زمان انتشار : ۱۶ مهر ,۱۳۹۷ | ساعت : ۱۱:۳۹ | کد خبر : 474902 |

تحلیل‌های دوشنبه را بخوانید/واکنش متفاوت روزنامه‌ها به تصویب «FATF»

شفقنا رسانه- بالاخره لوایح مرتبط به FATF بعد از ماهها جدل و به تأخیر انداختن روز یکشنبه از مجلس گذشت و به مرحله‌ی بعد وارد شد. موضع روز گذشته(اینجا) روزنامه‌ها هم تقریبا تکرار شد. روزنامه‌ها با گرایش اصولگرایی-صبح نو، رسالت، قدس، کیهان، جوان و وطن امروز تقریبا همه این جمله ظریف را که گفته بود برای حل همه‌ی مشکلات تضمینی نیست اما بهانه‌ای هم به دست آمریکا نخواهیم داد، به محور تیتر یا اجزای آن تبدیل کردند و عکسی از ظریف با ترکیب «تضمین نمی‌دهیم»در صفحه اول خود تکرار کردند. وطن امروز دو تیتر برای این مطلب انتخاب کرد در بالای صفحه از «عابر باج!» نوشت که احتمالا معنایی درون تحریریه‌ای دارد و حتی با خواندن متن گزارش هم مشخص نمی‌شود معنی آن دقیقا چیست. حتی اگر فرض بگیریم بر وزن «عابربانک» این تعبیر ساخته شده است، و به خاطر بعد مالی و بانکی این لوایح و استدلال‌های منتقدان FATF روزنامه این لایحه را به «عابرباج» تشبیه کرد؛ باز هم تیتر خوبی نیست. بویژه این که کنار عکس علی لاریجانی رئیس مجلس چنین تیتری می‌تواند معنای دیگری هم داشته باشد وقتی تیتر روز گذشته این روزنامه، تصویب شدن یا نشدن این لایحه را «آزمون آقای رئیس» دانسته بود(اینجا). فرهیختگان هم تصویب این لوایح را «تصویب برجامک» خواند و سیاست روز با تعبیر «ترسوها» برای موافقان پیوستن به FATF نوشت: «ترسوها به بهشت نمی‌روند» در زیر آن هم مجموعه‌ای از نقل‌قول‌های موافقان و مخالفان را آورد.

روزنامه‌های میانه یا با گرایش اصلاح‌طلبی-شرق، خراسان، جمهوری اسلامی، ایران، آفتاب یزد، اطلاعات، قانون، همشهری، همدلی و هفت‌صبح– هم در تیترها نه چندان هیجان‌زده از تصویب لوایح FATF استقبال کردند و آن را «رای به شفافیت مالی» یا «مقابله با تروریسم» دانستند و در مواردی بیشتر آن را گذر به مرحله‌ای دیگر دیدند و نتیجه را چندان قطعی گزارش نکردند. سازندگی عکس خوب و متناسب با ایده‌اش درباره‌ی نقش علی لاریجانی، رئیس‌ مجلس شورای اسلامی در جریان اتفاقات روز گذشته برای تصویب FATF انتخاب کرد و از «روز لاریجانی» نوشت. نگاهی کاملا متفاوت با آنچه وطن امروز در طیف روزنامه‌های منتقد از او ارائه کرد. ضعیف‌ترین پرداخت تیتر و تصویر را آرمان امروز کار کرد؛ روزنامه با ترکیبی بی‌کیفیت از تصویرهای دوربُر شده از «استقبال جهانی از رای مجلس» نوشت که بی‌نکته و صرفا هیجان زده است.

حسین شریعتمداری مدیرمسئول کیهان در یادداشت «نکته» در واکنش به نقل‌وقول‌های دولتی‌ها و مجلسی‌ها نوشت: «…اما بخش دیگر سخنان دیروز آقای ظریف خسارت‌بارتر از آن است که قابل تصور باشد! ایشان در بخش دیگری از سخنان دیروز خود در جلسه علنی مجلس که به بررسی لایحه مبارزه با تامین مالی تروریسم (CFT) -یکی از لوایح زیر‌مجموعه FATF- اختصاص داشت گفته‌اند؛ «‌نه من و نه آقای رئیس‌جمهور نمی‌توانیم تضمین بدهیم که با پیوستن به CFT مشکلات ما حل خواهد شد. اما می‌توانیم تضمین بدهیم با نپیوستن به این لایحه، آمریکا بهانه مهمی را برای افزایش مشکلات ما پیدا خواهد کرد»! مفهوم دیگر سخن آقای ظریف این است که پیوستن به CFT برای حل مشکلی است که آمریکا با آن روبروست و نه مشکلات کشورمان! آمریکا از این سخن وزیر خارجه کشورمان چه پیامی را دریافت می‌کند؟ آیا به این نتیجه نمی‌رسد که هرگاه علیه ایران اسلامی بهانه‌ای بتراشد، وزارت خارجه ایران به جای مقابله با آن، همه تلاش و توان خود را به کار می‌گیرد و مجلس و دولت را به خط می‌کند تا مشکل پیش‌آمده برای آمریکا را برطرف کند؟! دقیقا مانند اینکه دشمن در میدان جنگ به آرایش نظامی ما اعتراض کند و ما برای کسب رضایت دشمن-یا به قول آقای ظریف برای اینکه بهانه را از دست دشمن بگیریم!- آرایش نظامی خود را آنگونه که دشمن خواسته است تغییر بدهیم!برای نگارنده طرح این پرسش از آقای ظریف سخت و ناگوار است ولی از آنجا که پای مصالح نظام در میان است و با این تلقی که جناب ظریف از تبعات‌سوء و فاجعه‌بار اظهارات خود با‌خبر نبوده‌اند، چاره‌ای جز طرح این پرسش باقی نمانده است و آن اینکه؛ آقای ظریف، برادر بزرگوار، شما وزیر خارجه ما هستید یا مسئول رفع مشکلات آمریکا؟!»

ایران هم در سرمقاله متنی درباره‌ی مخالفان FATF نوشت و در بخشی از آن تاکید کرد: «…بدتر از همه عصبانیت مخالفان است که یک مسأله را تبدیل به یک بازی صفر و یک و به قول معروف ناموسی کردند! به همین علت است که وقتی متوجه شدند لایحه رأی آورد، یکی از آنان آن را پاره کرد و به سوی رئیس مجلس پرتاب کرد. درست مثل اقدامی که طرفداران احمدی‌نژاد در آتش زدن حکم بقایی جلوی سفارت بریتانیا!! انجام دادند. این کارها خلاف بدیهیات سیاسی است و نشانه نداشتن منطق و نیز عصبانیت شدید است. ۶- چند صد نفر که به طور معمول خود را تحت پوشش دانشجو درمی‌آورند و بعضاً از فرط کهولت سن با عصا راه می‌روند، جلوی مجلس تجمع کردند و با سر دادن «عزا عزاست امروز»! معلوم نکردند که صاحب عزا کیست؟ ولی حضور همین افراد بهترین نشانه بر بی‌منطق بودن کار مخالفان است. چرا که همه می‌دانند هیچ‌کس اجازه ندارد که حتی یک تظاهرات آرام در دفاع از FATF برگزار کند و بسرعت پراکنده یا بازداشت خواهند شد، همین رفتار و موقعیت تبعیض‌آمیز آنان بهترین دلیل برای ذیحق نبودن آنان است. آنان اگر اندکی حریت داشتند متوجه می‌شدند که حضور آنان جلوی مجلس و شلوغ کردنشان، بیش از آنکه ناشی از حق آنان برای ابراز عقیده و نظرشان باشد، متأثر از نوعی تبعیض شدید است که آنان را مجاز به چنین حضوری می‌کند. این همان تبعیضی است که FATF می‌خواهد آن را در حوزه مالی از میان ببرد و اجازه ندهد که فقط طرفداران پولشویی تظاهرات کنند، بلکه برای همه مردم و در هر موضوعی امکان اظهارنظر و تجمع باشد. سقوط آزاد سیاسی از خیلی وقت پیش آغاز شده است، اینها فقط نمونه‌هایی از زمین خوردن آن است.»

خراسان که این روزها به نظر می‌رسد در میانه‌ی موافقان و مخالفان لوایح FATF ایستاده است، در یادداشت روز از «یک خطای راهبردی» در تحلیل‌های مربوط به ارتباط این لوایح با بالا و پایین شدن قیمت ارز نوشت و توضیح داد: «…عامل اصلی افزایش قیمت دلار طی هشت ماه گذشته، سیاست ها، برنامه ها، اقدامات و بخشنامه های بانک مرکزی و وزارتخانه های اقتصادی دولت بوده است. مسلم است که اگر در هر کشوری ، تقاضا تحریک و در مقابل عرضه محدود شود، بازارهای رسمی بسته شود، از ابزارهای پولی و بازار سرمایه به درستی استفاده نشود، نظارت و کنترل صحیحی بر شرکت های دولتی صادر کننده صورت نگیرد، موضع گیری ها و سخنان نسنجیده توسط مدیران پولی به طور متعدد انجام شود، اطلاع رسانی دقیق و شفاف صورت نگیرد، سیستم مبارزه با فساد و رانت ارزی مختل باشد و در نهایت سرمایه اجتماعی دولت کاهش یابد، قطعا ارز افزایش خواهد یافت به خصوص که آن کشور در معرض تهدیدات اقتصادی خارجی باشد و وجود یک قرارگاه فرماندهی منسجم و هماهنگ با دیگر قوا در بدنه دولت ضرورت می یابد و طی این هشت ماه، شاهد این امر ( به جز طی هفته های اخیر) نبوده ایم. حتی موافقان و برخی کارشناسان و مدیران دولت و بانک مرکزی نیز به این خطاهای در تصمیمات و اقدامات اذعان دارند و بهترین دلیل بر ضعف دولت و بانک مرکزی در کنترل قیمت ارز ، برکناری رئیس سابق بانک مرکزی، دستگیری معاون ارزی آن و استیضاح وزیر اقتصادی است. و اما کاهش قیمت ارز نیز از ۷ مهرماه جاری،عمده دلیلش، اقدامات خوب و هماهنگ دولت و بانک مرکزی و دیگر قواست. باز گذاشتن دست بانک مرکزی در استفاده از ابزارهای در اختیار برای بازارگردانی و کنترل بازار ارز، بازگرداندن ظرفیت صرافی ها، تامین ارز مورد نیاز توسط بانک های عامل، ارائه تسهیلات برای ورود سرمایه خارجی ، شفافیت در اعلام شرکت های دریافت کننده ارز دولتی، اطلاع رسانی هماهنگ و تک صدایی در دولت و قوای دیگر، تسهیل در خروج کالا از گمرک ، افزایش نظارت و بازرسی بر فرایندهای مرتبط با ارز و… از اقدامات و سیاست هایی است که موجبات کاهش قیمت ارز را فراهم آورد و بعد از این هم ادامه همین روال می تواند در روند کاهش نرخ ارز موثر باشد. هرچند اقتصاد یک امر خطی نیست و دیگر مسائل فرهنگی، اجتماعی، سیاست خارجی و به ویژه رسانه در تعیین شاخص های کلان اقتصاد کشور تاثیر گذار است اما در مسائل اخیر، قطعا سهم سیاست ها و اقدامات و تدابیر داخلی به مراتب بیش از دیگر علل است و اصولا قبول کردن تاثیر پذیری اقتصاد از عوامل خارجی و بی تاثیر دانستن عوامل داخلی، بر خلاف سیاست های اقتصاد مقاومتی است ضمن آن که واقعیت هم این نیست…»

دو موضوع دیگر هم امروز به روزنامه‌ها آمدند. یکی ابهامات قتل روزنامه‌نگاری از عربستان سعودی در کنسولگری این کشور در ترکیه که به واسطه‌ی اطلاع‌رسانی نامزدش بعد از ورود به این محل و ناپدیدشدن او به رسانه‌ها آمد و با پیدا شدن جسد مثله شده او در اطراف استانبول ماجرا ابعاد دیگری پیدا کرد. روزنامه‌‌های جوان، هفت صبح، حمایت و اعتماد از جمله روزنامه‌هایی بودند که تیترهای اصلی خود را به این موضوع اختصاص دادند. جمهوری اسلامی هم در سرمقاله با تیتر «دوستان نادان ترامپ» از روند وقوع این جنایت که متهم اصلی آن حکومت عربستان سعودی به نظر می‌رسد، ابراز تعجب و تحلیل کرد: «…احتمال قوی‌تر اینکه شاید بر اثر فشار دولت و رسانه‌های ترکیه قرار بر بازرسی احتمالی درون کنسولگری بوده و صلاح بر این دیده شده که پیکر مثله شده جمال قاشقچی به حومه شهر اسلامبول فرستاده شود تا بلکه مسئله صورت و ابعاد دیگری پیدا کند و از کنسولگری رفع محاصره شود! واقعیت امر هرچه باشد، سعودی‌ها دچار بحران تازه‌ای شده‌اند و قتل فجیع قاشقچی را به هر کسی نسبت دهند، در صدر فهرست متهمان اصلی قرار دارند که چگونه ممکن است فردی برای ثبت ازدواجش به کنسولگری عربستان وارد شود ولی عملاً با پای خودش وارد قتلگاهش شده باشد و روزهای بعد، پیکر تکه پاره شده آقای داماد از حومه اسلامبول پیدا شود؟ دربار فاسد سعودی پس از کودتای داخلی بن سلمان علیه سایر شاهزادگان دچار سردرگمی و آشفتگی فراوانی شده و بن سلمان هم از جنون قدرت رنج می‌برد. او هر کاری می‌کند که جانشین بلامنازع ملک سلمان پادشاه فرتوت و از کار افتاده عربستان شود به زیانش تمام می‌شود. کسی چه می‌داند؟ شاید فردا کاسه صبرش لبریز شود و همین بلا را بر سر پدر هم بیاورد! دوستان نادان ترامپ، ظاهراً گوی سبقت را در بلاهت و نادانی از هم ربوده‌اند.»

محمد مرندی هم در اعتماد با اشاره به سابقه‌ی آشنایی با «جمال خاشقجی» و ابراز تاثر از آنچه برای او اتفاق افتاد، نوشت: «…ایشان هیچ‌وقت هتاکی نمی‌کرد و همواره بحث‌ها محترمانه ادامه پیدا می‌کرد. هرچند که من هیچگاه حرف‌های ایشان را نپذیرفتم و او نیز علاقه‌ای به من نداشت ولی رفتار و منش خاشقجی متفاوت با سایر هم‌کیشان خود بود. او زمانی که سرسختانه از سعودی‌ها دفاع می‌کرد به نسبت سایرسعودی‌ها و اماراتی‌ها تلاش داشت تا حرف خود را به نحوی منطقی بیان کند. اولین‌باری که خاشقجی به دردسر افتاد در واقع به خاطر شخص آقای ترامپ بود. زیرا ایشان یک سخنرانی علیه آقای ترامپ در امریکا انجام داد و بلافاصله محمد بن سلمان و حکومت عربستان به وی یک اخطار جدی داد و دیگر اجازه نداشت از توییتر و شبکه‌های اجتماعی استفاده کند و همچنین دیگر اجازه نداشت مقاله یا سرمقاله‌نویسی کند. مدتی صحبت نکرد، اما من بازهم او را در کنفرانس‌‌ها دیدم و بازهم از حکومت سعودی دفاع می‌کرد. پس از بازداشت‌هایی که در عربستان صورت گرفت ایشان از عربستان رفت اما اجازه خروج به خانواده را ندادند و رفته رفته شروع به انتقاد از سیاست‌های عربستان کرد. اما انتقادهای او تند و ضد حکومت نبود. حتی در مواردی از محمدبن سلمان دفاع می‌کرد. آخرین مناظره تلویزیونی که من با ایشان انجام دادم در شبکه RT روسیه بود و تلاش می‌کرد تا از سعودی‌ها دفاع کند اما در عین حال انتقادهای محدودی را مطرح می‌کرد. از همین رو این اتفاق برای ایشان بسیار عجیب است. حتی باورکردنی نیست که سعودی‌ها چنین کاری را با آقای خاشقچی انجام دهند و با هیچ منطقی همخوانی ندارد. بالاخره نشان می‌دهد که جنس حکومت سعودی شبیه رفتارهایی است که القاعده و داعش از خود بروز می‌دهند…»

روز جهانی کودک هم یکی از موضوعاتی بود که روزنامه‌های ایران، همدلی، قانون و همشهری به آن پرداختند. همشهری هم عکس خوبی انتخاب کرد و هم رویکرد درستی در تولید مطلب ترکیبی از مشکلات و ظرفیت‌ها بود. خوب است همه‌ی موضوعات را با نگاه همه‌جانبه ببینیم؛ حتما مهم است روزنامه‌نگاری امروز به دنبال راه‌حل‌ها و بهتر شدن شرایط زندگی اقشار مختلف باشد اما توجه به وجوه مثبت دوران کودکی و داشتن اوقات خوب و شاد با بچه‌ها هم بخشی از زندگی است که نباید نادیده گرفته شود. تیترهای «رویای پایان رنج کودکان» یا «کودکان در جستجوی روشنایی» در قانون و همدلی همین رویکرد بیشتر تلخ را بازتاب می‌دهد که بخشی از واقعیت است نه همه‌ی آن.

جوان در یکی از تیترهای فرعی گزارشی درباره‌ی برگزاری آزمون ورود به دانشگاه‌های ترکیه در ایران نوشت که می‌توانست با اطلاعات دقیق‌تر و مصاحبه‌های بهتری تقویت شود اما از این منظر مهم است که روزنامه تلاش کرده رویکرد نسبتا جدیدی به موضوع بازگشت بعضی از دانشجویان خارج از کشور به دانشگاه‌های ایرانی انتخاب کند. در بخشی از متن آمده است: «…در مقابل ورود آسان به دانشگاه‌های ترکیه باعث می‌شود دانشجویان ایرانی کشور همسایه ترکیه را برای دور زدن کنکور و بازگشت به کشور برای ادامه تحصیل در رشته‌ها و دانشگاه‌های پرمخاطب انتخاب کنند و با این کار هزینه دور زدن کنکور حتی برای پولدار‌ها هم کاهش پیدا کند. چنانچه طبق آمار مؤسسه‌ای که با «جوان» گفت‌و‌گو کرد، بالاترین تقاضا برای شرکت در آزمون یوس متعلق به داوطلبان رشته‌های دندانپزشکی و پزشکی است. حالا هر چقدر هم که وزارت بهداشت و دانشگاه‌های علوم پزشکی آن را رد و تکذیب کنند. از آنجا که تبعات اجتماعی و فرهنگی بی‌ثباتی اقتصادی همیشه ماندگارتر از پیامد‌های پولی و مالی است. نوسانات اخیر بازار در کشور ما هم فضا را مستعد سودجویی پدرخوانده‌های کنکور کرده است، به طوری که نه تنها کنکور داخلی قصدحذف شدن ندارد بلکه کنکور‌های متعددی در کشورمان برگزار می‌شود. بسیاری از این کنکور‌ها متعلق به سایر کشورهاست. این در حالی است که گزارش‌های منتشر شده در هفته‌های گذشته حاکی از این است که ایران ظرف ۳۰ سال آینده دیگر جوان نخواهد بود و بهره‌وری از نیروی انسانی جزو اولویت‌های مدیریتی آینده کشور به شمار می‌رود.»

 

انتهای پیام

media.shafaqna.com

پاسخ به این نظر

Please enter your comment!
Please enter your name here