زمان انتشار : ۱۲ شهریور ,۱۳۹۷ | ساعت : ۱۳:۲۰ | کد خبر : 473769 |

مهاجری: در انتشار اخبار با آرامش و روان مردم بازی نکنیم

شفقنا رسانه-زهرا حکیمی: این روزها سرعت اخبار در حوزه اقتصادی ،سیاسی و اجتماعی به گونه‌ای است که گویا اگر هر رسانه‌ای زودتر از دیگری خبری را منتشر کند برگ برنده دست اوست. مثلاً مدام اخباری از این دست را می‌بینیم که ؛سکه مرز ۴ میلیون را رد کرد … دلار به قیمت ۱۱ هزار تومان در بازار معامله شد… لبنیات ۵ در صد گران‌تر شد و… در واقع رسانه‌ها با غفلت از تأثیر روانی که بر فضای جامعه می‌گذارند این اخبار را منتشر می‌کنند. اما رسانه‌ها تا چه حد سوژه‌هایشان در راستای اصلاحات اقتصادی است؟ آیا می‌توانند با ادبیات دیگری که آرامش جامعه حفظ شود به دنبال تحلیل وقایع و رخدادها بروند؟ با توجه به اینکه یکی از مهم‌ترین کارکرد رسانه‌ها در شرایط بحران اطلاع‌رسانی است وظیفه خبرنگاران اقتصادی در چنین شرایطی باید چگونه باشد تا مردم دچار سرگردانی نشوند؟

محمد مهاجری، عضو شورای سردبیری خبر آنلاین به شفقنا رسانه می‌گوید: جواب من در عرصه‌ی رسانه  شاید کمی خودزنی باشد.  من می‌گویم رسانه‌ها  کار را خراب نکنند، اصلاحات اقتصادی پیشکش. شرایط اقتصادی فعلی کشور با توجه به این‌که بخش عمده‌ای از فضای اقتصادی کشور ناشی از یک جنگ روانی است، عملاً مطبوعات و رسانه‌ها در آن نقش اول را بازی می‌کنند. مثلاً همه‌ی ما برای این‌که کلیک و تیراژ بیشتری داشته باشیم رقابت داریم و سعی می‌کنیم اولین رسانه‌ای باشیم که به‌عنوان مثال خبر گران‌تر شدن سکه و دلار را در بازار منتشر می‌کند. گویی هرکسی که رقم بالاتری منتشر کند برنده‌تر است.

او ادامه می‌دهد: بنابراین من  فکر می‌کنم رسانه‌ها در این یکی دو ماه اخیر  که کشور دچار نابسامانی‌های اقتصادی شده تأثیر خیلی منفی‌ای گذاشتند. نمی‌خواهم بگویم اگر رسانه‌ها نبودند گرانی نمی‌شد، اما به نظرم اثر تخریبی که ما  از طریق رسانه‌ها بر روان جامعه گذاشتیم از اصل موضوع گرانی بیشتر بود.

با این حال بخش اقتصادی رسانه‌ها در چنین شرایط اقتصادی بهتر است چکار کنند؟ عضو شورای سردبیری خبر آنلاین پاسخ می‌دهد: فرض کنید بیماری داریم و این بیمار روزبه‌روز حالش بدتر می‌شود. شما به‌عنوان یک آدم بیرونی معمولاً دو کار انجام می‌دهید. اول اینکه به آن بیمار روحیه می‌دهید دوم سعی می‌کنید خبر را با ملاحظاتی به بستگان بیمار منتقل کنید. یعنی سعی می‌کنید شوک به آن‌ها وارد نشود و در عین حال اطلاع‌رسانی به‌گونه‌ای  انجام شود که آن‌ها هم در جریان اتفاق قرار بگیرند. اگرچه در چنین شرایطی ما توانایی واردکردن یا نکردن شوک به اقتصاد را نداریم ولی معتقدم می‌توانیم به جامعه شوک وارد کنیم.

ادبیات رسانه ها تحلیلی باشد

او ادامه می‌دهد: ما رسانه‌ها در چنین شرایطی حرفی را که باید آخر می‌زدیم، اول زدیم. یعنی با پمپاژ اضطراب در جامعه و انتقال خبرهای-اکثراً- بدون تحلیل درباره افزایش قیمت‌ها دل مردم را خالی کردیم. من فکر می‌کنیم همه کم‌وبیش شرایط اقتصادی مملکت را می‌دانند. بنابراین ما باید با تحلیل با مردم صحبت کنیم. قبول دارم مردم در حال حاضر فهمیده‌اند که دارایی‌هایشان کم شده، ارزش سرمایه‌هایشان رو به تحلیل رفته و ارزش پول ملی کاهش پیداکرده است ولی آیا درست است که در چنین شرایطی مردم را تحریک به خرید کنیم؟ و بگوییم بروید دلار ، سکه ، ارز و… بخرید. آیا ما هم باید به این تنش دامن بزنیم؟ به نظر من ما رسانه‌ها به عنوان کسانی که می‌توانیم بر روان جامعه تأثیر بگذاریم خودمان خیلی زودتر از این جو روانی تأثیر پذیرفتیم. خیلی زودتر مضطرب و ملتهب شدیم و این التهابمان را هم به جامعه منتقل کردیم.

 

نظریه های اقتصادی با گرایش سیاسی؛ خوب یا بد؟

با این حال بعضی از دبیران اقتصاد رسانه‌ها این انتقاد را به تیم اقتصادی دولت داشتند که توجهی به تحلیل‌های کارشناسان اقتصادی ندارد و بی‌توجه به هشدارهایشان کار خود را انجام می‌دهد. مهاجری دراین‌باره می‌گوید:

من اصلاً منکر این‌که دولت در این زمینه اشتباهات متعددی انجام داده نیستم. البته اتفاقی که در کشور ما افتاده این است که اگر به هر رسانه‌ای مراجعه کنیم ۲۰ الی ۱۰۰ نفر کارشناس اقتصادی دارد. من تعجب می‌کنم مملکت ما با این همه کارشناس اقتصادی چرا وضعش این‌گونه است؟ الان هزاران کارشناس اقتصادی در رسانه‌ها هستند از جمله کارشناس پول و سرمایه، کارشناس بورس، کارشناس ارز و… . من معتقد هستم بالای ۹۵ درصد کارشناسانمان حرف‌های کارشناسی‌شان با حرف‌های مردم عادی فاصله‌ای ندارد. درواقع حرف‌هایشان خیلی کارشناسی نیست.

او به جناحی برخورد کردن کارشناسان اقتصادی انتقاد می‌کند و می‌گوید: از طرفی هم بسیاری از این کارشناس‌ها اول کارشناس سیاسی هستند بعد  کارشناس اقتصادی. درواقع نظرات اقتصادی‌شان از دالان مسائل سیاسی رد می‌شود. حالا  چون با این دولت یا فلان فرد در دولت موافق یا مخالف هستند شروع می‌کنند  به بد و بیراه گفتن یا تشویق کردن طرف. به عبارتی کارشناسان اقتصادی در تحلیل‌هایشان جناحی برخورد می‌کنند.

 

مهاجری مثال می‌آورد: مثلاً در همین قضیه‌ی ارز ۴۲۰۰ تومانی بالای ۷۰ الی ۸۰  درصد کارشناسان یا سکوت کردند یا موافق قضیه بودند. یعنی مخالفین کم بودند. اما تا مقداری این  پروژه با شکست روبه‌رو شد همه شروع به مخالفت کردند. می‌خواهم بگویم خیلی خوب نیست که ما در این فضای ملتهب سیاسی وقتی می‌خواهیم حرف کارشناسی اقتصادی بزنیم آن را از دالان سیاست عبور دهیم. البته هنوز هم هستند کارشناسان اقتصادی که می‌توانند در تحلیل‌هایشان خود را از گرایش‌های سیاسی عاری کنند.

 

بسیاری از کارشناسان اقتصادی در رسانه ها اقتضائات دولت را نمی‌دانند

او با اشاره به عدم تجربه کارشناسان اقتصادی در کارهای اجرایی و اکتفایشان به کتاب و دانشکده توضیح می‌دهد: بسیاری از کسانی که ما روی آن‌ها اسم کارشناس اقتصادی گذاشته‌ایم غیر از دانشکده، کلاس و کتاب چیزی ندیده‌اند. خیلی از این‌ها دو روز هم کار اقتصادی حتی در بخش خصوصی نکرده‌اند چه برسد به اینکه در اقتصاد دولتی بوده باشند. خیلی‌هایشان اقتضائات دولت را نمی‌دانند. یعنی وقتی می‌گویند که دولت باید قیمت ارز را آزاد کند نمی‌دانند که اقتضائات این حرفشان چیست و چون حرف زدن تنها چیزی است که مالیات ندارد آن کارشناس حتی اگر حرفش هم درست نباشد ولی سعی می‌کند این را در لعابی بپوشاند که مردم از او بپذیرند. می‌خواهم بگویم بسیاری از کارشناسان ما با اینکه در حوزه درسی و تخصصی‌شان مطالعه داشته‌اند ولی چون آدم‌های اجرایی نبودند و کار اجرایی اقتصادی –آن‌هم در فضای اقتصادی کشورمان- نکرده‌اند معمولاً راهکارهایشان فیک است و مفید نیست.

او ادامه می‌دهد: ما رسانه‌ها تا اتفاقی می‌افتد دست به تلفن می‌شویم و از کارشناسان اقتصادی مصاحبه می‌گیریم و سعی می‌کنیم نظرات موافق ، مخالف ، وسط و… را هم بگیریم. حالا فرض کنید مسئولی بخواهد نظرات کارشناسان رسانه‌ها را بخواند و از آن‌ها ایده بگیرد. به نظر من هیچ اتفاقی نمی‌افتد جز اینکه طرف در برابر این همه نظرات متفاوت کارشناسان گیج شود.

 

مهاجری در پاسخ به این سؤال که خبرنگاران حوزه اقتصادی خبر آنلاین در پیگیری سوژه‌هایشان با چه مشکلاتی روبه‌رو هستند، می‌گوید: مشکلات خبرنگاران اقتصادی خبر آنلاین خیلی متفاوت با رسانه‌های دیگر نیست. یعنی ما هم مثل رسانه‌های دیگر دنبال این بودیم که بدانیم دلایل افزایش قیمت ارز چیست؟ چگونه می‌شود کاهش پیدا کند؟ آیا ارز ۴۲۰۰ تومانی کار درستی است؟ آیا ثبت سفارش‌ها با روال قانونی انجام شد؟ متأسفانه بعضی از فسادهایی که در سیستم اقتصادی وجود دارد و ما رسانه‌ها آن را پیگیری کردیم به نتیجه نمی‌رسد که از چه ناحیه‌ای انجام می‌شوند. اگرچه پیگیر مسائل قضایی‌شان هستیم ولی با این دادگاه‌ها اتفاق خاصی نمی‌افتد. یعنی دادگاه‌ها فی الذات مسئول اصلاح امور اقتصادی کشور نیستند و بیشتر مجازات می‌کنند. اینکه تصور کنیم با زندانی شدن چند نفر اتفاق خاصی در کشور می‌افتد قطعاً این‌گونه نیست.

 

شفافیت سیاسی مقدم  بر شفافیت اقتصادی

این روزها بر روی سامانه دسترسی آزاد به اطلاعات خیلی مانور داده می‌شود و آن را نقطه مثبتی در راستای حرکت به سمت شفافیت می‌دانند و عده‌ای هم به آن انتقاد می‌کنند. مهاجری در پاسخ به اینکه سامانه دسترسی آزاد به اطلاعات چقدر در پیگیری سوژه‌های اقتصادی‌شان کمک‌کننده بوده است می‌گوید: خیلی از آن‌هایی که باید در این سامانه ثبت‌نام می‌کردند و اطلاعات ارائه می‌دادند در این سامانه حضور ندارند. این کار باید به‌صورت یک عادت، ضرورت و واجب برای همه سازمان‌ها دربیاید. اتفاقاً من معتقد هستم که شفافیت سیاسی مقدم  بر شفافیت اقتصادی است. یعنی اگر سیاسیون کاملاً شفاف  باشند اقتصادیون نمی‌توانند از شفافیت فرار کنند.

او ادامه می‌دهد:  ذات ایرانی جماعت اختفا است و خیلی علاقه‌مند به افشای اطلاعات نیستند. بنابراین این‌که مسئولین و سازمان‌ها اطلاعاتشان را مخفی کنند از نظر من امری خلاف انتظار نیست. رسانه‌ها باید دنبال مسئولان بیفتند و آن‌ها را به اتاق شیشه‌ای بیاورند. این کار، آسان و برای شش ماه ، یک سال و دو سال نیست. از طرفی هم باید این اراده از سمت مقامات بالاتر هم وجود داشته باشد و خودشان پیش‌قدم شوند. یعنی تا این به عنوان عادت برای مسئولین درنیاید ما هم خیلی نمی‌توانیم در این زمینه موفق باشیم.

فقط خبر به مردم ندهیم

چه باید کرد تا خبرنگاران اقتصادی سوژه‌هایشان اصلاحاتی‌تر شود؟ عضو شورای سردبیری خبر آنلاین پاسخ می‌دهد: من فکر می‌کنم که ما خبرنگاران اقتصادی باید به دنبال ایجاد یک فضای  تحلیلی برای جامعه باشیم.  یعنی فقط و فقط خبر به مردم ندهیم. خبر دادن چیز  خوبی است اما برای این‌که بتوانیم جامعه را نسبت به اطلاعاتی که می‌دهیم روشن کنیم نیاز به تحلیل است.

او مثال می‌آورد: الان این خبر را منتشر می‌کنیم که سکه چهار میلیون و سیصد و هشتاد هزار تومان شد.  یک ساعت بعد می‌گوییم چهار میلیون و چهارصد و بیست تومان و… . مردم در چنین شرایطی می‌گویند مگر مملکت صاحب ندارد ؟ من و شمای خبرنگار باید این مملکت صاحب ندارد را به زبان اقتصادی برایشان ترجمه کنیم و با تحلیل بگوییم که چه اتفاقی قرار است بیفتد و چرا.

او ادامه می‌دهد: راه‌حل دوم این‌که خودمان در فضای  اقتصادی که به وجود می‌آید جو گیر نشویم. سوم؛ از  انتشار شایعات بپرهیزیم،  چهارم؛ سعی کنیم در انتشار اخبارمان با آرامش و روان مردم بازی نکنیم. حتی خبرهای درست را می‌توان به‌گونه‌ای منتقل کرد که آرامش مردم به هم نریزد یا کمتر به هم بریز.

 

انتهای پیام

media.shafaqna.com

پاسخ به این نظر

Please enter your comment!
Please enter your name here