زمان انتشار : ۲۰ آذر ,۱۳۹۷ | ساعت : ۱۲:۰۳ | کد خبر : 476897 |

پاکدهی: کتاب «مدیریت رسانه در بی بی سی» با نگاه مدیریتی و مهندسی نوشته شده است/صلواتیان: یافتن این همه سند و اطلاعات در مورد بی‌بی‌سی کار خیلی سختی است

شفقنا رسانه-نشست نقد و بررسی کتاب«مدیریت رسانه در بی بی سی» با حضور شیرین قنبری مولف کتاب،علیرضا حسینی پاکدهی عضو هیئت علمی دانشگاه علامه طباطبائی و سیاوش صلواتیان در دانشگاه ارتباطات علامه طباطبائی برگزار شد.

بی بی سی حق تبلیغات در قلمرو خود را ندارد

به گزارش شفقنا رسانه،شیرین قنبری نویسنده کتاب در ابتدای این نشست با ارائه توضیحاتی درباره محتوای کتاب گفت: ما ابتدا به جایگاه بی بی سی در رسانه انگلستان نگاه کردیم و می توان گفت بیش از ۷۰۰ برودکستر در انگلیس وجود دارد بعضی از آنها به صورت یک کانال و برخی دیگر یک شبکه هستند بی بی سی به عنوان یک برودکستر عمومی است .یک سری برودکستر تجاری هم در رسانه های این کشور وجود دارد. ولی بی بی سی چون ابونمان می دهد حق تبلیغ کردن ندارد البته این ممنوعیت برای خود بی بی سی در انگلیس است ولی در بین المللی مشکلی نیست مثل بی بی سی فارسی .

او ادامه داد: کانال ۳ و ۴ و ۵بی بی سی برودکستر عمومی تجاری هستند یعنی به خاطر طیف فرکانسی که دارند  و مجانی استفاده می کنند یک سری ماموریت ها یی دارند ولی خب حق تبلیغات را هم دارند شبکه سی اس فور آن زمان ،برودکستر تجاری عمومی بود الان هم زیر نظر بودجه خود بی بی سی انگلیس است .خود این سازمان های رسانه از تنظیم کننده های مختلفی نظارت می شوند که این نهادهای رگولاتوری می تواند بر اساس محتوای مختلفی باشند مثلاً در بخش اینترنت یک سری رگلاتور وجود دارد اگر بحث مخابرات باشد یک نوع دیگر رگلاتور وجود دارد و اصلی ترین رگلاتور در  رسانه، نهاد آف کام است که بخش مخابرات و رسانه در آنجا نظارت می شود و همه اینها زیر نظر وزارت فرهنگ و رسانه و ورزش است این نهادی است که یا سیاست گذاری و یا  بودجه اش را تامین می کند حتی تعیین ابونمان که مردم آن را می پردازند  در این نهاد تعیین می شود.و همه اینها زیر نظر ملکه انگلستان است.

قنبری با اشاره به اهداف شبکه بی بی سی توضیح داد:  یکی از سوال های  کتاب  این است که چرا بی بی سی مورد بررسی قرار می گیرد؟ چون این رسانه برای انگلستان خیلی اهمیت دارد .خود انگلیس هر چند ماه یک بار بر اساس نهادی که این رسانه را بررسی می کند، گزارشی از پربیننده بودن این رسانه منتشر می کند. به این صورت که ۵ هزار خانواری که در سال  این رسانه را نگاه می کنند ،اگر  ۱۵ دقیقه آن را ببینند معیارشان این است که آن را محبوب و پربیننده معرفی کنند. پس اگر آقای علی عسگری می گویند ۸۰ درصد مردم، تلویزیون می بینند اگر بر اساس همان ۱۵ دقیقه بگویند حرف شان کاملا درست است.

شبکه ای محبوب با خدمتی عمومی

این نویسنده کتاب بیان کرد: ما متوجه تفاوت کانال های بی بی سی با دیگر کانال های انگلیس هم شدیم ۳۱ درصد کل مردم در انگلیس فقط بی بی سی می بینند و جالب تر اینکه ۲۰ درصد کل مردم انگلستان بی بی سی ۱ را نگاه می کنند و وقتی ما  بودجه بی بی سی وان  را  بینیم متوجه می شویم که بی بی سی واقعا برای انگلستان یک است یعنی هم سرمایه گذاری می کند هم سعی می کنند برنامه های با کیفیت و در ژانرهای مختلف تولید کند با اینکه در نظر سنجی کانال ها دیگر که پولی هم هستند مورد بررسی قرار می گیرند ولی واقعا در آن کشور بی بی سی رتبه اول را دارد.بر اساس اهدافی که بی بی سی برای خود تعریف کرده و یک برودکست عمومی است یک منشور سلطنتی برایش تهیه می شود که مثلاً باید از طرف ملکه انگلستان تایید شود و وزارت فرهنگ و رسانه و ورزش آن را تهیه می کند. در این زمان که معمولا ده ساله است اهداف بی بی سی هم تعیین می شود هر چند هر ده سال یک بار این اهداف تغییر می کند یکی از مهم ترین اهداف بی بی سی ارتقای آموزش است و اینکه معرفی خود انگلستان به مردم است و اینکه برنامه های خلاق ایجاد کند .از دیگر اهداف این رسانه جذب مخاطب است مخصوصا مخاطبان جوان.

قنبری با اشاره به دیگر اهداف بی بی سی گفت: در این دو سالی که ما این رسانه را بررسی کردیم بر اساس تغییر مدیریتی هم که داشت مدام ساختار آنجا تغییر پیدا می کرد و سعی می کردند از نظر مدیریتی چابک تر باشد از سال ۱۹۹۹خود بی بی سی ۱۷ بخش اصلی داشته و می گفتند اگر کارمندی می خواست به سطح مدیریت ارشد در سازمان برسد خیلی زمان می برد ولی در این سال ها سعی کرده اند این ساختار کاهش پیدا کند که اتفاق هم افتاده است و در این چند سال قسمت استراتژی دیجیتال هم  تغییر پیدا  کرده  است. یکی از تغییر رویکردها در بی بی سی این بود که به شمال انگلستان توجه کرده است و حتی بسیاری از کارمندان خود را از لندن به شمال انگلیس می فرستاد چرا که این برداشت از این شبکه وجود داشت که این رسانه بیشتر برای مردمان پولدار(شهروندان جنوب انگلیس) است به همین خاطر رویکرد خود را تغییر دادند که مردم شمال انگلیس که فقیر تر هستند به سمت این رسانه کشیده شوند و آنها هم حس کنند بی بی سی برای آنها است برای هم یک سری برنامه برای شمال انگلیس تهیه و پخش کردند مثل کانال های کودک یا بخش های خبری که در شمال انگلیس پخش می شد.

این پژوهشگر با توضیح درباره محتوای شبکه ای بی بی سی گفت:سایر کانال‌ها هم بسته به نوع مخاطب  و نوع ژانرها هستند. به عبارتی کانال یک بیشتر کل ژانرها را پخش می‌کند، کانال دو مناسب سنین بالا و کانال چهار مستندسازی است. دو کانال کودک ، یک خبر و یک قسمت BBC Parliament -که مجلس را پخش می‌کند- هم دارد. البته BBC Parliament بستگی به مناسبت‌های مختلف برنامه‌های مختلفی پخش می‌کند. مثلاً زمان المپیک بخشی از ساعت‌های این کانال را به پخش المپیک اختصاص داده بودند.

قنبری در ادامه گفت: بی‌بی‌سی ده کانال رادیوی ملی بر اساس سلیقه‌های مختلف دارد. چند ایستگاه رادیویی محلی دارد، برون‌مرزی آن به ۴۰ زبان است که البته فکر کنم زمانی که ما کتاب را نوشتیم ۲۸ یا ۳۰ زبان مختلف داشت. به‌جز بی‌بی‌سی فارسی و عربی یکسری کانال‌هایی هم دارد که ساعت‌های خاصی به زبان روس و زبان‌های دیگر پخش می‌شود. بی‌بی‌سی تری ابتدا در پخش ملی بود و بعد انتقال پیدا کرد به پخش اینترنتی. به عبارتی پخش زمینی اتفاق نمی‌افتد. چون معتقد بودند خیلی مخاطب ندارد ولی مخاطبان جوانشان برای اینکه هزینه‌شان کمتر کنند ، بیشتر دوست داشتند در خود اینترنت تماشا کنند.

بیشترین هزینه‌ بی‌بی‌سی برای ایده گرفتن و تولید محتوا است

او افزود: بی‌بی‌سی زمانی شعاعی داشت و سعی می‌کرد از هر طریقی که شده برنامه‌ای را برای همه ارائه کند. حتی سعی می‌کند در شبکه‌های اجتماعی هم حضور داشته باشد. برای هر کدام از این سرویس‌هایی که بی‌بی‌سی می‌خواهد ارائه دهد هر سه سال، ۵ سال و حتی انجام آن برای بار اول باید آزمایش مخصوصی را انجام دهد. چون با توجه به اینکه از مردم پول می‌گیرند باید حتماً تضمین دهند که این برنامه به نفع مردم است و گزارش ارائه دهند و باید هر بند اهدافی را که در ابتدا بیان کردیم در همین گزارش‌ها بیاورند و بگویند چقدر عملکردشان خوب بوده است.

نویسنده کتاب «مدیریت رسانه در بی‌بی‌سی» توضیح داد: بی‌بی‌سی بیشتر هزینه‌اش برای ایده گرفتن و تولید محتوا است و خیلی بر روی پخش هزینه نمی‌کند. بی‌بی‌سی آنلاین سعی می‌کند مانند همه رسانه‌های دیگر محتوای خود را در چندین صفحه‌نمایش دهد. اشاره کردیم که بی‌بی‌سی نباید تبلیغ بگذارد. این قانون را هم در وب‌سایت‌هایش هم دارد. اما در دات کام بین‌المللی‌اش می‌تواند تبلیغ بگذارد البته در آنجا هم استانداردهایی را باید رعایت کند. ما در این کتاب استانداردهای آن را بررسی کردیم. بی‌بی‌سی می‌گوید ما ۱۰ برنامه در بخش آنلاین داریم. در بخش KNN در سال‌های اول سعی می‌کردند برنامه‌های آموزشی برای کودکان پخش کنند. الان با حضور فضای مجازی خیلی برایشان به‌صرفه نیست این کار.

قنبری ضمن اشاره به اینکه مهم‌ترین سرویس بخش آنلاین بی‌بی‌سی بخش bbc iplayer است، گفت: این سرویس برنامه‌های پخش‌شده در سی روز گذشته را آرشیو می‌کند و خیلی از سازمان‌ها از این سرویس الگو گرفتند. این سرویس با شبکه‌های اجتماعی هم تعامل دارد و به عبارتی سرویس جامعی است. برای دیدن این برنامه‌ها مردم می‌توانند از تبلت شان استفاده کنند و دیگر نیازی به دیدن با تلویزیون نیست. البته این مسئله باعث می‌شود که خیلی‌ها آبونمان ندهند و ندادن آبونمان هم جرم محسوب می‌شود. به همین دلیل کسی که می‌خواهد از bbc iplayer استفاده کند باید حتماً آیدی داشته باشد و از طریق این آیدی چک می‌شود که طرف آبونمان پرداخت کرده یا خیر.

او به فعالیت بی‌بی‌سی در شبکه‌های اجتماعی اشاره کرد و گفت: مانند صداوسیما که سروش دارد، بی‌بی‌سی خودش شبکه اجتماعی ندارد و تا چند سال پیش هم خودش را از این کار ممنوع کرده است ولی در شبکه‌های اجتماعی مثل توییتر، فیس بوک و… حضور فعالی دارد و مهم‌ترین فعالیت‌هایش هم در آنجا است البته یکسری قوانین خاصی هم برای حضور در شبکه‌های اجتماعی دارد.

راه‌حل‌های بی‌بی‌سی می تواند برای رسانه‌ها به‌ویژه صداوسیما کاربردی باشد

قنبری به بیان چرایی بررسی بی‌بی‌سی و نوشتن این کتاب پرداخت و گفت: در کشور از لحاظ اقتصادی، اجتماعی و از همه مهم‌تر تکنولوژی تغییرات زیادی اتفاق افتاده است. برای همین راه‌حل‌هایی که بی‌بی‌سی می‌دهد برای رسانه‌ها به‌ویژه صداوسیما می‌تواند خیلی کاربردی باشد.

او ادامه داد: برند سازی برای بی‌بی‌سی خیلی مهم است و حفظ اعتبارش از برنامه‌هایش برایش حیاتی است. در زمینه جذب مخاطب سرمایه گزاری زیادی انجام داده تا مخاطب جوان را جذب کند. مثلاً با همین iplayer  یا حتی با حضور فعال و رصد شبکه‌های اجتماعی. آموزش‌هایی که برای کارمندان خودش و رسانه‌های دیگر می‌دهد بخش خیلی مهمی است. قسمت بازاریابی و مخاطب هم مسئله مهمی در بی‌بی‌سی است و بی‌بی‌سی به دلیل محتوایی که تولید می‌کند سعی دارد بازاریابی کند و چیزی که برایش مهم است رصد مخاطب است و این مسئله مهمی است که در خیلی از رسانه‌ها اتفاق نمی‌افتد.

صدا وسیما دلایل ضعف خود را بررسی نمی کند

به گزارش شفقنا رسانه،دکتر علیرضا پاکدهی در ادامه این نشست با اشاره به ویژگی هایی این کتاب انتقاداتی را نسبت به آن بیان کرد: شخصا از این کتاب استفاده ی زیادی بردم و توصیه می کنم همکاران و دانشجویان عزیز به این کتاب توجه کافی داشته باشند اما اولین نکته ای که به نظرم می رسد این است که انتشار این کتاب از سوی سازمان صدا و سیما  خودش اعتراف ضمنی است به اینکه ساختار سازمان بی بی سی یک اهمیت خیلی خاص دارد .چگونه این سازمان توانسته است در طول بیش از یکصد سال به صورت یک سازمان خدمت عمومی فعالیت بکند و فعالیت اش را همچنان ادامه بدهد و با مشکلات خاصی مواجه نشود. اما چرا مدیران سازمان به این مسأله توجه نمی کنند که از لحاظ حقوقی و چارچوب و قوانین و قواعد مقررات خود سازمان مشابه با بی بی سی هستند ولی دلایل شکست و ضعف های خودشان را مورد توجه قرار نمی دهند، یک نکته ی بسیار مهم است که باید مورد توجه قرار بگیرد .این نکته خصوصا با توجه به جمع بندی که سرکار خانم دکتر قنبری انجام دادند کاملا گویاست.

او ادامه داد: نکته ای که ایشان اشاره کردند اینکه چرا این سازمان دارای موفقیت است به برندسازی اشاره کردند که البته در ضمن کلمه ی برندسازی به اعتبار و اعتماد مخاطبان اشاره کردند. من ترجیح می دهم به جای کلمه ی مدیریتی برندسازی از همان کلمه ی اعتبار و اعتماد استفاده بشود که همیشه برای دوستان سر کلاس ها اشاره کردم که اعتبار و اعتماد دو روی یک سکه هستند. از دست رفتن اعتماد مخاطبان مساوی است با از دست رفتن اعتبار یک رسانه. خب چه عواملی باعث شده است که رسانه ی ملی ما چنین جایگاهی را نداشته باشد، اما بی بی سی بتواند این امکان را داشته باشد؟ پس این یک مسأله ی بسیار مهم است نکته ی دیگری که در جمع بندی هم خصوصا سرکار خانم قنبری اشاره کردند ساختار پویای این سازمان بود حال اصل ماجرا در همین نکته است که به آن اشاره کردند که چرا موجب اعتبار و اهمیت این رسانه می شود و این سازمان موقعیت خودش را از دست نمی دهد.

پاکدهی با توضیح درباره تفاوت های بی بی سی و صدا وسیما در بخش تبلیغات تلویزیونی بیان کرد: اشاره کردند که قبل از اینکه هر برنامه ای که پخش بشود به صورت پایلوت مورد بررسی قرار می گیرد ولی  آیا سازمان هرگز چنین کاری را انجام می دهد؟ یا  بعد از اینکه پخش هم می شود هرگز سازمان قادر به انجام چنین کاری نیست و این کار را انجام می دهد؟ اما یک نکته ای که اشاره کردند این بود که بی بی سی وقتی که در داخل قلمرو این سرزمین پخش می شود، فاقد تبلیغات است، پس نکته ی بسیار مهمی است، که چرا در داخل خود قلمرو تبلیغات پخش نمی شود؟ ولی چرا در سطح بین المللی از تبلیغات استفاده می کند و برای درآمدزایی و غیره  از آن کاملا بهره می گیرد ولی به این مسأله توجهی در کل کتاب نشده است؟ در کل کتاب به این مسأله توجه کافی نشده که چرا این مسأله آنجا مورد توجه قرار می گیرد ولی در اینجا ما این کار را انجام نمی دهیم؟

او ادامه داد: نکته دیگری که درباره محبوب بودن بی بی سی توضیح دادند گفتند  وقتی دستگاه تلویزیون روشن است اگر به مدت ۱۵ دقیقه روشن باشد آن را به معنای این می گیرد که برنامه دیده می شود، آیا ما در اینجا مجهز به چنین مسأله ای هستیم، و نکته ی دیگر اینکه آیا اصلا  می توان روشن بودن یک دستگاه را ولی مخاطب نداشتن را به منزله ی مشاهده کردن ودیدن آن برنامه تلقی کرد؟ من تصور نمی کنم که چنین چیزی باشد، بنابراین جناب آقای علی عسگری وقتی که چنین مسأله ای را دارد مطرح می کند به کیفیت مشاهده و میزان مشاهده و غیره و .. توجه ندارند. نکته ی دیگری که در توضیحات این کتاب اشاره شد  مسأله ی اصلی، کیفیت مداوم برنامه ها در بی بی سی بود که مدام آنها این شبکه را کاملا تحت کنترل و بررسی دارند ولی آیا در سازمان صداوسیما هرگز به این مسأله توجهی می شود؟

اعتبار و تعداد تماشاگران یک رسانه دو اصل مهم 

به گزارش شفقنا رسانه،این مدرس جامعه شناسی تبلیغات با انتقاد به اهداف این کتاب گفت: این کتاب با یک نگاه مدیریتی و مهندسی انجام شده است و اصلا اشاره نشده که چنین کتاب با این عظمت و حجم برای چه منظوری تألیف شده است؟ ظاهرا هدف این بوده که از آن برای خود سازمان  بهره برداری بشود ، ولی چیزی که مورد غفلت قرار گرفته و قرار می گیرد همین مسأله است. نکته ای که باید مورد توجه قرار بگیرد که خانم قنبری هم اشاره کردند ثبات اهداف اصلی این سازمان است که در خلال بیش از تقریبا یکصد ساله ی این سازمان که نگاه می کنیم آن اهداف اصلی اش تغییر پیدا نمی کند. خدمت عمومی، ثابت است و در اینجا ظاهرا با هر تغییر کوچکی خدمت به ایکس، وای و غیره مدام تغییر می کند. پس این مسأله کاملا باید مورد توجه باشد .

او افزود: وقتی به کل متن که نگاه می کنیم تعداد مدیران و روسایی که آمدند اندک است. در این چند سال اخیر که نگاه می کنیم سازمان دچار تغییر مدیریت های بسیار عجیبی شده است. پس هم اهداف و هم مدیران ثابت هستند در حالی که در اینجا ما با یک تغییر بسیار جدی مواجه هستیم اگر بحث این بوده که  از این کتاب بهره برداری های خاص از تجربه ی آنها برای سازمان استفاده بکنیم متأسفانه چیزی که مورد توجه قرار نگرفته و نمی گیرد همین مسأله است که باید با آن مواجه باشیم. نکته ای که شما اشاره کردید این بود که اگر برنامه ای از یک مقدار میزان اعتبار و مشاهده گر و مخاطب کمتر بهره مند باشد بلافاصله آن برنامه قطع می شود ولی اینجا ما با چنین چیزی اصلا مواجه نیستیم. هیچ وقت چنین چیزی مورد توجه قرار نمی گیرد.

پاکدهی با انتقاد از عنوان کتاب تصریح کرد: عنوان کتاب که « مدیریت رسانه در بی بی سی» است به نظرم با مشکل مواجه است. مدیریت رسانه در بی بی سی به نظرم باید «مدیریت در رسانه ی بی بی سی» باشد «در» باید جایش عوض بشود یا مدیریت رسانه ی بی بی سی باید باشد. علاوه بر این نکته ای که باید مورد توجه قرار بگیرد این کتاب صرفا با نگاه مهندسی و مدیریتی تهیه شده است ومشکل غالب مدیران ما در سازمان این است که از حیطه ی مدیریت صنعتی و .. آمده اند. بنابراین اصلا این سازمان به صورت یک سازمان فرهنگی، اجتماعی و سیاسی اقتصادی نمی بینند یک نگاه دیگری دارد. بنابراین نگاه شان کاملا مهندسی است. پس برای همین خاطر اینجا هم حتی کلمه ای که انتخاب کردند کلمه ی مدیریت است در حالی که در محتوا و بخش های مختلفی که نگاه می کنیم، صرفا این مسأله نیست بنابراین این عنوان ،گویای محتوای کتاب از سوی دیگر نیست.

او افزود: اما در عین حال ما یک فهرست مفصل داریم که به عنوان فهرست مطالب آمده است ولی غیر از اینکه یک پیش گفتار و یک مقدمه داریم در مقدمه مجددا خانم قنبری زحمت کشیدند یک بار دیگر فهرست را تکرار کردند در حالی که لازمه اش این است که ما در آن مقدمه حداقل دلایل و چرایی و اهمیت این کتابی را که با این عظمت فراهم کردیم و می خواهیم منتشر می کنیم را، بیان کنیم .این مسأله خصوصا در پیش گفتار خیلی کوتاهی که دبیر طرح  نوشتند، مشخص و معین است. یک پیش گفتار یک و نیم صفحه ای است (به نظر می رسد یعنی حداقل من می توانم تا حدی حدس بزنم امیدوارم که خطا بکنم ، دبیر طرح در این کار چندان نقشی نداشته، شاید شما بهتر بدانید ولی برای اینکه در سلسله مراتب اداری  برای اینکه کتاب یا …به نام خودشان تمام بشود نام ایشان به نام دبیر طرح آمده است.) علاوه بر این پیش گفتار در نهایت بی دقتی و کم توجهی و بدون احساس مسئولیت نسبت به کتاب نوشته شده است، اینکه اصلا چرا ما این کتاب را داریم منتشر می کنیم؟ علاوه بر این مقدمه هم همین مسأله را دارد.

آینده بی بی سی مساله این کتاب نبوده است

پاکدهی با انتقاد به نقش کم خود مولف در نوشتن این کتاب توضیح داد: آنچه که در این کتاب ملاحظه می کنیم ترجمه های تکه تکه شده از متون مختلف است، بنابراین تألیف به معنای واقعی و حد یک کلمه نیست.تنها جایی که ما قلم خود نویسنده را می بینیم در فصل هفدهم، در قسمت هایی است که یک مقداری خودتان سعی کردید قلم خودتان را نشان بدهید سایر جاها کاملا ترجمه است علاوه بر این تکرار هم در قسمت های مختلف  بسیار زیاد وجود دارد .به همین خاطر حجم کتاب بسیار زیاد شده بدون اینکه ما به چیز خاصی دست پیدا بکنیم. نکته ی بعدی ایشان سعی کردند خلاصه ای از فصل های قبل را ارائه بدهند ولی  نتیجه گیری های کلی را ننوشتند، نتیجه گیری ها باید انجام بشود.

او بیان کرد: عنوان یکی از فصل ها  «آینده ی بی بی سی» است در حالی که ایشان در این کتاب به جمع بندی و نتیجه گیری خودشان پرداختند، آینده ی بی بی سی نیست.علاوه بر این بسیاری از جاها مطالبی را استفاده کردند که فاقد منبع است .چکیده ی خوب و مناسبی صورت گرفته اما حجم کتاب با این عظمت و  با این نتیجه انطباق ندارد نتیجه بسیار کوتاه و مختصر است همه ی نکاتی که خدمت تان عرض می کنم  این طور برداشت نشود که من زحمات آنها را نادیده می گیرم ولی انتظار از یک کتاب با این عظمت با این حجم با همدیگر انطباق ندارد.  علاوه بر این، این کتاب بیشتر به درد مدیران و مسئولان سازمان می خورد که ابتدا خودشان این کتاب را سرلوحه ی کار خودشان قرار بدهند که متأسفانه به این مسأله توجهی نمی کنند.

پاکدهی با اشاره به اینکه انتظار بیشتری از نتیجه این کتاب می رفت ،توضیح داد: شما اشاره کردید  بی بی سی بزر گترین سازمان رسانه ای جهان است، در حالی که در مرحله ی اول اگر از لحاظ تعداد کارمندان پاره وقت و تمام وقت نگاه کنیم ایران بزرگترین سازمان رسانه ای را دارد. ولی هیچ وقت کیفیت کارمان را با همدیگر مقایسه نمی کنیم که چگونه است. مطالب در بسیاری از موارد تکراری است بیشتر مطلب جدول و نمودار است متن به صورت نوشتاری چندان وجود ندارد بنابراین ترجمه ی چنین مطالبی خیلی زمان نیاز ندارد .خودشان اشاره کردند که دو سال زمان برده  ولی در مقدمه ی کتاب اشاره شده که چهار سال این کتاب ترجمه اش زمان برده است بنابراین انتشار یک کتاب بعد از چهار سال خود به خود از دیگر از حیز انتفاع می افتد و بنابراین باید خیلی سریع تر این کار انجام می شد.

او ادامه داد:  نکته ی بعدی اصول و معیارهای تبلیغات در شبکه های برون مرزی است، ولی چندان به اصول و معیارهای تبلیغات اشاره ای نشده است که کجاها تخطی می شود و کجاها شکایت صورت می گیرد و نحوه ی شکایت ها چگونه است و غیره… این مساله  نیازمند این نکته است که ما دقیقا آنها را بدانیم و در اینجا الگوبرداری بکنیم تا مخاطبانمان با این مشکل مواجه نباشند. آنها برای مخاطبان برون مرزی شان چنین کاری را انجام می دهند ولی ما در اینجا مخاطبان درون مرزی خودمان را با تبلیغات  خفه کرده ایم. نکته ی بعدی که اصلا به آن توجهی نشده اصول و معیارهای تبلیغات سیاسی و مناظره هاست که مربوط به تبلیغات در زمان انتخاب های مختلف است که در شبکه های درون مرزی صورت می گیرد ولی حتی یک کلمه نسبت به این مسأله در کل این کتاب اشاره ای نشده که آنها برچه مبنا و  اصول و معیارهایی این کار را انجام می دهند. این یک ضرورت تام و تمام دارد که در این کتاب بیان بشود.

او در ادامه با اشاره به خلاء های موجود در محتوای این کتاب گفت: شما به ارزش های سردبیری اشاره کردید که خیلی اهمیت دارد یعنی نکته ی بسیار مهمی که برای بی بی سی وجود دارد استقلال حرفه ای سردبیری است. شما این اصول را یادآوری کردید مثل همان ویژگی ها یا اهداف و … ولی متأسفانه هیچ گونه توضیحی راجع به آن داده نشده که استقلال حرفه ای سردبیری در آن سازمان چگونه رعایت می شود که منجر به آن اعتبار و اعتماد مخاطبان نسبت به آن رسانه می شود. نکته ی آخری که باید خدمت تان اشاره بکنم این است که عدم توجه به سایر قوانین و مقررات است. می دانیم که انگلیسی ها وقتی که یک قانون را می خواهند تصویب بکنند برای اینکه آن را مستند بکنند به انواع قوانین قبلی ارجاع می دهند ولی ما در اینجا هیچ گونه رد و نشانی از سایر قوانین نمی بینیم.

به گزارش شفقنا رسانه، سیاوش صلواتیان عضو هیئت‌علمی دانشگاه صداوسیما و مدرس مدیریت رسانه در ابتدای سخنان خود ضمن تشکر از نویسنده کتاب گفت: اول از همه من این کتاب را جامع و کامل می­دانم. به عبارتی این کتاب از ابعاد و زوایای متنوعی به مدیریت رسانه  در بی‌بی‌سی- از جمله ساختار سازمانی آن ، مباحث مرتبط با منابع انسانی، اهداف و رسالاتش ، سیاست­ها، تاریخچه آن-  نگاه کرده  است که یک نقطه قوت محسوب می‌شود. من به همۀ دوستان مدیریت رسانه­ای توصیه می­کنم این کتاب را داشته باشند.

او ادامه داد: من قصد داشتم تنها به تورق این کتاب بسنده کنم  اما آن‌قدر داده ­ها و اطلاعات ارزشمند و جالبی در این کتاب وجود دارد که ساعت­ها از من وقت گرفت. داشتن این کتاب با این جامعیت  خیلی مفید است و رجوع به آن هم پرسود و مفید خواهد بود. علی­رغم اینکه خانم دکتر  تأکید کردند بی‌بی‌سی به خاطر اینکه پولش را از مردم می­گیرد باید شفافیت داشته باشد و گزارش بدهد ولی باز هم معتقدم ، یافتن این همه سند و اطلاعات در مورد بی‌بی‌سی کار خیلی سختی است. حجم زیادی از سندهایی که جمع­ آوری شده ، ترجمه‌ها و سازماندهی که  انجام‌شده و در کنار همدیگر قرارگرفته است، یکی دیگر  از نقاط مثبت  این کتاب است .

صلواتیان ضمن بیان اینکه کتاب «مدیریت رسانه در بی‌بی‌سی» می‌تواند دو خدمت جدی به حوزه  دانشی در مدیریت رسانه  بکند،گفت: در وهله اول این کتاب اطلاعات خوبی را برای ما جمع ­آوری کرده  و اینکه در رسانه­ ی بزرگ ، شناخته‌شده ، قدیمی، باسابقه و موفق  ابعاد مدیریتی چگونه اتفاق می­افتد. یعنی داده­ها، اطلاعات و دانشی که جمع­آوری می­کند و در اختیار حوزه دانشی مدیریت رسانه می­گذارد یکی از فایده­ های این کتاب  برای مدیریت رسانه است.

او ادامه داد: فایده­ ی دوم؛ این کتاب ما را متوجه  سازمانی می­کند که دارد مدیریت می­شود و پشت بی‌بی‌سی است. اغلب ما interface ارتباطی  بی‌بی‌سی را می­بینیم.  به‌طوری که یا  سایت آن را می‌بینیم، یا رادیوی آن را گوش می‌دهیم و یا کانال تلویزیونی آن را تماشا می‌کنیم. اغلب یادمان می­رود که پشت بی‌بی‌سی سازمانی وجود دارد که این سازمان ابعاد مختلف ، ساختار سازمانی،اهداف ، بایدها و نبایدها و پرسنلی دارد و این­ها هستند که این سازمان را مدیریت و اداره  می­کنند و محصولش آن چیزی است که در جلوی من قرار می‌گیرد.

صلواتیان افزود: فکر می­کنم متوجه این موضوع شدن می­تواند ارزش‌آفرین باشد  و اهمیت رشته دانشگاهی مدیریت رسانه را بالاتر ببرد که یک رسانه به غیر از اینکه ابعاد  ارتباطی دارد ، ابعاد جدی سازمانی و مدیریتی هم دارد. به نظرم این کتاب جایگاه  این تعریف را که مدیریت رسانه یک رشته دانشگاهی است و در خصوص چگونگی مدیریت  و اداره سازمان­های رسانه‌ای حرف می­زند، تقویت کند و ما را جدی­تر متوجه آن می‌کند . چون ما در مدیریت رسانه قائل به این هستیم که سازمان­های رسانه­ای واجد ویژگی­هایی هستند که مدیریت آن‌ها را از سایر سازمان­ها متفاوت می‌کند و لذا ضروری است یک حوزۀ دانشی به اسم مدیریت رسانه شکل بگیرد تا بتواند در مورد این حرف بزند که سازمان­ها را چگونه اداره  و مدیریت کنیم.

 

این کتاب مطلقاً توصیف است و تبیین و تحلیل در آن نیست

این مدرس مدیریت رسانه به بیان انتقادات خود از کتاب در قالب چند دوگانه پرداخت و دوگانه اول را توصیفی بودن مطلق و تبیینی نبودنش خواند و توضیح داد: این کتاب به جای  اینکه به تحلیل و تبیین بپردازد مطلقاً توصیف است و این از نظر من یک نقطه ضعف است. توصیف در قدم اول لازم است، یعنی اگر بخواهیم یک پدیده را تحلیل کنیم و یا چرایی آن را فهم و تبیین کنیم قطعاً  به اطلاعات توصیفی آن نیاز داریم  ولی می­شد از حجم اطلاعات توصیفی آن کاسته شود و به تحلیل و تبیین آن  اضافه شود.

صلواتیان ادامه داد: مبتنی بر همین دوگانه توصیفی بودن مطلق و تبیینی نبودن می­توانم بگویم من این کتاب را بیشتر از اینکه یک کتاب بدانم آن را یک بانک اطلاعاتی  می­دانم که data base خیلی خوبی دارد. به همین خاطر گفتم  داشتن آن  خیلی ضروری است ولی این کتاب اصلاً از جنسی نیست که از اول شروع کنی و تا آخر بخوانی . اصلاً نمی­توان ۶۰۰ صفحه آن را به این شکل خواند. یک بانک اطلاعاتی فوق­العاده ارزشمند در مورد بی‌بی‌سی ، تاریخچه آن، چگونگی مدیریت، ساختار و همه مباحثی که ذکر شد ، در این کتاب آمده است .

 

کتاب به ابعاد نرم‌افزاری سازمان بی‌بی‌سی توجه نکرده است

عضو هیئت‌علمی دانشگاه صداوسیما  دوقطبی دیگر این کتاب را توجه بیشتر به ابعاد سخت‌افزاری بی‌بی‌سی نسبت به ابعاد نرم‌افزاری‌اش دانست و توضیح داد: این کتاب را معاونت فنی و یک سری از مهندسان نوشته‌اند که نمی‌توان انتظاری بیشتر از این داشت. یعنی این کتاب حتی در مورد این حرف می­زند که ساختمان‌های بی‌بی‌سی چه شکلی و یا کجا هستند، نقشه‌ی آن‌ها چگونه است . این نگاه سخت‌افزاری باعث شده تا نویسنده کتاب کمتر به ابعاد  نرم­افزاری مدیریت بی‌بی‌سی  توجه کند و به نظر من این یک نقطه ضعف است. بی‌بی‌سی فقط یک مجموعه میز و صندلی و پول نیست. اگرچه به اهداف و رسالتش اشاره‌شده است ولی بحثی درباره آن شکل نگرفته و تشریح نشده که فرهنگ سازمانی بی‌بی‌سی چیست؟ آیا فقط پرداخت پول زیاد است که باعث می‌شود تا کارکنان بی‌بی‌سی انگیزه و تلاش بالایی داشته باشند یا به فرهنگ سازمانی آن برمی‌گردد؟ یعنی این سازمان بی‌بی‌سی و مدیریت کردنش ابعاد نرم و نرم‌افزاری هم دارد که در این کتاب به آن توجه نشده است.

صلواتیان دوگانه سوم را درون‌سازمانی نگاه کردن به بی‌بی‌سی به جای در محیط دیدنش دانست و توضیح داد: بی‌بی‌سی در یک context عمل می‌کند. در فصل اول این کتاب که فضای رسانه‌ای UK را معرفی می‌کند و من معتقدم معرفی جامعی نیست و شاید در مقایسه با سایر فصل‌های کتاب لاغرتر و کم‌جان تر باشد در سایر موارد بی‌بی‌سی گویی یک سازمان رسانه‌ای در خلأ است. در صورتی که بی‌بی‌سی در محیط قرار دارد. این ایزوله کردن و جدا کردن بی‌بی‌سی از محیطش باعث می‌شود که باز با خواندن این کتاب ما شناخت جامعی از بی‌بی‌سی و پدیده سازمان و مدیریتش به دست نیاوریم. ای‌کاش دیده می‌شد که این سازمان در این محیط چگونه قرارگرفته و چگونه عمل می‌کند. چون ما در مدیریت یکی از مهم‌ترین وظایف مدیران را تطابق سازمانشان با محیط می‌دانیم.

او به توضیح دوقطبی چهارم پرداخت و گفت: این کتاب خدمت بزرگی به حوزه دانشی مدیریت رسانه در کشور کرده است، ولی کمکی از حوزه دانشی مدیریت رسانه نگرفته است. یعنی اگر عینک نظریه‌های مدیریتی رسانه به چشممان می‌زدیم، می‌توانستیم خیلی از این مباحث را به گونه‌ای دیگر بفهمیم و خیلی کامل‌تر درکشان کنیم. به عبارتی این کتاب فاقد یک نگاه نظری و تئوری است.

شبیه بی‌بی‌سی شدن الزاماً ما را به موفقیت نمی‌رساند

صلواتیان با اشاره به تجربه کاری خود در سازمان صداوسیما و دانشگاه صداوسیما گفت: من این را احساس کردم که بی‌بی‌سی در ذهن مدیران سازمان صداوسیما یک سازمان رسانه‌ای موفق است. البته سخنان من به این معنی نیست که بی‌بی‌سی را رسانه‌ای موفق نمی‌دانم بلکه انتقادم به این بخش است که ما فکر می‌کنیم برای موفق شدن باید شبیه بی‌بی‌سی شویم. به عبارتی بی‌بی‌سی یک سازمان موفق است ولی در زمینه و محیط خودش و با ارزش‌ها و خط قرمزهای خودش موفق است. پس شبیه بی‌بی‌سی شدن الزاماً ما را به موفقیت نمی‌رساند. ولی بی‌بی‌سی را به عنوان یک رسانه موفق مطالعه کردن فوق‌العاده برای ما مفید است.

او ادامه داد: آنچه به نظر می‌رسد پشت پرده این کتاب است و این کتاب تهیه و تدوین شود و توسط سازمان صداوسیما منتشر شود باز هم به این تصور ذهنی من برمی‌گردد. شبیه بی‌بی‌سی شدن الزاماً راه نجات پیدا کردن و موفق بودن نیست.

صلواتیان با اشاره به استعاره‌های سازمانی در مدیریت رسانه گفت: استعاره یعنی استفاده از پدیده‌ای که برای ما شناخته‌شده است تا پدیده‌ای پیچیده‌تر را فهم کنیم. استعاره‌های سازمانی به ما می‌گوید که مدیران برای فهم سازمان‌ها یا کارشناسان و علاقه‌مندان برای تحلیل سازمان‌ها چگونه می‌توانند از استعاره‌ها استفاده کنند تا آن مفهوم پیچیده را ساده‌تر بفهمند.

او به توضیح استعاره فیل‌های آفریقایی پرداخت و گفت:  پیکارد مقاله‌ای دارد که چهار استعاره را در حوزه سازمان‌های رسانه‌ای بکار می‌برد. می‌خواهم درباره استعاره فیل‌های آفریقایی صحبت کنم. فیل‌های آفریقایی بزرگ‌ترین موجودات روی زمین هستند، وزنشان تا ده تن و قدشان تا چهار متر می‌رسد. هیچ موجود زنده ای-بجز انسان- نمی‌تواند این فیل‌ها را شکار کند به همین خاطر عمر طولانی دارند. این حیوان با این عظمت و با این جثه الان یکی از انواع حیواناتی هستند که در معرض انقراض‌اند. چون روزبه‌روز آن منطقه‌ای که این فیل‌ها در آن چرا می‌کنند محدودتر می‌شود. این حیوانات در روز بین ۱۵۰ تا ۲۰۰ کیلو علف و بین ۱۰۰ تا ۱۵۰ لیتر آب می‌خورند به همین خاطر از صبح تا شب در حال راه رفتن هستند تا در قلمروهای جدید آب و غذای جدید پیدا کنند. آقای پیکارد از این استعاره برای فهم سازمان‌های بزرگ رسانه‌های سنتی استفاده می‌کند. مثل موسسه مطبوعاتی همشهری، سازمان صداوسیما، سازمان رسانه‌ای بی‌بی‌سی و… .

او ادامه داد: پیکارد می‌گوید این سازمان‌ها مانند فیل‌هایی هستند که خیلی مصرف دارند و خیلی باید تغذیه کنند. آنچه تغذیه می‌کنند هم توجه مخاطب است. به عبارتی نیاز به توجه مخاطب دارند. در بازار توجه مخاطبان روزبه‌روز افراد مختلف به این قلمرو حمله می‌کنند و قسمتی از آن را می‌برند و محل چرای این فیل ها-رسانه‌ها- محدودتر می‌شود. هرچه راه می‌روند به علف و آب کمتر می‌رسند. به همین خاطر در حال ضعیف و منقرض شدن هستند. بنابراین اگر به دنبال نجات این‌ها هستیم باید به دنبال تعریف چراگاه‌های جدید برای این‌ها باشیم.

صداوسیما برای نجات خود باید جایی باشد که مخاطبانشان حضور دارند

صلواتیان توضیح داد: بی‌بی‌سی مصداق این فیل است که در حال راه رفتن است و خیلی از سازمان‌های رسانه‌ای ما هم مصداق این فیل هستند ولی نشسته‌اند. اگر شما این کتاب را بخوانید می‌بینید که سال‌به‌سال بی‌بی‌سی برای خودش مناطق جدیدی تعریف می‌کند و برای ادامه حیاطش می‌جنگد. به عبارتی بی‌بی‌سی سعی می‌کند در جایی حضور داشته باشد که مخاطبانش حضور دارند، همان‌طور که فیل‌ها سعی می‌کنند در جایی حضور داشته باشند که غذایشان حضور دارد. این فیل‌ها وقتی با شرایط استرس‌زا برخورد می‌کنند دچار رفتارها و خطاهای هیجانی و استرسی می‌شوند. مثلاً به آدم‌ها حمله می‌کنند از گله خود فرار می‌کنند و… . خیلی از سازمان‌های رسانه‌ای بزرگ در دنیا که نتوانستند قلمروهای جدیدی برای خود پیدا کنند این بلا سرشان می‌آید. همشهری در حال انفجار است چون نتوانسته منطقه جدیدی برای خودش پیدا کند و همین باعث شده تا دچار بحران شود.

او ادامه داد: اگر سازمان‌های بزرگ رسانه‌ای ما هم بخواهند نجات پیدا کنند نباید بنشینند بلکه باید راه بروند و به دنبال پیدا کردن مناطق جدید باشند. به عبارتی باید آنجایی باشند که مخاطبانشان حضور دارند در غیر این صورت دچار بحران می‌شوند. چون آب و غذای رسانه‌های ما هم در بازار مخاطب محدودشده و هم در بازار آگهی‌ها. بلایی که سایت شیپور و دیوار بر سر آگهی‌های همشهری آورد دقیقاً همان قضیه‌ای است که بر سر علف فیل‌ها آمد. یعنی هم در بازار آگهی و هم در بازار مخاطب غذای ما روزبه‌روز کمتر می‌شود و زودتر باید برای تعریف چراگاه‌ها و مناطق جدید فکری کرد. خواندن این کتاب می‌تواند نشان دهد که بی‌بی‌سی تا حد زیادی این را فهمیده است و مثل آن فیل‌ها تلاش می‌کند برای حفظ خودش به مناطق جدید برسد.

 

انتهای پیام

media.shafaqna.com

شفقنا در شبکه های اجتماعی: توییتر | اینستاگرام | تلگرام

پاسخ به این نظر

Please enter your comment!
Please enter your name here