زمان انتشار : ۱۲ آذر ,۱۳۹۷ | ساعت : ۱۰:۵۱ | کد خبر : 476643 |

تحریم ، الگوی مصرف ، سبک زندگی ، رسانه

شفقنا رسانه این روزها که کشور در آستانه فرا رسیدن تحریم‌ها از سوی امریکا قرار دارد خیلی از اهالی رسانه بر این باورند که  خطرناک‌تر از تحریم‌ها؛ جریان سازی رسانه‌ای آن است و می‌تواند این فضا را متشنج‌تر کند. به نظر می‌رسد در حال حاضر نگرانی‌های عموم مردم در کشور نسبت به آینده هم رو به افزایش است اما آیا رسانه‌ها می‌توانند راهی برای مدیریت کردن این وضعیت داشته باشند ؟ سردبیر روزنامه اطلاعات از لزوم تغییر سبک زندگی به شکل اقناعی در شرایط تحریم می گوید و معتقد است اگر یک تغییر کلان در همه سیاست‌های فرهنگی به شکل اقناعی و از پایین به بالا و در یک دوره بلندمدت اتفاق بیفتد، رسانه می‌توانند نقش داشته باشد در غیر این صورت رسانه ها نمی‌توانند به‌تنهایی نقشی ایفا کنند و اقداماتشان  بیشتر شبیه شعار می‌شود و با واقعیات جامعه تناقض و حتی تضاد دارد.

علیرضا خانی سردبیر روزنامه اطلاعات در این باره با تأکید بر لزوم توانمند کردن مردم در حوزه‌های مختلف در شرایط تحریم به شفقنا رسانه می‌گوید: ما برای مقاومت در برابر تحریم باید توانمند باشیم و برای اینکه مردم را در برابر تحریم توانمند کنیم باید مدیریت تقاضا را در مردم نهادینه کنیم. به این معنا که مردم به دریافتی عمیق برسند از اینکه باید تقاضاهایشان را در برابر خیلی از مصنوعات و محصولاتی که وجود دارد مدیریت کنند. چه دلیلی دارد در شرایط تنگنا و تحریم، رفتار مصرفی ما همان باشد که در شرایط عادی است. حتی در شرایط عادی نیز الگوی مصرف ما طبیعی نیست. جایی گفته ام که ما کشوری هستیم با سطح تولید و درآمد جهان سومی و الگوی مصرف آمریکایی !

او ادامه می دهد: اکنون با شرایط جدید ، این یک انتخاب نیست بلکه یک جبر است که ما کمیت و حتی کیفیت مصرف را تغییر دهیم. طبعاً منظور این نیست که کالاهای بی کیفیت مصرف کنیم بلکه این سخن بدان مفهوم است که از افتادن در دام «برند» ها بیرون آییم. برند ها چیزی نیستند جز دام نظام سرمایه داری برای سود بیشتر. درست است که در هرم طبقاتی کشور ، متاسفانه طبقه متوسط کوچک است اما همین طبقه متوسط الگوی زندگی اش را از طبقه مرفه می گیرد. طبقه مرفه یک الگوی زندگی کاملا غربی را نمایندگی می کند و متاسفانه طبقات پایین هم الگوی زندگی شان را از دو طبقه فوق می گیرند. برای همین می بینیم که حتی وقتی یک خانواده فقیر می خواهد دخترش را به خانه بخت بفرستد بسیار ابا دارد از اینکه لوازم زندگی ایرانی بخرد. با اینکه اینک تولیدات داخلی هم بسیار مرغوب است و هم خیلی ارزان تر،  اما بیماری برندزدگی مانع انتخاب می شود… .

خانی که فاغ التحصیل دکترای جامعه شناسی است می‌گوید: اگرچه در ایدئولوژی حاکم بر جامعه ما مدیریت مصرف و قناعت توصیه‌شده است، ولی فرض کنید جامعه ایدئولوژیک هم نباشد. بر اساس منطق اقتصاد و علم مدیریت جامعه ،  مدیریت اداره کشور در شرایطی که اوضاع خوب نیست باید با شرایط عادی متفاوت باشد. متاسفانه مصرف ما در شرایط عادی نیز بسیار بیش از تولید و قابلیت اقتصاد در  ایجاد ارزش افزوده است و کسری آن را از فروش نفت خام جبران می کنیم. اکنون شرایطی است که فروش نفت خام هم با تنگنا همراه شده است. بنابراین با همان الگوی مصرف و همان سبک زندگی ادامه مسیر امکان پذیر نیست.  سبک زندگی به معنی انتخاب نوع مصرف و انتخاب میزان مصرف است. یک ژاپنی از نظر بهره‌مندی از مواهب و تکنولوژی با یک آمریکایی تفاوتی ندارد و کاملاً به‌روز است اما میزان مصرف سرانه یک ژاپنی خیلی کمتر از یک آمریکایی است. متأسفانه در نیم‌قرن اخیر و علی‌رغم شعارهایی که در دوران انقلاب دادیم سبک زندگی آمریکایی کماکان به عنوان الگوی اول در کشور است.

او توضیح می‌دهد: با چنین سبک زندگی خیلی دشوار است که بخواهیم مدیریت مصرف داشته باشیم. این‌ها به عنوان توقعات برآورده نشده می‌تواند تبدیل به یک نوع نارضایتی شود. وقتی چیزی به عنوان یک مطالبه در جامعه ایجاد می‌شود دو حالت دارد، یا برآورده می‌شود که اگر برآورده شود طبیعتاً انتظارات فزاینده بعد از آن ایجاد می‌شود و حالت دوم برای کسانی است که این سبک زندگی برایشان به عنوان یک ارزش و الگو مطرح است ولی تمکن تحقق بخشیدن به آن را ندارند. در جامعه ما طبقه متوسط و فقیر بیش از ۹۰ درصد جمعیت را تشکیل می دهند اما خواست ها و مطالباتشان به سمت همان مطالبات طبقه ثروتمند میل می کند. وقتی سطح خواست ها و مطالبات بالاست طبعا تحقق آن دشوار می شود بنابراین این مطالبات تبدیل به مطالبات برآورده نشده می‌شود و به‌طور کاملاً طبیعی تبدیل به نارضایتی می‌شود که عوارض این نارضایتی ، طبق یک مدل خطی از سرخوردگی و یاس شروع می شود تا سخت‌ترین حالتش یعنی شورش ممکن است تداوم یابد. همه این‌ها به نوعی تابع سبک زندگی است.

سردبیر روزنامه اطلاعات می گوید: در خیلی از کشورهای دنیا بخشی از امکانات زندگی ( نیازهای نوپدید) را اگر مردم از دست بدهند برایشان نارضایتی زیادی ایجاد نمی‌کند چون سبک زندگی آن‌ها سبک زندگی پرمصرف غربی نیست. اما در اینجا هر چند اقلیتی از مردم توان فراهم آوردن الگوی زندگی غربی را دارند اما این الگو به مطالبه عموم مردم تبدیل شده و این موضوع مهم  و خطرناکی است.

او پیشنهاد می‌کند: بنابراین بزرگ‌ترین تغییری که می‌توان در حوزه فرهنگی داد تغییر سبک زندگی است و این تغییر باید به شکل اقناعی باشد نه دستوری یعنی جامعه بپذیرد سبک زندگی آمریکایی سبک زندگی برتر نیست و لزوماً نمی‌تواند افراد را به رستگاری و حتی کامیابی دنیوی برساند. اگر این تغییر رخ بدهد  ــ که قطعاً نیاز به زمان زیادی دارد  ــ اتفاق فوق‌العاده بزرگی می‌افتد. بنابراین اگر یک تغییر کلان در همه سیاست‌های فرهنگی به شکل اقناعی و از پایین به بالا و در یک دوره بلندمدت اتفاق بیفتد، رسانه می‌توانند نقش داشته باشد در غیر این صورت رسانه ها نمی‌توانند به‌تنهایی نقشی ایفا کنند و اقداماتشان  بیشتر شبیه شعار می‌شود و با واقعیات جامعه تناقض و حتی تضاد دارد.

انتهای پیام

media.shafaqna.com

شفقنا در شبکه های اجتماعی: توییتر | اینستاگرام | تلگرام

پاسخ به این نظر

Please enter your comment!
Please enter your name here