زمان انتشار : ۴ مهر ,۱۳۹۷ | ساعت : ۱۴:۰۲ | کد خبر : 474484 |

ابراز رضایت تیترها از سخنرانی روحانی/ همشهری پیگیر «آقازاده‌های کنکوری» شد

شفقنا رسانه- بالاخره بعد از مدت‌ها گمانه‌زنی و پیش‌بینی درباره‌ی بایدها و نبایدهای حضور حسن روحانی، رئیس‌جمهور دیروز نطق‌های سران مجمع عمومی سازمان‌ملل شنیده شد و دستمایه‌ای برای تحلیل‌های جدید فراهم کردند. امروز هم بالطبع روزنامه‌ها از جمله وطن امروز، صبح‌نو، شرق، سازندگی، روزان، خراسان، کیهان، جمهوری اسلامی، جوان، همشهری، ایران، همدلی، قانون، فرهیختگان، اطلاعات، اعتماد، ابتکار و آفتاب یزد مهمترین سوژه‌ی خود را در صفحه اول در بازتاب و تحلیل این نقل‌قول‌ها و حاشیه‌ها قرار دادند. انتخاب‌ها هم با ادبیات متفاوت متمرکز بر بخش‌هایی از نطق روحانی بود و البته واکنش‌های حاضران در اجلاس به سخنرانی ترامپ بویژه زمانی که خود را بهترین رئیس‌جمهور تاریخ آمریکا خواند و تمسخر حضار را برانگیخت. چینش اطلاعات خبر و تیترها در صبح‌نو، سازندگی و اعتماد بهتر از سایرین بود. هم عکس‌های متفاوت‌تری انتخاب کردند و هم توضیحات کافی در کنار آن قرار دادند.

روزان عکسی کلی و بدون نکته انتخاب کرد و در تیتر از «دوالیسم» نوشت که به سادگی می‌توانست آن را با دوگانه‌گرایی جایگزین کند. روزنامه مخاطب عمومی دارد و خوب است توجه کنیم ادبیات به کار رفته در نوشته باید برای عموم قابل درک باشد و حتی مفاهیم خاص طوری توضیح داده شود که بتواند به دانش‌عمومی مخاطب بیفزاید و سطح آن را ارتقا دهد؛ نه این که او را دلزده کند و در درک مطلب اختلال ایجاد کند. تلاش ابتکار برای ایده‌ی متفاوت در عکس هم خوب بود اما چندان چشمگیر نبود. بویژه‌ این که بهتر می‌شد اگر برای نقل قول روحانی ترکیبی بدون علامت تعجب استفاده کند تا تضاد دو سخنرانی را بهتر نشان بدهد.  روزنامه ایران هم به جای انتخاب عکس تیترهای درشت‌تری انتخاب کرد و گزیده‌های از نطق دیشب رئیس‌جمهور را به صفحه اول آورد؛ نتیجه‌ هم نسبتا قابل قبول و خوب است بویژه این که روی کلیدی‌ترین نکته‌ی سخنرانی دست گذاشت و آن را به تیتر آورد. به صورت کلی به نظر می‌رسد هر دو جناح از سخنرانی روحانی رضایت دارند و به تناسب سیاست خبری خود توانستند تیتری را انتخاب کنند.

کیهان در بخش خبر ویژه هم مطلبی در نقد مشاور و معاون روحانی پیش از سخنرانی او داشت و تاکید کرد: «فضاسازی دیروز برخی محافل سیاسی و رسانه‌ای در آستانه سخنرانی رئیس‌جمهور در مجمع عمومی سازمان ملل، عجیب و سؤال‌برانگیز بود. دیشب دو ساعت مانده به سخنرانی آقای روحانی، حسام‌الدین آشنا و معصومه ابتکار ویدئویی منتشر کردند با عنوان «روحانی نباز»! انگار که قرار است روحانی ببازد!! و این در حالی بود که دست رئیس‌جمهور به اعتبار بدعهدی آمریکا در برجام و حمایتش از تروریست‌هایی که ۲۵ نفر از هموطنان‌مان را به شهادت رسانده بود، پر بود. در واقع آنها تصویری منفعل از روحانی مخابره می‌کردند… تصویر کردن چهره‌ای از پیش باخته از روحانی و دعوت به اینکه نبازد، در حالی است که همین محافل دولتی می‌گفتند ۳ گل به آمریکا زده و ۲ گل خورده‌ایم!..»

جمهوری اسلامی بیانیه اجلاس وزیران خارجه ایران و ۱+۴ در حاشیه مجمع عمومی سازمان ملل در نیویورک با حضور نماینده عالی اتحادیه اروپایی را پیامی قوی علیه یکجانبه‌گرائی آمریکا دانست و در بخشی از سرمقاله تحلیل کرد: «…نمایندگان مجلس در جلسه علنی دیروز لایحه الحاق ایران به کنوانسیون سازمان ملل برای مبارزه با جرائم سازمان یافته فراملی را جهت تامین نظر شورای نگهبان اصلاح کردند. نکته مهمی که در این لایحه گنجانده شده، در نظر گرفتن حق تحفظ برای جمهوری اسلامی ایران در مواردی است که مفاد کنوانسیون با قانون اساسی و شرع منطبق نباشد. برهمین اساس، مجلس شورای اسلامی بند یک ماده واحده این لایحه را به این شرح اصلاح کرد: «جمهوری اسلامی ایران نسبت به کنوانسیون حاضر از جمله مواد ۲، ۳، ۵، ۱۰و ۲۳ آن را براساس قوانین و مقررات داخلی خود به ویژه اصول قانون اساسی تفسیر کرده و اجرا خواهد کرد. همچنین در مواردی که اجرای بند یک ماده ۱۴ مستلزم مصرف خلاف شرع اموال باشد، ایران به مفاد این ماده در این خصوص متعهد نیست.» این حق که مجلس شورای اسلامی برای دور ماندن ایران از تحمیل‌های خلاف قانون اساسی و خلاف شرع در نظر گرفته، مشکلات موجود در کنوانسیون را برطرف می‌کند و راه را بر سوءاستفاده‌ها می‌بندد. در مقابل، این قابلیت پدید می‌آید که بسیاری از کشورها بتوانند با ایران به تعاملات بانکی ادامه دهند و دچار مشکلاتی که آمریکا مایل است پدید آورد نشوند. مقررات بین‌المللی از جمله کنوانسیون وین ایجاب می‌کند ما به این کنوانسیون با حق تحفظ ملحق شویم. اگر کشوری شروط ما را قبول نکرد می‌تواند در آن زمینه با ما همکاری نکند. ولی کشورهائی که با شروط ما مشکلی ندارند که اکثریت کشورها چنین هستند، می‌توانند با ما همکاری کنند.بدین ترتیب، با شرایطی که بیانیه اجلاس اخیر ایران و ۱+۴ درخصوص برجام پدید آورده و تصمیمی که مجلس درباره لوایح مبارزه با پولشوئی و جرائم سازمان یافته گرفته است، جمهوری اسلامی ایران می‌تواند در برجام بماند و آمریکای ترامپ را در تلاشی که علیه کشورمان به عمل می‌آورد ناکام نماید.»

جلال خوش‌چهره در سرمقاله ابتکار درباره‌ی مهمترین دستاورد رؤسای جمهوری ایران و آمریکا از هشتاد و سومین نشست مجمع عمومی سازمان ملل نوشت: «…می‌تواند میزان هم‌سویی‌هایی باشد که هریک از طرف‌ها در جامعه بین‌المللی به نفع خود ایجاد خواهند کرد. این هدف، تغییری در صورت مساله نمی‌دهد. تهران و واشنگتن در مسیر تشدید اختلاف‌ها تا لبه پرتگاه یک رویارویی مستقیم می‌روند ولی نه به درون آن. همین مهم، ممکن است در آینده بستر بسیاری از رخدادهای غیر منتظره باشد. اما آنچه اکنون جریان دارد، تشدید منازعه و اجرای سیاست‌هایی است که دو طرف را بیش از پیش مقابل یکدیگر قرار می‌دهد. حسن روحانی در دیدار با مدیران رسانه‌های ایالات متحده، شرط گفت‌وگوی دوباره با دولت ترامپ را بازگشت این کشور به برجام خوانده است؛ خواستی که به نظر نمی‌رسد ترامپ حاضر به قبول آن باشد. همچنین دولت ترامپ در سودای ایجاد پیمانی متفاوت از برجام با ایران است که در نظر تهران به معنی قبول معادله‌ای با حاصل جمع صفر است. سخنان دو رئیس جمهوری در مجمع عمومی سازمان ملل آن‌هم به فاصله چند ساعت از هم، نشان می‌دهد که هیچ ایده تازه‌ و مجاب کننده‌ای از سوی آنان برای قبول شروع دور تازه گفت‌وگو‌ها میان خود وجود ندارد و یا هنوز هیچ‌یک آماده قبول و یا انعطاف در برابر مواضع یکدیگر نیستند. مهمترین ایده در نشست مجمع عمومی همانی است که از یکسو حسن روحانی با ارائه رویکردی فعال به دیپلماسی عمومی داشته است. ترامپ نیز برای هم‌سو کردن اعضای سازمان ملل‌متحد و به‌ویژه شورای امنیت با سیاست‌هایش می‌کوشد. تغییر در صحنه رویارویی ایران و آمریکا را باید در میزان مقاومت هریک از آنها در تحولاتی دانست که آینده رقم می‌زند.»

اعتماد هم دو یادداشت در تحلیل این سخنرانی‌ها به صفحه اول آورد که نصرت‌الله تاجیک در بخشی از آن تحلیل کرد: «…انتظاری دیگر از سخنرانی دونالد ترامپ نمی‌رفت، او هیچ چیز بدیعی در سخنانش مطرح نکرد، اظهارات او درست مانند پیش‌بینی‌های ناظران با ادعاهایی در مورد موفقیت‌های عمده‌اش آغاز شد و در مورد ایران همان‌گونه که بارها از سوی خودش و دیگر مقام‌های ارشد دولتش تکرار شده است، ایران را به گسترش تروریسم و خشونت در جهان متهم کرد. اما سوال اینجاست که چنین اتهام‌زنی‌هایی به جمهوری اسلامی ایران تا چه اندازه ثمربخش و موثر است؟ اینجاست که سیاست داخلی و تصمیم‌سازی داخلی در رویارویی با چنین هجمه‌هایی اهمیت بنیادین پیدا می‌کند. عملکرد ایران در سال‌های گذشته، مواد اولیه لازم برای ایجاد سپری مستحکم و سنگری قدرتمند در برابر چنین اتهاماتی را تامین کرده است، اما تا چه اندازه از این مواد اولیه استفاده کرده‌ایم؟ جمهوری اسلامی ایران سرمایه‌گذاری عظیمی برای دور کردن ترس، وحشت، خشونت، کشتار و تروریسم نه‌تنها از منطقه خاورمیانه بلکه از جهان غرب و به‌خصوص کشورهای اروپایی انجام داده است، ایران پیشتاز مبارزه با داعش و دیگر گروه‌های تروریستی افراطی در منطقه خاورمیانه است. حالا شاهدیم که به جای اینکه از این سرمایه‌گذاری مادی، معنوی و انسانی ایران در مبارزه با تروریسم قدردانی شود، جمهوری اسلامی از سوی ایالات متحده امریکا به حمایت از تروریسم متهم می‌شود. چرا این فرصت در اختیار دونالد ترامپ قرار گرفته است تا چنین اتهاماتی را علیه ایران به زبان بیاورد؟ آیا همه این عیب بر دوش دشمنان ما است یا اینکه ما در عرضه کردن اقدامات‌مان علیه تروریسم، فرموله کردن دیدگاه‌های‌مان علیه افراطی‌گری و در نشان دادن سرمایه‌گذاری‌مان علیه خشونت غفلت و تعلل کرده‌ایم؟ اگر ما به قدر کافی تلاش کرده‌بودیم تا این اقدامات و دیدگاه‌ها را برای جهان تبیین و تشریح کنیم، دیگر فرصتی در اختیار افراد قرار نمی‌گرفت که بتوانند چنین اتهاماتی را علیه ایران مطرح کنند…»

صبح نو هم سرمقاله‌ی کوتاهش را به خنده حاضران در اجلاس در زمان سخنرانی ترامپ اختصاص داد و نتیجه‌گیری کرد: «…اتفاقی که در مجمع عمومی سازمان‌ملل‌متحد افتاد، مظهری از شرایط کنونی ابرقدرت تنهایی است که حالا هیچ‌کس نمی‌خواهد با آن عکس یادگاری بگیرد و مضاف بر آن، حرف‌ها و وعده‌ها و ادعاهایش برای همگان مضحک و غیرواقعی است. این واقعه، نتیجه رفتارها و اعمال ترامپ در دو سال اخیر است که برای همگان، سیاست قلدرمآبانه و زورگویانه آمریکا را واضح ساخته و برخلاف همه روسای‌جمهوری قبلی که می‌خواستند چهره این کشور را بزک کنند، او تصویری حقیقی از ایالات‌متحده به‌دست می‌دهد. این را می‌توان آغازی بر پایان هژمونی و اقتدار آمریکا دانست، چه اینکه با همه دست‌اندازی‌های این کشور به اقصی‌نقاط دنیا، ترامپ می‌داند که باید به‌سرعت به مرزهای سرزمینی خود بازگردد و عقبه سست‌شده‌اش را ترمیم کند.»

امیرعلی ابوالفتح هم در تحلیل سخنرانی ترامپ در اجلاس سالانه سازمان ملل در یادداشت روز خراسان توضیح داد: «…برای آمریکای ترامپ یا به عبارت بهتر ، برای آمریکای ملی گرا ، نظم کنونی بر گرفته از تحولات دوران پس از جنگ جهانی دوم ، تضمین کننده برتری و سروری بر جهان نیست و باید  هرچه سریع تر تغییر کند . آمریکایی که روزگاری مبتکر ایجاد سازمان های جهانی و شتاب دهنده به جهانی شدن در جهان بود ، اکنون رو در روی جهان قرار گرفته است . «اول آمریکا » ، آمریکای تنها را به همراه آورده است . در مدت زمان دو سال گذشته که ضد جهان گرایان بر کاخ سفید حاکم شده اند ، فاصله بین جامعه جهانی و آمریکا رو به افزایش گذاشته است . اگر در اواخر دهه ۱۹۹۰ آمریکا از پیمان آب و هوایی کیوتو خارج می شد، این توافق بر هم می خورد ؛ اکنون جهان بدون آمریکا توافقات پیمان آب و هوایی پاریس را پیش می برد . انتقال سفارت آمریکا از تل آویو به بیت المقدس نیز جز از سوی چند کشور کوچک و غیر تاثیرگذار دنبال نشد . تاکید و اصرار طرف های مذاکراتی در توافق هسته ای با ایران بر حفظ برجام با وجود خروج آمریکا از این توافق ، نمونه آشکاری از ایستادگی جامعه جهانی در برابر رویکرد یک جانبه گرایانه ، خودمحورانه و منفعت طلبانه جریان ملی گرای حاکم بر آمریکاست . به نظر می رسد در آغاز دهه سوم قرن بیست و یکم ، جهان بر سر یک دوراهی سرنوشت ساز قرار گرفته است . به عبارت دیگر یا جهان باید به تحقق شعار « اول آمریکا » تن دهد که در آن صورت ، حکم رئیس جمهوری آمریکا حکم لازم الاجرا برای جهان را خواهد داشت یا این که در جهان در برابر نابودی ساختارهای مشارکت جویانه مقاومت کند و بهای آن را نیز بپردازد . به نظر می رسد جهانیان تصمیم گرفته اند راه دوم را برگزینند.»

همشهری امروز به درستی بر موضوعی نسبتا بکر یعنی سهمیه فرزندان هیئت علمی دست گذاشت و به نقل از یک مشاور آموزشی ابعاد این موضوع را بررسی کرد و البته تلاشی هم برای تحلیل آماری تعداد احتمالی سودبرندگان این امتیاز داشت. تیتر خوبی هم انتخاب کرد و خوب است روزنامه پیگیری‌های جدی‌تری از مسئولان مرتبط داشته باشد. در بخشی از متن مشاور آموزشی توضیح داد: «فرزند یک دانشگاهی نه‌تنها در یک محیط علمی رشد می‌کند بلکه نسبت به خیلی از دانش‌آموزان دیگر به لحاظ اقتصادی از پشتوانه مالی بهتری برخوردار است. سؤال اصلی اینجاست که چرا و به چه دلیل باید فرزند یک استاد دانشگاه از حق انتقال دانشگاه و تغییر رشته برخوردار شود اما فرزند یک کارگر با سهمیه آزاد در کنکور شرکت کند؟ چنین بی‌عدالتی‌ای برای نظام آموزش عالی کشور مخرب است. اینکه یک دانشجو با رتبه ۱۰هزار در کنکور بیاید کنار دانشجویی با رتبه هزار بنشیند نه‌تنها بی‌عدالتی آموزشی است که تبعیض و ظلم آشکار است.»

انتهای پیام

media.shafaqna.com

پاسخ به این نظر

Please enter your comment!
Please enter your name here