زمان انتشار : ۱۰ دی ,۱۳۹۷ | ساعت : ۱۱:۴۶ | کد خبر : 477461 |

رحمانیان: ناگفته‌های جنگ باید در فضای چالشی و گفتگو محور بیان شود

شفقنا رسانه– چند روز پیش محسن رضایی در توییتی به تحلیل عملیات کربلای ۴ در سال ۱۳۶۵ که به فرماندهی خود او بود ،پرداخت و از زاویه‌ای کاملاً متفاوت نوشت«عملیات کربلای ۴ برای فریب دشمن انجام شد. اگر تحلیلگر تاریخی در فهم آن فریب بخورد، پس وای به حال نوشته‌های او» این اظهارات ،جنجال‌های زیادی را از طرف خانواده‌های شهدا و تحلیل گران سیاسی برانگیخت. عده‌ای به مخالفت با حرف‌های رضایی برخاستند و تعدادی دیگر از توییت او دفاع کردند .به همین خاطر در این روزها محسن رضایی یکی از چهره‌هایی است که به‌شدت تحت‌فشار رسانه‌ای قرار دارد. تا جایی که امروز در برنامه حالا خورشید گفت:«اگر به سه روز قبل برگردم درباره کربلای ۴ دقیق‌تر توییت می‌کردم و می‌نوشتم عملیات کربلای ۴ فریب دشمن شد» اما آیا بهتر نبود این روایت و ادعای تاریخی در قالب و فرم دیگری از رسانه‌ها مطرح شود؟ آیا توییتر(با توجه به محدودیت کلمه‌ای که دارد) می‌تواند بستر مناسبی برای ارائه چنین موضوعاتی باشد؟ در کشورهای دیگر از شبکه‌های اجتماعی به چه منظوری استفاده می‌کنند؟

 

مهدی رحمانیان مدیرمسئول روزنامه شرق در گفتگو با شفقنا رسانه می‌گوید: شبکه‌های اجتماعی در دنیا بیشتر رسانه صنفی و خانوادگی هستند ولی در ایران چون رسانه‌ها دچار یکسری سلسله محدودیت‌ها هستند نوعاً از این شبکه‌های اجتماعی برای اطلاع‌رسانی و شبکه خبری استفاده می‌شود. من هیچ قضاوت ارزشی درباره خوب یا بد بودن این مسئله نمی‌کنم.

رحمانیان با اشاره به اینکه جهان یک مدل قبض زده است، می‌گوید: اگر مسئله‌ای را در جایی قبض کنیم خودبه‌خود در جای دیگری بسط پیدا می‌کند. در ایران شبکه‌های اجتماعی بیش از ظرفیت و گنجایش جهانی‌شان بسط پیدا کرده‌اند. طبیعتاً هم مردم عادی و هم مسئولین میل و گرایششان به سمت  این است در این شبکه‌ها اطلاع‌رسانی کنند و به عبارتی بیشتر از ظرفیت این شبکه‌ها استفاده شود.

او ادامه می‌دهد: با توجه به اینکه چنین شبکه‌هایی گستره بالا و عمق کم دارند دچار نوعی تلاطم هستند و اعتبارشان بالا نیست. چون خبرها در آن زیاد است و مخاطب نمی‌تواند متوجه شود خبری که می‌بیند چقدر احتمال کذب و صدق دارد. به عبارتی نمی‌توان به میزان کذب و صدق یک خبر منتشرشده توسط این شبکه‌ها دسترسی پیدا کرد و اشکال در اینجاست. وگرنه این شبکه‌ها یک وسیله ارتباطی هستند و در دنیای جدید رسانه‌ها هم متنوع و جدید شده‌اند. طبیعی است که ما نباید خود را به رسانه‌های سنتی محدود کنیم. ولی این رسانه‌های جدید و مدرنی که وارد دنیای ما شده‌اند، همه فرهنگ پس‌زمینه‌هایشان وارد دنیای ما نشده است. به همین دلیل باعث شده تا ما دچار یک نوع سردرگمی و تلاطم ذهنی و فکری در رابطه با این رسانه‌ها شویم.

با این حال ناگفته‌های جنگ چگونه باید رسانه‌ای شوند؟ مدیرمسئول شرق پاسخ می‌دهد: معتقد هستم که ما هم  باید برای بیان ناگفته‌های تاریخ به سمت مسیری برویم که در دنیا رسم است. نمی‌توانیم چرخ را از اول اختراع کنیم و بگوییم می‌خواهیم متفاوت رفتار کنیم و این مدل رفتار نمی‌تواند خیلی پذیرش جهانی داشته باشد.

رحمانیان مثال می‌آورد: به عنوان مثال کشورهایی مثل بریتانیا، آمریکا و… ۳۰ سال یک‌بار برخی از اسناد سری خود را از طریق رسانه‌های موجود در اختیار مخاطبان قرار می‌دهند. ما هم باید همین مسیر را برویم. به عبارتی از پایان جنگ تحمیلی حدود ۳۰ سال گذشته و ما وارد سی و یکمین سال از پایان جنگ می‌شویم. در جنگ طبیعتاً اتفاق‌هایی افتاده که نیازمند طرح و تبیین است تا مردم در جریان قرار بگیرند و به عبارتی نقد و بررسی شود. وقتی همه چیز جنگ محرمانه می‌شود و اطلاعات قطره‌چکانی بیان می‌شود طبیعی است که چنین توییتی می‌تواند جنجال به پا کند.

او ادامه می‌دهد: به عبارتی وقتی کسی خود را محق می‌داند تا هرگونه می‌خواهد درباره مسائل جنگ بدون پاسخگویی اظهارنظر کند، چنین جنجالی به پا می‌شود. اگر ما از سال ۸۹ شروع به بیان مسائل جنگ سال ۵۹ می‌کردیم و در سال ۹۰ به بیان مسائل جنگ سال‌های ۶۰ می‌پرداختیم احتمالاً نتیجه متفاوت داشت تا اینکه الان فردی در توییتر درباره سال ۶۴ چیزی می‌نویسد و این توییت منبع و منشأ یک سلسله بحث‌هایی می‌شود که بخشی از آن همچنان ناپیدا ، ناگفته و نانوشته است.

رحمانیان با اشاره به توییت محسن رضایی درباره کربلای ۴ می‌گوید: بیان این‌گونه ناگفته‌ها آن هم در این فضا نشان می‌دهد که طرف علاقه‌مند به چالش کشیده شدن نیست. وقتی در جلسه‌ای که کارشناسان، صاحب‌نظران و افرادی که در آن عملیات بوده‌اند این روایت‌ها بیان شود طبیعی است که در اینجا متکلم وحده بودن فاقد معنا و مفهوم می‌شود. در اینجا باید گفتگو صورت بگیرد و در این گفتگو چالش به وجود می‌آید. فردی که به این شکل چنین موضوعی را یک‌طرفه اعلام می‌کند و دیگران را هم متهم می‌کند که متوجه نشده‌اند. حتماً علاقه‌مند نیست که در یک فضای چالشی به بیان این روایت بپردازد.

مدیرمسئول روزنامه شرق تأکید می‌کند: اگر کسی می‌خواهد حقیقتی را آشکار کند باید اجازه دهد منتقدان هم به بیان نقدهای خود از گفته‌های این فرد بپردازند. در فضایی که نقدی به حقیقتی وارد می‌شود خیلی صیقل‌خورده و بهتر خود را نشان می‌دهد تا اینکه فرد در فضایی کاملاً رمزآلود -و اینکه فقط من می‌دانم و دیگران باید به من اکتفا کنند – به بیان ناگفته‌ها بپردازد. در این فضا حقیقت- اگر هم واقعاً حقیقتی وجود داشته باشد- بیشتر کدر می‌شود و بیشتر میل به پنهان شدن و نادیده گرفته شدن پیدا می‌کند.

او ادامه می‌دهد: اگر ایشان مایل به اطلاع‌رسانی ناگفته‌های جنگ به گوش مردم هستند قطعاً باید در فضای مناسب، چالشی و قابل گفتگو این بحث‌ها را مطرح می‌کرد. اینکه در توییتر به بیان آن بپردازد و خود را هم پاسخگو نداند مسئله‌ای را حل نمی‌کند و مسائل دیگری از قبل عدم پاسخگویشان زاییده می‌شود.

اما با توجه به اینکه همچنان انتقادات به این اظهارنظر آقای رضایی ادامه دارد، فعالان سیاسی و مسئولین باید در چه نوع فرم‌های رسانه‌ای به صحبت‌های ایشان واکنش نشان دهند. رحمانیان پاسخ می‌دهد: طبیعتاً ما الان دو دسته رسانه داریم. یک دسته سنتی و پرینتی هستند که همچنان پایگاه و جایگاه خود را دارند و دسته دیگر رسانه‌های نوین هستند که بخشی از آن‌ها مثل شبکه‌های اجتماعی در ایران نقش رسانه عمومی را بازی می‌کنند. البته همین رسانه‌های سنتی و قدیمی در شبکه‌های اجتماعی هم فعالیت دارند و می‌توانند ابزاری برای اطلاع‌رسانی باشند و بخش آنلاین رسانه‌های سنتی ما در حال جان گرفتن است و حتی جایگزین رسانه‌های سنتی می‌شود.

او ادامه می‌دهد: می‌توان از همه این ابزارها برای پاسخگویی استفاده کرد. طبیعی است وقتی ایشان از توییتر استفاده کرده است منتقدان و مسئولان می‌توانند در همان قالب پاسخگو باشند. به لحاظ اینکه انسان‌ها بر سر چندراهی انتخاب قرار دارند نمی‌توان افراد را مجبور به استفاده از یک رسانه کرد.

 

انتهای پیام

media.shafaqna.com

شفقنا در شبکه های اجتماعی: توییتر | اینستاگرام | تلگرام

پاسخ به این نظر

Please enter your comment!
Please enter your name here