میرفتاح:گاهی اوقات کسانی در رسانه اعمال نظر می کنند که با الفبای رسانه آشنایی ندارند/مهدی پور: ما باید سهم بیشتری را به بازنمایی پیگیری فساد در رسانه ها بدهیم

شفقنا رسانه-برنامه «این جمهوری اسلامی» با موضوع «روزگار سخت و رسانه تلخ» با حضور سیدعلی میر فتاح سردبیر روزنامه «اعتماد» و فرشاد مهدی پور مدیر مسئول و سردبیر روزنامه «صبح نو»از شبکه چهارسیما پخش شد و محورهایی چون چیستی اخبار بد و خوب،مسئولیت اصحاب رسانه،اعتماد عموم به رسانه های رسمی بحث و بررسی شد.

در ابتدای این برنامه مجری سوالات خود را اینگونه شروع کرد ؛رسانه‌هامی‌گویند خبر خوب خبر بد است و خبر بد هم بیشتر دیده می‌شود. چرا این‌گونه است؟

میرفتاح: من فکر می‌کنم که مسئله را برای خودمان غلط تبیین می‌کنیم و تعریفمان مقداری اشتباه است. خبر، خبر است. به عبارتی چیزی که ارزش تعریف کردن را داشته باشد خبر است. یعنی اگر یک نفر سرطان داشته باشد، خبر سرطان او نه بد است و نه خوب. اگرچه ممکن است خیلی‌ها ناراحت شوند ولی این خبر اهمیت دارد چون اگر آن را بیان نکنیم نمی‌توان پیگیری کرد. به همین دلیل نمی‌توان بر روی خبر قضاوت ارزشی کرد و تقسیم‌بندی کنیم بگوییم یکسری خبرها خوب است و یکسری بد.

اما در فضای رسانه‌ای خبرهای غیرواقعی و یا سیاه نمایی شده را بر روی سر مردم ریخته‌اند. هرکسی که مقداری حالش بد می‌شود و دکتر می‌رود، دکتر به او می‌گوید روزنامه نخوان و یا تلویزیون نبین. دست بر قضا هم با ندیدنشان حالش بهتر شده است. چون بی‌خبری، خوش‌خبری است. هر اتفاق روتینی ارزش خبری پیدا نمی‌کند بلکه آنچه نباید اتفاق بیفتد وقتی اتفاق می‌افتد اهمیت خبری پیدا می‌کند. نمی‌توان از روزنامه‌ها خواست که اوضاع را خوب جلوه دهند و خبر بد را در لفافه بگویند تا کسی حالش بد نشود.

خبر فی‌نفسه نه خوب است و نه بد. بلکه خبر باید ما را متوجه وضعیتمان کند. ممکن است در شرایط اقتصادی و سیاسی خاصی بنابر دلایلی خبرهای تلخ ، اغراق‌شده، دروغ و… بر روی سرمان بریزند.هفته گذشته خبری منتشر شد که در هورالعظیم خوزستان آتش‌سوزی شده ، گاوها سوخته‌اندو… همکاران من وقتی پیگیری کردند فهمیدند خبر برای قبل بوده و حتی منشأ خارجی داشته است و… . خب این خبر فی‌نفسه دروغ است. مخصوصاً در فضای مجازی این‌چنین مسائلی خیلی پیش می‌آید.

آقای میرفتاح معتقدند شاید تقسیم‌بندی خبر خوب و بد مناسب نباشد. نظر شما چیست؟

مهدی پور:خبر گزارشی از امر واقع است. وقتی درباره امر واقع گزارش می‌دهیم در واقع آن را بازنمایی می‌کنیم و وقتی آن را بازنمایی می‌کنیم یعنی آن را تقلیل می‌دهیم و در تقلیل آن حتماًدخالت‌هایی شکل می‌گیرد. اینکه بگوییم خبر بدون ما وجود دارد، درست نیست چون خبر را ما خلق می‌کنیم. خبر بی‌طرف اصلاً وجود خارجی ندارد. چون شما خبر را بازنمایی می‌کنید، یعنی جهاتی از آن را می‌بینید و جهاتی را هم نمی‌بینید. اساساً برای منِ خبرنگار امکان‌پذیر نیست که بتوانم همه وجوه یک پدیده را ببینم و گزارش کنم.

در کلاس‌های خبری به ما یاد می‌دهند که ارزش‌های خبری وجود دارد و این ارزش‌های خبری چارچوبی برای انتخاب خبرهای خوب و بد از هم می‌شوند. البته این جمله معروف که خبر خوب، خبر بد است به این برمی‌گردد که به ما یاد دادند اگر به‌عنوان مثال اتوبوس و ماشین شخصی  تصادف کردند با توجه به اینکه تعداد کشته‌های اتوبوس بیشتر است در نتیجه خبر آن بهتر است. به عبارتی ارزش‌های خبری هستند که انتخاب می‌کنند که چیزی خبر شود و چه چیزی خبر نشود.

حال چرا این ارزش‌های خبری محل نقصان است؟ چون در آن‌ها درگیری و برخورد اولویت پیداکرده است. متأسفانه در آموزش‌هایی که به ما داده می‌شود این مسئله تأییدمی‌شود در حالی که این‌گونه نیست. حتی در متون متفاوتی هم که در غرب وجود دارد این مسئله اصالت ندارد. در کتاب «دموکراسی خبر» گفته‌شده که ارزش خبری مهم ، نظم است و رسانه‌های غربی به نظم توجه دارند. ما در کار خودمان چگونه می‌توانیم نظم را بازنمایی کنیم؟ به عقیده من بعضی از مسائل درس‌آموز است. نزدیک به چند سال است که آمریکا درگیر خودکشی‌ها، عملیات‌ تروریستی و یا کشتارهای دسته‌جمعی بزرگ است. شما تا به  حال عکسی از این نزاع‌ها، کشته‌ها، قاتلین و… دیده‌اید؟ به عبارتی هیچ‌چیزی ندیدید.

شما هیچ تصویری از کشته‌شده‌های یازده سپتامبر نمی‌بینید. من معتقد هستم که دستگاه پرقدرت سانسور در آمریکا وجود دارد ولی مهم‌تر از آن ذهنیت روزنامه‌نگارها است. در ماجرای یازده سپتامبر کسی که در CNN پشت مانیتور نشسته بود به فکر سانسور نبود بلکه به نظم فکر می‌کرد. فکر می‌کرد باید خبری را انتخاب کند تا نظم حکومت و جامعه را بهم نریزد.

ما در ایران این آموزه را یادگرفتیم و به آن تنش و درگیری می‌گویند. سال‌ها است که در کتب درسی ما نوشته‌شده که باید تنش را پوشش داد. ما در کلاس‌های آموزش روزنامه‌نگاری می‌گوییم چیزی برایمان مهم‌تر است که به ما نزدیک‌تر باشد. درحالی که در همین کتاب گفته‌شده در غرب به این توجه می‌کنند که «کوچک زیباست». ما همیشه به این اعتقادداریم اگر در نقطه کوچکی زندگی کنیم بهتر است ولی چرا این مسئله در خبرهایمان بازنمایی داده نمی‌شود؟ چرا ما نظم، کوچک بودن و زیبا بودن را نمی‌توانیم ببینیم؟ چرا نباید خلاقیت جزء ارزش‌های خبری باشد؟ چرا خبرهای خلاقانه را نمی‌توانیم بازنشر دهیم؟

بنابراین هیچ واقعه‌ای منهای مای روایت گر، گزارشگر و بازتاب‌دهنده وجود ندارد. ما براساس یکسری شاخص‌ها این کار را انجام می‌دهیم و این شاخص‌ها به نحو نادرستی به مای شرق یاد داده‌اند.

آقای میرفتاح شما اشاره کردید به اینکه خبر را ارزش‌گذاری نکنید و هر چیزی که خارج از روال باشد ارزش خبری دارد. این خارج از روال‌ها همیشه منفی‌ها هستند؟ یعنی همین آقای سپنتا نیکنام بعد از ورودش به شورای شهر چقدر در روزنامه اعتماد مسئله شد؟

میرفتاح: اینکه مشکل حل شد، خبر است و اتفاقاً خبر مهمی بود و با عکس یک کار شد. در واقع من نگفتم خبر را ارزش‌گذاری نکنیم. مردم چه خبرهایی برایشان مهم است و با هم ردوبدل می‌کنند؟ البته که معتقد هستم در کشورهای غربی سیاستی دارند و خبرها را دسته‌بندی و مدیریت می‌کنند.

در ایران چگونه است؟

میرفتاح: بعضی وقت‌ها ما از نادانی این کار را می‌کنیم. البته خیلی وقت‌هاآموزه‌های آکادمیک ما به رسانه‌ها منتقل نشده است. یعنی این‌گونه نیست براساس کتاب‌هایی که می‌خوانیم و یاد می‌گیریم در روزنامه تولید خبر کنیم.

ولی این چارچوب‌هایی که آقای مهدی پور گفتند در همه روزنامه‌ها وجود دارد…

میرفتاح: قطعاً وجود دارد. ولی واقعیتی که الان اتفاق افتاده چیز دیگری است. آنچه الان فضا را خراب و مسموم می‌کند و همه ما را درگیر کرده است، نه روزنامه‌ها هستند و نه صداوسیما، بلکه فضای مجازی است. اما چرا این اتفاق افتاده و چرا فضای مجازی درست‌شده است؟ دلیل به این برمی‌گردد که صداوسیما خوب عمل‌نکرده ، شابلون‌هایش خوب نبوده است، خبرها را نتوانسته خوب منتقل کند، روزنامه‌ها دچار گرفتاری بودند ، محدودیت و حتی ایراد هم داشتند و فضای مجازی برای شهروندی که احتیاج به خوراک خبری دارد در گوشی‌اش این خوراک را ریخته است.

همه دنیا تلگرام  دارند ولی در ایران تلگرام جای تلویزیون، روزنامه، مسائل عاطفی افراد و روابط خانوادگی را می‌گیرد. این نه از دانشگاه، نه از کتاب‌ها و نه مبانی مشخصی می‌آید بلکه از دل یک فضاسازی می‌آید که البته این فضاسازی برای من هم مهم است. به عبارتی از دل جایی است که گفتمان سازی صورت می‌گیرد و اگر من در تاکسی بگویم فلان مقدار اختلاس شده و صفرهای آن را بیشتر کنم مردم ‌باورمی‌کنند.

در رسانه‌های رسمی می‌توان این کار را کرد؟

میرفتاح: نه. رسانه قواعد و قانونی دارد. رسانه خیلی به نفع جامعه بوده و است. شما صفر تا صد اخبار را می‌توانید در روزنامه، صداوسیما و به‌طورکلی رسانه‌های رسمی پیگیری کنید. ولی در فضای مجازی معلوم نیست ته خبر از کجا است و نمی‌توان آن را کنترل کرد.

آقای مهدی پور این پوشش رسانه‌ای که ما امروزه شاهد آن هستیم و در حال اتفاق افتادن است و شما به شابلون‌هایی اشاره کردید. این شابلون‌ها در فضای مجازی هم استمرار دارد. شاید بگویید در روزنامه‌ها و رسانه‌های رسمی عوامل انسانی در انتخاب آن‌ها دخیل هستند. آیا نقش عوامل انسانی در فضای مجازی کمرنگ‌تر شده است؟ چگونه اثر می‌گذارد؟

مهدی پور:من برای توضیح این موضوع از نکته‌ای که آقای میرفتاح گفتند استفاده می‌کنم. اینکه فضای مجازی با ما چه نسبتی برقرار می‌کند؟ در واقع شما کاربرانی دارید که همه فکر می‌کننددرحال تولید محتوا هستند. درگذشته که ما رسانه‌های تعاملی و یک‌سویه داشتیم عده‌ای برای دیگران تولید پیام می‌کردند. فضای مجازی این امکان را به وجود آورده که فکر می‌کنندآن‌ها هم در فرایند تولید پیام مداخله می‌کنند. قبلاً به طرف می‌گفتیم ابن خبر را کجا دیدی؟ یا می‌گفت تلویزیون یا روزنامه و سایت . الان می‌گوید در گوشی تلفنم است. به عبارتی ما خیلی به فضای مجازی نزدیک شدیم و او هم به ما نزدیک شده است. این مسئله آرام آرام تغییراتی در ذهنیت، معرفت و شناخت ما ایجاد می‌کند. فکر می‌کنیم در حال کار هستیم ولی واقعاً کار نمی‌کنیم. فکر می‌کنیم در حال فکر کردن هستیم ولی واقعاً فکر نمی‌کنیم. او به جای ما فکر می‌کند، خبر می‌گذارد و… .

من می‌خواهم چند مثال بزنم. خرمشهر یک ماه پیش درگیر مسئله آب بود. شب اعتراضی در آنجا صورت گرفت و در شبکه‌های اجتماعی این خبر منتشر شد که چند نفر کشته شدند، شهر بهم ریخته است و… . صبح دستگاه‌های مختلف اعلام کردند که نه کسی کشته‌شده و نه تخریب بالایی صورت گرفته است ولی این خبر تأثیری نداشت، چون مردم خبر شب قبل را پذیرفته بودند و حاضر نبودند خبر جایگزین را بپذیرند. در همین رویداد شما بحث خبر خوب را تعقیب کنید. در کمتر از چند روز قرار است یک خط لوله طولانی به آنجا منتقل شود. در آن هوای گرم کار شبانه‌روزی صورت می‌گیرد. اما رسانه‌ها چه سهمی از اخبارشان را به این رویداد اختصاص می‌دهند؟

اینجا ما با پدیده‌ای مواجهه هستیم که قبلاً به آن سیاست زدگی می‌گفتیم ولی من الان اسم آن را توییتر زدگی می‌نامم. ما به واسطه اینکه به آن پیام‌رسان اجتماعی اعتماد کردیم فرض می‌کنیم خبر درست به ما می‌دهد. دانشگاه کالیفرنیای جنوبی پژوهشی را چند ماه پیش انجام داد و در این پژوهش گفته شد که ۱۵ درصد کاربران توییتر ربات هستند و این کاربران ۲۵ درصد تولید محتوای توییتر را دارند. توییتر سه هفته پیش نزدیک ۷۰ میلیون حساب کاربر ها را بست. شما این‌ها را نمی‌دانی و خبری در توییتر منتشر می‌شودوبراساس ریتوییت و لایک فکر می‌کنید درست است و تبدیل به ترند و جریان اصلی خبر می‌شود. در اینجا سطح رسانه‌های رسمی، صداوسیما و روزنامه‌ها شکسته می‌شود چون فکرمی‌کنند باید به این پاسخ دهند.

اهالی رسانه چطور می توانند حال مردم را خوب کنند؟

میر فتاح: گاهی اوقات افرادی در رسانه  تصمیم گیر می شوند و اعمال نظر و قدرت می کنند که حقیقتا با رسانه آشنا  نیستند و الفبای این کار را نمی دانند و تعاریفی که از رسانه و خبر نویسی دارند، مربوط به دهه های بسیار گذشته است. مثلابعضی اوقات در جلساتی که با مسئولین داشتم، فکر می کنند برای خوب شدن حال مردم، من نوعی  باید خبر گل و بلبل چاپ کنم و مدام بگویم چقدر همه چیز خوب است .در حالیکه نباید اینطور باشد چرا که مردم هم آنقدر ساده نیستند که وقتی من رسانه ای این خبرها را بگویم آن را بپذیرند .از طرف دیگر برخی اوقات تنازعات سیاسی سایه شان خیلی بر سر فضای عمومی رسانه ها سنگین می شود .مثلا من یک دعوای سیاسی  با جناح مقابل خود دارم بعد میخواهم برای تمام اقداماتی که آنها انجام داده اند  را نادیده بگیرم و با طرز بدی آن را کنار بزنم. مثلا در خبرها هیچ گونه توفیقی برای آن در نظر نمی گیرم. خب اثر که این دست خبرها می تواند بگذارند به این صورت است که، من مخاطب بعد از ۴۰ سال با خودم می گویم این چه وضعیتی است که در جامعه حکم فرما شده است؟از وضعیت اقتصادی گرفته تا بین المللی .پس به طور ناگهانی احساس بی پناهی می کنم .

یک اتفاقی هم که قبل تر از این ها افتاده این بوده که ،خوراک فکری عموم را نه رسانه ای که تحت کنترل حکومت هست،می دهد نه اصلا می تواند بر روی آن اعمال نظر کند. می توان این را از زندگی افراد دریافت کرد که شب های پای نظر چه کارشناسان و کانال هایی هستند .

الان دیگر نمی توان گفت شنونده های رادیو یا خوانندگان مطبوعات زیادی داریم چرا که اول این رسانه ها را له کردیم. این رسانه ها در ابتدا می خواستند به صورت حرفه ای کار کنند ولی نگذاشتند و کسانی که با فضای رسانه ها آشنا نبودند بانی این اتفاق شدند .در واقع کسانی که فضای رسانه را نمی شناختند از هر چیزی احساس خطر کردند.فکر کردند هر چیزی سیاه نمایی است و هر چیزی را فکر کردند توطئه است یک زمانی واقعا رادیو و مطبوعات مرجع بودند .

ولی وقتی چند بار از رادیو  خبر کذب و غیر جدی  بشنوید از مرجعیت آن کم می شود .یک زمانی روزنامه ها تیراژ بسیار بالا و گردش اقتصادی فوق العاده ای داشتند و روزنامه ها در امر سیاسی دخالت داشتند و می توانستنند وزیر و وکیل را جابجا کنند و این مربوط به دوران مشروطه نیست این اوضاع مطبوعات برای ۱۵ سال پیش است و وضعیت آنها خوب بود . حال این اوضاع برای یک گروه و جناح نیست یعنی فقط این نیست که روزنامه ها وابسته به اصلاح طلب گرفتار این وضعیت شدند.متاسفانه  هر دو گروه در وضعیت خوبی نیستند. وقتی فروش نداشته باشند کم کم آدم های درجه یک از تحریریه ها بیرون می آیند و بعد روزنامه فقط به شکل یک چیزی که باید سر هم بندی شود ،چاپ می شود و وقتی به دست مخاطب می رسد که محتوای خوبی ندارد خب طبیعی است که از فردا دیگر  آن روزنامه را نمی خرد و مگر می شود اعتمادی که از بین رفته است را پیدا کنید؟

ما الان نمی خواهیم از جایگاه انتقادی به رسانه ها نگاه کنیم چرا که در این برنامه دو نفر که سکان روزنامه های کثیرالانتشار دست آنهاست در این برنامه حضور دارند.وقتی تحریریه ضعیف است به مجموعه مدیریت رسانه  بر می گردد ….

میر فتاح: ما یک هفته نامه به اسم «مهر» داشتیم که از همه طیف ها در آن می نوشتند از سوپر اصلاح طلب تا سوپر اصول گرا.و تعریف کرده بودیم که ما سیاسی نیستیم. یک بار از تلویزیون نقدی کردیم و حال امروز تلویزیون را پیش بینی کردیم یعنی گفتیم اگر تلویزیون با این روند پیش برود این رسانه، مخاطب خود را از دست می دهد و  اگر اعتماد مردم با تلویزیون از بین رود آنوقت ارتباط مردم با حکومت سخت می شود ما مفصل در این باره نوشتیم می دانید به ما چه گفتند؟گفتند خیلی بیخود کردید که این کار را کردید و این حرف شما شبیه حرفی است که رادیو بیگانه می زند .در حالیکه اصلا هم شبیه به آن نبود ولی یک آدمی چون اصلا بلد نبود و رسانه را نمی شناخت یک سری ایرادها از ما می گرفت و بعد هفته نامه را تعطیل کرد خب الان چوب این کار را چه کسی می خورد؟ما می خوریم.

مگر ما می توانیم آن اعتمادی را که در آن مجله به دست اوردم دوباره باز گردانم خب وقتی مردم با رسانه قهر کنند و بی اعتماد شوند ولو اینکه ما بهترین تحریریه را هم بیاوریم .ما روزنامه را در مشکلات ابتدایی گرفتار کرده ایم .

اقای مهدی پور مسئولیت اجتماعی که رسانه ها باید داشته باشند چیست؟آیا اهالی رسانه ها هر خبری را که می بینند باید منتشر کنند؟

مهدی پور: من معتقدم در رسانه خیلی ضوابطی از جهت گیر و گرفت نداریم ۵ سال پیش که بحران ارز در حال رخ دادن بود حتما نظارت های جدی تری وجود داشت اما مروز رسانه ها خیلی راحت درمورد این موضوعات صحبت می کنند با وجود اینکه بحران امروز خیلی جدی تر از ۵ سال گذشته است همچنین رسانه ها در نقد دولت فعال هستند واین کار با جدیت صورت می گیرد من هیچ رخداد منفی را نمی بینم که بگویم در رسانه ها نیست و همه رخدادهای منفی در رسانه ها هست ولی موضوع این است که رسانه ها به چه نحوی به این مسئله ورود و خروج پیدا می کنند .

رسانه ها نقش بسیار  مهمی دارند در اینکه ماجرا را چطور طرح می کنند و چگونه جمع می کنند. مثلا همین جشنواره فیلم فجر می دانیم که  فیلم های زیادی در ایران ساخته می شود خیلی از این فیلم ها  به مسائل اجتماعی ورود پیدا می کنند. آیا همه آنها سیاه نمایی است ؟پس این خیلی مهم است چطور وارد ماجرا شویم، توضیح می دهیم و از آن خارج شویم .اگر ما فقط اول ماجرا را بگوییم خب اینجا یک نقص است از طرفی دیگر بی دقتی هم در کار ما زیاد است .

اقای میر فتاح به ضعف نیروی انسانی اشاره کردند من هم با این موافقم که ضعف گسترده ای در حوزه رسانه وجود دارد .یک جور کمبود اعتماد به نفس که همین باعث شده دقت آنها کم شود هر چیزی را می بینند تحت تاثیر فضای مجازی آن را بازنشر می دهند و سعی می کنند آن را به خبر تبدیل کنند .

در آخرین پخش گفت و گو اگر هر دوبزرگوار حرفی برای پایان این موضوع دارند بفرمایید…..

میر فتاح: در حال حاضر رویکردی که مسئولان نسبت به رسانه ها دارند، خیلی خوب شده است. ولی ما مشکل داریم.خیلی از مسئولین ما هنوز مرزهای توهین را نمی دانند یا از حد و حدود چیزی مثل کاریکاتور بی اطلاع هستند حتی ما برای سیاه نمایی هم تعریف نداریم خب کارشناس ها  باید همه این ها را تعریف کنند. در حال حاضر به نظرم ما بحران نداریم ما مشکلات جدی داریم مشکل آب ،اقتصاد…داریم .خب  این ها را باید حل کنیم یکی از جاهایی  که برای حل این مسائل باید کمک کند ،رسانه است .

مهدی پور: ما گرفتار دو قطبی سازی های سیاسی هستیم یعنی رسانه ها مجبور هستند در این بازی حرکت کنند و عواملی تلاش می کنند با این دو قطبی سازی، منافع خودشان را تامین کنند پس رسانه بازیگر این نقش است و ازاین جهت دچار ضعف است. نکته دوم این است که ما نباید در رسانه همیشه به بازنمایی فساد فکر کنیم بازنمایی دقیق فساد برای ما موضوعیت دارد. مثلا در بحث خودروهای لوکس می بینیم که رئیس جمهور و یا نهاد قضایی ورود کرده است.خب  ما چقدر به میزانی که حجم اول خبر را منتشر کردیم پیگیر هایی که بر سر این موضوع اتفاق افتاده است را پوشش می دهیم ؟حتما ما باید سهم بیشتری را به بازنمایی پیگیر فساد بدهیم تا مردم نسبت به رسانه و فضای عمومی امیدوار تر شوند.

 

پاسخ به این نظر

Please enter your comment!
Please enter your name here