واکنش‌ها به پرونده «ثامن» ادامه دارد/ «نه شرقی نه غربی» به روایت «جمهوری اسلامی»

شفقنا رسانه- پرونده ثامن که با گزارش روزنامه شرق درباره‌ی جزئیات آن در روزهای گذشته به موج اصلی خبر حداقل در شبکه‌های اجتماعی تبدیل شده بود، امروز هم در ادامه‌ی واکنش‌ها به تیتر و عکس اصلی روزنامه‌های جام جم، شهروند، همدلی، قدس و شرق آمد. جام جم صرفا روایت‌ها و واکنش‌ها را کنار هم قرار داد که محتوای کلی در حمایت از مجری‌های تلویزیونی و افراد دیگر مرتبط به این پرونده به نظر می‌رسید. در ادامه هم با استناد به متن تلگرامی منوچهر متکی یکی از کسانی که به این گزارش واکنش نشان داده بود، ادعا کرد مهدی رحمانیان، مدیر مسئول شرق از انتشار گزارش اظهار شرمندگی کرده است، آنچه رحمانیان در مطلب «پس لرزه‌های گزارش ثامن» آن را کاملا تکذیب کرد و در بخشی از این متن (اینجا) نوشت: «آقای متکی در پاراگراف اول نامه‌ای که خطاب به رئیس بانک مرکزی نوشته است، اشاره‌ای به شخص بنده و روزنامه «شرق» کرده است. در همین پاراگراف اول سه خلاف واقع از سوی ایشان مطرح شده است. آقای متکی ادعا کرده‌‌اند برای انتشار گزارش مربوط به تخلفات مؤسسه ثامن‌الحجج بین بنده به‌عنوان مدیرمسئول روزنامه «شرق» و سردبیر روزنامه اختلاف وجود داشته است. در ادامه خلاف بین دیگری مطرح کرده‌‌اند مبنی‌بر اینکه مدیرمسئول «شرق» اظهار شرمندگی و تأثر کرده است و در نهایت هم ایشان مدعی شده‌اند، طبق درخواست بانک مرکزی گزارش یادشده در روزنامه شرق منتشر شده است. من راجع به ادامه نامه ایشان که چقدر حق یا باطل در آن وجود دارد، هیچ اظهارنظر و قضاوتی نمی‌کنم، چراکه به بنده مربوط نمی‌شود، اما اگر مابقی نامه به سیاق همین پاراگراف اول واجد موارد خلاف باشد، باید به خدا پناه برد. فردی که ادعا می‌کند ۴۰ سال است در این کشور خدمت کرده و در یک پاراگراف نامه خود سه خلاف بین را مطرح می‌کند».»

شهروند در کنار روایت‌ها و واکنش‌ها درباره‌ی پرونده‌ی ثامن، با کامبیز نوروزی کارشناس حقوق و رسانه گفت‌وگوی کوتاهی داشت که در بخشی از آن درباره‌ی شکایت‌ها و اظهارنظرهای بعد از انتشار این گزارش آمده است: «از سوی دیگر به گفته نایب‌رئیس انجمن صنفی روزنامه‌نگاران تهران، روزنامه اسمی از اشخاص نبرده و در نتیجه از خود گزارش می‌توان متوجه شد وجه مجرمانه ندارد؛ چون اسامی مشخص نیست و نشر اکاذیب و افترا صدق نمی‌کند. «این را هم باید اضافه کنم که یک هنرمند مثل آقای مدیری که اغلب کارهایش انتقادی بوده، باید آنقدر ظرفیت داشته باشد که در مواجهه با یک رسانه برخورد حرفه‌ای رسانه‌ای داشته باشد؛ چرا که روزنامه شرق اصول اخلاق حرفه‌ای و قانون را رعایت کرده و رفتار حرفه‌ای این بود که جوابیه‌ای به روزنامه فرستاده شود. حالا می‌توان به آقای مدیری گفت که بهتر است لطف کنند و دیگر هیچ انتقادی از کسی یا ارگانی نکنند و به حداقلی از اصول حرفه‌ای پایبند باشد.»»

همدلی در حمایت از روزنامه شرق و بر ضد مخفف‌نویسی‌ها نام و طرحی از خبرنگارش را به جای «م.م» به صفحه اول آورد. محتوای متن هم بیشتر بازتاب طنازی‌های درون تحریریه است که می‌تواند به صفحه طنز روزنامه برود نه این که با یک موضوع جدی، برخوردی معمولی و سردستی شود. علاوه بر این گزارش از مالباختگان موسسات مالی غیرمجاز هم اگرچه قدمی در راستای تولید اطلاعات است اما صرفا به عنوان بخشی از یک مجموعه می‌تواند موثر باشد نه همه‌ی کاری که رسانه می‌تواند و خوب است انجام دهد. ضمن این که نباید دلایل حقوقی و حرفه‌ای انتشار اسامی با حروف را برای متهمان فراموش کرد؛ این کار به معنی حمایت از اختلاسگران نیست، به معنی حمایت از کسانی است که در هیجانات پیگیری‌های یک پرونده‌ی ناتمام ممکن است به اشتباه نام آنها مطرح شود و نه فقط فرد که خانواده و نزدیکان او را هم با مشکلاتی مواجه کند و این فرد مجرم واقعی نیست. فرض بر این است که روزنامه‌نگار آگاه به قوانین و تبعات اجتماعی تولیدات خود می‌تواند درک درستی از شرایط داشته باشد و با موج واکنش‌ها اصول حرفه‌ای را فراموش نمی‌کند. بهتر است رسانه‌ها پیگیر ابعاد دیگر این پرونده و موسسات مشابه شوند چرا که به نظر می‌رسد مهمترین تفاوت یک روزنامه‌خوان یا روزنامه‌نگار، آشنایی دومی با روش‌های کسب اطلاعات به صورت حرفه‌ای، دسترسی به منابع بیشتر و انتشار اطلاعات دقیق و درست است. طنزنویسی هم که جای خود را در روزنامه دارد و نمی‌تواند با مطالب جدی ترکیب شود.

روزنامه قدس هم سخنرانی آیت‌الله علم‌الهدی را در نماز جمعه را با تیتر «مفسد اقتصادی ستون پنجم دشمن است» بازتاب داد که در بخشی از صحبت‌های او آمده است: «اخلالگران اقتصاد در همه‌ی کشورها به سرعت محاکمه صحرایی شده و آنها را اعدام می‌کنند؛ زیرا ستون پنجم دشمن هستند.» خوب بود روزنامه‌های قدس و خراسان که دسترسی بیشتری به اطلاعات استانی دارند، در پیگیری پرونده «ثامن» و سایر موسساتی که به نظر می‌رسد شعبه‌ی اولیه‌ی آنها در استان‌‌های خراسان شمالی، جنوبی و رضوی به وجود آمده، پیش‌قدم باشند و اطلاعات دقیق‌تر از ابعاد فعالیت این موسسات تولید کنند. به هر حال این یک مزیت مکانی برای این رسانه‌ها است که می‌توانند از آن در راستای شفافیت بیشتر اطلاعات کمک بگیرند و حتی اگر پیش از این به شکل‌گیری و گسترش فعالیت موسسات غیرمجاز واکنشی نداشته‌اند، این نقص را تا حد امکان جبران کنند.

ایران در پیگیری درخواست رئیس‌جمهوری از وزرا برای نظرخواهی از نخبگان برای حل مشکلات فعلی کشور، گفتارها و یادداشت‌هایی از چهره‌های سیاسی منتشر کرد و گفت‌وگویی کوتاه با غلامحسین کرباسچی ترتیب داد که گفته اتاق فکر لازم است اما کافی نیست. کرباسچی در بخشی از توضیحاتش تاکید کرد: «اولویت را ضرورت تصمیم‌گیری می‌دانم. احساس می‌شود برخی وزرا و مدیران ارشد در تصمیم‌گیری‌های خود دچار تردید و اضطراب هستند؛ به هر دلیلی. رئیس جمهوری اگر می‌خواهد تغییر و تحولی بدهد یا  استعفای یک وزیری را قبول کند و سرپرست انتخاب کند، باید سریع‌تر تصمیم بگیرد. ما نمی‌توانیم از وزیری که نمی‌داند هست یا نیست و دائماً با حالت تردید و اضطراب روبه‌رو است، توقع کار داشته باشیم. اگر رئیس جمهوری بخواهد به عنوان مثال وزیر مسکن را برکنار کند- حالا من نه طرفدار این موضوع هستم و نه مخالف آن و بسته به ارزیابی خود آقای رئیس جمهوری است- فوراً تصمیم خود را عملی کند. یقیناً شما وقتی از وزیر مسکن در حالت تثبیت راضی نیستید، در حالت تردید و بینابینی و اینکه نمی‌دانند تغییر می‌کند یا نه، از عملکرد او ناراضی‌تر خواهید شد. مگر این دولت چقدر وقت دارد؟ نصف عمر دولت دوم هم تمام شد. این حالت صبر و انتظار یعنی چه؟ به همین نسبتی که آقای رئیس جمهوری از بالا به سرنوشت یک وزیری حالت تردید دارند، آن وزیر هم در همه کارهای خود این حالت را دارد. کسی در این حالت کاری برای مردم انجام نمی‌دهد. کسی برای مردم تصمیم نمی‌گیرد. حتی نمی‌تواند پاسخ مردم را بدهد. سم مهلک برای اداره کشور همین است. هر تصمیم بدی که گرفته شود، از حالت بی تصمیمی قطعاً بهتر است. اقلاً هر وقت جواب تصمیم اشتباه خود را دیدند، می‌توانند او را عوض کنند ولی در حالت بی تصمیمی سرگردانی حاکم می‌شود.»

سازندگی هم با عکسی از شهردار مشهد وعده داد جزئیات دیدار رئیس جمهور با شهرداران ۷ کلان‌شهر را به اطلاع می‌رساند. بخشی از این گفت‌وگو را هم در قالب سوتیتر به صفحه اول آورد و این جلسه را به «اتحاد برای نوسازی ایران» تعبیر کرد.

اعتماد هم امروز مسائل سیستان وبلوچستان و اقدامات دولت در این استان برای رفع محرومیت‌ها را به مطالب دیگر اولویت داد. مصاحبه با مولوی عبدالحمید که عکس یک روزنامه بود، مصاحبه با رئیس دانشگاه زابل و سرمقاله هم با همین رویکرد در تیترها قرار گرفتند. سید علی میرفتاح در بخشی از سرمقاله‌اش نوشت: « امروز بیش از هر زمان دیگر ما نیازمند وحدت کلمه‌ایم. حالا که امریکا با همدستی دولت‌های حقیر منطقه به معارضه علنی سیاسی و اقتصادی با ما برخاسته، لازم است که از ایران یک صدا به گوش برسد. برای اینکه این یک صدا فرمایشی و تشریفاتی نباشد، لازم است وحدت را از نو تعریف کنیم و به قواعدش گردن بنهیم. قاعده وحدت یعنی برادری. نمی‌شود استانی بیش از چهل سال طعم محرومیت را بچشد اما از آنها توقع برادری داشته باشیم. اگرچه کماکان برادرند. نمی‌شود به خواسته برادران‌مان اعتنا نکنیم اما کماکان همراهی را از ایشان توقع کنیم. اگرچه همچنان همراهند. وحدت اقتضائاتی دارد و ابتدایی‌ترین اقتضائاتش همین است که وعده‌ها را از یاد نبریم و هر طوری هست خلف وعده نکنیم. هیچ مرضی به اندازه وعده سر خرمن و دروغ و تظاهر وحدت را نحیف و بی‌بنیه نمی‌کند. افتراق حرف و عمل هم مخل وحدت است. اگر می‌خواهید از ایران امروز، یک صدا شنیده شود لازم است به قواعد وحدت عمل کنیم. می‌دانید چه چیزی باعث می‌شود هموطن سیستانی ما در گوشه‌ای از دهات محروم آن منطقه دلش بشکند و از همراهی با انقلاب باز بماند؟ اینکه به گوشش برسد که اینجا کسی به فکرش نیست و جز وعده نصیبی ندارد.»

جمهوری اسلامی در سرمقاله با بررسی «سیاست نه شرقی نه غربی» تلاش کرد روایت دیگری در این زمینه ارائه کند. در بخشی از این متن آمد:‌«نگاه صحیح به سیاست «نه شرقی – نه غربی» قطع رابطه با شرق و غرب نیست، بلکه داشتن رابطه با هر دو برمبنای حفاظت از استقلال و طرد وابستگی به آنهاست. خود امام خمینی که مبتکر سیاست «نه شرقی – نه غربی» بودند، به گورباچف صدر هیات رئیسه اتحاد جماهیر شوروی نامه نوشتند و هیاتی را که در راس آن عالم بزرگی همچون آیت‌الله جوادی آملی قرار داشتند برای رساندن آن نامه و توضیح درباره محتوای آن به کرملین فرستادند. درباره آمریکا هم امام خمینی بارها با صراحت اعلام کردند درصورتی که دولتمردان آمریکائی دست از سیاست‌های تجاوزکارانه‌شان بردارند می‌توانیم با آنها هم رابطه داشته باشیم. این روش بنیانگذار نظام جمهوری اسلامی، تفسیر عملی سیاست «نه شرقی – نه غربی» است، روشی که امام تا آخر به آن پای بند بودند. اکنون نیز، همان روش باید دنبال شود. برهمین مبنا، تقویت رابطه با روسیه با حفظ استقلال و پرهیز از هرگونه وابستگی منافاتی با سیاست «نه شرقی – نه غربی» ندارد کما اینکه داشتن رابطه با غرب نیز به شرط حفاظت از منافع ملی و استقلال و پرهیز از هرگونه وابستگی، با سیاست «نه شرقی – نه غربی» منطبق است. بدین ترتیب، مخالفان و موافقان باید به جای نفی رابطه با این یا آن بلوک، بر نفی وابستگی به آنها تکیه کنند و به این واقعیت توجه داشته باشند که در عین عدم اعتماد مطلق به شرق و غرب، لازمه اداره کشور داشتن رابطه با آنها براساس اقتضائات تامین منافع ملی است.»

رسالت در روزهای گذشته تولیدی‌های بیشتری به صفحه اول می‌آورد و از این نظر تلاش روزنامه بسیار مهم است. امروز در یکی تیترهای اصلی به گفت‌وگوی کوتاهش با جمشید پژویان، اقتصاددان اولویت داد: « پژویان تاکید کرد: برای این وضعیت نمی شود راهکاری زود بازده ارائه داد و مسلما هیچ کاری در کوتاه مدت از دست تیم های اقتصادی بر نخواهد آمد.جمشید پژویان با بیان این که متاسفانه در کشور ما مسئولین گوش شنوا ندارند، گفت:  بنده طی چهل سال گذشته بارها و بارها برنامه های اقتصادی را از طرق مختلف مثل رسانه ها، تلویزیون و سخنرانی مطرح و گوشزد کردم ولی ما در کشور گوش شنوا نداریم، برای این که آقایان تصمیمات را در سطح بالای خودشان و با مشورت کسانی که می نشینند عصرها با هم چای می خورند یا نسبت های فامیلی یا دوستی قدیمی دارند می گیرند، تصمیماتی می گیرند که بسیاری از این سیاست ها برعکس به جای این که ساختار اقتصاد را استحکام بدهد باعث تضعیف آن می شود. »

 

پاسخ به این نظر

Please enter your comment!
Please enter your name here