زمان انتشار : ۲۷ مرداد ,۱۳۹۷ | ساعت : ۱۳:۱۰ | کد خبر : 473210 |

بازتاب تجمع اعتراضی طلاب در قاب روزنامه‌ها/ تیترها از «روز تلخ هنر هفتم» نوشتند

شفقنا رسانه- درگذشت عزت‌الله انتظامی، بازیگر قدیمی سینما و ضیاءالدین دری، کارگردان عکس اصلی اغلب روزنامه‌ها بود. سازندگی، شهروند، روزان، جمله، ایران، همدلی، همشهری، هفت صبح، اعتماد، ابتکار و آفتاب یزد عکسی از عزت‌الله انتظامی را با تیترهای مختلف به صفحه اول آوردند. جمله، همدلی و ستاره صبح ضعیف‌ترین چینش و انتخاب تیتر و عکس را داشتند. جمله نوشت: «بی‌عزت شدیم» و تسلیت برخی از مسئولان را در کنار عکس نیم‌رخ انتظامی مهم دید. بازی با کلمات برای انتخاب تیتر روش مرسومی است، اما معنایی که منتقل می‌شود هم مهم است. همدلی نمایی از انتظامی در یکی از فیلم‌هایش را دوربر کرد و دیالوگی از فیلم «مادر» علی حاتمی را برای تیتر نوشت؛ گذشته از این که تیتر جذابی نیست، چینش اطلاعات هم به درستی انجام نشد. تیتر خبر فرعی در حاشیه‌ی سمت چپ صفحه جای کمی را به خود اختصاص داد در حالی که سمت راست تصویر انتظامی به کلی رها شده است و فضای منفی آن هیچ کارکردی در بهتر شدن چینش اطلاعات ندارد. ایران، همشهری و اعتماد پرداخت بهتری داشتند؛ هم تیترهای خوب و غیرتکراری انتخاب کردند، هم چینش تیتر و عکس به خوبی انجام شد. در کنار خبر اصلی هم تلاش کردند یادداشت‌ها و گفتارهایی فراهم کنند. سازندگی هم اگرچه چینش خوبی داشت اما تیتر جذابیت نداشت و کارکرد آن در ادبیات رسانه شبیه «زندگی، جنگ و دیگر هیچ» است که «و دیگر هیچ» بسیار دیده می‌‌شود.

وطن امروز، خراسان، جوان، جام‌جم و فرهیختگان درگذشت ضیاءالدین دری و عزت الله انتظامی را در کنار هم دیدند و تیترها را نه به یک چهره که به سینما و تلویزیون اختصاص دادند: «وداع با عزت سینما و ضیاء تلویزیون»، «روز تلخ هنر هفتم»، «سوگ در سوگ سینما»، «نور، صدا، سکوت…» و «پرده‌ی‌ آخر». صبح نو از معدود روزنامه‌هایی بود که عکس ضیاءالدین دری را به صفحه اول آورد و در تیتری خبری نوشت: «دُرّی از میان‌مان رفت» جام جم و فرهیختگان هم تلاش کردند گفتارها و یادداشت‌های درباره‌ی هر دو هنرمند منتشر کنند که در مواردی نام‌ها و گفته‌ها بسیار به هم نزدیک بود.

در حاشیه‌ی اخبار فرهنگی، تجمع اعتراضی گروهی از طلاب حوزه‌ی علمیه قم در روز پنجشنبه و تحلیل سخنرانی‌ها، شعارهای پلاکاردها و … مورد توجه رسانه‌ها قرار گرفت. ایران علاوه بر گزارشی در این زمینه تحلیلی از حسین مرعشی را به صفحات داخلی برد که چنین تجمعاتی را «بازی خطرناک» خوانده و در بخشی از آن نوشته: «…فرض نخست اینکه، دوستانی که برگزاری چنین اجتماعی را ساماندهی کرده و شعارهایی را علیه دولت و مسئولان دولتی سرداده و اقدامات چندین ساله آنان را نقد می‎کنند، اساساً درکی از شرایط ایران چه در داخل مرزهای کشور و چه بیرون از آن ندارند. گردانندگان اینگونه اجتماعات آنقدر به مسائل واقعی و فشارهای بین‎المللی و از همه مهمتر خستگی مردم در داخل کشور و ضعیف شدن پشتوانه مردمی همه نهادهای نظام بی‎توجه هستند که بدون در نظر گرفتن عواقب رفتارها‌شان محکم بر طبل اختلافات می‎کوبند. فرض دومین تحلیل از اتفاقات نامیمون روز پنجشنبه مدرسه فیضیه می‎تواند هدف طلاب از تجمع‌شان باشد. بعید نیست که گردانندگان این اجتماعات دنبال این هستند تا فضا را برای کنار زدن آقای دکتر روحانی و دولت دوازدهم مهیا کنند. چه کسی می‎تواند باور کند آنچه که در مدرسه فیضیه قم رخ داده همچون ادعاهای پیش از این برخی تجمع کنندگان، اقدامی خودجوش بوده و هیچ دستی از پشت پرده در کار نبوده باشد؟ قطعاً اینگونه است و چه زود و چه دیر در جایی دیگر خود را نشان خواهد داد. اگر قرار بر خودجوش بودن چنین اقداماتی بوده باشد، این حق مردم بی‎پناه است که دست به چنین اعتراضاتی بزنند نه طلاب حوزه علمیه. معنا و مفهوم این اقدام این است که حتماً در جایی تصمیمی گرفته شده و به مرحله عملیاتی درآمده و تصمیم‎گیرندگان نیز قصد دارند کشور را به سمتی هدایت کنند تا تغییرات سیاسی زودهنگامی در رده‎های مدیریتی آن رخ دهد…»

هفت صبح و اعتماد هر دو شعارهای پلاکاردهای این تجمع اعتراضی را مهم دیدند؛ اولی از «شعارهای عجیب طلبه‌ها» نوشت و دومی یکی از پربحث‌ترین‌ها در شبکه‌های اجتماعی را «تهدید علیه رئیس‌جمهور» خواند. اعتماد در بخشی از گزارش تحلیل کرد: «اما حاشیه اصلی این تجمع مربوط به عکس یک پلاکارد در دستان یک طلبه بود. در این تصویر یک طلبه جوان پلاکاردی با شعاری بسیار عجیب در دست داشت. روی این پلاکارد نوشته شده بود: «ای آنکه مذاکره شعارت، استخر فرح در انتظارت». مقصود از این شعار معمای پیچیده‌ای نیست که نتوان منظور آن را متوجه شد اما سوال این است، در شرایط کنونی که تمامی مسوولان کشور بر حمایت از دولت تاکید دارند استفاده از چنین شعار‌هایی چه معنایی می‌دهد؟ در این شعار مقصود از فردی که شعارش مذاکره عنوان شده، حسن روحانی رییس‌جمهور قانونی ایران است اما نکته مهم این پلاکارد مصرع دوم شعار است؛ جایی که عنوان شده استخر فرح در انتظار رییس‌جمهور است و سرگذشتی شبیه به مرحوم آیت‌الله هاشمی‌رفسنجانی.»

کیهان، رسالت و قدس هم به همین تجمع پرداختند و عکس‌ و تیترهای مرتبط از طلبه‌های معترض یا رحیم‌پور ازغدی سخنران این مراسم را به صفحه اول آوردند اما حداقل در صفحه اول تحلیلی در این زمینه نداشتند.

سیاست خارجی یکی دیگر از دغدغه‌های روزنامه‌ها بود. علی صالح‌آبادی، مدیرمسئول ستاره صبح در سرمقاله با مرور تاریخی اختلافات سیاسی در عرصه‌ی بین‌الملل و تاثیر آن بر توسعه به‌ویژه بعد اقتصادی نوشت: «به باور نگارنده مرور رویدادهای خرد و کلان چهار دهه گذشته در ایران و دیگر کشورها این واقعیت را نمایان می‌کند که امکان توسعه، پیشرفت، ترقی و رشد اقتصادی در میانه تهدید و تنش دشوار است، زیرا سرمایه‌گذاران داخلی و خارجی وقتی حس کنند کشوری در معرض تهدید است از سرمایه‌گذاری در آن کشور خودداری می‌کنند. آیا وقت پایان دادن به تنش و تهدید فرانرسیده است؟»

امیرعلی ابوالفتح در سرمقاله‌ی خراسان با تحلیل سیاست خارجی آمریکا، این کشور را «امپراتور تنها» خواند و در بخشی از متن توضیح داد: «…اما آمریکای قرن بیست و یکم مانند آمریکای قرن بیستم، کشور ثروتمندی نیست تا با سخاوتمندی، محبت و احترام متحدانش را خریداری کند. آمریکای کنونی، کشوری مقروض و بی پول است که دلاری برای بذل و بخشش میان متحدانش ندارد. با ناتوانی در ادامه سیاست پرهزینه تطمیع ، ایالات متحده راه تهدید متحدانش را در پیش گرفته است. متحدان یا باید هزینه حفظ امنیت خود را داوطلبانه به ایالات متحده بپردازند یا خطر تهدیدات این کشور را به جان بخرند. ناتو زیر فشار افزایش هزینه های دفاعی قرار دارد، اعضای نفتا باید در تجارت با آمریکا مدارا کنند، چین بر سر مواجهه با بزرگ ترین جنگ تجاری تاریخ بشر قرار دارد و حتی سعودی ها و متحدانش باید بخشی از هزینه هفت تریلیون دلاری جنگ های پس از ۱۱ سپتامبر را بپردازند یا این که دولت هایشان ظرف یک هفته سرنگون خواهد شد. سرانجام این که ترکیه، متحد ایالات متحده در ناتو یا به خواست واشنگتن تمکین می کند یا با جنگ اقتصادی مشابه جنگ آمریکا با ایران مواجه خواهد شد. اکنون ایالات متحده برای حفظ امپراتوری پر هزینه خود، از سخاوتمندی به باج گیری از متحدان روی آورده است در حالی که این رویکرد، متحدان سیاسی- اقتصادی آمریکا را به تدریج به سمت قدرت های سخاوتمند دیگر سوق خواهد داد که بارزترین آن، چین است. همچنین تشکیل ائتلاف های جدید بدون آمریکا، دیگر گزینه پیش روی متحدان رنجیده ایالات متحده از اجرای سیاست «اول امریکا» خواهد بود. گرچه جایگزینی تهدید به جای تطمیع، زمان فروپاشی امپراتوری جهانی ایالات متحده را به تاخیر خواهد انداخت، اما آن چه باقی می ماند، «امپراتوری تنها» خواهد بود؛ امپراتوری که حتی به متحدان سیاسی- نظامی خود در ناتو هم رحم نخواهد کرد.»

عبدالله گنجی مدیرمسئول جوان در سرمقاله‌ با تیتر «چرا جنگ نمی‌شود؟» توضیحاتی در پاسخ به این پرسش نوشت و در بخشی از آن تاکید کرد: «…آسیب‌پذیری همپیمانان امریکا در منطقه که نوسازی بزک‌گونه‌ای را به برکت دلار‌های نفتی رقم زده‌اند، عامل بازدارنده دیگری است. زندگی امیران نفتی خلیج فارس از جهت استحکام درونی شبیه زندگی در شیشه است و با اولین برخورد یک جسم سخت به هم خواهند ریخت. راهبرد اعلام‌شده و همیشگی جمهوری اسلامی ایران است که از هر نقطه‌ای که به ما حمله شود به همان نقطه حمله خواهیم کرد. کسانی که بخواهند دریا و سرزمین در اختیار امریکایی‌ها قرار دهند از این راهبرد مطلع هستند…»

 

انتهای پیام

media.shafaqna.com

شفقنا در شبکه های اجتماعی: توییتر | اینستاگرام | تلگرام

پاسخ به این نظر

Please enter your comment!
Please enter your name here