زمان انتشار : ۳۰ مرداد ,۱۳۹۷ | ساعت : ۱۱:۳۷ | کد خبر : 473349 |

«توفیق» چگونه محبوب و توقیف شد؟

شفقنا رسانه-مراسم تجلیل از حسن توفیق مدیر مسئول نشریه «توفیق» که در دهه ۵۰ توقیف شد،با حضور جمعی از کاریکاتوریست های پیشکسوت و اساتید علوم ارتباطات چون هادی خانیکی و فرید قاسمی در سازمان اسناد و کتابخانه ملی برگزار شد.

به گزارش شفقنا رسانه ، فرید قاسمی، روزنامه نگار و پژوهشگر تاریخ مطبوعات در ابتدای سخنان خود گفت: توفیق گنجینه پژوهشی و خزانه تحقیق است. به عنوان مثال، به نام خدا در شعر فارسی تحقیقی بر زمین مانده و کسی انجام نداده است. اگر کسی بخواهد این تحقیق را انجام دهد به یقین یکی از منابع اصلی اش دوره توفیق خواهد بود.
او در ادامه گفت: می توانیم توفیق را از منظرهای گوناگون دوره بندی کنیم از جمله شکل ، محتوا، رویکرد، سکاندارها، ظاهر و باطن، روی صحنه، پشت صحنه، سر صحنه، روزگار حیات و ترک عرصه. هر کدام قابلیت واکاوی مستند را به صورت مستقل دارد.
قاسمی به محاسبه عمر مطبوعاتی «توفیق» پرداخت و توضیح داد: عمر مطبوعاتی را به دو شیوه محاسبه می کنند. نخست سال های پیوستگی در انتشار و دوم سرآغاز تا سرانجام نشر بدون احتساب گسستگی. محاسبه عمر «توفیق» بر مبنای نوع دوم است. «توفیق» را روزنامه می خوانند اما هفته نامه ای بود که به مجله هفتگی رسید. اگر بخواهیم بر مبنای سکاندار دوره بندی اش کنیم. دوره اول از اردیبهشت ۱۳۰۱ تا بهمن ۱۳۱۸، دوره دوم از اسفند ۱۳۱۹ تا مرداد ۱۳۳۲ و دوره سوم از اسفند ۱۳۳۶ تا تیر ۱۳۳۵۰ یا به روایت درست تر اسفند ۱۳۵۰ است. با این تقسیم بندی زمانی و بر مبنای ترکیب نویسندگان و عوامل دیگر باید نوبت اول را اخلاق مدارانه، مرتبه دوم را عدالت طلبانه و بار سوم را خنده محور نام نهاد یا بگوییم عصر محمد حسین، عهد محمد علی، زمانه آقا حسن و برادران (حسین و عباس) یا زمانه مثلث.


این پژوهشگر تاریخ مطبوعات به بیان تاریخچه ای از زندگی محمد حسین توفیق پرداخت و گفت: محمد حسین توفیق ۶۰ سال در این جهان زیست. هنر شاعری و صدای خوش را به خدمت نوحه گویی و نوحه سرایی در آورد. حضورش در هیئت های مذهبی و انجمن های ادبی مشوقانی را برایش رقم زد. سروده هایش در روزنامه ها و مجله ها چاپ می شد. یحیی سمیعیان، مشهور به «ریحان» در خاطرات خود از چگونگی همکاری محمد حسین توفیق با نشریه «گل زرد» از نویسندگی تا سردبیری و مدیریت نوشته است و آورده است که نام توفیق نام پوشیده او در آغاز نویسندگی اش بود که به سبب اشتهار نام خانوادگی اش شد.
او ادامه داد: سوم اردیبهشت ۱۳۰۱ در بیست و چهارمین جلسه شورای عالی معارف مجوز توفیق صادر شد. فرصت خواندن صورت جلسه را ندارم ولی نام کسانی را می برم که مجوز اولیه توفیق را امضا کردند از جمله؛ سید مهدی لاهیجانی، شیخ محمد امین، سید محمد تدین، مرحوم محمد علی فروغی، دکتر امیر اعلم، زنده یاد علی اکبر دهخدا، میرزا غلامحسین رهنما، دکتر مسیح الدوله و میرزا علی محمد شیبانی.
قاسمی گفت: نشریه توفیق را در ۱۸ سال نخست حیات بنیانگذار همراه با دستیارانش گرداند. در این دوره اگرچه طنز در لابه لای «توفیق» دیده می شود اما نشریه ادعای طنزپردازی ندارد و میانه ادبی نگاری و فکاهی نویسی در تلاطم است. در آن روزگار محمد حسین توفیق افزون بر نشریه هفتگی به انتشار نخستین سالنامه طنز و فکاهه در ایران مبادرت کرد که در سالنامه گل آقا درباره تلاش های سالنامه نگاری محمد حسین توفیق نوشته ام. ۱۵ آذر ۱۳۰۳ مجوز چاپ کاریکاتور را گرفت. محمد حسین توفیق در ۱۸ سال گردانندگی «توفیق» بارها احضار شد و دست کم دو بار به زندان رفت تا اینکه ۲۹ بهمن ۱۳۱۸ بر اثر آنچه در زندان بر او گذشت با جهان فانی وادع کرد و دوره مدیریت محمد علی توفیق آغاز شد.

این پژوهشگر تاریخ مطبوعات در ادامه به دوره زندگی محمد علی توفیق و سرنوشت نشریه توفیق در این دوره اشاره کرد و توضیح داد: محمد علی توفیق ۸۱ سال عمر کرد. ۳۰ سال اول زیر سایه پدر گذشت. ۱۳ سال از ۳۰ سالگی تا ۴۳ سالگی را با مدیریت توفیق طی کرد. ۲۰ فروردین ۱۳۱۹ در جلسه ۴۰۷ شورای عالی فرهنگ مجوز موقت به او دادند تا مدارکش را تحویل دهد. سه سال بعد در جلسه ۴۵۷ شورای عالی فرهنگ در تاریخ ۱۶ فروردین ۱۳۲۲ صلاحیت علمی، اخلاقی و مالی او تایید و مجوز دائمی توفیق صادر شد. محمد علی توفیق در روزگار آشفتگی و پریشانی و یکی از برهه های طوفانی و عصر تکان های شدید بار نشر را بر دوش کشید.
او ادامه داد: از ویژگی های دوره دوم توفیق نشر کتاب بود. روزگار که به ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ رسید از یک طرف اموال دفتر و خانه محمد علی به یغما رفت و ساختمانش را به آتش کشیدند و از طرف دیگر چون روز نشر مصادف با همان رویداد بود کارگرها آخرین شماره دوره دوم توفیق را به چاه انداختند تا به دست پرونده سازها نیفتد. با این وصف محمد علی توفیق و شماری از نویسندگان توفیق دستگیر شدند. بسیاری جفاکارانه محمد علی توفیق را یک اجرا کار و تدارکچی تهی از ذوق می دانند. در حالی که اینگونه نیست. محمد علی بعد از دوره زندان در خرم آباد و خارک بار دیگر به تکاپو برای تولد دوباره نشریه افتاد. نامه های او از سال ۱۳۳۳ خواندنی است. به هر دری زد موفق نشد و ترجیح داد تا ۳۸ سال پایانی عمرش را به گوشه گیری بگذراند و ۸ بهمن ۱۳۷۰ دار فانی را وداع گفت.

به گزارش شفقنا رسانه،او توضیح داد: اگر بخواهید با شماری از نویسندگان دوره اول و دوم توفیق آشنا شوید،باید شماره آبان ماه ۱۳۳۱ را ببینید. این اسامی با مجله توفیق همکاری داشتند؛ پروین اعتصامی، بهار، حمیدی شیرازی، دهخدا، حمیدی معیری رضازاده شفق، شهریار، سیدحسین فاطمی، امیری فیروزکوهی، سعید نفیسی، ناظم زاده کرمانی،غلامرضا دشتی یاسمی،محمدابراهیم باستانی پالیزی و ده ها بزرگ دیگر. سمانه آقا حسن و برادران، آقایان حسین و عباس.  پس از ناامیدی محمدعلی توفیق و فرزندش از حیات دوباره توفیق، عموزاده هایش که نام خانوادگی دودمان مادری را اختیار کردند با روابط عمومی قوی نخست با فکاهی و سپس با توفیق فکاهی و توفیق به مدت ۱۵ سال از اسفند ۳۶ تا تیر ۵۰ یا به سخن درست تر از اسفند۵۰ مکتب یا به تعبیری دانشگاه توفیق را احیا کردند.

این پژوهشگر تاریخ مطبوعات با اشاره به ویژگی تحریریه این مجله گفت: آقایان حسن،حسین و عباس مثلث گردانندگی توفیق را تشکیل دادند. و از امیریه به چهار راه استانبول به سپهسالار رسیدند. محمدحسین۱۸ سال و محمد علی۱۴ سال، حسن۲۵ سال، حسین ۲۳ سال، عباس۲۲ سال و در مجموع این خاندان محترم ۱۰۲ سال عمر بر سر توفیق گذاردند.حسن مدیر بود و نظام اداری و مالی را اداره می کرد و تحریریه را می گرداند. حسین مدیر داخلی و فنی و چاپخانه رنگی و ۱۲ سال سردبیری را بر عهده گرفت و چون شاغل بود دبیر شعر شد و از سال ۴۱ دبیر مجله ماهانه توفیق شد.عباس مدرس دانشگاه است و سه سال سردبیری و دیگر سال ها ریاست تحریریه را داشت و نثر و به خصوص داستان را اداره می کرد. این سه برادر به همراه خیل بی شمار نویسندگان و تصویرگران بزرگ و تاثیرگذاران توفیق که درباره هر یک از این افراد باید ساعت ها صحبت کرد بیش از یک دهه یکه تاز عرصه فکاه نویسی در ایران بودند.

قاسمی افزود:بنیه قلمی و مالیشان سبب حسدآفرینی و رشک برانگیزی دیگران شد. زمانی که رقیب تراشی برای توفیق راه به جایی نبرد، حاسدان به راه های دیگر متوسل شدند. مطلب توفیق این هنر را داشت که طنز را در بطن فکاهه عرضه کند. از سرگشتگی و شکاف حاکمیت سود جوید و دایره خوانندگانش را به فرا مرز ببرد. نمایندگانی در کشورهای فارسی زبان داشت. میزان فروش در هندوستان،افغانستان و دیگر کشورها نشانه توفیق ،توفیق است. «توفیق» بذر محبت بود که گدایی به شاهی مقابل می نشست.و این به دلیل تنوع نویسندگان از حیث تمکن و سواد بود.

او با اشاره به اهمیت آموزش در مجله «توفیق» بیان کرد:  تعطیلی مجله هفتگی سرآغاز خاموشی مؤسسه توفیق بود و به مرور مجله ماهانه،سالنامه و کتاب کار را مهار کرد و صدها نفر بیکار شدند و درآمدشان فروکش کرد. درباره تعطیل توفیق یا توفیق ،توفیق ذهنم انباشته از روایت های گوناگونی است که مجال بازگویی ندارم. نامه های حسن توفیق سندهای خوبی در این زمینه اند.که یک نمونه شرکت بافق ابوالفضل است. یکی از رموز موفقیت توفیق این است که به آموزش و پژوهش بها می داد. توفیق را باید نهاد نسل پروری نام نهاد که افزون بر نهاد استاد شاگردی کلاس های آموزشی برگزار کرد و با پژوهش میدانی نبض مخاطب را در دست گرفت. دکتر عباس توفیق در دانشگاه ملی و دانشکده علوم ارتباطات اجتماعی درس می داد و جزوه ای برای درس جامعه شناسی مطبوعات داشت

قاسمی توضیح داد: در آن جزوه که مجال بازگویی اش نیست، نقش پژوهش در افزایش شمارگان و آینده سازی برای نشریه های کاغذی را در می یابم. حرف های بیشتری دارم که امیدوارم گسترش یافته اش به صورت مقاله چاپ شود. در آن مطلب به کتاب ها و مقاله ها و جزوه هایی درباره توفیق اشارت رفته است. ای کاش دو سال پیش این مراسم برگزار می شد و حسین آقای توفیق در قید حیات بود و افسوس که با خواهرش دکتر فریده در یک روز در فروردین ۹۶ از دنیا رفتند.اگر حیات داشتند به تقلید از تک گویی فیلم نوشت مسعود کیمیایی می گفتم به سلامتی سه تن؛ حسین،عباس و حسن حالا باید بگویم به سلامتی دو تن؛عباس و حسن. ۲۳بهمن ۱۳۷۰ دوست گرانقدر زنده یاد کیومرث صابری که خود را فرزند توفیق می دانست، مجلس توفیقی برای حسن توفیق برگزار کرد، در آن جلسه دکتر حسن خواجه نوری شعری درباره حسن توفیق گفت که با چهار منظومه سخن آن  سخنم را به پایان می رسانم.توفیق مجسم، حسن آقا اینجاست/ شادیم و نگنجیم ز شادی در پوست/ از محفل توفیق به جز ذوق مجوی/ کز کوزه همان برون تراود که در اوست…

کامبیز درم بخش کاریکاتوریست پیشکسوت  در ادامه این مراسم با اشاره به ویژگی های استاد توفیق گفت: تا جاییکه یادم می آید استاد توفیق همیشه به کارهایش اهمیت می داد و وسواس زیادی داشت اگر در کارهای بنده دقت و تمیز بودن  را مشاهده می کنید بیشتر مدیون ایشان هستم . خیلی از همکارانم بعد از ۳۰ سال کار کردن از کار دور شدند ولی بنده بیش از ۶۰ سال است که همچنان مشغول حرفه ام هستم چرا که خیلی برایم لذت بخش است و این عشق از استاد توفیق به من رسیده است.

او با توضیح درباره دیگر خصوصیات «توفیق» بیان کرد: یادم هست وقتی در تحریریه سوژه ای نهایی می شد و برای آن تیتر و کاریکاتوری می کشیدیم استاد توفیق سریع به بیرون از تحریریه می رفتند و چند نفر از مردم عامی را به تحریریه می آورد تا بفهمد آیا این افراد این سوژه ها را درک می کنند و برایشان قابل فهم است .این یکی از خصوصیات بارز آقای توفیق بود که باعث محبوبیت بیشتر مجله در بین خوانندگان می شد.


او افزود: مطبوعات در دهه ۵۰ آزادی بیشتری داشتند مثلا بارها می شد که وقتی مسئولان را بیرون در حین خرید یا کاری می دیدیم سریع سوژه ای می شدند برای صفحه یک مجله مان و این یکی از تفاوت های بارز رسانه ها و کاریکاتوریست ها است که در آن زمان ما با مسئولان خیلی راحت بودیم و در موردشان صحبت می کردیم ولی الان  اتفاقاتی می افتد که حتی کاریکاتوریستی را به خاطر کارهایش تنبیه می کنند.حتی در کشورهای دیگر می بینیم که مسئولان کارهای کاریکاتوریست ها را در اتاق هایشان قاب می کنند و این نشان از اهمیت کار این رسانه ها نزد مسئولان است.

احمد مسجدجامعی در ادامه این بزرگداشت با تمجید از آثار استاد توفیق گفت: اگر در جامعه ای خنده و گریه نباشد به این معناست که از اندیشه فاصله گرفته ایم .در فرهنگ ما افراد زیادی بودند که اهل اندیشه بودند بیشتر مواقع سخن خود را با زبان طنز بیان می کردند و در خیلی از آثار پیشینیان چون سعدی و حافظ نکته پنهانی نهفته بود .الان هم می بینیم که خیلی از افراد بحث های اجتماعی را با قالب طنز بیان می کنند .این طنز پنهان هم در آثار توفیق بسیار دیده می شد مثلا اگر می خواست درباره احتکار صحبت کند با توضیحاتی درباره ریشه احتکار و افعال آن را با زبانی طنز پنهان بیان می کرد.
آقای درم بخش روایت خوبی را از خصوصیات استاد توفیق بیان کردند که نشان می دهد او به فهم عمومی بسیار احترام می گذاشت.

به گزارش شفقنا رسانه، او ادامه داد: به نظرم توفیق ادامه دهنده نگاه حکمت آمیز است.توفیق ادامه دهنده دهخدا و تکامل یافته چرند و پرند است. ساده بیان می کرد و بسیاری از حرفه ای های سرآمد با روزنامه توفیق در ارتباط بودند.
این عضو شورای شهر تهران با اشاره به نیاز جامعه گفت: لبخند مشترک ،همبستگی و پیوند اجتماعی را تقویت می کند و ما در این سال ها از این ویژگی غافل بودیم جامعه ما در حال حاضر به شدت به نشاط و کارهایی چون آثار توفیق نیاز دارد. روزنامه توفیق نه‌تنها محبوب مردم بلکه محبوب سیاست‌مداران هم بوده است و به نظر می‌رسد که طنز این نشریه باعث نزدیکی شده بود. نباید نشریه «توفیق» را فقط در حوزه سیاست دید. درست است که توفیق گاهی نقدهای سیاسی می‌کرد و زبان مردم بود اما نمی‌توان تمام ماهیت این نشریه را به حوزه سیاست مرتبط دانست. اینکه توفیق زبان مردم بود و مردم انتظارشان را از زبان توفیق بیان می‌کردند اوج موفقیت این نشریه محسوب می‌شد.

در پایان این مراسم ،حسن توفیق ضمن تشکر برای برگزاری این مراسم،گفت: زمانی که صاحب‌امتیاز «توفیق» بودم، در نشریه نوشته بودیم نشریه بعد از فروش پس گرفته می‌شود. این کار در هیچ نشریه‌ای در دنیا و ایران سابقه نداشت. جالب است که عده بسیار کمی از مخاطبان هم این کار را کردند و نشریه را به دفتر روزنامه پس آوردند. همچنین من تنها وکیلی در دنیا و ایران بودم و هستم که وقتی با موکلانم قرارداد می‌بندم در صورتی که موفق شوم، حق‌الوکاله قبول می کنم.

توفیق افزود:  در «توفیق» ۱۷ ساعت در روز کار می‌کردم و گاهی شب تا صبح نیز در تحریریه می‌ماندم و به کار مشغول بودم. آن زمان نشریه را به صورت حزبی اداره می‌کردم. مرام‌نامه‌ای نوشته شده بود که هنوز هم نمونه آن را دارم. همچنین قسم‌نامه‌ای تهیه شده بود که هر کسی می‌خواست با «توفیق» همکاری کند و در مکتب «توفیق» یاد بگیرد باید طبق این قسم نامه هر چه می‌آموخت را فقط در راستای مصلحت ایران مصرف می‌کرد.

او  اظهار کرد: من در زندگی هیچ تفریح سالم و غیرسالمی نداشتم. درباره خوبی و بدی این کارها صحبت نمی کنم، اما من هیچ گاه سیگار و تریاک نکشیدم و نمی کشم، هیچ گاه مشروب نخورده و نمی خورم و هیچ گاه قمار نکرده و نمی کنم. برخی از دوستانم می پرسند پس تو اهل چه چیزی هستی؟ و من پاسخ می دهم من اصلا اهل نشده ام.

او همچنین اعلام کرد که آرشیو نشریه «توفیق»، مجسمه «کاکا توفیق» و … را به موسسه بروجردی اهدا می کند.

گزارش از سمیرا بختیار و زهرا حکیمی

انتهای پیام

media.shafaqna.com

پاسخ به این نظر

Please enter your comment!
Please enter your name here