زمان انتشار : ۱۰ مهر ,۱۳۹۷ | ساعت : ۱۳:۲۶ | کد خبر : 474726 |

مهاجری: رسانه منصف در زمان بحران به داد مخاطب می رسد/ عبدی: زمان بروز حوادث سیستم اطلاع رسانی متمرکز نداریم

شفقنا رسانه- نشست تخصصی «روایتگری بحران؛ بررسی رویکرد رسانه ها در حمله تروریستی اهواز» روز دوشنبه در اندیشگاه فرهنگی سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران با سخنرانی عباس عبدی و محمد مهاجری برگزار شد.

به گزارش شفقنا رسانه، عباس عبدی، پژوهشگر و تحلیل گر مسایل سیاسی در ابتدای نشست در پاسخ به این سوال که پوشش خبری حادثه تروریستی توسط رسانه های داخلی و خارجی را چگون ارزیابی می کند، گفت: وقتی رویدادی اتفاق می افتد چهار ویژگی تعین می شود که چگونه با قضیه برخورد می شود. اول؛ این رویداد منافع عده ای را چقدر تامین یا تهدید می کند. به عنوان مثال فردی را به عنوان اختلاس کننده بگیرند. اگر این فرد خنثی باشد به گونه ای با او برخورد می شود و اگر منتسب به یک جناح سیاسی باشد به گونه ای دیگر. هرچقدر این تهدید منافع بیشتر باشد با خبر هم سوگیرانه تر برخورد می شود، این تهدید منافع فقط در سطح مسائل سیاست داخلی نیست بلکه در سطح بین الملل هم وجود دارد. حادثه تروریستی اهواز در هر دو سطح تعارض و تطابقی با منافع عده ای داشت.

او ادامه داد: نکته دوم؛ این است که یک رویداد چقدر شفاف است. هنوز نمی دانم این حادثه چقدر شفاف است و از ابتدا هم عدم شفافیت آن روشن بود. سوال هایی که در مورد یک رویداد پیش می آید خیلی اهمیت دارد. معلوم نشد این رویداد کار داعش بود یا الاحوازیه. هنوز نمی دانیم این افراد جزو نیروهای مسلح بودند یا لباس آن ها را پوشیده بودند، حتی معلوم نشد وقتی این افراد می خواستند جایگاه را بزنند چرا کسی در جایگاه برایش اتفاقی نیفتاد و… . عدم شفافیت و عدم وضوح نقش تعیین کننده ای در بازتاب خبر دارد. نکته بعدی این است که رسانه ها چقدر آزاد هستند تا بتوانند قضیه را به خوبی مطرح و پیگیری کنند؟ وقتی رسانه ها آزاد و معتبر باشند مردم هم سعی می کنند اخبارشان را از آن طریق بگیرند. چون مردم دوست ندارند اخبار دروغ بشنوند. من یادم است که فردای روز حادثه تروریستی اهواز رادیو در پنجمین خبر خود به این حادثه پرداخت. این کار با هیچ کدام از معیارهای خبر رسانی تطبیق ندارد و این مسئله باعث بی اعتمادی مخاطب می شود.

عبدی افزود: مسئله بعدی این است که این رسانه ها تا چه حد رسمی و مسئولیت پذیر هستند. تا دلتان بخواهد ما رسانه داریم. بیش از اینکه به این شبکه ها برای خبر احتیاج داشته باشیم، به این نیاز داریم که رسانه های رسمی باشند. رسانه رسمی یعنی اینکه بدانیم چه کسی این خبر را گفته است و اگر اشتباه باشد مسئولیت آن را بپذیرد، تا بتوان از آن شکایت کرد. وقتی شما بخواهید کفشی بخرید اگر از یک برند بخرید مشکلی برای کفش پیش بیاید آن را برمی گردانید ولی اگر از یک دست فروش کفشی را بخرید نمی توانید بعدا اعتراضی کنید. ما در حوزه خبر دست فروشی می کنیم. وقتی برندها به حاشیه می روند دست فروش ها وارد میدان می شوند. الان این چهار مسئله را در این حادثه در نظر بگیریم انتظار داریم چه چیزی غیر از ایجاد ابهام از آن بیرون بیاید؟ اگرچه این اتفاق یک نوع حس همبستگی را در مردم ایجاد کرد ولی این خیلی به اصل خبر و نحوه انعکاس آن ندارد.

 

ساختار رسانه ای ما متناسب با شرایط جدید نیست

او با انتقاد به این مسئله که در ایران هنگام بروز حاثه ای سیستم اطلاع رسانی متمرکز وجود ندارد گفت: در ایالات متحده که این اتفاق ها زیاد می افتد مشخص است که چه کسی خبر می دهد. به عنوان مثال پلیسی به سوال خبرنگاران جواب می دهد و بقیه کنار او می ایستند. دیگر کسی حرف نمی زند. افرادی هم حرف می زنند خبر نمی هند بلکه بیشتر تحلیل می کنند. اما در سیستم ما خبررسانی متمرکز وجود ندارد. هر کسی حرف خودش را می زند. در این بلبشویی که درست می شود بصیرت شکل نمی گیرد. بصیرت یعنی آن روشنایی و آگاهی که از یک واقعه به طور نسبی ایجاد می شود و پرونده آن بسته می شود. متاسفانه هر انچه که می توانیم  در مورد این واقعه بگوییم برای وقایع دیگر هم صدق می کند. اما این واقعه یکسری بازتاب های بین المللی داشت، پای یکسری کشورهای منطقه وارد قضیه شد و… . در نهایت ارزیابی من این است که ما نمی توانیم این را تقصیر رسانه ها بگذاریم. انتظار نداشته باشید که رسانه ها بدون امکانات و دسترسی هایشان بتوانند خبر خوب، منظم و جامعی را در اختیار مردم قرار دهند.

عبدی ضمن بیان این مسئله که ساختار رسانه ای ما متناسب با شرایط جدید نیست توضیح داد: ما ۴۰ سال و حتی قبل از آن هم با چیزی به نام بوق رفتار کردیم. یعنی یکطرفه بوده و کسی نمی توانست جواب دهد. اگر هم می خواست جواب دهد ابزاری نداشت. الان ترکیب اینترنت، موبایل هوشمند و شبکه های اجتماعی مطرح است. به نظر من این بالاتر از یک انقلاب است. این اتفاق باعث شده شما در صحنه فیلم بگیرید و بفرستید. وقتی ذهنیتی شکل می گیرد و خبر هم بر روی آن گذاشته می شود، تغییر این ذهنیت بسیار پر هزینه است.

به گزارش شفقنا رسانه، محمد مهاجری سردبیر خبرگزاری خبرآنلاین هم با اشاره به چگونگی پوشش دهی حادثه اهواز در رسانه ها توضیح داد: بعد  از وقوع حادثه خبر گزاری های فارس، ایرنا و تسنیم و زیر نویس شبکه خبر با فاصله ۴۰ دقیقه ای به این حادثه اشاره کردند که به نظرم خیلی فاصله زیادی نیست و قابل بخشش است و خبری که به آن پرداخته شد در این حد بود  که موقع رژه افرادی که تعدادشان معلوم نیست با اشاره به شلیک جایگاه برگزار ی مراسم روز ارتش و به سمت مردم تیراندازی کردند و عده ای مجروح شدند و هیچ اطلاعات دیگری مخابره نشده تقریبا همه خبرگزاری ها را از جمله فارس، مهر، تسنیم، ایرنا و ایسنا یعنی  خبرگزاری های رسمی را رصد کردم ولی هیچ کدام تحلیلی نداشتند. دقیقا این رفتار مثل رسانه های بزرگ دنیاست آنها هم همین کار را انجام می دهند و در این مواقع سعی می کنند خیلی گمانه وارد اخبارشان نکنند.

رسانه های ما با بحران بیگانه نیستند

او ادامه داد: اما چه اتفاقی افتاده فردای همان روز قرار است که آقای روحانی برای سخنرانی به سازمان ملل بروند وجو جامعه ملتهب است که آقای روحانی آنجا می رود چه اتفاقی قرار است بیفتد آیا با ترامپ دیدار خواهد داشت با نه ؟ بلافاصله می بینیم که شبکه های اجتماعی گمانه های خود را به آن سمت تغییر می دهند. اولین خبری که در شبکه های اجتماعی منتشر می‌شود این است که این اتفاق افتاده تا سفر رییس جمهور تحت تاثیر قرار بگیرد و این اتفاق در فضای غیر رسمی رسانه ها افتاد.
او با اشاره به لزوم روزنامه نگاری بحران گفت: به نظرم موضوعی که شما برای این نشست انتخاب کردید مثل این است که یک دکمه دارید می خواهید برایش کت پیدا کنید ولی من معتقدم موضوع درباره روزنامه نگاری بحران است و باید ببینیم این بخش از روزنامه نگاری در این مواقع چه فرآیندی را طی کرده است .در کشور ما روزنامه نگاری بحران بی سابقه و بی دغدغه نبوده ما در سال ۱۳۵۸ ناگهان اشغال لانه جاسوسی آمریکا را داریم بالاخره در فضای رسانه های آن زمان که سه روزنامه بیشتر نیست و تازه قرار است با ۲۴ ساعت تاخیر این خبر منتشر شود از آن فضا که فاصله بگیریم داستان جنگ را داشتیم قضیه هفت تیر و ۱۷ شهریور و اتفاقات دیگر. برای همین روزنامه نگاران ما هیچ وقت با بحران بیگانه نبودند و همیشه در دل بحران بودند.

مهاجری با اشاره به اهمیت بحران برای رسانه ها روایت کرد:  حدود بیست سال پیش به شهری در کشور قبرس سفر کردیم با اهالی رسانه جلساتی داشتیم و یکی از سوالات خبرنگاران ما این بود که آیا شما اخبار حوادث هم دارید که گفتند بله حدود یک ماه پیش نمایشگاه عرضه مستقیم کالا اینجا بود که در آنجا یک بالن برای تبلیغ  حمل کرده بودند. در آنجا بالن می ترکد و بر اثر همین اتفاق چند بچه ترسیدند و بسیار گریه کردند و همین موضوع تیتر یک بسیاری از نشریات تا یک ماه بودند.خب  ببینید  آنها  روزنامه نگاری بحران را این طور تجربه کردند ولی روزنامه نگاران ما بحران های خیلی بیشتری دیدند برای همین تاکیدم این است که روز نامه نگاری بحران در کشور ما بی سابقه نیست و روز نامه نگاران ما هم به آن بی توجه نیستند .

حرفه ای نبودن؛معضل جدید رسانه ها
این فعال رسانه ای افزود : اما چه اتفاقی در این سال های اخیر افتاده است؟  مواردی را آقای عبدی اشاره کردند مثل مستقل نبودن روزنامه ها و نبود آزادی . به نظر من مهم ترین دلیل ، غیر حرفه ای بودن رسانه های ما و روزنامه نگاران در مواقع بحران است  که می توان یک ضعف جدی در نظر گرفت .در واقع فضا از دست ما رسانه های رسمی گرفته می شود و منتقل می شود به شبکه هایی که آقای عبدی نام بردند در آنجا هیچ تعهدی نسبت به انتشار اخبار وجود ندارد و اگر اخبار دروغی منتشر کنند دیگر حیثیت کسی برایشان اهمیتی ندارد

مهاجری ادامه داد: متاسفانه چون رسانه های ما آمادگی این را ندارند که اخبار درست را منتشر کنند و روزنامه نگاری تحقیقی از رسانه های رخت بربسته به خاطر همین این کانال ها و رسانه های غیر رسمی فضا را در دست می گیرند و کانال چند صد عضو ی هم ایجاد کنند و کافی است مقداری دروغ و شایعه و یا اخبار ممزوج راست و دروغ در آنجا منتشر کند و طرفدار پیدا کند. در پوشش  خبری حادثه اهواز غیر حرفه ای بودن رسانه ها در  آن داد می زند یعنی ما روزنامه نگاران به آنجا نرفتیم هر چند ابعادی  از این ماجرا امنیتی بود و بسیاری  از نهادهای امنیتی، اطلاعاتی در این زمینه نمی دهند ولی من مطمئنم که هیچ خبرنگاری از پایتخت به محل حادثه نرفت خب چرا این اتفاق می افتد؟ چون این موضوع شهروند خبرنگار ی که مد شده و من نسبت به آن حساسیت منفی هم دارم هر شهروندی با گوشی خود عکس و فیلم و اخباری را از این حادثه منتشر کرد و بسیاری از روزنامه نگاران حرفه ای هم دنباله رو این فضای مجازی شده اند.

او انتقاد کرد: در موضوع اهواز رسانه های ما دیر عمل نکردند و البته خبرش آنقدر مهم بود که رسانه ها نتوانند خبرش را منتشر نکنند اما ما می بینیم که بلافاصله شایعاتی بعد از آن خیلی زود مطرح شد مثل اینکه کار داعش یا کار الاهوازیه بوده و ما هنوز خبر کاملی از اینکه کار چه کسی بوده را دریافت نکردیم .هر چند قبول دارم بخشی از این ماجرا امنیتی است ولی باید این را در نظر بگیرم حتی موضوعات امنیتی در جامعه ما نباید آنقدر زمان بر باشد چرا که یک زمانی افکار عمومی منتظر شما می ماند که تحلیلی امنیتی ارائه دهید ولی الان کسی منتظر تحلیل امنیتی مقامات مسئول نمی ماند بلافاصله کسانی که از موضع ضد انقلاب و خارج از کشور هستند و بعضی در داخل کشور و حتی بعضی از رسانه های رسمی ما به خاطر اینکه نمی توانند یا نمی خواهند اطلاعات خود را منتشر کنند یا اطلاعاتی برای انتشار ندارند شایعات خود را در شبکه های مجازی منتشر می کنند.

بیان حقیقت یا کتمان آن؟

به گزارش شفقنا رسانه، عبدی در پاسخ به سوال مجری برنامه درباره حدود خط قرمزی که خبرنگار باید در این حوادث رعایت کند گفت: این سوال در همه حوزه ها از جمله روزنامه نگاری مطرح است.در فلسفه هم این سوال وجود دارد که آیا ما موظف هستیم که همیشه حقیقت را بگوییم؟ به عقیده من این سوال ها پاسخ دقیق و روتینی ندارد. اینکه ما بگوییم همیشه باید حقیقت را بگوییم اگرچه حرفی زیباست ولی بعضی جاها که ممکن است منافع بزرگتری در خطر بیفتد می توانیم همه چیز را نگوییم. حتی اگر مثالی پیدا کنید که شما را مجاب کند تا حقیقت را نگویید این اصل از قاعده بودنش مخدوش و استثنا پذیر می شود. من به هیچ وجه نمی خواهم بگویم روزنامه نگاران فقط ملتزم به بیان حقیقت هستند. ما اصولا در زندگیمان ارزش هایمان مستقل از هم نیستند. بسیاری از این ارزش ها در مقاطعی با هم، همپوشانی پیدا می کنند. باید بعضی از این ارزش ها را فدای ارزش دیگر کرد.

او در ادامه توضیح داد: اما باید دید اصل بر چیست. ما در جامعه ای زندگی می کنیم که اصل بر نگفتن و استثنا بر خبر گفتن و حقیقت گفتن است. در حالی که باید عکس این مسئله باشد و باید با آن مبارزه کرد. همه دنیا می دانند که باید یکسری از مسائل امنیتی را نگفت و همه قبول می کنند. پاسخ به این سوال امری تجربی است و به اقتضاء زمان و مکان می توان برای آن پاسخ پیدا کرد. اگر خبرنگار نسبت به حرفه و جامعه اش مسئولیت داشته باشد می تواند به طور عرفی درک کند که چگونه به بیان خبر بپردازد.

در زمان بحران با هر کارشناسی مصاحبه نگیریم

مهاجری هم در پاسخ به این سوال که چرا در زمان بحران یک سخنگوی واحد و مرجع  برای انتشار اخبار دقیق و کامل وجود ندارد؟ توضیح داد: وقتی بحران اتفاق می افتد آن ارکان خبر که شامل  کی. چه. کجا .چگونه….‌ همه این ها در هم می ریزد و در روزنامه نگاری بحران هم این بهم ریختگی اصول علمی را ،ما شاهد هستیم .اینکه می گویید چرا مرجعیت مشخصی وجود ندارد من این را متوجه خود جامعه روزنامه نگاران می دانم وقتی بحرانی می شود من سردبیر به خبرنگارانم می گویم به دو کارشناس زنگ بزن سریع صفحه را پر کن یا در خبرگزاری می گوییم نمی شود که کار تولیدی نکنیم به خاطر همین مثلا در حادثه اهواز وقتی خبرنگار به یکی از اعضای کمیسیون امنیت ملی زنگ میزند که نماینده یک شهر دور هم هست قطعا اطلاعات اش از من خبرنگار کمتر است پس خود رسانه ها وقتی از کارشناسانی استفاده می کنند که اطلاعات کمی دارند .

او  با انتقاد از پرداخت رسانه ها در زمان بحران گفت:از طرفی دیگر ما می بینیم که شهوت کلام و سخن گفتن در جامعه ما وجود دارد که وقتی به کسی برای مصاحبه زنگ میزنیم آن طرف دوست دارد به مدت طولانی صحبت کند. در روزنامه نگاری غرب چنین اتفاق هایی نمی افتد شما میکر وفون را جلوی هر کسی بگیرید آن فرد اصلا حرف نمی زند ولی در جامعه ما فکر می کنم در ازای هر یک نفر یک کارشناس هم وجود دارد کارشناسی که در مورد همه موضوعات هم نظر می دهد و سخنرانی می کند برای همین تصورم این است این مشکل متوجه جامعه روزنامه نگاری ما است .ما وزنامه نگاران حرفه ای باید جلوی این شلختگی را بگیریم و اجازه ندهیم خبرنگار میکروفون را جلوی هر کسی بگیرد و راجع به هر چیزی از او سوال کند از طرفی مصاحبه شونده هم این ادب را داشته باشد وقتی خبرنگار ی از او سوال می پرسد اگر نمی داند بگوید اطلاعاتی در این زمینه ندارم و اگر آن مصاحبه شونده بداند وقت مردم را تلف نکند چون این کار حرام است هر چیزی که به ذهنش بیاید را به خبرنگاران نمی گوید.

او پیشنهاد داد: در روزنامه نگاری بحران جهت باید حقیقت نگاری باشد هر چند که مجبوریم در بعضی موارد سانسور کنیم مثلا فرض کنید وقتی یک قتلی اتفاق می افتد پلیس اولین کاری که می کند اطلاعات ی که حاکی از نشانه های حضور قاتل هست را پنهان می کند در حالیکه خود مجرم و قاتل هم می داند که پلیس چه اطلاعاتی دارد و منتشر نمی کند ولی ما روزنامه نگاران هم در برخی مواقع اصرار داریم همان اطلاعات را منتشر کنیم. اگر همین الان پیش رئیس آگاهی بنشینید آنها از ما هم دل خون هستند و می گویند شما اطلاعاتی را منتشر کردید که «طرف» رفت. اما جهت روزنامه نگاری بحران ما باید به سمت حقایق نگاری باشد و  استثنائ آن سانسور و عدم انتشار اطلاعات است اما این کار هم از طرف مقامات مسئول، حرفه ای گری می خواهد .روزنامه نگاران باید این آموزش را به جامعه ما بدهند که روزنامه نگاری بحران با روزنامه نگاری عادی فرق می کند بنابراین اگر هر اطلاعاتی دیرتر به شما رسید معنایش سانسور نیست معنایش این است که همه رسانه دنبال حقیقت نگاری اند ولی جامعه هم بداند اگر اطلاعاتی منتشر نمی شود نباید سراغ شایعات برود.

رسانه نمی تواند با معیارهای دوگانه به حوادث تروریستی واکنش نشان دهد

عبدی در پاسخ به سوال مجری که آیا کار تلویزیون ایران اینترنشنال حرفه ای بود یا خیر گفت: اعتراضی که به ایران اینترنشنال شد به این دلیل نبود که چرا فقط با آن ها گفتگو کردند. وقتی یک خبرنگار با دولت هم می خواهد گفتگو کند طبیعتاً میکروفن را به او نمی دهد که هرچه دلش بخواهد بگوید و از او تشکر کند. در حوزه خبر رسانی وقتی مطمئن می شوند اصل خبر را انجام می دهند. داعش هم به هرحال در جایی خبر را منعکس می کند. بحث این است که ما نمی توانیم با معیارهای دوگانه این کار را انجام دهیم. بیشتر حاکمیت این معیارهای دوگانه مورد اعتراض بود. به عنوان مثال وقتی اتفاقی در لندن، پاریس، برلین یا واشنگتن رخ می دهد این را با زاویه منفی و با استفاده از القاب تروریسم مطرح می کنند. ولی وقتی چنین اتفاقی در ایران می افتد این القاب را با صفت بی موضعی خبری کنار می گذارند وگرنه به نظر من ایرادی ندارد که رسانه با هر گروهی که بخواهد گفتگو کند ولی باید به نسبت حرفه ای که دارند در گفتگویش مسئولانه رفتار کنند. وقتی به جایی تریبون داده می شود طبیعتاً مسئولانه رفتار نمی شود.

مجری برنامه با بیان اینکه خیلی وقت ها رسانه ای به عنوان مثال با اعضای داعش مصاحبه می کند و مستند تهیه می کند ولی هیچ وقت گفته نمی شود که به این گروه تریبون داده شده است سوال کرد که زاویه ورود باید چگونه باشد تا مشخص شود این کار تریبون دادن است یا خبرنگاری تحقیقی؟ عبدی در پاسخ گفت: به عقیده من وقتی متن را می خوانید کامل متوجه می شوید که رسانه با این قضیه چگونه برخورد می کند. به عنوان مثال کسی که با داعش مصاحبه ای کرده و درباره رفتارها و کارهایشان مستندی ساخته است خواسته تا واقعیتی را بیان کند که همه ما به اطلاع از آن نیاز داریم. این مسئله با وقتی که جنبه رپورتاژ آگهی دارد فرق می کند. مسئله دیگر، هر فعلی در زمینه ای معنا دارد. وقتی شما رسانه ای را می بینید که علیه داعش است و آن را تروریسم خطاب می کند ممکن است وقتی با سخنگوی داعش هم مصاحبه کند کسی این حس را ندشته باشد. ایرادی هم که به تلویزیون الجزیره درباره القاعده گرفته شده بود هم اینگونه بود. مسئله این نبود که چرا الجزیره اطلاعات و بیانیه های القاعده را منتشر می کند. ایراد این بود که نسبت به القاعده سمپاتی داشت. اگر چنانچه شما رسانه ای بی طرف و علیه تروریسم باشید این کار مشکلی ندارد. حرکت بی بی سی هم در پوشش خبر حادثه تروریستی اهواز هم در چارچوب رفتارهای مقایسه ای بود که مورد اعتراض واقع شد. اگر برای کشورهای غربی هم زمان بروز چنین حوادثی اینگونه برخورد می کرد کسی معترض نمی شد.

مهاجری هم درباره برخورد رسانه ها با واژه های چون تروریست گفت: به جرئت می توانم بگویم ما برای زمان بحران خبرنگار تربیت نکرده ایم منهای خبرنگارانی که در دوره جنگ بودند و آنها هم به تجربه خودشان بوده و  کسی آنها را تربیت و آموزش نداده بود اینکه شما می گویید  خبرنگار با داعش زندگی می کند قطعا یک دوره آموزشی برای این کار دیده است و می داند چه رفتار اجتماعی باید در آنجا از خود نشان دهد شما می گویید رسانه ها با یک تروریست چگونه باید برخورد کنند؟  واقعا نمی دانیم. مثلا برای همین حادثه اهواز اگر به من می گفتند برای اهواز خبرنگار اعزام کن می گفتم یک نفر از سرویس سیاسی و یک نفر از سرویس اجتماعی برود برای همین در این مواقع واقعا نمی دانیم چه باید کرد ‌برای همین برای کشوری مثل ما که با بحران های زیادی مواجه بوده باید  بتواند روزنامه نگاران قابلی برای این کار تربیت کند .

تفاوت رسانه ها در زمان بحران معلوم می شود
او افزود: وقتی بحران ایجاد می شود مخاطب به رسانه نیاز جدی تری پیدا می کند و برای خبرهای عادی و روزمره تفاوتی نمی کند که کدام یک از رسانه های رسمی را رصد می کنید اما در غرب وقتی بحرانی اتفاق می افتد آنجاست که فرق بین بی بی سی و رویترز، خود را نشان می دهد. ما در کشورمان به دلیل همان عدم آموزش دیگر نمی توانیم جایی را پیدا کنیم که نیازهایمان را پاسخ دهد چرا؟ یکی از آنها که همان عدم آموزش بود دلایل دیگر اینکه  ما رسانه های حرفه ای نداریم به این معنا که در همین قضیه اهواز بسیاری از رسانه های تحلیل هایشان را به خبر تبدیل می کردند مثلا می گفتند داعش بود که حمله کرده بدون اینکه هیچ اطلاعاتی راجع به آن وجود داشته باشد وقتی شما از همان اول تحلیل تان را تبدیل به خبر می کنید یک معنا دارد. بعضی از رسانه های ما خبر و تحلیل را مخلوط می کنند که بی بی سی هم تقریبا چنین روندی دارد بعضی ها هم خبر را می دهند بعد منتظر تحلیل کردن می شوند یا با مصاحبه یا با سابقه خبر .ما در روزنامه نگاری خودمان نمی دانیم واقعا به چه کسی مراجعه کنیم که تحلیل اش را به خبر تبدیل نکرده یا تحلیلی که می گوید تا چه اندازه درست است.ا ز طرفی دیگر به دلیل مشکلات صنفی و عمر کوتاه روزنامه نگاران در این شغل، شما  در مواقع بحران کسی را پیدا نمی کنید که دنبال این اتفاقات برود نمی دانم مسئول اش هم کیست.
او با اشاره به تاثیر رسانه ها مستقل در مواقع بحران بیان کرد: در همین قضیه اهواز اگر رسانه ای را داشتیم مستقل از حاکمیت و دولت و اگر همین  رسانه  تحلیلی ارائه می داد قطعا آن تحلیل بیشتر برای مخاطب جذابیت داشت به همین خاطر برای اثر گذاری و کارکرد روزنامه نگاری بحران رسانه های مستقل و آزاد را مهم می دانم.

رسانه بی طرف یا منصف؟

آیا رسانه بی طرف داریم یا فقط یک ادعا بین رسانه ها است؟ عبدی در پاسخ گفت: من اصلا معتقد نیستم که ما در دنیا رسانه بی طرف داریم. اما مرز میان اینکه ما بی طرفی را ممتنع بدانیم با مرز طرفداری شدید هم کاملا واضح است. برخی رسانه های خارجی سوگیری دارند و این کار را با ظرافت خاصی انجام می دهند. ولی رادیو تلویزیون ایران وقتی می خواهد خبر را بگوید در ابتدا چند صفت منفی مثل جنایتکار و … را بیان می کند. اصلا نیازی نیست که شما ادامه خبر را گوش دهید.  رسانه های دنیا به هرحال وابسته به منابع قدرت هستند. به عنوان مثال رسانه های ایالات متحده وقتی یک فلسطینی کشته می شود با زمانی که یک اسرائیلی کشته می شود کاملا متفاوت عمل می کنند و این تبعیض و سوگیری را مخاطب حس می کند.

او ادامه داد: ولی این مسئله صفر و یک نیست. در ایران بعضی رسانه ها جزو جناح اصولگرا هستند و برخی اصلاح طلب. یا همه می دانند آقای مهاجری اصولگرا هستند ولی فردی منصف است این با فردی که هرچه سیاه است سفید نشان می دهد فرق دارد. بنابراین به عقیده من باید این مسئله را به عرف اجتماعی واگذار کرد با قوانین و مقررات نمی توان آن را برید و تعیین کرد. به همین دلیل معتقدم بی طرفی خبری به معنای دقیق کلمه یک سراب است. آنچه در واقعیت وجود دارد سوگیری های شدید خبری است.بنابراین اگرچه فکر می کنم سوگیری امری طبیعی است ولی شدت و ضعف آن را عرف اجتماعی و عرف عقلا تشخیص می دهم.

مهاجری در پاسخ به این سوال که رسانه ها می توانند هنگام بحران بی طرف باشند یا نه ؟ توضیح داد: به نظرم بی طرفی آن معنایی نیست که ما اجرا می کنیم، بی طرف را مخاطب تشخیص می دهد. اجازه دهید جای کلمه بی طرفی را با منصف عوض کنیم. مخاطب عادی امروز می داند که مثلا فلان روزنامه رسانه ای منصف است و می داند دفاعیات اش غلط نیست در  سال ۷ ۵ در فضای رسانه ای رادیو و تلویزیون زمان شاه یک رسانه ای به نام بی بی سی وجود داشت  مردم وقتی بی بی سی را گوش می دادند این رسانه چند تا خبر درست می داد و نهایتا در دو خبر سوگیری را اجرا می کرد که هر چند به خاطر تاثیر گذاری این کار را می کرد .ولی  خوب به خاطر دارم ک مردم حتما سر ساعت رادیو بی بی سی را گوش می دادند چون نگاه بیرونی به بی بی سی این بود که رسانه ای  منصف است در زمان بحران هم این رسانه های منصف هستند که می توانند به داد مردم برسند.
او انتقاد کرد: فضای امروز اصلا فضای خوبی نیست  مردم به رسانه های رسمی چون، رادیو و تلویزیون، خبرگزاری ها اعتماد نمی کنند و میدان را به شبکه های داده ایم که معلوم نیست دروغ یا راست می گویند .بنده معتقدم ما قابلیت های حرفه ای بالایی داریم برخی ها بی بی سی فارسی را به رخ ما می کشند مگر آنها چه کسانی هستند بعضی از آنها از خبرنگارهای متوسط ما بودند که به آنجا رفتند .
او افزود:فکر می کنم اگر ایرادهایی متوجه حرفه ای گری ما است متوجه رسانه های بیگانه هم است امروزه دیگر مخاطب راحت به بی بی سی گوش نمی دهد به عنوان رسانه ای که در سال ۵۷ انصاف را رعایت می کردند. برای همین من معتقدم رسانه بی طرف قطعا وجود ندارد یعنی عقلی هم انگار امکان وجودی هم نباید وجود داشته باشد.

 

گزارش از سمیرا بختیار- زهرا حکیمی

انتهای پیام

media.shafaqna.com

شفقنا در شبکه های اجتماعی: توییتر | اینستاگرام | تلگرام

پاسخ به این نظر

Please enter your comment!
Please enter your name here