زمان انتشار : ۴ مرداد ,۱۳۹۷ | ساعت : ۱۱:۲۲ | کد خبر : 472317 |

دومینوی توقف روزنامه‌ها/چه کسی پنیر مطبوعات را دزدید؟

شفقنا رسانه- سینا قنبرپور در روزنامه اعتماد نوشت:

«اسنیف» و «اسکوری» را به خاطر دارید؟ همان دو موش داستان «چه کسی پنیر مرا جابه‌جا کرد» به قلم «اسپنسر جانسون». دو شخصیت دیگر هم در این داستان بود؛ آدم‌کوچولوها، «هم» و «هاو». در ایران ترجمه‌های مختلفی از این کتاب منتشر شد و آن را با عنوان «چه کسی پنیر مرا دزدید؟» هم به بازار روانه کردند. شاید ما مطبوعاتی‌ها باید دوباره آن کتاب را بخوانیم و شاید باید مدیران مسئول و سردبیران اول آن را بخوانند و بعد از خبرنگاران امتحان بگیرند!

پیام آن کتاب داستان امروز مطبوعات در ایران است. همین ابتدای بحث باید این نکته را هم بیفزاییم که خودمان را فریب ندهیم که عصر تکنولوژی آمده و چاره‌ای جز پذیرش تغییر نیست. تلفن‌های هوشمند و شبکه‌های اجتماعی همه جای خود را دارند. مساله این است که مطبوعات ما تیراژش را از دست داده و در مقابل در فضای مجازی هم نتوانسته مشترک و مخاطب خود را حفظ کند. مساله خبرنگاری، روزنامه‌نگاری، سردبیری و مدیریت در رسانه‌های ما همان غفلتی است که در آن کتاب به خوبی ترسیم و تحلیل شده بود. کسی پنیر مطبوعاتی‌ها را ندزدید. هیچ‌کس پنیر رسانه‌ها را از چنگ‌شان درنیاورد. غفلت خودمان بود که امروز و در فاصله روز قلم، ۱۴تیر تا روز خبرنگار، ۱۷ مرداد شاهد فروافتادن و توقف روزنامه‌هایی هستیم که برخی از آنها عمرشان از تیغ توقیف‌های موقت و فشارهای دیگر جان سالم به در برده بود.

دومینوی توقف

هنوز گرمای تیر به آخر نرسیده بود که خبر رسید روزنامه «همبستگی» انتشار خود را متوقف کرد.

این اتفاق در روزهای نخست مرداد امسال با موضوعی دیگر همراه شد. روزنامه‌های «هفت‌صبح»، «تعادل» و «آفتاب یزد» نیز بر بهای تک‌فروشی خود افزودند. روزنامه «شرق» نیز در همین روزهای نخست مردادماهی خبر از آن داد که دیگر نمی‌تواند برای مشترکانش روزنامه ارسال کند و در عین حال ۴ صفحه از حجم روزانه خود کم کرد. در اقدامی عجیب روزنامه «اعتدال» یک آگهی در صفحه اول خود منتشر کرد؛ «روزنامه اعتدال را در اختیار بگیرید؛ حامی مالی یا اجاره یا واگذاری امتیاز». در همین هفته روزنامه همشهری تیتر و طرح اصلی صفحه اول خود را به مشکلات مطبوعات اختصاص داد. عمده‌ترین مشکلی که این روزها مدیران مطبوعاتی با آن مواجهند، بحث کاغذ است. ماجرای کاغذ از پاییز سال قبل آغاز شد همان زمانی که دولت می‌خواست یارانه خرید و واردات کاغذ را حذف کند. تاجران کاغذ می‌دانستند که با فشار آوردن به مطبوعاتی‌ها می‌توانند از قدرت آنها برای فشار به دولت استفاده کنند. ثبت سفارش محدود شد و همین، حجم کاغذ داخل بازار را کاهش داد و بعد که با افزایش قیمت دلار مواجه شدیم این موضوع بیشتر رخ دردناک خود را نمایان کرد.

در همین روزها اتفاق دیگری نیز به دردسرهای مطبوعات افزوده شد. یک همکاری تجاری- سیاسی بین یک غول رسانه‌ای اروپایی با یک سرمایه‌گذاری سعودی برای انتشار مطالب فارسی. ایندیپندنت و گروه بازاریابی و تحقیق سعودی (اس.‌آر.‌‌ام.‌جی) قرارداد بستند و این پرسش پیش می‌آید که حالا رسانه‌های ایرانی می‌خواهند چه کنند؟

بدیهی است در روزگار پرتنش کنونی این مطبوعات و رسانه‌های ایرانی هستند که چه‌بسا پیش‌تر از دیپلمات‌ها می‌توانند از پس حملات روانی دشمنان ایران برآیند.

اما در چنین شرایطی روزنامه‌های ایران و رسانه‌های ایران حال‌شان خوب نیست. موضوع را ساده‌انگارانه به عدم حمایت دولت یا ورود شبکه‌های اجتماعی ربط ندهیم. موضوع یک سویه مهم دارد. ما مطبوعاتی‌ها اعم از مدیران مسوول، سردبیران و خبرنگاران و روزنامه‌نگاران نظیر کتاب «چه کسی پنیر مرا جابه‌جا کرد؟» تغییرات را ندیدیم یا گناه را به گردن دیگری انداختیم و خود را متناسب با شرایط تطبیق ندادیم.

«اسنیف» و «اسکوری» موش‌های آن داستان بودند و آدم‌کوچولوها، «هم» و «هاو». این چهار شخصیت برای نشان دادن قسمت‌های ساده و پیچیده درون ما، بدون توجه به سن، نژاد یا ملیت، در نظر گرفته شده‌اند. ما، گاهی اوقات، ممکن است مثل اسنیف عمل کنیم، که تغییرات را زود بو می‌کشد؛ یا مثل اسکوری که به سرعت وارد عمل می‌شود. گاه مانند «هم» می‌شویم، که با انکار تغییرات در برابر آنها می‌ایستد، چراکه می‌ترسد به طرف چیزی بدتر کشیده شود. یا مثل «هاو» که یاد می‌گیرد وقتی شرایط او را به طرف چیز بهتری راهنمایی می‌کند، خود را با آن تغییر وفق دهد.

شاید لازم باشد قبل از آنکه دومینوی توقف به ما برسد یک ‌بار دیگر کتاب «چه کسی پنیر مرا جابه‌جا کرد» را بخوانیم.

انتهای پیام

media.shafaqna.com

شفقنا در شبکه های اجتماعی: توییتر | اینستاگرام | تلگرام

پاسخ به این نظر

Please enter your comment!
Please enter your name here