زمان انتشار : ۲۴ مرداد ,۱۳۹۷ | ساعت : ۱۳:۳۷ | کد خبر : 473182 |

یک پیشکسوت مطبوعات: چراغ‌های شفافیت توسط رسانه‌ها روشن نشده است

شفقنا رسانه-زهرا حکیمی: در این روزها سرنوشت بازار ارز و گرانی، بحث بسیار داغی  میان مردم ، رسانه ها و مسئولان است که هر کدام بر اساس تحلیل خود به تاثیرات این بازار و آینده آن می پردازند. اما رسانه ها به عنوان دیده بان چقدر می توانند در ایجاد یک وحدت رویه ،جریان ساز باشند؟ در چنین شرایطی انتقاد به کار رسانه‌ها و روزنامه‌نگاران از دید پیشکسوتان مطبوعات می‌تواند به رسانه‌ها کمک کند تا ارتباط بیشتری با جامعه برقرار کنند و در کنار مسئولان راهگشای مشکلات باشند.

بهروز شهباز پور از پیشکسوتان مطبوعات است که سابقه حضور در خیلی از روزنامه‌ها و مجله‌های تخصصی و عمومی را در کارنامه‌اش دارد. او از سال ۶۱ با روزنامه کیهان وارد دنیای مطبوعات می‌شود. این روزنامه‌نگار پیشکسوت ضمن اشاره به شرایط بد جامعه به بیان وظایف رسانه‌ها و خبرنگاران می‌پردازد و به شفقنا رسانه می‌گوید: در حال حاضر بحث منافع ملی نکته مهمی است که بیش از هر چیزی باید موردتوجه رسانه‌ها قرار بگیرد. منافع ملی ما حکم می‌کند که در شرایط فعلی با یکپارچگی ، یکدلی، همدلی، انسجام مدیران و قوای مختلف به این سمت حرکت کنیم که جامعه را از آسیب‌های بیشتر مصون کنیم. در حال حاضر واقعیت‌هایی در جامعه ما وجود دارد. اینکه جامعه ما  به دلیل رانت‌ها و فضاهای مساعد برای فساد شرایط بدی را تجربه می‌کند که بعد از چهل سال تجربه موفقی نیست. در واقع همه مدیران به اشکال مختلف دچار مشکلی جدی شده‌اند که برای حل آن نیاز به اتحادی جدی است. الان که در این فضای پر از بی‌اعتمادی و اعتمادسوزی افتاده‌ایم لازم است تا برای احیای اعتماد تلاش شود. در اینجاست که نقش خبرنگار پررنگ می‌شود و باید برای شفافیت و اعتمادسازی در جامعه تلاش کند.

این پیشکسوت مطبوعات با انتقاد به عملکرد خبرنگاران و رسانه‌ها می‌گوید: متأسفانه خبرنگاران در شرایطی قرارگرفته‌اند که ابزار مناسبی برای کار ندارند. رسانه‌های ما الان باید از فضای کهکشان گوتنبرگی به سمت دهکده جهانی مک لوهانی نقل‌مکان کنند، چون در این فضا بحران مخاطب پیداکرده‌اند. از طرفی تیراژ مطبوعات ما الان زیر ۱۰ هزارتا است و این نمی‌تواند در جامعه اثربخشی داشته باشد و پیامشان به جامعه نمی‌رسد.

آگاهی بخشی به‌عنوان یک سلاح از خبرنگار گرفته‌شده است

او ادامه می‌دهد: خبرنگاران ما الان خبرنگارانی نیستند که دنبال گفتن حرف‌هایی باشند تا جامعه را بیدارتر کنند. یا بتوانند فضاهای مساعد برای فساد و اختلاس را بهم بریزند. این آگاهی بخشی به‌عنوان یک سلاح از خبرنگار گرفته‌شده است. رسانه‌ای که به دلیل مسائل مالی ناچار است تا به سازمانی وابسته باشد آرام‌آرام به بلندگوی آن سازمان یا شرکت تبدیل می‌شود. این شرایط کار خبرنگاری را هم سخت و دشوار کرده است. یعنی در شرایطی که رسانه‌ها با انبوه تهدیدهای بیرونی و محدودیت‌های داخلی روبه‌رو هستند خبرنگار چگونه می‌تواند به انتقاد اوضاع بپردازد و آنچه را که می‌خواهد منتشر کند؟ نمی‌تواند به مردم قدرت تحلیل و نقد را منتقل کند.

شهباز پور با اشاره به نظریه هاکسلی  توضیح می‌دهد: این نظریه می‌گوید برای اینکه جامعه را نسبت به اوضاع بی‌توجه کنی انبوهی از اطلاعات را بر سرش بریز. الان مردم در زیر آواری از اطلاعات هستند. منتها همه این اطلاعات موثق نیست. آنچه روزنامه‌نگاری را از این فضای مشوش جدا می‌کند این است که باید خبرت صریح، صحیح، روشن و جامع باشد. در حالی که در فضای مجازی هر فردی خود یک خبرنگار می‌شود و تولید اطلاعات می‌کند این در حالی است که نمی‌توان به آن تکیه کرد. این قدرت تشخیص را چه کسی باید بدهد؟ چگونه سواد رسانه‌ای افزایش پیدا کند تا ما از خطاهای ناشی از تحلیل‌های اشتباه مصون شویم. به نظر من در اینجا نقش خبرنگار و روزنامه‌نگار بیشتر خود را نشان می‌دهد.

این پیشکسوت مطبوعات معتقد است که رسانه‌ها به دلیل فیلترها و محدودیت‌های بسیار زیادشان نتوانستند به وظیفه شان-آنچه که از آن‌ها در یک جامعه روبه رشد انتظار می‌رود- عمل کنند. او می‌گوید: اگر ما الان شاهد این همه اختلاس و فساد هستیم که موجبات بی‌اعتمادی جامعه را به وجود آورده است یکی از دلایلش به این برمی‌گردد که چراغ‌های شفافیت توسط رسانه‌ها روشن نشده است و اجازه ندادند تا روشن شود.

 

اجازه دهیم خبرنگار خطاها را افشا کند

شهباز پور ضمن اشاره به ناکارآمدی بعضی از مدیران و از بین رفتن اعتماد مردم، وظیفه رسانه را احیای اعتماد می‌داند و توضیح می‌دهد: در سال ۸۱ کتابی را با عنوان «مدیریت ایرانی» نوشتم. در این کتاب که بررسی فعالیت‌های ۲۰ الی ۳۰ سال مدیران در عرصه‌های فرهنگی در سطح کشور پرداخته بودم نمونه هایی-Case Study- را قرار دادم که همه آن‌ها مصداقی بودند. اصل حرف من این است که جامعه ما به یک نظام مدیریتی احتیاج دارد. وقتی مدیری اشتباه می‌کند نباید به جایی بزرگ‌تر برود. وقتی در جامعه ما انتخاب مدیران بر اساس شایسته‌سالاری نیست و رابطه‌ای است همان مدیر هم نیروهای مورد اعتماد و اغلب ناشایستش را می‌گذارد و این وضعیت ادامه پیدا می‌کند و اگر خطایی کند و سازمانی را به گل بنشاند دوباره در جای دیگر به کار گرفته می‌شود. الان که جامعه ما در شرایط بی‌ثبات اقتصادی قرار دارد و همه همدیگر را متهم می‌کنند. این کار با جابجایی یک وزیر و یا مدیر درست نمی‌شود. اصل ماجرا به این برمی‌گردد که جامعه باید شفاف باشد، دوباره اعتماد در آن احیا شود. همه این‌ها مستلزم این است که رسانه به عنوان وجدان بیدار جامعه و رکن چهارم مشروطه دست به اعتمادسازی بزند.

او ادامه می‌دهد: باید اجازه دهیم خبرنگار خطاها را افشا کند. اگر فیلترهای خبری سر راه خبرنگاران نبود خیلی از این فسادها رخ نمی‌داد. باید فضایی فراهم باشد که خبرنگار به‌راحتی دست به افشاگری بزند، اجازه ندهیم تا خبرنگار به خاطر مسائل مالی  خودسانسوری کند. اگر فضای جامعه شفاف بود، مدیران درست انتخاب می‌شدند، مطبوعاتمان کارکرد خود را از دست نمی‌دادند، اعتماد نمی‌سوخت و… ما الان در وضعیتی نبودیم که با یک تهدید ترامپ  وضع بازارمان متشنج شود.

 

رسانه‌ها به سراغ مردم بروند

این پیشکسوت مطبوعات با انتقاد به پشت‌میزنشین شدن خبرنگارها می‌گوید: رسانه‌ها باید تلاش کنند که مردم را با انتشار تحلیل‌ها ، میزگردها و مصاحبه‌ها آگاه‌تر کنند تا بدانند در چه موقعیتی قرار داریم. باید سراغ مردم رفت تا حرف دلشان را بزنند و این حرف‌ها را به مدیران منتقل کرد. خیلی از مدیران ما نمی‌دانند در جامعه چه می‌گذرد. مدیران باید از دست خبرنگاران احساس آرامش نداشته باشند و هر خطایی که مرتکب می‌شوند فوراً رصد شود. یکی از نقش‌های رسانه‌ها هم آگاه کردن مدیران از خواسته‌ها و حال‌وروز جامعه و مردم است. من به عنوان خبرنگار وقتی به محله اودلاجان یا فداییان اسلام می‌روم و وضعیت زندگی مردم را می‌بینم باید مسئولان را هشیار و آگاه کنم و بگویم در چند قدمی‌شان مردمی هستند که در سخت‌ترین حالت ممکن زندگی می‌کنند.

 

مردم از مطبوعات فاصله گرفته‌اند

اگرچه در دوران انقلاب و زمان جنگ تحمیلی ما شاهد تحریم و فشارهای مالی و اقتصادی بر مردم بودیم با این حال شهباز پور شرایط آن دوران را متفاوت‌تر می‌داند. او می‌گوید: شرایطی که الان با آن مواجهه هستیم بسیار پیچیده‌تر و حساس‌تر است. در زمان جنگ تحمیلی مردم آمادگی مشارکت بسیار بیشتری داشتند. یا شعارهای اوایل انقلاب خیلی روشن‌تر بود. مدیران آن دوره بی‌آلایش‌تر و خاکی‌تر بودند و سعی می‌کردند مثل مردم و در کنار مردم باشند. مدیران الان ما دهه به دهه وضعیت ارتجاعی عجیبی پیدا کردند و به سمت اشرافی گری رفته‌اند و این باعث شد بین مردم و مدیران فاصله بیفتد. از طرف دیگر سواد رسانه‌ای مردم فرق کرده است. اعتمادشان از دست رفته است. خبرنگاری که می‌خواهد در این شرایط ایفای نقش کند کارش مشکل‌تر است. دوره اینکه تو بنویسی و مردم دست بزنند گذشته است. خبرنگاران باید به دنبال اعتمادسازی باشند.

او ادامه می‌دهد: مردم از مطبوعات خیلی فاصله گرفته‌اند. در دوره آقای مصدق یا آقای خاتمی افرادی بودند که سه روزنامه می‌خریدند. چون ستون‌هایی خواندنی و متعدد در روزنامه بود که مخاطب را به سمت خود می‌کشاند. مطالب صراحت ، جذابیت و تنوع بیشتری داشتند. سوژه‌هایی که انتخاب می‌شد همه از دل مردم بود.

 

رسانه‌ها مطالبشان صریح و دقیق باشد

با این حال این سؤال پیش می‌آید که رسانه‌ها چگونه می‌توانند در چنین شرایطی دوباره اعتماد مردم را جلب کنند؟ این پیشکسوت مطبوعاتی پاسخ می‌دهد: رسانه‌ها باید مطالبشان صریح و دقیق باشد. شفاف‌سازی کنند. حرف دل مردم را بنویسند. مشکلات مردم را بگویند. سراغ مدیران بروند و گفتگوهایی متفاوت و با اطلاعات کامل بگیرند، گفتگوهایی که به درد مردم بخورد. به دنبال گزارش‌های تحقیقی باشند چیزی که الان در رسانه‌ها دیده نمی‌شود یا خیلی کم است.

او که از اوضاع کار خبرنگاران به شدت انتقاد می کند روایتی را از گزارش روزنامه کیهان در دهه ۶۰ بازگو می کند که نشان از تاثیرگذاری رسانه ها در آن روزگار دارد و می گوید: در دهه ۶۰  روزنامه کیهان درباره شرکت‌های مضاربه‌ای جو سنگینی را به راه انداخت و اتفاقاً یکی از کارهای بسیار خوبش بود. در آن زمان  شرکت‌های مضاربه‌ای بلای جان مردم شده بودند مثل مؤسسات اعتباری الان. ولی قبل از اینکه کار به فاجعه کشیده شود روزنامه کیهان آن‌ها را برملا کرد و این قضایا جمع شد. رسانه‌های الان ما هم می‌توانستند قبل از اینکه مؤسسات اعتباری به این روز بیفتند، به مردم آگاهی دهند. مطبوعات پیش‌آگهی کننده است. باید خبر دهند و اطلاع‌رسانی کنند. فعال بودن در حوزه‌های خبری مسئله بسیار مهمی است و پشت میز نشستن دردی را دوا نمی‌کند.

شهباز پور ادامه می‌دهد: قبل از انقلاب بین روزنامه کیهان و اطلاعات جنگ بود. خبرنگارهایشان دنبال خبری بودند که دیگری نداشت. در آن زمان دو روزنامه بود ولی همین رقابت باعث شده بود مردم این روزنامه‌ها را بخوانند. الان نشریات و روزنامه‌های ما همه شبیه هم هستند. خدا بیامرز کیومرث صابری در روزنامه اطلاعات ستونی به نام دو کلمه حرف حساب داشت. خیلی‌ها روزنامه اطلاعات را به خاطر همین ستون می‌خریدند. چون آن دو کلمه حرف حساب کلی حرف داشت، بغض‌های جامعه را رها می‌کرد. وقتی مردم احساس کنند کسی حرفشان را نمی‌شنود و مالشان را از دست داده‌اند ناگزیرند خود سروصدا کنند و این می‌شود که اغتشاش‌ها شکل می‌گیرد.

 

 

انتهای پیام

media.shafaqna.com

شفقنا در شبکه های اجتماعی: توییتر | اینستاگرام | تلگرام

پاسخ به این نظر

Please enter your comment!
Please enter your name here