تیترهای شنبه‌ با کدام خبرها تلخ شد؟

شفقنا رسانه- امروز، روز تیترهای تلخ بود. اغلب روزنامه‌‌ها تیتری را به حادثه اتوبوس ناشی از انفجار و بمباران موشکی عربستان اختصاص دادند که منجر به کشته شدن تعدادی از کودکان یمنی شد. اعتماد، صبح نو، وطن‌امروز، کیهان، سیاست‌روز، جمهوری اسلامی و جوان از جمله روزنامه‌هایی بودند که در تیتر و عکس‌های اصلی به این موضوع پرداختند و مضمون بیشتر تیترها به ترکیب «کودک‌کشی سعودی» نزدیک بود. عکس‌ها هم از آنجا که محتوای دردناکی دارد، می‌توانست با احتیاط بیشتری انتخاب شود؛ از این منظر وطن امروز، کیهان و اعتماد بدون نشان دادن بی‌ملاحظه خون و جراحت هم معنا را منتقل کردند هم از عکس‌هایی با خشونت کمتر استفاده کردند. عکس‌ خشن‌تر لزوما تاثیرگذاری بیشتری ندارد بویژه آن که جنگ‌های منطقه‌ای این‌ها را از حالت استثناء خارج می‌کند. جوان و کیهان از ترکیب‌های مشابهی استفاده کردند که باعث طولانی شدن تیترها شد بدون آن که در معنا متفاوت از وطن امروز باشد. اعتماد در بخشی از گزارش خود نوشت: « روایت مرگ در یمن به گزارش عادی خبری برای خبرنگاران بدل شده با این وجود این‌بار سن پایین قربانیان توجه رسانه‌ها را به خود جلب کرده است. براساس آمار رسمی، این حمله ائتلاف سعودی بیش از ۵٠ کشته و ٧٠ زخمی برجاگذاشته است. «آنتونیو گوترش» دبیرکل سازمان ملل در نخستین اقدام خواستار انجام «تحقیقات مستقل و فوری درباره این حادثه» شد و البته ٢۴ ساعت پس از ماجرا یعنی صبح روز جمعه، سازمان ملل با صدور بیانیه‌ای اعلام کرد هرگونه‌ حمله‌ای که مستقیما غیرنظامیان را هدف قرار می‌دهد، جنایت جنگی است. هرچند استفاده از عبارت جنایت جنگی در حالی که عربستان سعودی متهم شماره یک است اندکی عجیب به نظر می‌رسد اما ادامه بیانیه باز هم مملو از محافظه‌کاری است. در بیانیه‌ای که ٢۴ ساعت پس از کشتار کودکان در یمن صادر شده از طرف‌های درگیر خواسته شده که به قوانین بین‌المللی احترام بگذارند البته در ادامه بیانیه تاکید شده که بیشترین قربانیان غیرنظامیان یمنی کسانی هستند که در حملات هوایی ائتلاف عربی به رهبری عربستان هدف قرار گرفته‌اند.» نکته اما این است که هیچ کدام خبرنگار در محل یا اطلاعات دست اولی ندارند. رسانه‌های ایرانی زمانی می‌توانند جریان‌سازی کنند که بتوانند در سطح وسیع‌تری اطلاعات بهتری ارائه کنند؛ چینش عکس و تیتر خوب تنها می‌تواند وقتی مفید باشد که فراتر از آن بتواند با محتوای خوب مخاطب را جذب کند، آنچه صرفا به شیوه‌ی نوشتن و روایت برنمی‌گردد.

جمهوری اسلامی در سرمقاله‌اش با انتقاد از آنچه منفی‌بافی برخی مسئولان خوانده، نوشت: «متاسفانه این افراد، سخنان سراسر منفی خود را در قالب فیلم‌های کوتاه روانه فضای مجازی می‌کنند تا با سوءاستفاده از این فضا و مسابقه‌ای که اکنون برای چهره شدن از طریق مخالف خوانی علیه نظام به راه افتاده، خود را انقلابی نشان بدهند و ساده اندیشانی که در جامعه وجود دارند را نردبان ترقی خود قرار دهند و به اهداف و مطامع مادی و دنیائی خود برسند هر چند به قیمت تخریب کشور آنهم با نهایت بی‌انصافی. اینکه عده‌ای از دشمنان ایران و نظام اسلامی مشغول تخریب باشند امری طبیعی است ولی اینکه عده‌ای با چهره دوست نما و درحالی که مسئولیتی در نظام دارند از نردبان تخریب بالا بروند و بخواهند خود را تثبیت کنند و یا به مناصب بالاتر برسانند، غیرقابل قبول است. بالاروندگان از نردبان تخریب، همسرایان ترامپ و پمپئو و نتانیاهو و محمد بن سلمان هستند که برای متوقف ساختن نظام جمهوری اسلامی در ۴۰ سالگی هم قسم شده‌اند و با استفاده از خوانندگان فاسد فراری، ترانه ۴۰ سال کابوس می‌سازند و عناصر نیمه جانی همچون رضا پهلوی و منافقین را با آمپول‌های تقویتی به صحنه می‌آورند و در داخل نیز راس جریان انحرافی به شکل دیگری با آنها همراهی می‌کند. از این موج آلوده هم ملت ایران و نظام جمهوری اسلامی عبورخواهند کرد و این برف هم آب خواهد شد ولی روسیاهی برای کسانی خواهد ماندکه با به راه اندازندگان این موج همراهی می‌کنند و می‌خواهند از نردبان تخریب بالا بروند. پاسخ مردم هوشیار ایران به این عناصر بی‌انصاف این است که به خواب نیمروز برو «تا در آن یک نفس، خلق را نیازاری.»»

حاشیه‌های بازی‌ فوتبال پرسپولیس و استقلال خوزستان در این استان به تیتر دو روزنامه هفت صبح و قانون آمد. اولی تیتر زد: «ننگ بر این فوتبال،ننگ!» و عکسی از زخمی‌های این حادثه در کنار هم قرار داد. در زیر هم این تیتر را محتاطانه خواند نسبت به آنچه اتفاق افتاد. قانون هم یادداشتی در نقد حواشی و درگیری‌های این بازی نوشت و آن را «بازی ناجوانمردانه با امنیت» خواند. در یکی از این مطالب نویسنده از منظر حقوقی نوع رفتارها و شعارهای برهم‌زنندگان را بررسی کرد و در بخشی از آن تحلیل کرد: «… خشونت‌های بی‌حدو وحصردر خوزستان علاوه برآنکه می‌تواندباعث محرومیت تیم متبوع از داشتن تماشاگر شود، قابلیت آن را دارد که مقام دادستانی به عنوان مدعی‌العموم به پرونده ورود کندزیرا این قبیل اقدامات باعث سلب امنیت عمومی شده است. شایدتصورشودکه شعارهای داخل در استادیوم‌های ورزشی،محدود به مقررات انضباطی است.مقررات انضباطی فوتبال مانند قوانین سازمانی است.علاوه بر چنین مقرره‌هایی اگر در هرمحلی امنیت کشوربه خطرافتد، مقام دادستانی می‌تواندواردقضیه شود.شاید بتوان گفت که در فقره اخیر یعنی ابراز شعارها وخشونت‌ها، اختلاف و منازعه شخصی میان گروهی از افرادرخ نداده است بلکه موضوع،تهدید هویت وامنیت ایران است.قانون‌گذار در بخش تعزیرات قانون مجازات اسلامی در خصوص جرایم مرتبط با امنیت ملی در ماده۲۹۸ گفته است:«هرکس با هرمرامی،دسته،جمعیت یا شعبه جمعیتی بیش از دونفر در داخل یا خارج از کشورتحت هر اسم یا عنوانی تشکیل دهدیا ‌اداره کند که هدف آن بر هم زدن امنیت کشور باشد ومحارب شناخته نشود به حبس از دو تا۱۰سال محکوم می‌شود»…».

امروز همشهری صفحه‌ی خوبی بست؛ از بررسی اختلالات اینترنتی تا احتمال چند شیفته شدن مدارس و پرونده‌ی روزنامه ویژه‌ی «میراث جهانی ایران». مهران کرمی مدیرمسئول در سرمقاله امروز به ویدئوی محمود احمدی‌نژاد واکنش نشان داد بدون آن که نام او را ذکر کند. در بخشی از متن نوشت: «بله حق هر شهروندی انتقاد از کژی‌ها و اظهارنظر درباره مسائل مهم کشورش است؛ به‌ویژه اگر آن شهروند ۸ سال رئیس‌جمهور بوده باشد، اما شرط داشتن این حق، پذیرش مسئولیت خود در دورانی است که از قضا بیشترین تاوان و خسارت به اقتصاد کشور و سرمایه اعتماد ملی وارد شد، نه فرافکنی و انداختن تقصیر به گردن دیگران آن هم در شرایطی که کلیت جامعه جهانی حق را به ایران می‌دهند و ایران با وجود تنگناها و دشواری‌های غیرقابل انکار که در عرصه مدیریتی و اقتصادی دارد توانسته است طرف مقابل را به انزوایی بی‌سابقه بیندازد و شگفت‌آورتر آنکه برای توجیه عملکرد غیرقابل دفاعش که چندین قطعنامه شورای امنیت به کشور تحمیل کرد و با افتخار می‌گفت اینقدر قطعنامه صادر کنید که … امروز مدعی شود که مسبب صدور آن قطعنامه‌ها هم رئیس‌جمهور فعلی است. این سخنان همچون بسیاری از موضعگیری‌های مالوف آن «دیگری» نشان می‌دهد که او همچنان جایگاهی برای بینش و آگاهی مردم قائل نیست درصورتی‌که شرط صداقت در گفتار توهین نکردن به درک دیگران است.» سازندگی هم همین نکته را به تیتر و عکس آورد و از «معمای مصونیت احمدی‌نژاد» نوشت و تلاش کرد مطالبی در این زمینه منتشر کند. چینش اطلاعات در صفحه اول خوب است.

شرق گفت‌وگوی خوبی با سیدفرید موسوی، عضو کمیسیون اقتصادی مجلس درباره‌ی مشکلات ارزی اخیر داشت که در بخشی از آن درباره‌ی مدت زمان آگاهی از کارکرد نامناسب سازوکار توزیع ارزتا توقف آن گفته: «بله، موافقم که فرصت‌سوزی اتفاق افتاد. انگیزه‌های فعالیت اقتصادی سالم را از بین بردیم. طبیعی است افرادی که انرژی و استعداد و سرمایه‌هایشان را برای فعالیت اقتصادی سالم به کار می‌گیرند با مشاهده سودی که بعضی افراد با سوءاستفاده از این سازوکار غلط به جیب زدند و راه صدساله را یک‌شبه رفتند، انگیزه‌شان را از دست می‌دهند و مأیوس می‌شوند. البته ما بارها به‌طور شفاهی و کتبی در این‌باره هشدار دادیم و به روش‌های متفاوت متذکر شدیم، اما دوستان دولت دیر به این نتیجه رسیدند.»

 

پاسخ به این نظر

Please enter your comment!
Please enter your name here