زمان انتشار : ۳۰ آبان ,۱۳۹۷ | ساعت : ۱۱:۳۲ | کد خبر : 476312 |

منتظر قائم:در صدا و سیما بیشتر وفاداری تعیین کننده مدیریت است تا تخصص/خیامی:صداوسیما همچنان قدرت آیین سازی دارد

شفقنا رسانه– نشست تخصصی «سیاست‌گذاری در رسانه ملی» با حضور مهدی منتظر قائم، استاد دانشگاه تهران و عبدالکریم خیامی، رئیس مرکز طرح و برنامه سیما در محل پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی برگزار شد.

به گزارش شفقنا رسانه، عبدالکریم خیامی، رئیس مرکز طرح و برنامه سیما در ابتدای نشست با اشاره به ضعف در سیاست‌گذاری رسانه‌ای در صداوسیما گفت: دانش‌آموختگان حوزه سیاست‌گذاری رسانه‌ای در کشور کم هستند. اگرچه ما چند دهه پس از انقلاب مباحث سیاست‌گذاری به‌ویژه سیاست‌گذاری عمومی را داشتیم ولی رشته یا گرایش تحصیلی اختصاصی برای سیاست‌گذاری رسانه‌ای را بسیار دیر آغاز کردیم و این گرایش مطالعاتی تخصصی بسیار دیر به رشته‌های دانشگاهی ما اضافه‌شده است. به همین جهت این فقر یا ضعف را در حوزه مطالعاتی سیاست‌گذاری تخصصی رسانه‌ای کاملاً در صداوسیما حس می‌کنیم.

او ادامه داد: موضوع سیاست‌گذاری فرق جدی با موضوع سیاست ورزی یا سیاست‌بازی دارد. البته این‌ها با هم مرتبط هستند ولی خیلی وقت است که در کشورهای پیشرو علوم سیاسی با سیاست‌گذاری در درجه اول از نظر آکادمیک و بعد در حوزه اجرا از هم تفکیک‌شده است. قاعدتاً دانشگاه‌ها و پژوهشگاه‌هایی از این دست که قصد ندارند در چاله‌های سیاست ورزی بیفتند و بنا دارند تا نگاهی درست، کامل ، واقع‌بینانه و جامع بیندازند می‌توانند در پایش و پالایش این راه جدید به دور از سوگیری و جناح‌بندی کار خود را انجام دهند.  فایده دیگر این‌چنین جلسات این است که نواقص عرصه سیاست‌گذاری رسانه‌ای در سازمان و بیرون از سازمان–مربوط به سازمان صداوسیما نیست و مربوط به دیگر قوا است ولی آسیب آن به سمت ما هم می‌آید و ما هم در سازمان از آن اثر منفی می‌گیریم – بیان شود.

خیامی با اشاره به دو واژه کلیدی سیاست‌گذاری و سیاست‌گذاری در رسانه ملی که در عنوان نشست هست، اظهار داشت: با توجه به اینکه دوستان ارزیابی را هم به‌عنوان نشست اضافه کرده‌اند فکر می‌کنم لازم باشد تا اطلاعاتی از سیاست‌گذاری و اطلاعاتی در زمینه رسانه ملی داشته باشیم. اگر اطلاعات ما درباره فرایندها، چگونگی، چالش‌ها، مزایای سیاست‌گذاری رسانه‌ای ناقص باشد قاعدتاً گام دوم که تحلیل و ارزیابی است، ناقص صورت می‌گیرد. گاهی اوقات سیاست‌گذاری در کتاب‌ها و مقالات متفاوت تعریف می‌شود. بنابراین ممکن است در تعریف آن اختلافاتی هم وجود داشته باشد.

خیامی در ادامه به بیان تعاریفی از سیاست‌گذاری رسانه‌ای پرداخت و گفت: شاید یکی از قدیمی‌ترین تعارف آکادمیک مربوط به سال ۱۹۷۲ باشد که سیاست‌گذاری را مجموعه‌ای از اصول و هنجارها می‌داند و برای هدایت اخلاق نظام‌های ارتباطی بنیان نهاده شده است. در بعضی تعاریف هم به این اشاره‌شده که ایدئولوژی‌های سیاسی، شرایط اجتماعی و شرایط اقتصادی هر کشور و جامعه نقشی بدیل در سیاست‌گذاری رسانه‌ای دارند و سیاست‌گذاری‌ای که این‌ها را لحاظ نکند، کامل و قابل‌اتکا نیست. از طرفی دیگر برخی‌ها سیاست‌گذاری رسانه‌ای را جزو سیاست‌گذاری عمومی می‌دانند و در تعاریف دیگر هم آن را آموزه‌ای از تجارب گذشته ، مصلحت عامه عمومی و آینده‌نگری رسانه‌ای دانسته‌اند.

او افزود: در مدل‌های گوناگون سیاست‌گذاری از میزان دخالت دولت به معنا حاکمیت در رسانه‌ها به عنوان یک فاکتور و عنصر یادشده است که در اینجا طیفی از صاحب‌نظران درست می‌شوند؛ از کسانی که مدافع این دخالت هستند تا طیفی که طرفدار رسانه‌های آزاد از هرگونه دخالت حاکمیت هستند. در برخی از تعاریف متغیر بودن سیاست‌گذاری رسانه‌ای را هم می‌بینیم و با توجه به محیط پرتلاطم رسانه گفته می‌شود که سیاست‌گذاری رسانه‌ای فوق‌العاده متغیر است. تغییر مداوم در سیاست‌گذاری رسانه‌ای را از این جهت امری طبیعی و مثبت می‌دانند.

خیامی با بیان اینکه وضعیت ، ساختار و جاگیری رسانه صداوسیما در میان نهادهای کشور  از نظر طراحی ساختارش در نظام جمهوری اسلامی تقریباً کم‌نظیر است، گفت: رسانه صداوسیما زیر نظر هیچ‌یک از قوا نیست و در عین حال زیر نظر رهبری است. دولتی نیست ولی حاکمیتی است. اگرچه زیر نظر هیچ‌یک از قوا نیست ولی یک شورای نظارت از قوا باید کار نظارت بر صداوسیما را داشته باشد و این تأثیر جدی در مقوله سیاست‌گذاری رسانه‌ای دارد. از طرف دیگر قانون اداره صداوسیما قانونی بسیار قدیمی است. یعنی شما باید در سال‌های ۵۹ تا ۶۱ سراغ قانون مصوبه مجلس شورای اسلامی را بگیرید. البته تقریباً ۱۰ سال است که در کمیسیون فرهنگی مجلس بازنگری قانون اداره صداوسیما محل گفتگو و رایزنی است. به عبارتی در حال حاضر تنها قانونی که باید مقوله سیاست‌گذاری را از آن اقتباس کنیم مربوط به سال‌های ۶۰ است و بعد از آن قانون مصوبه جدیدی نداریم. رسانه‌ای که گفته می‌شود محیط پیرامونی آن پرتلاطم است و قاعدتاً تغییر مداوم در سطحی از سیاست‌گذاری رسانه‌ای در آن طبیعی است، چگونه می‌تواند از این چالش عبور کند، محل بحث است.

او با اشاره به «نظریه هنجاری» در سیاست‌گذاری رسانه‌ای گفت: بحث نظریه‌های هنجاری موضوع بعدی ما در رسانه ملی است. اگرچه ما حدود ۲۰ سال قبل چارچوب نظری موقتی طراحی کرده‌ایم ولی اگر نظریه هنجاری برای رسانه ملی قائل باشیم که دانشگاه‌ها و حوزه‌های آکادمیک در این زمینه به یک نظر نسبی رسیده باشند و در اختیار ما قرار داده باشند هم نداریم. با توجه به نکاتی که بیان شد، در سازمان صداوسیما در دوره‌های گوناگون مقوله سیاست‌گذاری با قدری تفاوت اشتراکاتی داشته است. هرچقدر آنتن این سازمان بیشتر شده، مقوله سیاست‌گذاری آن هم متفاوت‌تر شده است.

خیامی ادامه می‌دهد: به هر حال مقوله سیاست‌گذاری در سازمان صداوسیما با این جایگاهی که اشاره می‌کنم سروکار داشته است. یکی از آن مقوله طرح و برنامه است، نکته بعدی این که در سازمان صداوسیما شورای معاونین از شورای سیاست‌گذاری منفک شده است. شوراهای تخصصی سومین جایی است که با مقوله سیاست‌گذاری در رسانه ملی سروکار دارد که در برخی از سال‌ها حضورشان پررنگ‌تر بوده است و در برخی کم‌رنگ‌تر. بنابراین ما در سازمان صداوسیما تقریباً حدود ۱۰ شورای تخصصی داریم که به این کار می‌پردازند.

خیامی افزود: به عنوان مثال شورای تخصصی سلامت که هم با سازمان بهداشت و هم با نظام پزشکی همکاری داشته شخصیت‌های حقوقی و حقیقی مقوله سلامت بهداشت کشور به اضافه شخصیت‌های رسانه‌ای در آنجا حضور دارند. این شورا مرتب جلسه تشکیل می‌دهد و آخرین وضعیت بهداشت کشور، مشکلات آن و… به بحث گذاشته می‌شود.

به گزارش شفقنا رسانه، مهدی منتظر قائم، عضو هیئت‌علمی دانشگاه تهران در ادامه با اشاره به سخنان خیامی گفت: اینکه ما بگوییم قانون صداوسیما برای ۳۷ سال پیش است و این را مفروض بگیریم شاید از نظر خودِ صداوسیما اشکالی نداشته باشد چون امری است که به او تحمیل‌شده است. من می‌خواهم این نکات را برجسته کنم تا بگویم الان در شرایطی قرار داریم که نیاز به سیاست‌گذاری سیاست‌گذاری در سازمان صداوسیما داریم. بنابراین صرفاً با سیاست‌گذاری درونی در ساختار سازمانی این سازمان از نظر شأن، جایگاه و عملکرد آینده‌اش قطعاً بهتر از گذشته نخواهد بود و می‌توان پیامبرانه این وعده را داد که آینده بدتری در انتظارش باشد.

او ادامه داد: سیاست‌گذاری خیلی بیشتر از نکاتی است که آقای دکتر نقل کردند. اگر ما آن تعاریف را باز کنیم به ابعاد زیادی می‌رسیم. گاهی می‌بینم که سیاست‌گذاری تمهید ابزار برای رسیدن به هدفی است که ما قبل از رسیدن به آن ترسیمش می‌کنیم. بنابراین شناخت وضع موجود، ترسیم وضع مطلوب، تمهید نقاط قوت و ضعف، طراحی و مطالعه میدان عمل ، فراهم کردن پیش‌نیازها یا بستر حقوقی ، اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و… را هم می‌تواند در سطوح مختلف از فرا سازمان تا سازمان کلان و… در برگیرد.

منتظر قائم توضیح داد: ما با ماشین بسیار بزرگی سروکار داریم که به باور من از آن فرا سازمانش دچار مشکل است و در جای خودش تعریف‌نشده است و این اشکال از سطوح پایین به سمت بالاتر می‌رود و از سطوح بالا یعنی فرا سازمان به سمت پایین‌تر می‌آید و همبستگی و هم‌افزایی بین این مبانی ناکارآمد باعث شده با سازمانی سروکار داشته باشیم که متأسفانه هیکلش به کشتی گیران تنومند می‌خورد ولی به‌هیچ‌وجه توان و مهارت یک کشتی‌گیر مگس‌وزن را هم ندارد. با توجه به آن شأن و جایگاهی که با هر مدلی و با هر رویکرد ایدئولوژیک ما در آن بستر منافع ملی نگاه کنیم برای دو رسانه مهم رادیو و تلویزیون قائل بوده‌ایم و هستیم. علم ارتباطات، سیاست ، فرهنگ و… درهرحال به این رکن از ارکان نیاز دارد تا بتواند جامعه را در این بستر پرتلاطم تکثر ، تضاد ، فزونی و انباشتگی روزافزون در جهان جاری به جهان آینده رهنمود کند. به باور من رسانه خود تولیدکننده خیلی از کارکردها نیست اما در جهان جدید منتقل‌کننده کارکردهای نهادهای دیگر اجتماعی است. یعنی نهاد دین، سیاست، فرهنگ و… دیگر خیلی مستقیم با شهروند رابطه ندارند.

او در ادامه سخنان خود گفت: بخش زیادی از این کارکردهای نهادها از طریق رسانه و یا واسطه ارتباطی در جامعه باید ساری و جاری شود. اگر این واسطه خود در جایش قرار نگرفته باشد، نه‌تنها نمی‌تواند کج کارکردی‌ها، اشتباهات نهادهای دیگر را اصلاح کند بلکه خود تبدیل به کاتالیزوری برای تمام سوء کارکردهای نهادهای دیگر می‌شود. به عبارتی خودش زبان‌بسته‌ای می‌شود که باید قصه‌های ساخته‌شده نهادهای دیگر را بازگو کند. بنابراین انگشت اتهام و نقد در خیلی از جاها به این سازمان گرفته می‌شود در حالی که خودش منعکس‌کننده بوده و آغازگر نیست.

منتظر قائم با بیان اینکه نیاز است تا از سیاست‌گذاری سیاست‌گذاری در صداوسیما شروع کرد،گفت: به باور من سازمان صداوسیما بیش از اینکه تابع شرایط فرا سازمانی‌اش باشد حداقل در ۲۵ سال گذشته باید مسیر خود را درست‌تر تشخیص می‌داد و با فرا سازمان وارد گفتگو می‌شد. تا این احکام و انتظارات غیرتخصصی به او تکلیف نشود تا امروز زیر بار این تناقضات نقشی نتواند تکلیفش را ادا کند و به‌جایی برسیم که غیر از گفتمان سازی و شاخص‌های غلط در بیشتر موارد نتوانیم کارکردی را برای رسانه قائل باشیم.

این استاد ارتباطات  با بیان اینکه باید برگشت و از انتهای فرایند سیاست‌گذاری چید تا به رأس رسید،گفت: باید اثرات، کارکردها و… را تعریف کنیم و بعد برگردیم بگوییم ما در چند سال آینده در آن مدل آرمانی و هنجاری‌مان چه نقشی برای صدا، سیما، صوت، تصویر و…  قائل هستیم و آن را با وضعیت موجودمان مقایسه کنیم و بعد بگوییم اگر این فرایند سازمانی و تولیدی ما به این منتهی شده که با آن انتظار و نقشمان فاصله پیدا کردیم، باید آن را در قالب محتوا، خبر، ژانرها و… تغییر کمی یا کیفی ایجاد کنیم تا بتوانیم هدفمان را بیشتر محقق کنیم. برای اینکه ما بتوانیم این تغییر را در محتوا و ارکان محتوایی ایجاد کنیم نیاز داریم تا مؤلفه‌های سازمانی را دست‌کاری کنیم.

او ادامه داد: از طرفی هم ما باید برگردیم و برای داشتن چنین سازمانی، فرا سازمان را هم با خودمان همراه کنیم. به باور من متأسفانه چون سازمان صداوسیما نتوانسته در ۲۵ سال گذشته تکلیف کلان خود را خوب درک کند، رکن چهارم بودن یا همراهی را پذیرفته و اتفاقاً به این کار هم افتخار کرده است و به باور من این اشتباه از سال ۷۲ شروع‌شده است. از وقتی‌که قانون ممنوعیت ماهواره تصویب شد و بودجه ویژه‌ای تحت عنوان مبارزه با تهاجم فرهنگی به سازمان صداوسیما اختصاص پیدا کرد، سازمان صداوسیما درک کرد که می‌تواند و وظیفه دارد تا در جهان آینده بیش از آن نیروهای سخت نقش داشته باشد ولی به باور من هیچ‌وقت نتوانست به‌طور کامل این جایگاه را به‌صورت تخصصی تعریف کند و به‌جای اینکه از همان سال ۷۲ توسعه کیفی را مبنای عملش قرار دهد به دنبال توسعه کمی حرکت کرد.

منتظر قائم با بیان اینکه یکی از  مهم‌ترین مشکلات سازمان صداوسیما تعریف‌نشده بودن رابطه‌اش با فرا سازمان است، گفت: ما هنوز در دام تعارفات و اصطلاحات شعاری و گفتمان سازی بدون مدل و نظریه گیر می‌کنیم. آقای دکتر به چند نکته اشاره کردند. ما هنوز مدل هنجاری نداریم ولی برای صداوسیما شعار رسانه ملی درست می‌کنیم. ما هنوز مدل هنجاری نداریم ولی می‌گوییم قوه چهارم و… . به عبارتی انشای شخصی می‌نویسیم و انتظار داریم عقول جامعه، پرسنل سازمان، منتقدین و… پیرو این شعار باشند. بنابراین ما برندینگ را خیلی خوب انجام می‌دهیم ولی درون این برندینگ نمی‌توانیم اعتبار واقعی برای تولیدکننده و محصولمان ایجاد کنیم. رابطه سازمان با فرا سازمان یعنی رابطه سازمان صداوسیما با نهاد رهبری. به باور من ما از سطح تعارفات و گفتمان سازی‌های ایدئولوژیک بسیار عبور کردیم.

او ادامه داد: من چند جایی گفتم که سازمان صداوسیما یک وسیله سازمان یاغی است. چون خودش را حامی نشان می‌دهد ولی در عمل رفتار و نتایج رفتارش به ضرر ارزش‌ها و آرمان‌هایی است که خودش ادعای دفاع از آن‌ها را دارد. وقتی شکاف بین گفته و عمل ایجاد می‌شود آن را با شعار هرچه بیشتر و با نزدیک کردن خود به حاکمیت پر می‌کند. بنابراین اگر گفته می‌شود سازمان صداوسیما قوه چهارم است آن را پس نمی‌زند، بلکه از این حجابی که بر روی منافع سازمانی‌اش ایجاد می‌شود خوشحال می‌شود.

منتظر قائم با اشاره به سخنان خیامی و رابطه صداوسیما با قوه‌های سه‌گانه و شورای نظارت گفت: رابطه سازمان صداوسیما با قوه‌های سه‌گانه و شورای نظارت که فرمودند بسیار آشفته است. به هرحال خود شورای نظارت و سه قوه‌ای که در آن سازمان نماینده دارند در خفا بسیار بیشتر و در آشکار –در مواقع حساسی که دولت ناهم‌سو با صداوسیما دارند- نتوانستند با سازمان صداوسیما تعامل سازنده و پایداری داشته باشند.

او ادامه داد: مشکل دیگر صداوسیما این است که سازمان صداوسیما به عنوان نماینده و مدیریت انحصاری صداوسیما، صوت و تصویر ، رادیو و تلویزیون در جامعه ما رابطه‌اش با نهادهای دیگر اجتماعی به‌شدت تعریف‌نشده است و بخشی از آن هم به قانون نحوه اداره آن در سال ۶۱ برمی‌گردد. رابطه سازمان صداوسیما با فرهنگ، سیاست، اقتصاد و سایر نهادهای اجتماعی و در سطوح پایین‌تر نقش صداوسیما در درون خانواده ارتباطات و رابطه‌اش با رسانه‌های دیگر اجتماعی هم تعریف‌نشده و هیچ‌وقت هم عملیاتی نشده است. یکی از اهداف بلند سیاست‌گذاری این است که ما سازمان و یا موضوع سیاست‌گذاری‌مان را بتوانیم در بستر کلان‌تر آن ببینیم. ما هنوز نمی‌توانیم به لحاظ نظری و در میدان عمل رابطه روشنی بین صداوسیما با عرصه اقتصاد، فرهنگ و… قائل شویم و این خود را گاهی در عدم هم‌افزایی ، تعاون و تعامل مشترک مبتنی بر  منافع ملی صداوسیما با سینما، مطبوعات و سایر عرصه‌ها نشان می‌دهد.

این استاد ارتباطات افزود: به عقیده من رابطه صداوسیما با عرصه سیاست بسیار آشفته است. شاید منِ معلم در میدان نظریه بیش از دوستان وارد عمل می‌شویم. توجه کنید که ارتباطات مانند سیاست یک‌نهاد است. وظیفه سیاست هماهنگی بین نیروهای اجتماعی است نه سلطه پیدا کردن بر سایر نهادهای اجتماعی. نهاد ارتباطات باید مهم‌ترین وظیفه خود را حفظ استقلال بداند نه ذیل یک‌نهاد دیگر وارد شدن. نظام تولید در صداوسیما بسیار قدیمی است. نظامی است که مبتنی بر ساختار کنترلی چندلایه و از بالا به پایین چیده شده است.

منتظر قائم با انتقاد از ساختار سازمانی صدا و سیما  ادامه داد: این نظام تولید باید با برون سپاری و حمایت از تشکل های صنفی وحرفه افقی در بین پرسنل و نهادینه کردن قواعد خلاقیت و بسیاری از مکانیسم های دیگر پیش برود نه با تکیه بر وفاداری چه ایدئولوژیک چه سازمانی.پرسنل سازمان صدا و سیما به هیچ وجه نماینده کل ملت به لحاظ سنی، جنسیتی، قومی و رویکرد سیاسی نیست. سیاست های استخدامی در صدا و سیما خیلی از اوقات، علیه نقش و کارکرد دموکراتیک سازمان عمل کرده است.

او افزود: هر چند همه این نقدها به صدا و سیما برنمیگردد. بسیاری از انتقادها متوجه نهادهای دیگر اجتماعی و سو کارکردهایی است که آنها داشته اند. ولی بنده معتقدم  صدا و سیما به جای اینکه کانالی برای انتقال این سوکارکردها بشود باید سیاست گذاری  درستی انجام می داد و متاسفانه اینجا دچار اشتباه شده است .سطح دانش و ارتباطی ما و تخصص های مرتبط با ارتباطات در ایران متاسفانه با هویت و ارزش های ملی ما بسیار فاصله دارد . مثلا دانشگاه ها آن عملکردی که برای تربیت نیروی انسانی باید  داشته باشند را ندارند، هر چند مشکلات و بحران های خاص خود را دارند کما اینکه بخش های آموزشی هنری ما هم هنرمندان فاخری تولید نکرده اند.

این عضو هیئت علمی با اشاره به ضرورت برنامه ریزی مجدد در سازمان صدا و سیما گفت: سازمان صداوسیما در بهره گیری از بهترین نیروهای ممکن در جامعه و حتی از منابع جهانی آن باید  اقداماتی را انجام می داد که در این جا هم کوتاهی کرده است. ما اگر معتقدیم با یک سازمان بسیار مهم ،اثرگذار ،شریف، ستون فقرات جامعه سروکار داریم ،باید برای پیش بردن اهداف آن، خشوع و خضوع بیشتر و  برنامه ریزی خیلی جدی تری و دقیق تری داشته باشیم . یک نکته عالمانه اگر بتوانیم از دهان دشمنان مان دربیاوریم ،باید از آن استفاده کنیم.

او افزود: ما اگر یک ذره سرمایه ارتباطی سازمانی و تخصصی را که درون سازمان داریم به خاطر منافع فردی و مالی فردی اتلاف نکرده بودیم الان در جای بهتری بودیم.چون وظیفه صداوسیما را سنگین می دانم،چنین سخنان  سختگیرانه ای  را می گویم.یکی از بزرگترین اشکالات مفهومی در سیاست گذاری سازمان صدا و سیما در ۲۵ سال گذشته، قایم شدن پشت عدد و رقم به نام توسعه کمی بود .شاخص های کیفی ویژگی هایی  دارند که باعث می شوند  ما در چنبرهای بین الاذهانی گیر بیافتیم، اما شاخص های کمی می توانند توجیه ایجاد کنند برای بودجه گرفتن برای استخدام واگذاری اثر گذاری به کمیت.باور من این است  آغاز سیاست گذاری آتی صداوسیما بازتعریف شاخص های توسعه کیفی است.

در ادامه رئیس مرکز طرح و برنامه سیما با واکنش به انتقادات منتظر قائم گفت: سازمان صدا و سیما بخشی از جامعه و نهادهای اجتماعی است. مگر رابطه نظام فرهنگ با اقتصاد مشخص است؟!که حالا انتظار روشن بودن سازمان را با حوزه های دیگر داریم؟ در این چند دهه، همه باهم جلو آمده‌ایم! وضع بازار، دانشگاه و اقتصاد در کشور همانند صدا و سیما نقاط ضعف و قوتی دارد.اتفاقا چون سازمان های رسانه ای را سازمان های میانجی می دانند  اگر در سایر ساحتها، ارتباطات اشکالاتی داشته باشد محل بروز اش آنجا می شود.برای همین بیشتر آسیب را رسانه ها می بینند چون رسانه نهادی میانجی میان نهادهای فرهنگی است مثلا نهاد دین، نهاد خانواده نهاد نظام و حاکمیت .

او افزود: حوزه علمیه و دانشگاه ها و احزاب  ما هر کدام شرایط خاص خود را دارند . در آنجا چون رسانه میانجیگر است آسیب پذیری آن بیشتر است خصوصا که عملکرد آن بیش از هر قوه، احزاب و گروه در معرض است.برای همین برخی اشکالات به آن وارد است برخی اشکالات دیگر به آن وارد نیست.بله قبول داریم ارتباط میان شورای سیاست گذاری با سازمان ،در بخش هایی روشن است و بخش دیگر آن روشن نیست .سازمان صدا و سیما اگرچه بیشترین تعامل را با همه ارکان جامعه از بالاترین تا پایین ترین سطح دارد ولی قبول دارم  ما بیشترین از اینها هم می توانستیم ارتباط داشته باشیم.

این رئیس مرکز در ادامه با اشاره به برنامه های سازمان برای تقویت رویکردهایش گفت:  ما تقریبا هر دو هفته یکبار از اساتید دانشگاه و حوزه دعوت می کنیم  تا به سازمان بیایند و از آنها خواهش می کنیم بر روی  مقولاتی چون ارتباطات برون سازمانی  بیشتر ممحض شوند .ولی حتما همانطور که اشاره شد در دانشگاه های ما فقر نظری و مبانی فقه نظری در حوزه رسانه داریم اما رسانه اهل حرکت است و نمی توان منتظر نظریه پردازی دانشگاه و حوزه بود.

او افزود: برای همین مشکلات فراسازمانی بر سازمان اثر می گذاردهر چند درون سازمان هم مشکلاتی داریم که باید تلاش کنیم آنها را رفع کنیم مثلا در درون سازمان این صحبت آقای منتظر قائم درست است که فرآیند یا نظام تولید در صدا و سیما باید بازنگری شود این فرایند شامل ایستگاه هایی است از ایده گذاری تا پخش و پس از آن یعنی نظارت و بازخورد،اثر سنجی .این چرخه اگر چه حلقه هایش هنوز موجود است برخی از این حلقه ها مرتبط با هم نیستند.ما این اشکال را تشخیص دادیم که فرآیند تولید نیاز به بازنگری دارد.

خیامی با اشاره به مشکلات درون سازمانی توضیح می دهد: از سال ۹۳ یک اشکال به صورت جدی تشخیص داده شده و بر روی این مقوله کماکان کار می کنیم که نظام بودجه ریزی با نظام برنامه ریزی محتوایی متناسب نیست و این یک اشکال مهم است. در حال حاضر وسط باز نگری در این ساختار هستیم ما به بودجه ریزی بیشتر از برنامه ریزی بر روی محتوا اهمیت می دهیم .یا مثلا فرآیند ترجمان رسانه ای سیاست هاست که بازنگری در این بخش بسیار پیچیده است .که بر روی این هم کار کردیم چرا که ۴۰ درصد این کار بر عهده برون سازمان و ۶۰ درصد آن درون سازمانی است .
او در ادامه با اشاره به امتیازهایی که صدا و سیما دارد ،بیان کرد:نقد زمانی درست است که همه بخش ها به صورت جامع دیده شود ما امتیازهایی هم داریم یکی از نقاط قوت این است که ما یک تیمی در سازمان داریم که ۴ سال است تقریبا بیشتر رسانه های جهان را مطالعه کرده اند  خوشبختانه بسیاری از این مطالعات ما به صورت کتاب هم چاپ شده است .دیگر اینکه ،ما زیر نظر رهبری نظام هستیم و زیر نظر هیچ کدام از قوای سه گانه نیستیم این یک امتیاز برای سازمان است ممکن است. کسانی بگویند در اینجا اشکالاتی وارد است ما در عالم اجتماعی صحبت می کنیم و هیچ امر مطلقی وجود ندارد ولی حتما مزایای آن بر معایبش می چرخد .

او افزود: سازمان صداوسیما همچنان قدرت آیین سازی دارد مثلا از روز مادر و جشن عاطفه ها گرفته تا شب یلدا و پیاده روی اربعین. خب این قدرت در مقاطعی بیشتر و در مقاطعی کمتر شده است ولی باید این فرصت را در جریان سیاست گذاری ببینیم.از طرفی دیگر  رشد فضای مجازی و حضور شبکه های اجتماعی را برای صدا و سیما مهم می دانم. ما چند دوره سیاست گذاری رسانه ای داریم  ولی در جدیدترین دورانی که در آن هستیم، وجود فضای مجازی را جزء امتیاز خود می دانیم.امتیاز دیگر تجارب جهانی است، بله ما مبانی آنها را قبول نداریم ولی دخالت ایدئولوژیک در سیاست گذاری را غیر علمی نمی دانم .ما مجموعه از ضعف ها و امتیاز های خود را شناسایی کردیم.

در ادامه منتظر قائم در واکنش به صحبت های خیامی توضیح داد: من هم معتقد نیستم که دخالت ایدئولوژیک در سیاست گذاری کاری غیر علمی است چون جامعه انسانی می تواند غیر ایدئولوژیک باشد اما بحث این است که ما چه نوع ایدئولوژی را با چه گزاره هایی قرار دهیم ما به جای آنکه اول تولید کنیم بعد به فکر ترجمان باشیم یا اول مدیریت ها را طبق ایدئولوژی انتخاب کنیم بعد بگوییم این مدیریت را آموزش داد ،در مواقعی برعکس عمل می کنیم.

او با اشاره به وضعیت پست های مدیریتی در سازمان صدا و سیما توضیح داد:مدیرها بر اساس ایدئولوژی انتخاب می شوند بدون اینکه  در میدان عمل محک تجربه خورده باشند خب این عامل بعد از چند سال به شکاف بین نیروی انسانی  در لایه های مدیریتی می رسد .در آنجا به جای اینکه گفت و گوی بین الاذهانی شکل بگیرد تا ما با هزینه کمتر در مدت زمان کوتاه تری به همان ترجمان و قاعده گذاری برسیم به یک آیین نامه کوچک تر در صدا و سیما یا قانون کلان اش در سطح کشور می رسیم که خودش یک معضل می شود . الان شما اگر بخواهید قانون تخصیص بودجه را دستکاری کنید عین قانون کلان صدا و سیما ۳۰ سال طول خواهد کشید یا اگر چیزی بر روی کاغذ نوشته شود در لایه های مدیریتی هزار و یک راه فرار پیدا می کنند که آخرش عملیاتی نشود.

این استاد دانشگاه انتقاد کرد: سنت های مدیریت در سطح کلان تا خرد در سازمان صدا و سیما حداقل  باید به صورت درجه ای دگرگون شود این روش حرکت مان با سرعت و شتاب  یا نسبت هزینه و فایده ای که دارد در آینده متداوم نخواهد بود .من نمی توانم صدا و سیما ده سال آینده را بر اساس مسیری که در این سی سال گذشته در جایی بهتر از امروز پیش بینی کنم شرایط به جایی رسیده که ما باید چند تغییر جدی را در همان گلوگاه ها و نقاط حساس ایجاد کنیم.

او با توضیح درباره بخش های مهم صدا و سیما که نیاز به تغییرات جدی دارند ،گفت: یکی از آن گلوگاه ها مفهوم خلاقیت است می دانم در حوزه سیاست گذاری بر روی خلاقیت مطالعاتی شده است ولی در بخش مطالعاتی تا عملیاتی شدن خلاقیت فرصت کمی داریم .خلاقیت باید در بودجه خودش را نشان دهد در نظام داوری هم همینطور .حتی من این واژه را در تعریف ارتباطات افقی پرسنل هم ضروری می دانم. ما باید بی اعتمادی به بدنه تولید کننده را به پایان برسانیم با اعتماد به نیروهای تولید کننده و اتفاقا به تقویت نظام نظارتی پیش و پس از پخش برگردیم در  نظام تولید مان باز اندیشی کنیم، ارکان آن نیاز به مهندسی دارد .وفاداری ایدئولوژیک به معنای محدود اگر در تخصیص باکس های کاری ،بودجه و پست به اندازه ای که در ۱۵ سال گذشته بخواهد اعمال شود سازمان امکان حرکت به سوی آینده را نخواهد داشت.

منتظر قائم افزود:متاسفانه انتخاب پست های مدیریتی در سازمان خیلی هم مبتنی بر میزان افزایش تخصص در جامعه و خود پرسنل صورت نگرفته  است غیر از موارد خاصی.در سازمان بیشتر وفاداری است که مدیریت را تعیین می کند تا آن تخصص.بپذیریم تعاریف پایه ما از فهم، دانش و ادراک مخاطب  بسیار محل تردید است .

 

انتهای پیام

media.shafaqna.com

شفقنا در شبکه های اجتماعی: توییتر | اینستاگرام | تلگرام

پاسخ به این نظر

Please enter your comment!
Please enter your name here