زمان انتشار : ۱۷ شهریور ,۱۳۹۷ | ساعت : ۱۴:۳۲ | کد خبر : 473878 |

بیانیه «تهران» تیتر یک شد/مهمترین‌های مطبوعات «شنبه» را بخوانید

شفقنا رسانه- مهمترین تیتر و خبر امروز برگزاری دور سوم مذاکرات سران سه کشور ایران، روسیه و ترکیه درباره‌ی سوریه در تهران و همچنین سخنان رهبری انقلاب اسلامی در دیدار با پوتین و اردوغان بود. روزنامه‌های وطن امروز، قدس، همشهری، کیهان و جوان از جمله روزنامه‌هایی بودند که نتوانستند یک عکس را به دیگری اولویت بدهند و با انتخاب بیش از یک عکس گرافیک صفحه اول خود را دچار بحران کردند. روزنامه جوان اگرچه چینش بهتری داشت اما باز هم خوب بود مثل صبح نو یا سایرین با انتخاب یک عکس از تعدد تصویر جلوگیری و مطلب مورد نظر خود را ساده‌تر بیان کند. انتخاب عکس در روزنامه‌های تک تصویر هم به عکس‌های رسمی و تکراری گرایش پیدا کرد مثلا شهروند، قانون، ابتکار و اعتماد یک فریم را با چینش‌های متفاوت به کار بردند و سازندگی، رسالت و ایران هم فریم تکراری دیگری انتخاب کردند. به طور کلی عکس‌های استفاده شده بسیار معمولی بودند، روزنامه‌های دیگر مثل شرق و خراسان انتخاب‌های بسیار بی‌نکته‌ای داشتند؛ جمهوری اسلامی عکسی با نمای دور به صفحه اول آورد که حتی موضوع آن به خوبی مشخص نیست. همدلی که تلاش کرد تناسب بیشتری به تیتر و عکس بدهد، عکسی شلوغ انتخاب کرد که در انتقال معنا ضعیف است. جام‌جم و ستاره‌صبح هم با تیترنویسی ضعیف به این موضوع پرداختند. تیتر اولی نامفهوم است و مناسب گزارش یک نشست منطقه‌ای نیست و دومی تیتری است برای تمام فصول که همیشه می‌تواند نوشته شود و نکته‌ی خاص و به‌روزی ندارد. برای چنین رویداد منطقه‌ای که از پیش اعلام شده انتظار وجود دارد که تحلیل‌ها و عملکرد قوی‌تری از طرف رسانه‌ها دیده شود و در کنار نقل‌قول‌ها اطلاعات بیشتری به مخاطب ارائه شود. متاسفانه امروز صفحه‌ اول‌ها بیشتر بازتابی بود و بدون تحلیل. در حالی که این بررسی‌ها و تحلیل‌های کارشناسانه کمک می‌کند روزنامه بتواند با باور و افکار مخاطبانش ارتباط برقرار کند نه خبری که روز گذشته خوانده شده است. با این حال یکی از حاشیه‌های این نشست، اختلاف نظر اردوغان و پوتین بر سر آتش بس در یکی از منطقه‌های مهم سوریه بود که امروز بعضی تیترها و بیشتر سرمقاله‌ها به آن پرداختند.

صبح‌نو در بخشی از سرمقاله‌اش درباره‌ی ابعاد منطقه‌ای و بین‌المللی نشست سه‌جانبه تهران نوشت: «…هرچند  ترکیه اصرار دارد منطقه کاهش تنش ادلب همچنان در شکل فعلی خود باقی بماند و دمشق در نوار مرزی ترکیه مستقر شود اما در نهایت دیدگاه ایران و روسیه را پذیرفت؛ دیدگاهی که بر استمرار عملیات در ادلب و مبارزه با تمام گروه‌های تروریستی تاکید دارد.اما نشست تهران علاوه‌بر آنکه بیانگر پیروزی راهبرد مقاومت در سوریه باشد، شکست سیاست‌های واشنگتن در منطقه را یادآور می‌شود. امروز ایران، روسیه و ترکیه بی‌اعتنا به غرب و لشکرکشی و صف‌آرایی آنان در مرزهای سوریه دور هم جمع شدند و اراده و قدرت خود را برای ایستادگی در برابر مقاصد تجزیه‌طلبانه با هدف تضعیف حاکمیت و تمامیت ارضی سوریه به رخ کشیدند. هرچند ترامپ تلاش می‌کند دیدار با رییس‌جمهوری روسیه را یکی از بهترین دیدارهای زندگی خود معرفی کند اما اوج تقابل منافع آمریکا و روسیه در سوریه دیده می‌شود که با واکنش غرب به مقابله ارتش سوریه با تروریست‌ها که با حمایت روسیه صورت می‌گیرد به اوج خود خواهد رسید.»

خراسان هم در بخشی از یادداشت روز درباره‌ی اهمیت نشست دیروز درباره‌ی تعیین سرنوشت سوریه تاکید کرد: «…بیانیه نشست تهران را شاید بتوان برای کشور های حاضر در این نشست و سوریه  از جهات گوناگون تحلیل کرد. برای ترک ها  بخش آخر یعنی خروج کشورهای متجاوز یک باخت سیاسی محسوب می شود. ترک ها تمایل داشتند در مذاکرات، ادلب را خط قرمز خود نشان دهند و حتی اردوغان ادلب را امنیت ملی ترکیه اعلام کرد. او که چندروز قبل در مصاحبه با خبرنگاران، سعی کرده بود حضور تروریست های شناخته شده  در این منطقه را کم رنگ کند  گفته بود : «حدود ۳.۵ میلیون نفر آن جا هستند. روسیه و آمریکا مسئولیت را به یکدیگر پاس می‌دهند. اما اگر موشک‌ها این منطقه را هدف بگیرند، قتل عام وحشتناکی رخ خواهد داد.»این ادعای  اردوغان در حالی است که جبهه النصره مشخصا در ادلب است و از سوی دیگر حتی بر اساس طرح‌های توافقی و قطعنامه‌های شورای امنیت، این گروه به همراه داعش در لیست تروریست‌ها حضور دارد. لذا مبارزه با آن‌ حتی در مناطق کاهش تنش، امری پذیرفته‌شده است. با این حال ایران و روسیه درنشست دیروز مانع از شکل گیری سدی برای نبرد در ادلب شدند.موضع‌گیری رئیس‌جمهورروسیه  نیز به‌گونه‌ای بود که عزم او را برای جنگ بیش از پیش نشان می‌داد. پوتین از تهدیدهای آمریکا و غرب به شدت عصبانی است و می‌خواهد در ادلب انتقام بگیرد.افزون بر این، هرچند با طعنه روحانی و زرنگی او مبنی بر آتش بس در شرایطی که تروریست ها  اسلحه را  زمین  بگذارند، این تنش  لفظی فیصله  یافت  اما مشخص است هیچ گاه تروریست های مستقر در ادلب، سلاح های خود را بر زمین نخواهند گذاشت و نبرد ادامه دارد….»

محمد کاظمی، عضو کمیسیون حقوقی و قضایی در ستون نگاه روز اعتماد تحلیل کرد: «…این سه کشور نه‌تنها می‌توانند در مورد مسائل سوریه به تفاهم برسند بلکه در مورد تبادلات تجاری و مسائل اقتصادی می‌توان به نتایج خوبی رسید. به هر حال تحریم‌های اعمال شده علیه ایران، مشکلات اقتصادی زیادی را به وجود آورده است. ایران برای عبور از این بحران‌ها باید بتواند روابط تجاری‌اش را با دو کشور ترکیه و روسیه افزایش دهد. روسیه به عنوان یکی از قدرت‌های جهانی و ترکیه به عنوان همسایه ایران اهمیت استراتژیک برای ایران دارند. همین که در این نشست استفاده از پول رایج دو کشور در مبادلات مالی و تجاری بین ایران و ترکیه مطرح شد، می‌تواند گام موثری در مباحث ارزی ما باشد…»

محمدرضا رئوف شیبانی، معاون سابق وزیر خارجه و سفیر سابق ایران در سوریه هم در یادداشت صفحه اول روزنامه ایران تاکید کرد: «…بسیاری از تحلیلگران معتقدند که همکاری شکل گرفته میان ایران، روسیه و ترکیه توانسته است پیشرفت‌های مهمی در راستای حل بحران سوریه به دست آورد، به طور قابل توجهی حجم بحران در سوریه را کاهش داده و افق حل و فصل سیاسی را در برابر طرف‌های متخاصم در سوریه بگشاید و نیز علیرغم تمایل برخی بازیگران منطقه‌ای بویژه رژیم صهیونیستی در جهت گسترده ساختن ابعاد بحران، مانع از شکل‌گیری بحران‌های جدید از جمله درگیری نظامی میان ایران و رژیم صهیونیستی  در منطقه حساس غرب آسیا شود. تحلیلگران سیاسی با توجه با موفقیت‌های حاصله از همکاری سه‌جانبه، معتقدند که این همکاری قادر خواهد بود دامنه تلاش‌های خود را از بحران سوریه فراتر برده و مدیریت دیگر بحرا‌ن‌های جاری در منطقه غرب آسیا و موضوعات مورد اهتمام مشترک در منطقه را در دستور کار خود قرار دهد، بویژه اینکه رویکرد امریکا و برخی از بازیگران از جمله عربستان سعودی در منطقه همچنان متکی بر تداوم بحران و بی ثبات سازی منطقه قرار گرفته است…»

در کنار این‌ها سیاست داخلی، برجام و اقتصاد بخشی از سرمقاله‌ها و یادداشت‌های مهم امروز بود. جمهوری‌اسلامی در ادامه‌ی سلسله یادداشت‌هایش از «تخریب‌ با ابزارهای دینی» نوشت و در بخشی از آن تاکید کرد:«… نکته مهم‌تر و خطرناک‌تر این است که این قبیل تخریب گران، دارای حاشیه امن هستندو اطمینان دارند که هر قدر در مسیر تخریبی که در پیش گرفته‌اند به پیش بروند، کسی مانع آنها نمی‌شود و گزندی به آنها نخواهد رسید. از این مهم‌تر و خطرناک‌تر مطرح شدن این افراد در رسانه ملی و حضورشان در محافل مهم و مطرح و مورد توجه است که عملاً به معنای حمایت نظام از آنها تلقی می‌شود. چند روز دیگر که ماه محرم فرا می‌رسد، همان شخص که مرتکب آنهمه بی‌حرمتی به بزرگان نظام شده، نوحه خوان مطرح صدا و سیما خواهد بود و به محافل حکومتی عزاداری نیز برای مرثیه‌سرائی راه خواهد یافت. دیگرانی هم که هر وقت هرچه به زبانشان بیاید به هر کس که بخواهند می‌گویند و اهمیتی به درستی و نادرستی آنچه گفته‌اند نمی‌دهند و حتی بدون اطلاع از واقعیت‌ها و صرفاً برای سرکوب کسانی و مراکزی که حاضر نیستند دیکته‌های آنها را رونویسی کنند به آنها تهمت می‌زنند و اطلاعات غلط درباره آنها به افکار عمومی می‌دهند، یا رادیو و تلویزیون در اجاره مادام العمرشان است و یا به شکل‌های مختلف پشتیبانی و حمایت می‌شوند. جامعه برای خود این تخریب گران حرفه‌ای حسابی باز نمی‌کند ولی تاسف در این است که اینان اولاً با رنگ و لعاب دینی و انقلابی دادن به تخریب‌های خودشان درحال ادامه تخریب هستند و ثانیاً امکانات و تریبون‌هائی در اختیارشان گذاشته می‌شود که متعلق به نظام هستند و به همین دلیل، عملکرد آنها به حساب نظام گذاشته می‌شود…»

روزنامه رسالت مصاحبه‌ی کوتاهی با سفیر سابق انگلیس در سازمان ملل متحد تدارک دید که از منظر تلاش این روزنامه برای گسترش دایره‌ی مصاحبه‌شوندگان بسیار مهم است اگرچه خوب است گفت‌وگوها دقیق‌تر و کیفی‌تری باشد. پیتر جن کینز در بخشی از این متن درباره‌ی تضمین‌های اتحادیه اروپا به ایران در خصوص ادامه توافق هسته‌ای تاکید کرد:«باید این حقیقت را پذیرفت که اطمینان بخشی اروپا به ایران در خصوص حفظ برجام و کسب منافع آن، به همان سبکی که در دوران حضور آمریکا در برجام وجود داشت، آسان نیست. این موضوع که اروپا بتواند ایران را مطمئن سازد که به همان اندازه‌ای آسوده خواهد بود که اگر آمریکا در برجام می ماند و به تعهدات خود در قبال برجام عمل می کرد، فراتر از قدرت کشورهای اروپایی است. اگرچه اروپا می تواند در این خصوص قوانین، مقررات و مجازات هایی را در راستای ادامه همکاری شرکت های تجاری با ایران در نظر بگیرد، اما این بسیار غیر واقع بینانه است که از دولت های اروپای انتظار داشته باشیم شرکت های تجاری را مجبور به تجارت با ایران کنند.حداکثر کاری که دولت های اروپایی می توانند انجام دهند این است که مسیرها و کانال‌های مطمئنی را برای نقل و انتقالات مالی با هدف تسهیل و تشویق سرمایه‌گذاری و فعالیت اقتصادی در ایران فراهم کنند. در مجموع تاکید می کنم شرکت هایی که منافع آنها با ایالات متحده  گره خورده و با آمریکا مشغول تجارت هستند، توجهی به قوانین مسدود کننده نخواهند داشت و تجارت با ایران را متوقف خواهند کرد.»

روزنامه ایران گفت‌وگویی با عباسعلی کدخدایی داشت که از زندگی‌اش تا حواشی مربوط به شورای نگهبان پاسخگوی سؤالات بوده است. در بخشی از آن کدخدایی درباره‌ی این که آیا شورای نگهبان نمی‌خواهد این نگاه طرز تلقی عمومی به خود را اصلاح کند و پاسخگوی ابهامات باشد، توضیح داد: «یک بخشی از این طرز تلقی به دوستانمان در رسانه‌ها که شما هم جزو آنها هستید برمی‌گردد. ما انتظارمان این است که رسانه‌ها در این جهت کمک کنند و البته بخش دیگری از آن هم به کم کاری ما در شورای نگهبان برمی‌گردد. اینکه نتوانستیم نظرات اعضای محترم شورای نگهبان را خوب تبیین کنیم. یک بخش هم به قوانین و مقرراتی برمی‌گردد که دست ما را بسته است. به هر حال اگر آن قوانین و مقررات به شکل دیگری نوشته شود نتیجه هم فرق می‌کند. یک بخشی هم به اقتضائات سیاسی برمی‌گردد.دوستان اغلب بحث انتخابات را مطرح می‌کنند ولی باید بدانند علاوه بر مکانیسمی که در شورای نگهبان وجود دارد، قوانین و مقرراتی هم وجود دارد که مربوط به دهه ۶۰ است و به همین دلیل، باید تحولی در آنها داشته باشیم، در واقع تحول در ابزارهای سیاسی کشور. تا زمانی که نتوانیم احزاب را فعال کنیم و احزاب حضور جدی داشته باشند این مشکلات را خواهیم داشت. همه این ایراداتی که شما مطرح کردید همه‌اش در فعالیت‌های حزبی زیر و رو می‌شود. در واقع، حزب است که در یک روند سیاسی و داخلی این پالایش‌ها را صورت می‌دهد و بنابراین فردی که به رأی گذاشته می‌شود دیگر همه مراحل راستی آزمایی و صلاحیت‌ها روی او انجام شده است. اما امروز ما همه چیز را روی دوش شورای نگهبان گذاشته‌ایم چون جای دیگری را نداریم. باید در روندهای خود بازنگری کنیم؛ اینکه اصولاً اگر بخواهیم فعالیت سیاسی داشته باشیم، فعالیت‌مان مردم محور باشد در چارچوب احزاب قرار می گیرد. افراد اگر از دل احزاب بالا بیایند کار ما در حوزه بررسی صلاحیت‌ها خیلی راحت می‌شود و از طرفی دیگر، احزاب نسبت به کاندیداهای خود در دوره فعالیتشان نظارت مؤثر و به قول ما نظارت استصوابی دارند. چون حزب یک شناسنامه و هویت ثابتی دارد معمولاً سعی می‌کند افرادی را معرفی کند که هزینه کمتری داشته باشد و این هزینه هم متوجه حزب می‌شود نه متوجه حاکمیت و مثلاً نهادی مثل شورای نگهبان. همه اینها را اگر بتوانیم در کنار یکدیگر رفع کنیم، بسیاری از مسائل حل می‌شود و شورای نگهبان از مظلومیت درمی آید.»

یکی از برنامه‌های اعلام شده دولت تلاش برای افزایش حقوق است. قانون در گزارشی این موضوع را بررسی کرد اگر چه متن می توانست قدرتمندتر و دقیق‌تر باشد اما به هر حال پرداختن به جنبه‌های مختلف یک طرح و تاثیرات احتمالی مثبت و منفی آن می‌تواند مفید باشد. مرتضی افقه، کارشناس حوزه کار و اشتغال در خصوص اثر افزایش حقوق به «قانون» گفت: «افزایش حقوق اقدام بدی نیست اما تبعاتی به همراه دارد. افزایش درآمد حقوق قطعا به تورم از سمت تقاضا دامن می‌زند. در حال حاضر تورمی که در کشور ایجاد شده است که تحت فشار دو فاکتور به وجود آمده؛ یکی از این فاکتورها هزینه تولید یا افزایش قیمت ارز است که به کالاها تسری پیدا کرده است و دوم نگرانی مردم است که شاید قوی‌تر از فاکتور اول خود نمایی کرده و به دنبال نوسانات ارز هجوم مردم به بازار برای خرید بسیاری از کالاها به دلیل نگرانی از تامین نیازها و احتیاجات روزمره بوده است. این دو فاکتور باعث افزایش تورم شده است. از سمت تقاضا نیز افزایش درآمد می‌تواند فاکتوری باشد که به افزایش تورم کمک کند. امیدوارم این افزایش درآمد منجر به توهم پولی نشود؛ یعنی به همان نسبت که درآمد افزایش یابد به همان نسبت قیمت کالاها افزایش پیدا کند که نتیجه آن ثابت ماندن قدرت خرید است که به آن توهم پولی می‌گویند. به طور کلی افزایش حقوق آثار روانی مثبتی را بر جامعه خواهد گذاشت زیرا اکنون مردم به شدت نگران آینده هستند و افزایش حقوق می‌تواند کمک بسیار خوبی به کاهش نگرانی باشد.»

علرضا خانی سردبیر روزنامه اطلاعات در سرمقاله در نقد منتقدان و مخالفان این روزهای دولت نوشت: «…دولت البته، بسیار عیب و اشکال دارد، که از جمله آنها بی‌برنامگی برای تخصیص ارز و خروج میلیون‌ها دلار از کشور و نیز فساد در واردات خودرو و… است. این‌ها را نمی‌توان انکار یا تطهیر کرد. اما نظام بوروکراتیک بیمار کشور، که زمینه فساد در آن نهادینه شده است، عمری به درازای تاریخچه زیست بوروکراسی در ایران دارد. این نظام را هر دولتی که مدیریت می‌کرد، همین فساد را به وجود می‌آورد.با بهانه رخ دادن فساد در بخشی از نظام بوروکراتیک دولتی نمی‌توان همه اعتبار کارشناسی دولت را ـ که کم‌وبیش حاصل نخبگان علمی یک ملت است ـ یکجا تاراند و تخریب کرد.همه کسانی که در قالب منتقد، کارشناس، عضو فلان حزب، دولتمرد پیشین، تحلیلگر روزنامه مخالف، مدیر اسبق، اصولگرا، بازرگان، بازاری، واعظ، مداح و… دولت را مورد شدیدترین حملات لفظی قرار می‌دهند، بیایند و خیلی روشن و دقیق و قابل دفاع بگویند، خودشان اگر جای دولت بودند چه می‌کردند؟ پیداست که انتقاد و حمله و لعن و نفرین و ناسزا، یک کار است و ساده‌ترین کار عالم است و ارائه راهکار عینی، علمی، منطقی، اجراپذیر و گشایشگر، کار دیگری است که دشوارترین کار عالم است و البته از گروه اول برنمی‌آید…»

سیدعلی میرفتاح در یادداشت صفحه آخر اعتماد با انتقاد از تیتر روز پنجشنبه روزنامه جوان (اینجا) درباره‌ی حاشیه‌های پیش‌فروش خودرو با تیتر «واپرایدا» نوشت: «…من نمی‌گویم از سایپا انتقاد نکنیم. اتفاقا باید انتقاد کنیم تا اینها بتوانند بازار خارجی را که تا حد زیادی از دست دادند دوباره به دست بیاورند اما نمی‌شود بلکه نباید در رسانه‌ها به تقلید از عوام‌الناس حرف درشت زد و سخن سخت گفت. دود این درشتی و سختی قبل از هرکس و هرچیز به چشم مردمی می‌رود که می‌خواهند به آینده روشن امیدوار باشند. رقابت با دولت تا زمانی جایز است که به ترویج ناامیدی نینجامد. متاسفانه باید بگویم تیتر واپرایدا آثاری بدتراز یاس و دلسردی دارد. ما تا الان هرجا احساس خطر می‌کردیم فریاد واایرانا سرمی‌دادیم. علما هرجا احساس خطر می‌کردند فریاد وااسلاما سرمی‌دادند. چنین تعابیری می‌تواند خون مومنین و وطن‌پرست‌ها را به جوش بیاورد و آنها را به میدان بکشاند. اما جعل واژه واپرایدا ارزش و اهمیت آن تعابیر را هم پایین می‌آورد. بلکه مبتذل می‌کند. نه به عنوان روزنامه‌نگار این‌طرفی، بلکه به عنوان یک ایرانی عرض می‌کنم که این نوع برخوردها خوب نیستند و روزنامه‌ها را بیش از گذشته از چشم مردم می‌اندازند. روزنامه باید فرقی با کف خیابان داشته باشد. سهل است روزنامه باید فرقی با صفحات مجازی و پست‌های اینترنتی داشته باشد. در اینترنت، در تلگرام یا اینستاگرام و توییتر حرف یاوه زیاد گفته و شنیده می‌شود. بعضی از کاربران فضای مجازی همه‌چیز و همه کس را به شوخی می‌گیرند و از هر چیزی مضمون کوک می‌کنند. گاهی هم الحق والانصاف دست‌پخت‌شان خنده‌دار و بامزه است. اما آیا ما هم باید از روی دست آنها به سراغ موضوعات مملکت برویم؟ آیا نگاه ما روزنامه‌نگاران به ارز و بازار و صنعت باید متاثر از همین کانال‌ها و شبکه‌های بی‌اصل و نسب باشد؟ حقیقتا این روزها کار سخت است و ما بابت هر خبر و نظری که می‌نویسیم در دنیا و آخرت مسوولیم. کار بر همه ما سخت است، بر منتقدان دولت سخت‌تر. زیرا آنها باید مراقب باشند که یک وقت رقابت سیاسی‌شان تبدیل به تیشه زدن به ریشه نشود. گاهی تیتر و متن بعضی روزنامه‌ها به قدری تند و ناامید‌کننده است که فرقی با کانال فلان و شبکه بهمان ندارند… خطرناک است و ما مسوولیم.»

علی صالح آبادی مدیرمسئول ستاره‌صبح درباره‌ی اهمیت نقش نمایندگان مجلس در جامعه در سرمقاله توضیح داد: «…همه شواهد و قرائن موجود نشان می‌دهد که اقتصاددان کشور با بحران روبروست و از سوی دیگر وضعیت معیشت مردم وزندگی مردم نیز به مخاطره افتاده و شهروندان نگران آینده خود هستند.همان‌گونه که اهل‌فن می‌گویند آنچه امروز شاهدش هستیم معلول «تصمیم‌سازی‌ها» و «تصمیم‌گیری‌ها» است. چون این دو مهم سنجیده، کارشناسی، مصلحت‌گرا و دوراندیشانه نبوده و نیست شاهد وضع موجود هستیم. نتایج و آثارش درگذر زمان پیدا و بر گرده مردم سوار شده است.پرسش این است که مقصران چه کسانی بوده و هستند؟قبل از پاسخ به این پرسش باید دانست که نتیجه یا نتایج سیاست‌ها، قوانین و مقررات در زمان اتخاذ معلوم نمی‌شوند، بلکه در فاصله زمانی یک‌ساله، چهارساله، پنج‌ساله و بیشتر رخ نشان می‌دهند و نتیجه قابل حس و مشاهده می‌شود.واقعیت این است که قانون‌گذاران نقش اول در اوضاع پیش‌آمده رادارند، دوم به نوع عملکرد قوه مجریه و قضاییه ربط پیدا می‌کند.نمایندگان مجلس بر اساس اصل ۸۴ قانون اساسی در برابر همه امور داخلی و خارجی مسئول و باید در برابر ملت پاسخگو باشند؛ بنابراین نمایندگان باید در جهت تدوین قوانین به‌روز و همچنین نظارت بر عملکرد قوه مجریه و قضاییه بر اساس وظیفه ذاتی‌شان وارد میدان شوند، یا مثل علی مطهری، غلامرضا حیدری، پروانه سلحشور، مسعود پزشکیان، محمود صادقی، محمدکاظمی، قاسم میرزایی نیکو و… با استفاده از اصل ۸۶ قانون اساسی از تریبون مجلس دردها، آلام مردم را بگویند و درعین‌حال بر راه‌حل‌ها در داخل و روابط خارجی تأکید کنند.به عقیده نویسنده زمان آن فرارسیده که فشار افکار عمومی بر نماینده‌ها افزایش یابد تا آن‌ها به وظایف قانونی خود که حمایت از خواست ملت است وادار شوند، ملت نماینده بی‌حال، بی‌تحرک، محافظه‌کار، مصلحت‌اندیش به نفع خود یا اطرافیانش نمی‌خواهند. بلکه نماینده به گفته بنیان‌گذار جمهوری اسلامی باید مثل مدرس و از حقوق مردم در برابر متولیان امور دفاع کند.»

محمدعلی وکیلی نماینده مجلس و مدیر مسئول روزنامه ابتکار هم در بخشی از سرمقاله درباره‌ی موازی‌کاری با دولت تحلیل کرد: «نهادهای متورم و هم‌عرضِ دولت، عملاً بیش از اینکه باری از دوش دولت بردارند، اقتصاد کشور را بی‌نظم کرده‌اند. سال‌های آغازین انقلاب، راهبردها و استراتژی‌های حکومت تغییر کرده بود. کشتیبانِ جدیدِ کشور، سیاستش بر این افتاده بود که عمده همتش را مصروف محرومان کند. این سیاست جدید با ساختارهای کهنه‌ی حکومت پهلوی نمی‌ساخت. دیوان جدیدی برای ساختن ایران بر مدارِ اهدافِ انقلاب، لازم بود. در آن میان به جهت تسریع در خدمت‌رسانی، نهادهای انقلابی متولد شدند که موازی با ساختارِ سنتیِ دولت، بخشی از بارِ دولتِ انقلابی را به‌دوش بکشند. نظامِ برآمده از انقلاب، تثبیت شد و شخصیتِ جدیدِ خود را در قوایِ خود بازیافت و دورانِ استقرار سپری می‌شد و اقتضائات فضای انقلابی از بامِ اعتنا فرو نشست، اما این سنتِ نهادسازی و بنیادسازی پایدار ماند. اکنون به پاره‌ای از بنیادها که اهداف مقدسی دارند (مانند آستان قدس رضوی، بنیاد برکت، بنیاد مستضعفان و …) چندان وسیع شده‌اند که عملاً به رقیبِ دولت تبدیل شده‌اند. حجم منابع و نقدینگی که دارند خود برابر با یک دولت است. اقتصادِ این دولتِ موازی، به قدری بزرگ است که گاه تهدیدی برای اراده دولتِ اصلی نظام محسوب می‌شود. این حجم از اقتصاد که موردِ حسابرسی دولت قرار نمی‌گیرد، اساساً حاکمیتِ دولت در اقتصاد را با چالشِ اقتدار مواجه ساخته است. موازی کاریِ آنها با دولت عملاً مانند «دوستیِ خاله خرسه» شده است. شلختگی که تولید می‌کند به خدماتی که می‌دهد نمی‌ارزد؛ لذا به ضدِ کارکرد تبدیل شده است. به نظر می‌رسد همه این نهادها و بنیادها، باید این توصیه مقام معظم رهبری را جدی بگیرند و تکفلِ رفاه و عدالت را به دولت بسپارند. این چنین هم می‌توان برنامه‌های دقیق‌تری برای کشور ریخت و هم منابع در مسیری که پاسخگویی وجود دارد مصرف می‌شود.»

همشهری گفتارهایی از کارشناسان درباره‌ی چرایی خرید بیش از نیاز گروهی از مردم با تیتر «تب تند خرید» منتشر کرد که فارغ از کیفیت متن‌ها توجه روزنامه به این موضوع خوب است.

انتهای پیام

media.shafaqna.com

شفقنا در شبکه های اجتماعی: توییتر | اینستاگرام | تلگرام

پاسخ به این نظر

Please enter your comment!
Please enter your name here