زمان انتشار : ۱۳ بهمن ,۱۳۹۷ | ساعت : ۱۰:۲۹ | کد خبر : 478359 |

شهامی‌پور: مطبوعات در دهه چهارم انقلاب توانسته‌اند خواسته‌های مردم را منعکس کنند/ تیتر «شاه رفت» اوج همراهی روزنامه‌ها با مردم بود

شفقنا رسانه– مسعود شهامی پور روزنامه‌نگار پیشکسوتی است که از سال ۵۳ به عنوان مصحح «زن روز» وارد کیهان می‌شود. یک سال بعد، پس از فارغ‌التحصیلی در رشته روزنامه‌نگاری دانشکده علوم ارتباطات اجتماعی کارش را در تحریریه روزنامه شروع می‌کند و تا حدود سال‌های ۷۵ در کیهان به فعالیت خود ادامه می‌دهد. با او درباره خاطراتش از دوران قبل از انقلاب و زمان تظاهرات و تحصن‌های پیاپی مردم صحبت کردیم. از وضعیت تحریریه‌ها و چگونگی شکل‌گیری اعتصاب در تحریریه کیهان و نحوه نظارت بر کار روزنامه پرسیدیم و اینکه بعد از چهار دهه وضعیت مطبوعات را در پرداختن به شعارهای اصلی مردم –در دوران انقلاب- چگونه می‌بیند. شهامی پور بهترین و درخشان‌ترین دوره مطبوعات را دوره بعد از اعتصاب مطبوعات تا پیروزی انقلاب می‌داند و معتقد است مطبوعات در دهه چهارم انقلاب نسبت به دهه دوم خیلی جلوتر آمدند و توانستند به خیلی از عرصه‌ها ورود کنند و به انعکاس خواسته‌های مردم بپردازند در ادامه گفتگوی شفقنا رسانه با این روزنامه‌نگار پیشکسوت را بخوانید.

 

در بحث انقلاب روزنامه‌ها دنباله‌رو مردم بودند

اعتصاب مطبوعات با ترک تحریریه و محل روزنامه همراه نبود

نمایندگان گروه‌های مختلف مردمی با اعتصاب مطبوعات اعلام همبستگی می‌کردند

به لحاظ حرفه‌ای درخشان‌ترین دوره مطبوعات زمان بختیار بود

در آن دوران شمایل مطبوعات شکل انقلاب گرفته بود

روزنامه زبان رسای مردم و انقلاب شده بود

مطبوعات در دهه چهارم انقلاب نسبت به دهه دوم خیلی جلوتر آمدند

 

در ابتدا روایت‌هایی از تحصن‌ها و اعتراض‌های قبل از انقلاب را برای ما بازگو کنید. با توجه به اینکه اعضای تحریریه قشر فرهیخته‌ای بودند آیا در این اعتراض‌ها و تحصن‌ها حضور داشتند؟

من در این مصاحبه قبل از انقلاب را از سال ۵۶  در نظر می‌گیرم. به عبارتی اگرچه قبل از این سال‌ها اعتراض‌هایی وجود داشت ولی می‌توان گفت شروع تظاهرات از جانب توده مردم علیه رژیم وقت از ۵۶ به بعد بود. من فکر می‌کنم این اعتراض‌ها بعد از درج مقاله « ایران و استعمار سرخ و سیاه» در روزنامه اطلاعات شکل گرفت. ابتدا ۱۹ دی‌ماه در قم تظاهراتی شکل گرفت و تعدادی شهید شدند که چهلم این شهدا در تبریز برگزار شد. فکر می‌کنم تحرکاتی هم در دانشگاه تبریز به دلیل سابقه انقلابی‌اش شروع و از جانب مردم هم این اعتراضات ادامه‌دار شد. این سلسله اعتراض‌ها که از ۱۹ دی‌ماه شروع‌شده بود، دیگر متوقف نشد و هر چهلم، پی‌درپی به سال جدید رسید.

شهریور۵۷ نماز عید فطر که به امامت آیت‌الله دکتر محمد مفتح در تپه‌های قیطریه برگزار شد، به بزرگ‌ترین راهپیمایی مردمی تا آن زمان تبدیل شد، در همین تظاهرات قرار راهپیمایی بعدی هم گذاشته شد. فاصله این راهپیمایی تا راهپیمایی تاسوعا و عاشورا چند ماه بود که در ۱۹ و ۲۰ آذر ۱۳۵۷ مصادف با تاسوعا و عاشورای حسینی در تهران و دیگر شهرهای بزرگ ایران برگزار شد. در واقع راهپیمایی وسیعی بود و نقطه عطفی در تاریخ به شمار می‌آید به عبارتی می‌توان گفت این راهپیمایی تحولی را در اعتراضات مردمی ایجاد کرد و دیگر راهپیمایی به آن عظمت حتی در طول انقلاب هم اتفاق نیفتاد. در طول این اعتراض‌های پی‌درپی دولت‌ها هم پیاپی تغییر می‌کردند.

این اعتراض‌های را چگونه در روزنامه پوشش می‌دادید؟ جو تحریریه چگونه بود؟

در واقع از همان دی‌ماه که مردم در قم اعتراض کردند روزنامه‌ها اتفاقات را با مقداری بی‌طرفی پوشش می‌دادند. به عبارتی هنوز هم ملاحظاتی بر روی انتشار اخبار وجود داشت. در اوایل در گزارش‌ها شعارها منعکس نمی‌شد ولی با ادامه اعتراض‌ها انعکاس این شعارها در روزنامه‌ها بارزتر و مشخص‌تر می‌شد. یعنی از زمان اعتراض مردم به سیاست‌های جاری رژیم تا شعار مرگ بر شاه ، اعتراضات در روزنامه منعکس می‌شد.البته خیلی از اخبار را با مبالغه انتشار می‌کردیم. حدود ۴۰۰ خبرنگار از شهرستان‌ها برای ما خبر می‌فرستادند. شاید خیلی از این خبرنگارها هم در تعداد شهدا، مجروحین و یا معترضان اغراق می‌کردند و انعکاس این اخبار در روزنامه‌ها به ادامه و فراگیر شدن قیام مردم کمک می‌کرد.

گاهی اتفاق‌هایی هم می‌افتاد که استاندار یا فرمانداران نظامی در شهرستان‌ها به عنوان عاملان تیراندازی به‌سوی مردم معرفی می‌شدند. به عنوان مثال پالیزبان، فرماندار نظامی کرمانشاه یا در اصفهان ناجی ، بدره ای در ایلام به مقابله با اعتراض‌های مردم پرداخته بودند و ما در روزنامه این‌ها را منعکس می‌کردیم. از سوی دیگر این فرمانداران هم به روزنامه اعتراض می‌کردند و با خبرنگاران ما تلفنی صحبت می‌کردند که چرا این خبر را منتشر کردید؟ و آن را تکذیب کنید. همکاران من هم می‌گفتند این خبر از خبرنگارانمان در شهرستان به دستمان رسیده و زیر بار تکذیب نمی‌رفتند. هرچه دامنه تظاهرات بیشتر و گسترده‌تر می‌شد در روزنامه‌ها هم بیشتر منعکس می‌شد به عبارتی روزنامه‌ها از مردم تبعیت می‌کردند. اگرچه روزنامه‌ها جامعیتی به اخبار می‌دادند تا به اطلاع مردم برسد ولی در بحث انقلاب حتی روزنامه‌ها دنباله‌رو مردم بودند. یعنی مردم بودند که مشی روزنامه‌ها را تعین می‌کردند.

در چنین شرایطی که روزنامه‌ها دنبال‌رو مردم شده بودند، مقامات کشوری با تحریریه‌ها چگونه برخوردی داشتند؟

مسئولان وقت رژیم در واقع از پاییز به سمت زمستان ۵۷ حالت سردرگمی و انفعال داشتند شرایط به‌گونه‌ای شده بود که هرچقدر رژیم عقب‌نشینی می‌کرد مردم ده‌ها گام به جلو می‌آمدند. در واقع مسئولین هیچ فاعلیت و حرکتی نداشتند تنها گروه حکومت‌نظامی بود که در ساعات مشخصی خیابان‌ها را می‌بستند و گاهی مردم در گوشه‌ای از شهر شروع به تظاهرات می‌کردند و به فرار و گریز با مأموران و تیراندازی منجر می‌شد.

حال و هوای تحریریه‌ها در روزهایی که شاه از ایران می‌رود چگونه بود؟

قبل از رفتن شاه در روزنامه کیهان گروهی از جانب دکتر مصباح زاده تعیین شده بود که نسبت به حقوق و طبقه‌بندی مشاغل خبرنگاران و سایر کادرهای تحریریه و غیر تحریریه روزنامه اقدام می‌کردند که نوید وضعیتی ممتاز نسبت به قبل برای خبرنگاران و سایر بخش‌های روزنامه می‌داد. ولی در فردای شبی که ازهاری نخست‌وزیر شد یک سرگرد به تحریریه کیهان آمد و وارد اتاق شیشه‌ای سردبیر شد و منتظر شد تا اخبار را بیاورند و تحریریه کارش را شروع کند. این اولین باری بود که با لباس فرم نیروی زمینی کسی وارد تحریریه می‌شد. همیشه از ساعت ۷ و ۸ صبح اخبار را به صفحه‌بند و سردبیر می‌دادیم ولی در آن روز هیچ خبری رد نشد و این سرگرد حدود یک ساعت منتظر خبر بود.حدود ساعت ۹ همه تحریریه در جای خود نشسته و به دنبال خبر نرفته بودند. کم‌کم صحنه برای اعتراضی یکپارچه علیه این نحوه حضور چیده شد. از سایر بخش‌ها از جمله؛ حروف‌چین‌ها، خبرنگاران بخش  کیهان بچه‌ها، زن روز، کیهان ورزشی، کیهان انگلیسی و… همه در تحریریه جمع شدند. جناب سرگرد هم با دیدن اوضاع مجبور شد از تحریریه خارج شود. در آن روز تحریریه کیهان روزنامه‌ای منتشر نکرد و اعتصاب مطبوعات شروع شد.

این اعتصاب مطبوعات با ترک تحریریه و محل روزنامه همراه نبود. بلکه کارکنان رأس ساعت وارد تحریریه می‌شدند و حتی بیش از ساعات معمول روز در تحریریه حضور داشتند. این اعتصاب به روزنامه‌های دیگر هم کشیده شد. در این زمان نمایندگان گروه‌های مختلف مردمی به تحریریه می‌آمدند و با اعتصاب مطبوعات اعلام همبستگی می‌کردند. برجسته‌ترین آن‌ها آقای شهید بهشتی بود و ما در تحریریه با آقای بهشتی آشنا شدیم و ایشان همراهی مطبوعات با مردم را ستایش کردند. اعتصاب دوم مطبوعات حدود ۶۳ روز طول کشید و حتی گروه‌های مردمی صندوق‌هایی برای کمک به روزنامه‌نگاران اعتصابی تشکیل داده بودند تا در صورت نیاز به آن‌ها کمک شود.

اعضای تحریریه‌ها بعد از انقلاب چگونه سرکار آمدند و نحوه تغییر مدیران رسانه‌ها چگونه بود؟

بخشی از دبیران تحریریه که ارتباط مستقیم با نظام داشتند از همان زمان اعتصاب مطبوعات به تحریریه برنگشتند. ولی اکثریت تحریریه بعد از اعتصاب به کارشان ادامه دادند. بعد از انقلاب هم دکتر یزدی و شهریار روحانی به عنوان سرپرست و سردبیر روزنامه معرفی شدند. در این زمان هم گروه دیگری از تحریریه جدا شدند. دکتر یزدی معتقد بود که کمیسر انقلاب هستند. در این دوران انجمن اسلامی هم در روزنامه تشکیل شد.

ارزیابی‌تان از وضعیت رسانه‌ها به لحاظ کمی و کیفی در قبل و بعد از انقلاب چیست؟

من فکر می‌کنم به لحاظ حرفه‌ای درخشان‌ترین دوره مطبوعات زمان بختیار بود. یعنی بعد از اعتصاب وقتی روزنامه شروع به انتشار کرد جایگاهش در بین مردم قابل‌مقایسه با قبل نبود. در آن دوران گاهی تیراژ کیهان به حدود یک‌میلیون و ۷۰۰ می‌رسید و گاهی پیش می‌آمد که در یک روز چاپ‌های متعددی داشته باشیم.

دلیل این افزایش تیراژ به همراهی مطبوعات با مردم برمی‌گشت؟

بله. ما در این دوران به‌روزهای کاملاً ملتهب و تعیین‌کننده انقلاب رسیده بودیم.اواخر دی‌ماه و اوایل بهمن‌ماه زمانی بود که مردم هرروز تشنه خبر و تحولات بودند. تیتر «شاه رفت» اوج این قضیه بود. قبل از آن هم اولین بار روزنامه کیهان عکسی از امام خمینی منتشر کرد. یعنی از زمانی که رساله یا بیانیه‌های امام مخفیانه پخش می‌شد تا زمانی که عکس چند ستونی امام در صفحه اول روزنامه کیهان چاپ شد یک حرکت باورنکردنی بود. تحولات پیاپی و گام‌های بلند انقلاب بود که وضعیت مطبوعات را شکل می‌داد. به عبارتی در آن دوران شمایل مطبوعات شکل انقلاب گرفته بود. در خاطرم هست که یک روز تمام شهر به آتش کشیده شد و از شهر چهره‌ای انقلاب زده ساخته‌شده بود و همین شکل و شمایل شهر هم در صفحه اول روزنامه انعکاس پیدا می‌کرد و این روزنامه بود که دنباله‌رو حوادث روز بود و گاهی اوقات از موج سنگین انقلاب عقب می‌ماند. ولی من فکر می‌کنم آن دوران فصل رضایت بخشی از کار حرفه‌ای روزنامه‌نگاری بود و روزنامه زبان رسای مردم و انقلاب شده بود.

 

بعد از چهل سال از انقلاب الان چقدر  رسانه‌های کشور (بخصوص مطبوعات و فضای مجازی) در پرداختن به شعارهای اصلی چهل سال پیش انقلاب و مردم و نیز آرمان‌های امام موفق بودند؟

روزنامه تابع سیاست حاکم است و خود سیاست‌گذار نیست. در واقع سیاست‌گذارها هستند که حد و حدود مطبوعات را تعیین می‌کنند چون خودش عاملیتی ندارد تا بخواهد آزادی خود را مشخص کند. ایستگاه‌های ایستادن مطبوعات در مسیر آزادی را خود سیاست‌گذاران و نظام تعیین می‌کنند. به همین دلیل من بهترین و درخشان‌ترین دوره را دوره بعد از اعتصاب مطبوعات تا پیروزی انقلاب می‌دانم. از پیروزی انقلاب به بعد ملاحظاتی هم به روزنامه حاکم می‌شد. یعنی ملاحظاتی که اگر الان انقلاب پیروز شده پس مخالف انقلاب چه جایگاهی دارد؟ کسی که به عنوان ضدانقلاب معرفی می‌شود آیا اصلاً می‌تواند در روزنامه جایی داشته باشد؟

به عبارتی روزنامه نمی‌توانست تعیین کند که به آزادی مطبوعات معتقد است و این مخالف هم باید حرف خود را بزند. بنابراین بعد از پیروزی انقلاب، ضدانقلاب مشخصاً در برابر انقلاب بود و مردم هم پشت انقلاب. آنچه به وجدان مطبوعات مربوط می‌شد طرفداری از مردم و انقلاب مردمی بود. در قبال ضدانقلاب هم نمی‌توانست موضع بی‌طرفانه داشته باشد. یعنی یا شما باید با انقلاب باشید و یا روزنامه را ترک کنید.منظورم از اینکه گفتم ملاحظاتی بر مطبوعات حاکم شد این بود که خط فاصلی بین بخش ضدانقلاب و انقلابی ایجادشده بود. جنگ هم دوباره ملاحظاتی را بر روزنامه حاکم کرد. به عبارتی هرکدام به سهم خودشان در حالت انتزاعی آزادی‌های مطبوعات را محدود کردند. بخشی از این محدودیت‌ها خودخواسته بود و روزنامه‌نگار خود تشخیص می‌داد که آزادی‌اش تا کجا باشد و در کجا محدود شود.

من خودم در آن هشت سالی که خبر جنگ را می‌نوشتم می‌دانستم باید چه خبری را به جامعه دهم. به عنوان مثال در جریان جنگی که به اشغال خرمشهر تا آزادی خرمشهر انجامید در خبرهایم هیچ‌وقت تیتری نزدم که «خرمشهر سقوط کرد» ولی واقعیت این بود که خرمشهر سقوط کرده بود. در زمانی که آزاد شد تیتر زدیم «خرمشهر آزاد شد». این محدودیت‌ها به آزادی مطبوعات پذیرفته است. البته بعداً محدودیت‌های دیگری هم بر مطبوعات حاکم شد که خیلی هم با طبیعت و سرشت مطبوعات سازگار نبود.در حال حاضر رسانه‌های مجازی عرصه را برای مطبوعات چاپی دگرگون کرده‌اند. روزنامه به عنوان شاخصه مطبوعات در بحث خبر عقب می‌ماند و با رسانه‌ها نمی‌تواند رقابت کند و باید در سایر بخش‌ها جایگاه خود را پیدا کند. فکر می‌کنم رسانه زمانی معنا پیدا می‌کند که آنچه در درون جامعه و افکار عمومی می‌گذرد را انعکاس دهد. به عقیده من در این زمینه تحول زیادی اتفاق افتاده است. اوایل دهه ۷۰ ما نمی‌توانستیم خیلی از اخبار را منتشر کنیم. الان مطبوعات در خیلی از حوزه‌ها نفوذ می‌کنند و به عمق اخبار و تحلیل آن می‌پردازند. به عقیده من، ما در دهه چهارم انقلاب نسبت به دهه دوم انقلاب خیلی جلوتر آمدیم و روزنامه‌ها توانستند به خیلی از عرصه‌ها ورود کنند و به انعکاس خواسته‌های مردم بپردازند.

انتهای پیام

media.shafaqna.com

شفقنا در شبکه های اجتماعی: توییتر | اینستاگرام | تلگرام

پاسخ به این نظر

Please enter your comment!
Please enter your name here