اعتماد تولید کند، اما او اعتماد برانگیز است. قابل اتکاست.

از میان این همه فکر فلسفی و اجتماعی و سیاسی، هادی خانیکی تنها گفتگو را اختیار کرده است. از همه چیز سخن می‌گوید، اما محور پیوند دهنده این همه در قاموس او گفتگوست. همه چیز را از زاویه گفتگو می‌نگرد و به همه مفاهیم از این حیث که به چه کار پیشبرد گفتگو می‌آیند. در فضایی که همه چیز در جدال و بدگمانی و توطئه و خودپرستی و تهمت و بهتان می‌گذرد معلوم نیست چرا دلش همچنان به گفتگو خوش است و دست از آن بر نمی‌دارد. مرد گفتگو اما، به شدت کلامش با طنز در آمیخته است. طنز با گفتگو چه نسبتی دارد؟ این دو چگونه در او درآمیخته‌اند و از او چه ساخته‌اند؟

همه چیز را در ایران دو سه دهه اخیر در پرتو احساس جمعی شکست باید فهم کرد. شکست در تحقق خواست‌ها و آرمان‌های یک انقلاب بزرگ. آنها که انقلاب کرده‌اند بعد از واژگونی نظام مستقر، انتظار داشتند فقر، ظلم، استبداد و عدالت، از آسمان فرود آید. اما داستان اصولاً داستانی دیگر بود. دو سه سالی و شاید کمی بیش از یک دهه صبر کردند اما چرخ روزگار به سویی دیگر می‌چرخید. چنین بود که احساس شکست به تدریج بر روح و روان مردم مستولی شد. احساس شکست نه، احساس نیرنگ، اغواشدگی و فریب.

همه سرمایه‌های جمعی و تاریخی‌شان را به میدان آورده بودند. دین‌شان را، فرهنگ‌شان را، اسطوره‌های ملی و مذهبی‌شان را، اخلاق و غرور ملی شان را، آرزوهای نسل‌های پیشین را، خاطراتشان را، مواریث جمعی‌شان را، خرد فردی و جمعی‌شان را، زندگی‌شان را، جوانی‌شان را و همه احساسات و عواطف گرمشان را. در یک کلام، آنها همه جهان مشترک‌شان را به صحنه آورده بودند و حال با احساس اغواشدگی، به جهان مشترک شان به دیده ترس و تردید می‌نگریستند. دیگر از آن پس، همه چیز به تدریج طعم تلخ نیرنگ پیدا می‌کرد. حتی خداوند که مقدس ترین نام است و متعالی‌ترین وجود این عالم.

جهان مشترک اقامتگاه امن زندگی در این عالم است. جهان مشترک است که آدمیان را در این عالم مقیم می‌کند، دیوارهای این عالم را مستحکم می‌کند و سقف این عالم را سقف اطمینان و امید. جهان مشترک است که به آدمیان احساس تشخص می‌بخشد، احساس آزادی را با امنیت توام می‌کند و افق‌های فردا را گشوده می‌نماید. احساس اغوا شدگی از سوی مواریث جهان مشترک، بزرگترین بلای روزگار ما طی سه چهار دهه اخیر بوده است.

این دوره مردم و دولتمردان خود را تولید کرده است. مردم به تدریج آموختند کلاه خودشان را بچسبند. فکر کردند از زندگی باید تا می‌توانند بکنند. لذت و کیف فردی دائر مدار عالم و آدم شد. همه ماشین‌های سیر ناشدنی مصرف شدند. زندگی به صحنه پرشتاب رقابت برای موفقیت‌های شخصی تبدیل شد. مردم نفس نفس زدند تا از دیگری در زندگی عقب نمانند. چهره آدم‌ها و خانه‌ها و خیابان‌ها و شهرها، طی یک دهه به کلی دگرگون شد. مردم به دهان‌های گشوده طلب و خواست تبدیل شدند. البته معلوم است همگان کامیاب نبودند. دهان‌های اکثر مردم همینطور گشوده و خالی ماند. پر شد از حسرت و حسادت و کینه و خشم. اما اقلی بردند و خوردند و چاق شدند و خندیدند.

دولتمردان، مردمی ترین دولتمردان جهان بودند. درست مثل مردم چسیبده بودند به کلاه خودشان. درست مثل مردم، زندگی را صحنه پرشتاب رقابت برای موفقیت شخصی پنداشتند. فقط این تفاوت بزرگ را داشتند که برای رقابت وضع متفاوتی با مردم داشتند. نقطه آغاز دویدنشان کیلومترها جلوتر بود. آنها در این زندگی سراسر مسابقه و رقابت، همیشه برنده بودند. شاید به همین خاطر، متدین‌تر بودند. خدا را بیش از مردم سپاس می‌گذاشتند، امیدوار تر بودند، دلگرم‌تر بودند به فردای انقلاب.

روز و روزگار ویرانی جهان مشترک بود. همه در کار انتقام گرفتن از جهان مشترک بودند. فرد به اسطوره مقدس این روزگار تبدیل شد. اصلی ترین رسالت کلام و هنر و فکر، رفت و روب قطعه‌های شکسته میراث مشترک در میادین شهر بود. دین و اخلاق و آرمان‌های مشترک جمعی، هنوز تکه پاره در میادین شهر باقی بود. مردم به دیده تردید به آنها می‌نگریستند. ولی در همان حال وجود آنها در جهان مصرف و خودپرستی و رقابت ناسازه زشتی در خیابان‌های شهر ساخته بود. آنها مثل قطعات سنگی در دست و پای مردم پراکنده بودند و گاهی کسانی را در میدان رقابت به زمین می‌کوبیدند. مزاحم بودند. لازم بود این بقایا جمع آوری شود. خرد در این دوره‌ اقتضا می‌کرد مثل کلنگ و بیل عمل کند برای جمع آوری بقایای هر چه میراث جهان مشترک است. کم و بیش موفق هم شدند.

در این میان، هادی خانیکی نه روشنفکر است، نه سیاست مدار، نه آکادمیسین و نه هیچ نام شناخته دیگری. جعبه جادویی دارد و با آن در میان ویرانه‌ها می‌چرخد و تلاش می کند تا  جهانی مشترک و  تازه بیافریند. در جعبه جادوی هادی خانیکی تنها طنز و گفتگوست. طنز هادی خانیکی به کار افشای ریای ساختاری جهان بی بنیاد ما می‌آید. هنگامی که دانشگاه پر کبکبه است، و فضای سیاسی پر مدعا، دین در هاله قدسی نشسته و اخلاق ترازو در دست و عبوس از راه رسیده، طنزش ناخواسته گل می‌کند. خنده‌اش روایتگر چنته‌های خالی است، نشانگر آنکه همه در حال ایفای نقش‌اند. او قادر است با طنز خود، سویه آلوده به نفاق هر یک را پدیدار کند. اما در همان حال، طنز هادی خانیکی وضعیت سوژه‌های از حال رفته و ناامید و دنیا گسیخته را شالوده شکنی می‌کند. به فرد از جهان گسیخته نشان دهد که چندان هم که خیال می‌کند امور و شخصیت‌ها و موقعیت‌ها چندان هم تو خالی نیستند. فرصت‌های ناچیز را چیز می‌کند، و روزنه‌های باریک را گشوده می‌نمایاند. طنز هادی خانیکی سویه خالی لیوان را به مدعی پر مدعا نشان می‌دهد و سویه پر لیوان را به از دنیا بریده ناامید.

طنز هادی خانیکی از سنخ شالوده شکنی‌هایی نیست که همه چیز را بی اعتبار می‌کند و خواننده خود را در میدانی از هستی‌های پوک رها می‌کند. دقیقاً همان طنز می‌تواند در جهانی که همه چیز مثل همه چیز می‌نماید و معناها از دست رفته به نظر می‌رسند، روزنه‌های امید بگشاید. سویه‌های باریک تعالی و شکوه را در میدانی از ویرانی‌های شگرف برجسته کند. او همانقدر سازه‌های ریاکارانه مدعی شکوه را به سخره می‌گیرد، که احساس ویرانی و شکست و پایان را.

گفتگو پس از طنز نقش آفرینی می‌کند. طنزش در کار نشان دادن نیمه خالی لیوان است به مدعی و نیمه پر لیوان به از جهان گسیخته ناامید. در پرتو این طنز مدعیان از برج افتاده و از راه ماندگان، سرکوب کنندگان و قربانیان، می‌توانند یکدیگر را ببینند و با هم به گفتگو بنشینند. گفتگو کنند و همان گفتگوست که به کار ساختن یا بازآفریدن جهان مشترک تازه می‌آید. گفتگو پیش نیاز تحقق خود را طنز یافته است. او با طنز خود، افراد را به بازیابی خود و نقطه ضعف و قدرت خود فرا می‌خواند. رهیافتی انتقادی که حاصل اش، تولد سوژه مستعد گشودگی بر دیگری است.

از کلام و رفتارش طنز و گفتگو همزمان می‌بارد. وقتی درباره خودش حرف می‌زند، هم چریک است، هم دانشگاهی است، هم سیاستمدار و هم روشنفکر. گویی هنوز ممکن است از جیب کتاش اسلحه کمری دوران جوانی‌اش به زمین پرتاب شود، درست همان وقت که در حال گفتگو با مشاور رئیس جمهور است، کلامش طنین دکتر شریعتی دارد وقتی روایت دکتر سروش از دین را نقل می‌کند. به نظر وضعیت طنز آمیزی می‌رسد. در طوفان این سال‌های مدید، او همه جا بوده، با همه کسان، اما از هیچ چیز توبه نکرده است. همه همزمان در درون او حاضرند و با یکدیگر رویارو نشسته‌اند. انگار نه انگار باید به سازه‌ها و ناسازه‌های این وضعیت‌های متعارض بیاندیشد. اصلا انگار نه انگار باید در کسوتی بنشیند که همگان بتوانند درست جای او را تعریف کنند. با هیچ کس مرز بندی روشنی ندارد. هیچ وقت نمیفهمی دقیقاً نقطه اختلاف او با جریان‌های فکری و سیاسی متعدد چیست. فقط به نقطه‌های میانی و امکان‌های بینابین مرزها اشاره می‌کند. اگر تعجب کنی و باور نکنی، واکنشش فقط خنده است و یکی دو نکته طنز امیز. خوب که نگاه می‌کنی در می‌یابی غافل نیست از نقاط اختلاف، اما طرح و حل آنها را به گفتگو وانهاده است.

خانیکی به کار بازسازی جهان مشترک از دست رفته می‌آید. با تماشای او می‌توان به بسترهای اولیه بازسازی جهان مشترک اندیشید. همه قطعات خرد شده جهان مشترک را باید دوباره در میدان شهر جمع کرد. به همه باوراند که همگان محرمند. مردم و دولتمردان و روشنفکران، همه در ویرانی یک جهان مشترک زندگی هم‌داستان بوده‌اند. با این همه آنها را دلداری داد از این حیث که آن جهان مشترک کاستی‌های بنیادین داشته است. شاید ویرانی ان جهان مشترک، ناگزیر بوده است. اما حال زمان زمان بازآفرینی یک جهان مشترک تازه است. جهانی که به هیچ رو ما را بی نیاز از قطعات بازمانده جهان مشترک پیشین نمی‌کند.»

از سرمایه اجتماعی چون خانیکی در جامعه  برای حل بحران ها استفاده کنیم

به گزارش شفقنا رسانه احسان شریعتی استاد فلسفه در ادامه این مراسم با با اشاره به سه وجه از شخصیت دکتر خانیکی گفت:مفتخریم امروز در نکوداشتی برای یک  فرد زنده  زنده شرکت می کنیم و نکوداشت زنده گان این فایده را دارد که ما بتوانیم این دیالوگ انتقادی را خطاب به یک شخصیت موثر زنده دنیا هم داشته باشیم. من دکتر خانیکی را در سه برهه می شناسم یکی در آستانه انقلاب به عنوان یک چریک مجاهد . در آن زمان با ایشان دیالوگ، اشتراک و اختلاف،همدلی و همسویی داشتیم اما از نظر متدلوژی و تاکتیک با آن خط مش این اختلاف را داشتیم که تقلیل تمام بحران ها به مسئله سیاسی و تغییر حکومت ها و دولت ها و نظام ها حلال همه مشکلات ما نیست. بنابراین آن خط مشی رادیکال و انقلابی و برانداز چنان که بعد از انقلاب هم دیدیم، تمام مشکلات ما را حل نمی کند  بلکه مشکلات ما ساختاری و فرهنگی است این همان تفاوت خط مش مثلا شریعتی و مجاهدین بود .

او ادامه داد: در برهه دوم دوره اصلاحات است که ما دکتر خانیکی را به عنوان یک شخصیت نمادین در هر  نسلی  و هر عصری به عنوان یک شخصیت اصلاح طلب استراتژ و مشاوره طرح و برنامه  می دانیم  و این مشی اصلاحی که در مجموع ناکام هم مانده یک سنت ایرانی است که با فرهنگ و تاریخ ما گره خورده است در اینجا ما هم یک دیالوگ انتقادی با اصلاح طلبان به طور کلی و ایشان به عنوان یک مخاطب خاص داشتیم و آن این است که اصلاحات باید ساختاری و بنیادی و اساسی باشد و گرنه یک سازش گری است که در خدمت جبهه محافظه کاری و باطل در می آید. بنابراین ما در اینجا هم یک دیالوگ انتقادی با دکتر خانیکی داریم و چهره سوم به عنوان یک استاد دانشگاه و پژوهشگر آکادمیک است به عنوان یک فراخواننده به دیالوگ اجتماعی و گفت و گوی اجتماعی میان دانشگاه ، جامعه ،دولت و رسانه ها .در اینجا هم باز یک اشتراک و اختلاف نظر داریم و آن این است که شروط دیالوگ را استاد ملکیان گفتند ،ولی فقط دیالوگ به معنی هابرماسی حلال مشکلات نیست  بلکه برای اینکه آن شناسایی انجام شود و جنگ امروز  به رسمیت شناختن و ارج شناسایی است این ارج شناسایی از راه  یک تنازع و مبارزه می گذرد مبارزه ای که بین حیات و مرگ است وما تا این مخاطره را نکنیم و حریف این قدرت  را در ما نبیند به آن گفت و گو تن نمی دهد چرا باید حریف با ما گفت و گو کند؟

شریعتی با اشاره به ضرورت به کارگیری اندیشه های خانیکی برای حل بحران ها در جامعه گفت : بنابراین یکی از شروط گفت و گو این است که «تکیه بر جای بزرگان نتوان زد  به گزاف مگر اسباب بزرگی همه آماده کنی .»یکی از اسباب بزرگی تنزاع و قوا است این سه وجه ما را یاد یک شخصیت فرانسوی به نام که به خاطر کتاب هایش در ایران هم مورد توجه بود ،می اندازد.این استاد فرانسوی  بنیانگذار رشته مدیولوژی است یعنی میانجی شناسی،واسطه و رسانه و این مدیولوژی مثل ایدئولوژی که در فرانسه یک رشته جدید است، به این موضوع می پردازد  که چگونه یک ایده انتزاعی و پیام معنوی در تاریخ ادیان و مذاهب از حالت مجرد انتزاعی به تحقق عینی از طریق میانجی و رسانه ها و وگفتگو و تبادل اطلاعاتی .دکتر خانیکی ما را یاد این شخصیت فرانسوی می اندازد با این رشته مدیولوژی و با تمام اشتراکات و تفاوت هایی که گفتم.

او افزود:دکتر خانیکی ها شخصیت هایی هستند وثیق و امین و مورد اعتماد جامعه،دولت به معنای عام کلمه و جامعه آکادمیک باید  از این سرمایه های  اجتماعی و نمادین  استفاده کند و از طریق آنها به عنوان میانجی هایی که می توانند بسیاری از بحران ها و بن بست های در زمینه گفت و گویی و در زمینه حل بحران ها اجتماعی که الان به آن مبتلا هستیم و دادن چشم انداز های تازه به جامعه یاری برسانند و در نهایت یک طرح تازه ای برای دوستی بیافکنند که دوستی به تعیبر ارسطو بالاتر از عدالت است به این  دلیل که  دوستان بینشان لازم نیست عدالت باشد در حالیکه عادل ها لازم است که بین شان دوستی باشد و دوستی اساس سیاست است .برای ایشان سلامت و سعادت ارزومندم و به عنوان یک نماد برای  این نام برادر هادی خانیکی را بار دیگر به عنوان یک موضوع  تفکر و گفت و گو بزرگ می داریم.

 

خانیکی در همه این سال‌ها تکامل‌پذیری تدریجی داشته است

به گزارش شفقنا رسانه احمد مسجدجامعی، عضو شورای شهر تهران در ابتدای سخنان خود به نخستین آشنایی اش با واژه خانیک اشاره کرد و گفت: اولین بار که بر روی کلمه خانیک حساس شدم به شوخی ای برمی گشت که بین دو رئیس جمهور انجام شد. آقای خاتمی سفری به قرقیزستان داشتند و در یکی از بازدیدهایشان با رئیس جمهور پیشین آنجا همراه بودند. رئیس جمهور به آقای خاتمی گفتند که ما با شما نسبت داریم و بیان کرد که قهرمان ملی ما، ماناس است و توضیح داد که ماناس مثل روستم شماست. او گفت که در نزد ماناس یک زن ایرانی اهل حکمت و تدبیر بوده که همسرش است و نام خانوادگی‌اش خانیکه است. آقای خاتمی هم هادی خانیکی را صدا زدند و گفتند که شما با ایشان نسبت دارید؟

مسجد جامعی ادامه داد: بعدها من در تحقیقاتی که کردم متوجه شدم که خانیکه یک زن ایرانی در افسانه‌های قرقیزی نقش آفرین است و معنای کلمه خانیک در پهلوی به معنای جوشش، آب و خرمی است و شاید چون آن منطقه یکی از مناطق ییلاقی بوده و قنات ها و چشمه های فراوان داشته نام آن را خانیک گذاشته اند. آقای خانیکی هم گفتند که این روستا بزرگانی داشته است از جمله پدر ایشان. البته تقریباً همه روستاهای خراسان این وضعیت را دارند. در خراسان که زادگاه خانیکی است کمتر روستایی را می‌بینیم که از آن بزرگانی برنخاسته باشند.

او با بیان اینکه خانیکی عوض شده است، گفت: او دیگر آن آقای خانیکی نیست که اسلحه برمی‌داشت او امروز اهل گفت‌وگو شده و گفتگوی انتقادی را به عنوان مشی خود انتخاب کرده است اما همچنان بخشی از وجودش عوض نشده است و در سیر تلاش، درس زندگی و دانش پژوهی می توان این موارد را دید. آقای خانیکی عرصه و زمانه خاص خود را داشته و نوعی روایت این زمانه را دارد. طنزی که دوستان اشاره کردند شاید محصول تجربه این زمان طولانی و برخوردهای متفاوت با افراد متعارض است. ولی به نوعی به یک تعادل در همه این ها می رسد.

مسجدجامعی به شرایط زندگی هادی خانیکی در نوجوانی اشاره کرد و گفت: خانیکی در دهه ۴۰ و ۵۰ در مشهد زندگی می‌کرد. آن هم مشهدی که آن زمان مهد بزرگانی چون مرحوم یوسفی، صدر نبوی، دینانی، استاد محمدتقی شریعتی و … بوده است. ما در آنجا روحانیونی داشتیم که با روشنفکران ارتباط داشتند. شعرایی داشتیم که در فضای آن روز تندترین اشعار سیاسی را سروده اند. شما در اینجا با چریکی سروکار دارید که متاثر از شفیعی کدکنی است ، با اخوان ثالث زندگی می کند، با چریکی سروکار دارید در حالی که سیانور زیر زبانش دارد در کیفش گزیده اشعار شمس، قرآن، رساله امام و … حمل می‌کند و این وضعیت متعارضی است. بنابراین ایشان در فضای انتقادی، ادبی و روشنفکری مشهد با همه آن کانون های شعر، ادب، دین و آیین زندگی می کرده و با گروه های مختلف هم ارتباط داشته است، حتی با روحانیون سنتی و روشنفکر مشهد.

این عضو شورای شهر تهران  افزود: خانیکی در شیراز هم مشابه این وضعیت را تجربه می‌کند چون شیراز آن دوره کانون ایران باستان است و در آنجا با محافل و خاندان‌های متعددی چون محلاتی‌ها، ملک‌حسینی‌ها، حائری‌ها، خاندان دستغیب، بهمن بیگی و… ارتباط داشته است. می‌بینید که چگونه اینها فضای متعارضی داشتند. خانیکی با همه این ها ارتباط داشته و در عین حال استقلال و رای و نظر خود را حفظ کرده است.

او به وضعیت خانیکی و فعالیت هایش بعد از انقلاب اشاره کرد و توضیح داد: اگر این روال را ادامه دهیم بعد از به کرسی نشستن انقلاب این وضعیت دگرگون می شود. ایشان به ساحت اندیشه‌ورزی می‌آید و وارد مطبوعات می‌شود. در این دوره است که به حوزه اندیشه وارد می شود و به دانشگاه فکر می کند. با ورد آقای خاتمی به روزنامه کیهان تغییر و تحولات جدیدی ایجاد می شود. آقای خانیکی با گروهی از روزنامه نگاران وارد عرصه مطبوعات می شود و تجربه نزدیکی در این عرصه پیدا می کند. این گروه بدنه روزنامه نگاری و مطبوعات امروز ایران را شکل می دهند. از آن گروه بخش دیگری هم وارد عرصه دانشگاهی می شوند و موجب می شوند تا ارتباطات شکل جدیدی پیدا کند. نسل اول دانشجویانی بودند که با مرحوم معتمدنژاد همراهی می کنند و گروه ارتباطات را به سامان می رسانند.

مسجدجامعی افزود: من واقعاً تحت تاثیر ادب خانیکی هستم و مشاهده کردم که چگونه در برابر اساتیدش؛کاظم معتمدنژاد با فروتنی خاصی برخورد می‌کرد. رابطه استاد و شاگردی برای او شکل دیگری بود. او برای من آینه عبرت است. ایشان بعدها وارد حوزه اجرایی شدند و نقش موثری ایفا کردند. تاسیس نشریه نامه فرهنگ که یکی از موفق‌ترین نشریات آن دوره بود از جمله کارهای درخشان خانیکی در حوزه ارتباطات است. یکی دیگر از کارهای ایشان راه‌اندازی مرکز آموزش رسانه‌ها بود. به هرحال ما در شرایط جدیدی قرار گرفته بودیم، تجربه روزنامه نگاری ما محدود بود، مطبوعات جدید نیاز بود، مطبوعات کهن باید اداره می شد و در چنین شرایطی ما نیاز به آموزش داشتیم.

او ادامه داد: بعد از این خانیکی وارد حوزه مشاورین می شود. مشاوره دادن ایشان از نوع کمک به مردم و کاستن از آلام و رنج‌های آنها و ربط بین نهادهای مردمی و دستگاه های اجرایی بود. گاهی در این راه متهم هم می شد ولی دست از فعالیت خود برنداشته است.

مسجد جامعی با بیان اینکه خانیکی در طول این سال‌ها تجربه و دانش را کنار هم جمع کرده گفت: خانیکی در زمانی مبارزه چریکی کرده، با گروه‌های مختلف از جمله روحانیان نواندیش،‌ اهل رسانه، اهل سیاست و … زیسته است، مشاور اجرایی بوده، خودش کتاب و مقاله نوشته است و در این حوزه اقدامات موثری را انجام داده است. او در همه این سال‌ها تکامل‌پذیری تدریجی داشته و ایشان را از یک چریک تمام عیار به یک عقلانیت انتقادی رسانده است. خانیکی به مثابه پل ارتباطی میانجی بوده و از کسانی است که برای وصل کردن آمده و در این راه از ظرفیت‌های وجودی ، تجربه و دانش خود بهره گرفته است.

این عضو شورای شهر تهران  افزود: او از زندگی چریکی پیش از انقلاب تا پرداختن حرفه ای به کار روزنامه نگاری ، مشاوره، استادی و … را در یک رسالت پیشبرد اندیشه یاری‌گری حقیقت جمع کرده است. یاری‌گری در سه زمینه خودیاری، دگریاری و همیاری او را متمایز می کند و او در هر سه حوزه به‌دنبال یافتن حقیقت است. رستگاری فردی ما با رستگاری گروهی و رستگاری با دیگران گره می‌خورد و همه سوار بر یک کشتی هستیم و سرنوشت مشترک داریم چنانکه تاریخ و سرگذشت مشترک داشته ایم.

 

به گزارش شفقنا رسانه،محمد مهدی فرقانی رئیس دانشکده علوم ارتباطات دانشگاه علامه طباطبائی در ادامه این مراسم  با اشاره به دوستی دیرینه خود با دکتر خانیکی بیان کرد: دوستی و ارادت ما به ۳۶ سال پیش در روزنامه کیهان  بر می گردد.در روزنامه کیهان بعد از انقلاب، فراز  فرودهای بسیار ی گذشت گروه های زیادی آمدند  که قصد داشتند عقاید تندروانه خود را  به تحریریه  باقی مانده از کیهان قبل از انقلاب پمپاژ کنند ولی هر کدام چند صبح و چند هفته ای می ماندند و تندروی های شان کار دست خودشان و کیهان می داد و به اشکال مختلف می رفتند و گروه بعدی می آمد تا اینکه در زمستان سال ۱۳۶۱ یک سال بعد از اینکه آقای خاتمی به عنوان نماینده ولی فقیه و سرپرست موسسه  کیهان معرفی شده بود تیمی به کیهان آمد که تافته جدا بافته بود این تیم سه نفره شامل آقای خانیکی ،رخ صفت،و رضا تهرانی بود ابتدا تصور ما این بود که این تیم سه نفر شاید مثل همان گروه ها عقاید تندی داشته باشند  برای همین  نسبت به آنها گارد داشتیم چون تصور می کردیم این گروه ها تلاشی برای حفظ روزنامه و تحریریه ندارند ولی خیلی سریع متوجه شدیم این گروه متفاوت است به خصوص من خیلی زود دریافتم که روحیات من خلق و خوی و  باورهای من به اقای خانیکی نزدیک است ما هر روز در شواری تیتر زنی کیهان کنار هم بودیم و بعضی روزها اقای خاتمی به جمع ما می پیوست و تیتر صفحه اول روزنامه را انتخاب می کردیم .

او ادامه داد: بعد از شهادت شهید شاه چراغی در اسفند ۱۳۶۴ مدیریت کیهان دست خوش تحولاتی شد و مدتی بعد اقای خانیکی از کیهان رفتند ایشان بعد به وزارت ارشاد و  وزارت علوم رفت،اما هیچگاه ارتباط ما با هم قطع نشد در طول ۳۶ سال گذشته ما به نسبت دوستی ،وقت بسیار زیادی را با هم گذراندیم و روزها و ساعت ها با هم بودیم و از سال ۱۳۶۹ با هم در مقطع ارشد در دانشگاه درس خواندیم  ما در طی این سال‌ها به ساحت‌های اخلاقی و شخصیتی هم آشنا شده‌ایم در دوره‌ای که همه می‌دانید در دانشگاه در محاق بودیم و تنها هم‌نشینی و هم صحبتی این امکان را به ما می‌داد که کمی از ملال روزانه کاسته شود و به ساحت های دیگر فکر کنیم .

فرقانی با اشاره به ویژگی های این استاد ارتباطات بیان کرد: خانیکی انسانی چندوجهی است و از مصادیق کسانی است که جهانی فکر می‌کند و محلی عمل می‌کند خانیکی در هر مسأله ، بستر و زمینه‌های اجتماعی و فرهنگی  آن مسئله را در نظر می گیرد  و بر همین اساس تحلیل می‌کند. او یک امین تما معنا  برای مشورت است و خالصانه و دلسوزانه برای حل مشکلات نظر می‌دهد. همچنین به غایت خوش‌بین و امیدوار است ،مخصوصا در این روزها که بیشتر ناامیدی بر جامعه حاکم شده است . هر چند نه  نا امیدی و نه بسترهای آن را کتمان نمی کند  اما تلاش می کند در این بستر ناامیدی، بسترهای تازه ای  از امید خلق کند و این ویژگی  در روزگار ما باارزش و بسیار با اهمیت است و تلاش می‌کند در بستر ناامیدی امید خلق کند.

این رئیس دانشکده افزود: خانیکی  به تنهایی  یک جهان روابط‌عمومی است و شبکه ارتباطی متکثر و متنوعی از افراد را دور خود دارد. همچنین عقل‌گرایی، اعتدال، تعامل و گفت‌وگو ویژگی‌های دیگری است که خانیکی در خود دارد هرچند که در آخر می‌خواهد حرف خودش را به کرسی بنشاند اما در همین راه هم عاقلانه و معتدل به مسائل نگاه می‌کند.خانیکی بسیار پر کار است شاید به اندازه هیچی به کوشش و جنب و جوش او  در آستانه ۷۰ سالگی حسادت نمی کنم . البته نباید بی خوابی های شبانه و چرت های روزانه او را هم از یاد برد.

 

اخلاق انسانی خانیکی مبتنی بر یک نوع عام‌گرایی است

حسین سراج‌زاده، رئیس انجمن جامعه‌شناسی ایران به روایت سابقه آشنایی اش با دکتر خانیکی پرداخت و گفت: سابقه آشنایی من با دکتر خانیکی دورادور به نیمه دهه ۶۰ برمی گردد. زمانی که هر دو در دانشگاه شهید بهشتی باقی مانده را درسمان در مقطع کارشناسی تمام می کردیم ولی این آشنایی خیلی دور بود. بعد از آن در اواخر دهه ۷۰ زمانی که ایشان در معاونت اجتماعی و فرهنگی وزارت علوم کارشان را شروع کردند با هم ارتباط نزدیکی پیدا کردیم و این ارتباط نزدیک خیلی زود به یک رابطه دوستانه خیلی عمیق تبدیل شد.

سراج زاده با اشاره به ویژگی های شخصیتی خانیکی گفت: خانیکی بسیار فرهیخته، صمیمی، ساده، بی‌آلایش و عاطفی است. به نحوی که من خیلی زود جذب این ویژگی های شخصیتی ایشان شدم و یک رابطه کاری عملا به یک دوستی عمیق تبدیل شد. شاید یکی از دلایل این همدلی این باشد که ایشان یک دریادل کویری از خانیک هستند و من هم دارای برخی از ویژگی های سادگی کویری در رفسنجان هستم که این دو ویژگی باعث دوستی و ارتباط صمیمی تر شد.

رئیس انجمن جامعه‌شناسی ایران  افزود: دوستان درباره ایشان بسیار صحبت کردند. من وقتی به گذشته دکتر خانیکی نگاه می کنم ایشان زندگی دانشجویی‌اش را با یک مسئولیت روشنفکرانه اجتماعی شروع کرده که محصول آن، براساس گفتمان غالب آن دوره رسیدن به نوعی از فعالیت های سیاسی از نوع چریکی بود. آنچه برای من مهم است دغدغه های روشنفکرانه ای است که خانیکی از همان دوره دانشجویی برای پذیرش نوعی مسئولیت اجتماعی جهت تغییر جامعه و بهبود زندگی مردم داشته است. این دغدغه تا به امروز همچنان در ایشان وجود دارد.

او با اشاره به اینکه خانیکی جامعه شناسی مردم مدار است گفت: خانیکی هیچ وقت خود را به مجموعه ای از ایفای نقش آکادمیک بدون ارتباط با مسئولیتی که اشاره کردم، محدود نکرده است به همین دلیل پیوند بین سیاست و دانشگاه به شکل بسیار بارزی در او دیده می شود و یکی از نمونه های جامعه شناسان و اهل علوم اجتماعی است که اصطلاحاً امروز با مفهوم جامعه شناس مردم مدار از آن ها یاد می شود.  یعنی کسی که دانش آکادمیک‌اش را محصور به محیط دانشگاهی نمی‌‌کند و در ارتباط با مسئولیت اجتماعی‌ اش به آن تداوم می دهد. نکته ای که در کار دانشگاهی و آکادمیکی ایشان می توان دید، اعتقاد به کار انجمنی و توجه به فعالیت های اجتماع علمی در نقش دانشگاهی است. دکتر خانیکی در موضع رئیس انجمن ایرانی مطالعات فرهنگی و ارتباطات رابطه ای بسیار خوب و تعاملی با انجمن های همکار خود دارد.

سراج زاده گفت: من در دکتر خانیکی نوعی اخلاق انسانی عام گرایانه می بینم که ضرورت امروز جامعه ما است. بسیار مهربان ، اخلاقی و انسانی با همه برخورد می کند. نوعی غمخواری، مهربانی در او وجود دارد. مهربانی ای که همراه با سعه صدر است وکیمیای کمیاب روزگار ماست. اخلاق انسانی او مبتنی بر یک نوع عام‌گرایی است. این فضیلتی است که اگر به آن دست پیدا کنیم می توانیم بسیاری از مسائل جامعه خودمان را حل کنیم. خانیکی از این بابت یک الگو است. او برای همگان نقش برادر و پدری دلسوز را ایفا کرده است. مقدار زیای از انرژی و توان خود را صرف دلسوزی و کمک به دوستان می کند. ما نیازمند چنین شخصیت‌هایی در جامعه خودمان هستیم که الگویی برای اخلاق انسانی عام‌گرایانه باشند.

تیپ ایده‌آل خانیکی پاسخی است به کسری تاریخی عاملیت انسانی در ایران

به گزارش شفقنا رسانه ،مقصود فراستخواه استاد جامعه شناسی در ادامه این گرامیداشت درباره خانیکی گفت: اگر بخواهم از مارکوزه عاریت بگیرم به گمان بنده خانیکی انسان تک ساحتی نیست انسان چند ساحتی است زندگی خانیکی کوششی است برای رهایی از اینرسی که در دنیای جدید وجود دارد که مدام انسان های تک ساحتی تولید و باز تولید می شود. الان مدام در آموزش و پرورش ما انسان های تک ساحتی تکثیر می شود و در رسانه ها مدام باز تولید می شود در خانیکی یک تمنایی برای زیستن در جهان های گوناگون است. شاید این خصیصه نحوه خانیکی بودن را با مسئله ایران  بتوان گره زد و  بحث من  همین است .چطور می شود که ایران یا ممالک محصوره تا الان  باقی بماند ؟من واقعا تعجب می کنم که چرا ایران با وجود تمام مشکلا ت،حوادث،قحطی ژئوپولوتیک همچنان پابرجا است با این همه خاطره رنج که ما داریم ما در این کشور قحطی ها و خشکسالی های زیادی دیده ایم جنگ ها ،غارت ها دیدیم تا به امروز و اما همچنان  مانده ایم .

او  با اشاره به نحوه خانیکی بودن و مسئله ایران گفت:  سوالی که برایم به وجود می آید این است که مردم این سرزمین در چه دنیاهایی زیسته اند ؟مردم ما در این اعصار در چه دنیاهایی پناه گرفته اند؟تصور می کنم مردم در جهان های بدیل متنوع جایگزین شونده زیسته اند  و هر بار که واقعیتی از زندگی بر سر این مردم آوار شد به تعیبر برگر یک واقعیت جایگزین ساختند و در او پناه گرفتند و ما برای زیستن در این دنیا به جهان های تکه دوزی شده ه ای چند گانه و بدیل و جایگزین پناه گرفته ایم  .من در اینجا چند نمونه را می گویم با حمله اعراب، فردوسی آمد و از نظم کاخی بلند ساخت تا مردم در این خانه زبان فارسی در سنت های حماسه خود و سنت شعری خود زندگی بکنند و کردند .این یک جهان است با آمدن حمله مغول مولانا آمد و از نگاه و زبان دیگر واقعیت های جایگزین را برای مردم آورد و به این سرزمین سوخته روان ساخت و مثنوی را پدید آورد .

فراستخواه افزود:فیزیک دانان هم از چند جهانی صحبت می کنند و ما جهان های گوناگونی برای  صورت بندی مختلف از زندگی دشوار خویش داشتیم  . البته فقط شعر و ادب نبود که این جایگزین ها را فراهم ساخت خاندان ها هم نقش داشتند خاندان های برمکی در وضعیت دشواری خاطره تمدنی دوباره ایرانی را پیدا کردند و یک بیداری تمدنی حافظه ایرانی و تدبیر دولت ایرانی را آوردند.دکتر خانیکی همین خصیصه تاریخی ایرانی را در خود بسط داده است و به تجربه زیسته بدل کرده است خانیکی تکه تکه آنات و اوقات و روز و شب های خود را در جهان بدیل در تردد دارد و  مسافر جهان ها است و زیر آسمان های بدیل و جایگزین شونده این جهان ها حضور پیدا می کند و با واقعیت های بدیل حشر و نشر پیدا می کند دستور زبان آنها را به سختی یاد می گیرد تا بتواند با آنها سخن بگوید .

این جامعه شناس با اشاره به فضیلت های اخلاقی استاد خانیکی بیان کرد: قاعده سیاست اراده معطوف به قدرت است و خانیکی در سیاست است و ارداه معطوف به قدرت دارد خب این یک داستان است ولی قاعده ان جی او ها  قاعده موسسه رحمان همراهی برای خیر عمومی است علم وفاداری به حقیقت است حوزه عمومی ،گفت و گوهای گرم اقناعی است ،حرفه ،آموزش های تخصصی دارد من هر چه فکر می کنم این ها داستان ها و گرامرهای متفاوتی دارند که این ویژگی ها در دکتر خانیکی وجود دارد.زیست هم زمان در این جهان های موازی،فضیلت  چند گانه  لازم دارد کسی باید فضیلت های بلوغ یافته ،داشته باشد که در صدر آن  فضیلت ذهن است تا بتواند با این فضیلت های ذهنی و کرداری  در این جهان چند گانه زیست کنند که بخشی از آن ها را  استادان توضیح دادند .

او افزود: خانیکی چه سلوکی دارد تا  من به نحو پدیدار شناختی او را  بفهمم  و درک کنم.خانیکی چه نگاهی به خود و دیگران دارد به نظرم این موضوع جذاب و کشافی است .چرا خانیکی این طرح زندگی را برگزیده مگر در ذهن خانیکی چه خبر است به نظرم تیپ ایده‌آل خانیکی پاسخی است به کسری تاریخی عاملیت انسانی در ایران. جامعه ایران یک کسری تاریخی دارد هنوز با این کسری تاریخی تسویه حساب نکرده است و آن کسری تاریخی این است که کنش در این جامعه کم است عاملیت کارگزاری و ابتکارات کارگزاری و کنش و عمل اجتماعی و فرهنگی اجتماعی فرهنگی و سیاسی در این جامعه نحیف است .عاملیت انسانی مهم ترین متغیر پیش بین آینده ایران است و در اینجا به نظر می رسد ذخیره عاملیت در ایران برای جامعه ای که اگر تغییر نکند ویران خواهد شد، کافی نیست .ما یک چیزی کم داریم و در حال نابودی هستیم و آن  کنش خودآگاه و انتقادی ،در جهت تغییر و توسعه ایران و محافظت از ایران است که کم داریم .

 

فراستخواه درپایان گفت:خلاقیت کنش کم داریم ابتکارات کنش تنوع لازم را ندارد کنشگران ضعیف اند و در محاسبات شان ایراد وجود دارد هم کنشی کم داریم نتیجه اش این است که پویا شناسی در ایران کم داریم .ما نیاز داریم به خانیکی و نمونه های چون  او که  کنشگر است و در جهان های چند گانه حضور پیدا می کند و فضیلت های لازم را دارد خانیکی  باید عالم خیال خود را بسط دهد  تا بتواند در جهان های جایگزین حضور و تردد کند کاری که آموزش و پرورش نمی کند و اولین اقدام اش این است که خیال دانش آموزان را در همان ابتدا سرکوب می کند.

 

به گزارش شفقنا رسانه،هادی خانیکی که این نشست جهت نکوداشت از او و فعالیت هایش ترتیب داده شده بود ضمن تشکر از همه حاضران و سخنرانان گفت: دوست نداشتم موضوع زحمت برای بسیاری از دوستان شوم و امشبشان را با نهایت لطفشان به من اختصاص دهند. ترجیح می دادم این نشست را برای بزرگی که او این نشست را تدارک دید یعنی آقای علی دهباشی برگزار می کردیم و من در اینجا می نشستم و دعوت می کردم تا دیگران درباره کسی صحبت کنند که تلاش داشت بی نام ، بی نشان و با کمترین ادعا نشان دهد می توان در این کشور با دست خالی کاری کارستان کرد. من واقعاً تلاش زیادی کردم که این نشست برگزار نشود یا حداقل با موضوعیت و محوریت من برگزار نشود ولی چه می شود که اخلاقاً نمی توانم دربرابر این همه لطف و محبت دوستان بایستم.

او ادامه داد: بدون هیچ تعارفی و با حسی که در وجودم هست هرکدام از دوستام که با من تماس می گرفت و به گونه ای مشکل خود را از نیامدنش بیان می کرد از صمیم دل به او می گفتم اگر خودم هم می توانستم در این مراسم شرکت نمی کردم. چون نمی خواهم اخلاقاً در برابر کسانی قرار بگیرم که ان ها وقت و زمان ارزنده خود را برای چنین کاری اختصاص دادند. وقتی می بینم که این دوستان از راه های دور و نزدیک ، از سطوح و لایه های اجتماعی مختلف، از دورن حکومت آمده اند و … مانده بودم که باید من در این مراسم شرکت کنم یا خیر و به این دلیل حرفی برای گفتن نداشتم.

خانیکی گفت:  تنها از طریق پوستر مطلع بودم که چه کسانی قرار است در این برنامه صحبت کنند در اینجا سخت مقاومت می کردم تا آن چیزی که در مورد خودم هست را باور نکنم و واقعا هم در مورد خودم باور نکردم. اما حرف‌هایی که امروز زده شد، از این بابت که بسیار به درد جامعه امروز ایران می‌خورد اهمیت داشت.به عبارتی آنچه درباره آیین گفت‌و‌گو و ضرورت‌هایش گفته شد حلقه مفقوده جامعه ماست و باید به آن توجه جدی کرد.

به گزارش شفقنا رسانه، ،خانیکی در ادامه گفت : اگر   من در عرصه های مختلف مورد توجه قرار گرفتم و  در هر دوره ای به پایان نرسیدم و از جایی به جای دیگر کوچ کردم  ،این را بدانید که همچنان در حال دنبال کردن این مسیر هستم اقای شکوری جملات طنز گونه به اقای معین گفته اند که همه از فضایل خانیکی یاد نکردند و آن دوستان او بودند ،و واقعا هم اشاره درستی کردند. بله من خیلی از این فضیلت ها را که اساتید  گفتند، نداشتم یا حداقل به دنبال این بودم که آنها را کسب کنم ولی این امکان بقای من در دنیاهای مختلف و  امکان ورود من به ساحت های مختلف، محصول چیزهایی هست که من را ساختند. مهم ترین اش که کمتر به آن اشاره شد در درجه اول خانواده من بود، مادر من پیرزنی بی سواد است ولی به نظر من حتما به گفته شریعتی یکی از معبودهای من است. همسرم و دخترانم  خواهر و برادرم برای من خیلی فرصت آفریدند.قسم می خورم که من از دانشجویانم بیشتر یاد گرفتم تا آن ها از من . هر دانشجویی که با من پایان نامه داشت در آخر من از او یاد گرفتم و کار تحقیق های دانشجویان  مرجع حرف های من می شود. خداوند بزرگ ترین لطفی که به من داشته مادر و پدر خوب ،همسر و فرزندان خوب ،استادان و معلم های خوب، مرادهای خوب و دانشجویان خوب و دوستان خوبم هستند که  داشتم  و دارم و  نقطه تلاقی آنها من شدم .از همه تشکر می کنم  و امیدوارم سرمایه های و منابع اصلی کشور که من نیستند و دیگرانی هستند، آنها را پیدا کنید و به آنها متکی شوید .

 

آخرین اخبار