زمان انتشار : ۱۵ شهریور ,۱۳۹۷ | ساعت : ۱۵:۱۲ | کد خبر : 473855 |

«پوشک» و تیترنویسی بحران/ روزنامه‌های آخر هفته از چه نوشتند؟

شفقنا رسانه- شایعه بریده شدن گوش یک کودک کار و تمامی حواشی خبری آن در روزهای گذشته، امروز در روزنامه‌ها ختم به خیر شد. شهروند، سازندگی، اعتماد، آرمان امروز و همشهری از جمله روزنامه‌هایی بودند که این خبر را در تیترهای اصلی صفحه اول مهم دیدند. متن خبرها البته بیش از متن توییترها، فیلم‌های منتشر شده و در مذمت خبرسازی نبود. عباس عبدی در سرمقاله اعتماد از همین آشفتگی خبری گلایه کرد و نوشت: «این پدیده نامبارک و مهمی است که در جامعه ایران رخ داده است. ما به محاصره رسانه‌ها در آمده‌ایم. رسانه‌هایی که فاقد مسوولیت اجتماعی کافی هستند. رسانه‌هایی که هر خبر درست و نادرستی را بازتاب می‌دهند، بدون آنکه تعهدی نسبت به ابعاد مطلب منتشره داشته باشند. رسانه‌هایی که هدف آنها فقط دیده شدن است. رفتار ما است که چنین شلختگی خبری را دامن زده است. حتی کسانی که می‌خواهند حرف و نظری را بگویند برای شنیده شدن حرف‌شان ترجیح می‌دهند که آن را با چند کلمه و جمله تند و ناسزا ترکیب کنند تا شنیده شود. ما خودمان را به امواج خبری رسانه‌هایی داده‌ایم که ما را به هر جایی می‌برند جز به ساحل حقیقت و آرامش. بسیاری از نیروهای سیاسی و رسانه‌ای و حتی اجتماعی در این راه مسوولیت دارند. آنان هیزم‌بیار این آتش سوزان هستند. گمان می‌کنند که با استفاده از این روش‌ها و با زدن فلان مسوول یا فلان شهردار می‌توانند نان خود را در این تنور بپزند. این تنور آن‌قدر سوزان می‌شود که برای هیچ‌کس خیر و خوشی نخواهد داشت. جامعه ایران برای دهه‌های متمادی و تاکنون از داشتن رسانه‌ای رسمی و مسوول و بی‌طرف و منصف محروم بوده است. اکنون با فضای رسانه‌ای غیر رسمی و غیر مسوولی مواجه شده است که در کنار نتایج سازنده آن، عوارض منفی مهمی نیز دارد.» همین نگاه را سیدعلی میرفتاح، سردبیر روزنامه هم در یادداشت صفحه آخر بیان کرد و در بخشی از آن با اشاره ناکارآمدی فیلترینگ‌ها، پارازیت‌ها و منع مصاحبه کارشناسان داخلی و اثرات منفی ناشی از آن مثل بی‌رقیب شدن مخالفان تاکید کرد: «این زردها یکی، دوتا نیستند. ظاهرا یک لشکرند و همه تریبون‌ها را قبضه کرده‌اند. مشکل ما اینها نیستند. یک نفر یا صد هزار نفر از آنجایی که حرف‌شان ناحق است چندان کاری پیش نمی‌برند. تنها خطری که دارند این است که خاطر ساده دلان لم داده جلوی تلویزیون را پی کنند. برای همین ما نباید، عقلا و منطقا هم خدا را خوش نمی‌آید که عرصه را خالی بگذاریم و به مقابله با اینها برنخیزیم. اینجا شانس آوردیم که یک کارشناس عاقل و متین حرف حق بر زبانش جاری شد و جلوی یاوه‌های او ایستاد. در بعضی برنامه‌های بی‌بی‌سی هم دیده‌ایم و شنیده‌ایم که عطاءالله مهاجرانی یک‌تنه جلوی آرزواندیشی جماعت ضدانقلاب می‌ایستد و آرام و منطقی جواب‌شان را می‌دهد. اما از آنجایی که روزنامه‌نگاران و دانشگاهی‌ها و سیاستمداران آگاه و دلسوز داخلی از حضور در ماهواره منع شده‌اند، در هزار برنامه دیگر انبوه این زردها خود می‌گویند و خود می‌خندند و راضی از پیش قاضی برمی‌گردند و خاطر مردم را مشوب می‌کنند… تلویزیون خودمان که الحمدلله هنوز توی باغ نیست و کماکان ملتفت موقعیت پیچیده امروز نشده. اما خوب یا بد ماهواره و اینترنت ابزار قدرتمندی هستند که رقیب تمام وکمال برآنها سوار شده و حسابی‌دارد می‌تازد. آن وقت در این وضعیت ما از تلگرام و ماهواره پا پس کشیده‌ایم و مردم را در برابر لشکر دروغ‌پردازان و کین‌توزان به امان خدا رها کرده‌ایم. به قول عبید سنگ را بسته‌ایم و سگ را باز گذاشته‌ایم. اسمش این است که اینها فیلترند و در معرض تشعشعات پارازیت، در عالم واقع به هر خانه‌ای در هرکجا وارد شوید می‌بینید که در شاه‌نشینش کارشناسی زرد نشسته و دارد دروغ و دونگش را به خورد ملت می‌دهد. داخل همین گوشی‌های موبایل هم کم از این زردها مخفی نشده‌اند و کم آزار و اذیت ندارند.»

همشهری ویژه‌نامه‌ای برای آخر هفته که در روزهای گذشته تبلیغ آن را به صفحه اول آورده بود، تدارک دید: «روز هفتم». فارغ از کیفیت متن‌ها رویکرد کلی صفحه اول آن متناسب با سیاستگذاری روزنامه است و اساس این که در ماه‌های گذشته بعضی روزنامه‌ها مثل سازندگی، ایران و همشهری سعی می‌کنند با انتشار صفحات و ویژه‌نامه‌‌ها در حد امکان فضاهای متفاوت‌تری را برای روزنامه‌خوانان ایجاد کنند، کار درستی است و اگر با رویکردهای خلاقانه به موضوعات هم همراه باشد، حتما می‌تواند در جذب مخاطبان تاثیر گذار باشد. امیدوارم روزنامه‌ها بتوانند خواندنی‌تر و کمتر کپی باشند.

علاوه بر این شایعات مربوط به کمیابی خرید محصولات سلولزی مثل پوشک بچه هم به شهروند و سازندگی آمد با دو رویکرد متفاوت. اولی مصاحبه‌ای با مدیر اجرایی یکی از این شرکت‌های تولیدکننده‌ تدارک دید که در مصاحبه هم مشکلات این شرکت‌ها بررسی شده است، هم چرایی کم‌تر شدن عرضه این محصولات در بازار و البته افزایش قیمت آنها. تیتر هم متناسب با محتوا انتخاب شد که در شرایط اخبار آشفته رویکرد درستی است: «مردم هنوز بیش‌از اندازه خرید می‌کنند». در نقطه مقابل سازندگی نوشت: «پوشک طلا شد-شیرخشک کمیاب» صرف نظر از این که رویکرد روزنامه در متن صفحات داخلی چیست، تیتر با نگاهی هیجانی انتخاب شده است. وظیفه‌ی رسانه این نیست که به هیجانات جامعه دامن بزند تا فروش بیشتر داشته باشد آن هم در زمانه‌ای که تب شایعات بالا و سطح پاسخگویی مسئولان بسیار پایین است. قطعا منظور نادیده گرفتن واقعیات جامعه هم نیست اما  پیدا کردن پاسخ‌های درست برای پرسش‌های درست با کمترین میزان هیجان‌زدگی مهمترین کاری است که هر کدام از ما به عنوان روزنامه‌نگار می‌توانیم برای مخاطبان انجام بدهیم. حتما این رویکرد فروش هم خواهد داشت چون مخاطب سرگردان و آشفته بیش از هر چیزی به دنبال جواب دقیق است.

آراء نمایندگان مجلس پیش از تعطیلی مجلس در تیترهای روزنامه‌های خراسان و کیهان دیده شد. خراسان خبر رای نیاوردن یک فوریت طرح شفاف شدن آراء به «هراس نمایندگان» از این شفافیت تعبیر کرد. کیهان هم در خبر ویژه به اظهارات یکی از نمایندگان درباره‌ی دلیل مخالفت‌ها با این طرح واکنش نشان داد: «ادعای این وکیل‌الدوله درحالی است که نمایندگان، متفاوت یا مخالف نظر شورای نگهبان رای داده‌‌اند. اما در مقابل باید از امثال این نمایندگان پرسید آیا دادن رای دولت به برخی وزرای ناکارآمد در تابستان ۹۶ نیز تحت فشار شورای نگهبان و ترس از نظارت استصوابی بود؟ آیا تایید برجام در کمتر از ۲۰ دقیقه، به خاطر ترس از نظارت استصوابی بود؟ باز گذاشتن  دست رئیس‌جمهور و وزرا برای ریل‌گذاری‌های غلط و دور زدن مجلس و ارتکاب انواع تخلفات غیرقانونی چطور؟ آیا باز گذاشتن دست تیم اقتصادی دولت و آشفته‌سازی بازار و اقتصاد هم به‌خاطر نظارت استصوابی شورای نگهبان است یا احیاناً به‌خاطر کوتاهی شورای نگهبان در تایید چنین نماینده‌های مسئولیت‌ناشناسی که تبدیل به پادو و روابط عمومی مدیران جزء می‌شوند؟!
به قول شاعر «می با دیگران خورده است و با ما سر گران دارد.» علاوه بر این روزنامه تیتری کنایه‌ای و طولانی درباره‌ی خارج شدن «طرح تشدید مبارزه با مفاسد اقتصادی» از دستور کار مجلس نوشت و فراکسیون امید را مقصر این تصمیم‌گیری‌ معرفی کرد. در بخش از گزارش روزنامه‌ گفت‌وگویی با محمد دهقان، عضو کمیسیون حقوقی و قضایی مجلس داشت که در بخشی از آن درباره‌ی علت‌های مطرح شده مخالفان ادعا شد: «یک کار حرفه ای توسط برخی از جریانات طی این چند روزه انجام شد و یک کار امنیتی – اطلاعاتی کردند و نمایندگان را از قبل به نوعی در این خصوص به بیراهه کشاندند که ما سازمان مبارزه با فساد نباید داشته باشیم. دروغ هایی را آمدند و پخش کردند که بله اطلاعات سپاه می‌خواهد این کار را انجام دهد. در حالی‌که اصلا در این طرح موضوع اطلاعات سپاه اصلا وجود ندارد. در طرح اولیه البته بود که یک هیئتی باشد که یکی از اعضای آن اطلاعات سپاه باشد ولی ما اطلاعات سپاه را نیز حذف کردیم. آمدند ابهام درست کردند. آمدند یکسری دروغ ها پخش کردند و کارهای روانی کردند روی نمایندگان و فضا را به نحوی تحت تاثیر قرار دادند.»
خراسان در یادداشت روز با تیتر «انصاف گمشده این روزهای زندگی‌مان» همه را به رعایت حال یکدیگر و مدارا توصیه کرد و در بخشی از آن توضیح داد: «تا صحبت از انصاف می شود، انگشت اتهام به سوی کاسبی می رود که در این بازار جنسش را به قیمت روز می فروشد. غافل از این که همان کاسب باید فردا همان جنس را بیشتر از قیمت فروش امروزش بخرد. هر چند این روزها نایاب هستند فروشندگانی که از ترس متهم شدن به گران فروشی، آن قدر ارزان فروشی می کنند که ورشکسته شوند! انصاف آن است که در این شرایط وقتی می بینیم فروشنده ای مجبور است جنسش را ارزان تر بفروشد تا بتواند سر ماه اجاره محل و قبض ها و دستمزد شاگرد و هزینه های دیگرش را برساند، برای فلان مبلغ پایین تر چانه نزنیم و از استیصالش سوءاستفاده نکنیم. تخفیف نخواهیم وقتی می بینیم چاره ای ندارد و با دل خون مجبور است قیمت ما را بپذیرد، به اصطلاح توی سر جنس نزنیم و با فلان فروشنده (حتی خیالی) مقایسه اش نکنیم تا قیمت را غیرمنصفانه پایین بیاوریم. چک های مان را پاس کنیم و به تعهدات مان عمل کنیم. از سوی دیگر انصاف یعنی فروشنده نیز سود چند ماه رکود بازار را یک شبه از جیب مشتری درنیاورد، از مظلومیت خریدار سوءاستفاده نکنیم و به قول معروف توی رودربایستی نگذاریمش و جنس بیشتر از نیازش یا چیزی که واقعا لازم ندارد و نمی خواهد را بهش نفروشیم. انصاف یعنی به هم رحم کنیم، مراعات حال یکدیگر را بکنیم، مروت به خرج دهیم. فروشنده به مشتری و خریدار به فروشنده به چشم دشمن یا معدن سود به همدیگر نگاه نکنند. انصاف یعنی بیشتر از نیازمان خرید نکنیم تا برای بقیه هم بماند، جنس مان را انبار نکنیم تا وقتی بازار محتاج آن بود با سود بیشتری بفروشیم.»

بسته‌ها و برنامه‌های معیشتی دولت در روزنامه‌های جمهوری اسلامی، جوان، ایران و اطلاعات دیده شد اما رویکرد خبرها صرفا بازتابی بود و خوب است در روزهای آینده جزئیات و نقاط قوت و ضعف این برنامه‌ها بررسی و به مخاطبان ارائه شود. علاوه بر این جمهوری‌اسلامی در یادداشت صفحه با تیتر «بگم بگم۲» به حاشیه‌‌های انتشار فیلمی جدید از طرف آنچه «کانال رسمی پایگاه اطلاع رسانی نفر اول این جریان{انحرافی}» خوانده، پرداخت و در بخشی از آن تحلیل کرد: «…اسفندیار رحیم مشائی، البته ترفند هنرمندانه‌ای در این فیلم بکار برد تا صحنه سازی‌های مورد نظر جریان انحرافی برای سرپوش گذاشتن بر خیانت‌های خود و شرکایش در دوران دردست داشتن زمام اجرائی کشور و نقشه‌هائی که برای به دست گرفتن مجدد قدرت داشتند را در قالب برنامه‌ای که مسئولین برای دور نگهداشتن آنها از قدرت صورت سازی نماید تا چنین وانمود کند که محاکمه او و سایر عناصر جریان انحرافی یک نمایش است و این عناصر مرتکب هیچ تخلفی نشده‌اند! غیر از این ترفند نخ نما شده که کاملاً مشخص است برای فرار از قانون است هیچ مطلبی در فیلم منتشر شده وجود ندارد و هر کس سخنان این شخص را در این فیلم بشنود قطعاً با این سوال اساسی مواجه می‌شود که پس چه شد آن وعده‌های پیاپی که برای افشای مسائل پشت پرده مسئولین داده می‌شد و آن تهدیدها که می‌گفت اگر مرا بازداشت کنند مطالبی را منتشر خواهم کرد که هیچ اعتبار و حیثیتی برای مسئولین باقی نماند؟…»

جوان هم با عکسی از پراید تصادفی به حاشیه‌های ثبت پیش خرید و افزایش قیمت واکنش نشان داد و با گزارش برخی تلفن‌های مردمی و روایت آنها از نحوه‌ی فعالیت سایت مورد نظر، در بخشی از متن تحلیل کرد: «بازدید بیش از ۸ میلیون نفر از سایت سایپا و شناسایی بیش از یک میلیون نفر متقاضی در این شرکت خودرو‌سازی تا ساعت ۱۵ دیروز نتیجه سیاست‌های عطش‌سازی در فضای موجود اقتصاد کشور است که نشان می‌دهد مردم درتلاشند به هر طریقی دارایی‌های خود را با خرید کالا‌هایی مانند خودرو حفظ کنند. ثبت‌نام پراید همچنان ادامه دارد و تا ساعت ۱۷ دیروز ۱۵ هزار نفر موفق به ثبت‌نام شده‌اند. باید امیدوار بود که این پیش فروش از سوی خودرو‌سازان و غائله افزایش قیمت پراید تا بالای ۴۳ میلیون تومان با هم پیوند نداشته باشد زیرا ایجاد تبعیض همراه با ایجاد عطش خرید در چنین فضای اقتصادی‌ای نه تنها عین بی‌انصافی برای مردم است بلکه خاموش کردن آتش با بنزین و دامن زدن به تورم انتظاری است. با جریانی که طی روز‌های گذشته رخ داده، عملاً خودرو‌های داخلی مانند دهه ۶۰ به کالایی سرمایه‌ای بدل شده و عمده پیش خریداران آن را کسانی تشکیل می‌دهند که به‌دنبال حفظ دارایی خود یا کسب سود از آن هستند و به قصد فروش، خودرو پیش خرید می‌کنند. در این میان متقاضیان واقعی خودرو تنها با حسرت جملاتی مشابه این را می‌گویند: «وا پرایدا!»»
روزنامه ایران هم گفت‌وگویی کوتاه با وزیر ارتباطات و فناوری اطلاعات داشت که صحبت از حضور مسئولان کشوری در توئیتر به از دست دادن مرحعیت رسانه‌های رسمی داخلی رسیده و جهرمی درباره انتقاد از مسئولانی که در رسانه‌های نوین خبررسانی می‌کنند و حرف‌های جذاب خود را در این عرصه بیان می‌کنند و این گونه به‌نظر می‌رسد که این اتفاق باعث شده تا روزنامه‌های رسمی جایگاه و مرجعیت خود را از دست بدهند، گفته: «وقتی به وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات آمدم با این چالش مواجه بودم که خبرنگاران حوزه وزارت ارتباطات از اینکه روابط عمومی اطلاع‌رسانی نمی‌کند، انتقاد و اعلام می‌کردند که وزیر ارتباطات خبرها را در فضای مجازی مانند اینستاگرام و توئیتر انعکاس می‌دهد از این‌رو ما چه خبری را منتشر کنیم.» آذری جهرمی با اشاره به اینکه این اتفاق خوبی است که مسئولان و افراد در فضای رسانه‌های نوین اطلاع‌رسانی می‌کنند گفت: وقتی مسئولان و افراد اخبار را خود اطلاع‌رسانی می‌کنند دیگر مسئولیت آن به دوش خبرنگاران نیست که بخواهند هزینه تکذیبیه‌ها را نیز بپردازند. بنابراین همان‌طور که اشاره کردم درعرصه کنونی وظیفه رسانه‌ها خبررسانی دست اول نیست، بلکه غنی‌سازی اخبار و ارائه تحلیل‌ها و نقد‌ها است. در فضای رسانه‌ای جدید باید مطابق شیوه نوین آن پیش رفت. البته ناگفته نماند باید فضای نقد هم در کشور باز شود و برخی سعه صدر خود را بالا ببرند تا رسانه‌ها بتوانند نقد کنند، چرا که اگر فضای نقد در رسانه‌ها باز باشد رسانه‌های معاند نظام دیگر جایی نخواهند داشت و اخبار و اطلاعات را از منابع داخلی و رسمی دریافت می‌کنند. آذری جهرمی با اشاره به اینکه جای خبررسانی در فضای نوین رسانه‌ای و شبکه‌های اجتماعی است نه به چالش کشیدن و تحلیل آنها، گفت: چالش‌ها را باید به فضای رسانه‌های سنتی و مولتی مدیا کشاند. وقتی درباره شفاف‌سازی صحبت می‌کنم و می‌خواهم این موضوع را به چالش بکشم عده‌ای می‌گویند در شبکه‌های مجازی حرفت را بگو. چالش را باید با مجری و فرد دیگری انجام داد تا به نتیجه درستی برسد و برد داشته باشد بنابراین در اینجاست که باید صدا و سیما و دیگر رسانه‌ها بخصوص رسانه‌ای مانند روزنامه ایران به میدان بیایند.»

قانون اگرچه عکس یک را به مشکلات مردم در استان سیستان و بلوچستان اختصاص داد اما در متن گفت‌وگو یا گزارش ویژه‌ای نداشت. در بخشی از متن یادداشت مانند هم نوشت: «…این منطقه از چند صدروستا تشکیل شده که از یک سو رسیدگی به همه آن‌ها کار دشواری است و از سوی دیگر به‌دلیل بیکاری، مردم در فقر شدید زندگی می‌کنند که نتیجه این مشکلات فقر در ابتدایی‌ترین امکانات زندگی است. برای حل مشکلات زابل دولت باید استراتژی‌ای در مدیریت منابع آبی و توانمندسازی مردم منطقه را اجرا کند. پروژه‌هایی همچون احداث بازاچه‌های مرزی با سازوکار تعریف ‌شده‌ای که به سکوی صادارات بی‌رویه تبدیل نشود؛ می‌تواند گرهگشای این مشکل باشد اما نباید فراموش کرد که توانمندسازی مردم زابل بدون حل مشکل حقابه هامون دردی از آن‌ها را دوا نخواهد کرد.»

 

انتهای پیام

media.shafaqna.com

شفقنا در شبکه های اجتماعی: توییتر | اینستاگرام | تلگرام

پاسخ به این نظر

Please enter your comment!
Please enter your name here