تیترها پیگیر آب «خرمشهر» و عجایب ارزبگیران دولتی

شفقنا رسانه- پس از آن که شنبه شب تجمع و اعتراض مردم در خرمشهر برای آب بالا گرفت، امروز با تاخیر در گزارش‌های صفحه اول دیده شد. اگر چه به هر حال توجه روزنامه‌ها به این خبر مهم است و این که موضوع کمی جدی‌تر دیده شد، اما روزنامه‌ها و سایر رسانه‌ها نباید منتظر بمانند اعتراضی به خشونت کشیده شود تا ارزش آمدن به صفحه اول یا حتی صفحات داخلی را پیدا کند. پاسخگو کردن مسئولان و پوشش مشکلات مردم در همه‌ی شهرهای ایران علاوه بر تهران، خوب است در اولین روزها انجام شود. رسالت با تیتر «ایران، نگران و امیدوار برای خوزستان» طرحی از ایران به صفحه اول آورد که نام شهرستان‌های استان خوزستان روی آن نوشته شده است و آبادان و خرمشهر با رنگ قرمز روی آن دیده می‌شود. در متن اما خبری غیرتولیدی و کوتاه برای این موضوع کار کرد که رویکردی سطحی به رخ‌داد پیش آمده است. با این همه تاخیر و فاصله خوب بود که گزارش یا پرونده‌ای در این زمینه کار می‌شد و پاسخگو کردن مسئولان مرتبط در دستور کار تحریریه قرار می‌گرفت. روزان هم در گزارش خود اظهار نظر کاربران شبکه‌های اجتماعی و گفته‌های مسئولان را مرور کرد و تیتری ضعیف برای موضوع انتخاب کرد:‌«روزی روزگاری، خرمشهر». صبح نو هم رویه‌ی مشابهی در متن گزارش داشت اگر چه انتخاب تیتر و عکس آن بهتر از روزان بود و در پایان گزارش با ابراز امیدواری برای حل مشکل آب این منطقه طبق وعده‌ی مسئولان در ۱۵ تیر با راه‌اندازی طرح آبرسانی غدیر وعده داد «در روزهای آینده نیز از فاز دوم طرح آبرسانی غدیر و وضعیت مردم این شهرها گزارش‌هایی منتشر خواهد کرد.» سازندگی هم با تیتر «امروز هم سوم خرداد است» و عکسی قدیمی از رزمنده‌ها در خرمشهر با اشاره به مشکلات آبی این شهرستان نوشت که نیازی نیست برای توجه به این مشکلات حتما منتظر سوم خرداد سال آینده بود. در کنار آن هم خبر وزیر کشور برای حل بحران آب منطقه در ۱۵ تیر را پوشش داد و هم وعده داد گزارشی از ناآرامی‌های جنوب ارائه کند: «مقاومت در برابر طبیعت».

ایران مطالب ویژه‌ای تولید کرد و با مسئولان کشوری و استانی آخرین وضعیت را پیگیری و نقل‌قول‌هایی از گلایه‌های مردم را بازتاب داد. «کوشیار اعظم واقفی»، مدیر کل دفتر نظارت بر کیفیت و بهداشت آب شرکت آب و فاضلاب کشور درباره‌ی این که املاح موجود در آب شرب شهرها می‌تواند خطرزا باشد یا خیر، توضیح داده: «در برخی از مناطق آب مشکل شوری یا سختی بالا دارد. به‌طوری که از نظر مزه مناسب نیست. استفاده از آن به بدن آسیبی نمی‌زند اما باعث رسوب در تأسیسات، شبکه لوله کشی، کولر یا هر جایی که استفاده می‌شود،می‌گردد؛ این موضوع برای بدن خطری ندارد. سختی بالای آب جایی مشکل ایجاد می‌کند که طعم آب عوض شود و به اندازه‌ای مطلوب نباشد که بتوانیم از آن آب بخوریم. درنهایت این موضوع تعادل بدن را بهم می‌زند. اینکه می‌شنوید در برخی از مناطق سختی و شوری آب موجب ایجاد سنگ کلیه شده، اشتباه است. اول، در حال حاضر به جز خورستان در تمام استان‌های ما آبی مطابق استاندارد جهانی توزیع می‌شود؛ دوم آنکه سختی عامل سنگ کلیه نیست. املاح کلسیم و منیزیم در بدن ایجاد سنگ کلیه نمی‌کند اما چون این آب را نمی‌توان خورد، مصرف کمتر آب در بدن املاح را به سمتی پیش می‌برد که سنگ کلیه ایجاد کنند.»

ابتکار از معدود روزنامه‌هایی بود که شنبه به بی‌آبی در خرمشهر(اینجا) پرداخت و امروز بیشتر ابعاد اجتماعی این اعتراض و خشکسالی در کشور را مورد توجه قرار داد از جمله با نمایندگان خوزستان مصاحبه کرد و نظر آنها را درباره‌ی بحران این منطقه انعکاس داد که در مواردی به کلی‌گویی ختم شده است و بهتر بود رویکرد پیگرانه‌ی طرح‌های مرتبط در مجلس مورد توجه باشد و آنها هم به عنوان ناظر بر عملکرد دولت‌ پاسخگوی مشکلات باشند. تلاش روزنامه برای ارائه‌ی مطالب تولیدی و نگاه ویژه‌ی خود به این اتفاق مهم و خوب است اگرچه نثرها کمی ضعیف است و به ویرایش بعدی نیاز دارند. چینش و انتخاب تیتر و عکس روزنامه هم خوب است.

اعتماد هم عکسی از حضور رزمندگان در خرمشهر به نیم صفحه اول آورد و نوشت: «همه جان و تنم خرمشهر». گزارشی هم در این زمینه در صفحات داخلی منتشر کرد: «یزله برای آب». در متن گفت‌وگوهایی کوتاهی با مردم آبادان و خرمشهر دارد: «مردم آبادان و خرمشهر وقتی در مورد بوی آب صحبت می‌کنند، یک «عذر می‌خواهم» هم می‌گذارند اول جمله چون می‌خواهند بگویند که آب بوی «فاضلاب» می‌دهد و به نظرشان ممکن است شنیدن واقعیت هر روزه زندگی آنها برای شمای دور از خوزستان ناخوشایند باشد: «ما با این آب حمام هم نمی‌توانیم بکنیم. آب شور است و عذر می‌خواهم، بوی فاضلاب می‌دهد.»» و یکی از فعالان اجتماعی شهر که «شنبه شب همراه جمعی از خبرنگاران در تجمع بوده تا ببیند اوضاع از چه قرار است اما اوضاع بی‌قرارتر از آن بوده که بتواند توصیف دقیقی از آنچه واقعا رخ داده، داشته باشد: «من فقط می‌گویم که انگ نزنید. من نمی‌توانم بگویم کسانی که اسلحه در دست داشتند متعلق به گروهک خاصی بودند. آن کسانی که من دیدم شبیه آدم‌هایی بودند که بلد نبودند وقتی خشمگین هستند مطالبات‌شان را چگونه بیان کنند.»»

با انتشار لیست بخشی از دریافت‌کنندگان ارز توسط بانک مرکزی روزنامه‌ها به آن لیست واکنش نشان دادند و مهمترین بخش‌های آن را تحلیل کردند. بعضی از روزنامه‌ها هم در تیترها به منتشر نشدن لیست کامل اعتراض کردند. قانون و جام‌جم در تیترها نواقص را مهمتر دیدند. اولی از «شفافیت ناتمام» نوشت و دومی آن را «شوخی با شفافیت» تعبیر کرد. فرهیختگان، هفت صبح و خراسان نگاه خوشبینانه‌تری به نتایج این لیست ناقص داشتند و همان محتوای منتشر شده را تحلیل کردند. اولی از «عجایب لیست دلار دولتی» نوشت و دومی آن را «پایان عصر بی‌خبری» تعبیر کرد و مهمترین و عجیب‌ترین بخش‌های این لیست را زیر تیتر قرار داد. خراسان هم آن را «باز شدن جعبه سیاه ارزی» خواند و وعده داد گزارشی با همین رویکرد به مخاطب ارائه کند. شرق تیتر معمولی‌تری انتخاب کرد:‌«پشت پرده لیست ارزبگیران دولتی» و در متن مثل روزنامه‌های دیگر بخشی از سفارش‌های عجیب این لیست را بازخوانی کرد: «شرکت جام‌جم بازرگان پیشرو با هدف فعالیت در خدمات طراحی مهندسی و تأمین تجهیزات در سال ۸۶ ثبت کرده و حالا در بلبشوی ارزی، یوروی دولتی می‌گیرد و خوراک دام وارد می‌کند. شرکت‌های خودرویی هم سر جای خود نایستاده‌اند؛ شرکت ماموت خودرو با ارز دولتی، چای‌ساز و قهوه‌ساز وارد می‌کند و شرکت رهروان خودرو پیشگامان نگین جنوب، به سراغ واردات لوبیاچیتی با ارز دولتی رفته است، اما ماجرا به این نمونه‌ها ختم نمی‌شود. برخی شرکت‌هایی که ارز دولتی دریافت کرده‌اند، اساسا ردپایی از آنها پیدا نمی‌کنیم؛ مثلا شرکت هانا تجارت ترولیت و صنعت ساحل پرشیا، دو شرکتی هستند که در واردات کاغذ روزنامه امپراتوری می‌کنند و بیش از ۶۷ درصد از حجم ارز دولتی این گروه را دریافت کرده‌اند و اکنون نه در آدرس ثبت‌شده‌شان خبری از این شرکت‌ها‌ هست و نه در بازار کاغذ نامی از برندشان، اما به تنهایی ۲۳ میلیون یورو ارز دولتی دریافت کرده‌اند.»

جمهوری اسلامی هم رویکرد خبری و رسمی‌اش را برای انتشار این لیست اعمال کرد و البته حمایتی ضمنی از محتوای خبر داشت:‌«آغاز اقدامات جدی برای شفاف‌سازی در اقتصاد». در بخشی از سرمقاله هم نوشت:‌«کنار هم قرار دادن این پرسش‌ها، سوالات مهم‌تری را به وجود می‌آورد که آیا مسئولان اقتصادی دولت از توانایی، سلامت و درایت لازم برای مدیریت شرایط پیچیده کشور که از جهات مختلف درگیر یک نبرد اقتصادی تمام عیار شده، برخوردار است؟ این پرسش زمانی پررنگ‌تر می‌شود که نمونه‌های نگران‌کننده‌تر دیگری نیز در سایر حوزه‌ها مشاهده می‌شود؛ انتشار گزارش‌هایی مبنی بر خریداری نیمی از سکه‌های پیش‌فروش شده توسط بانک‌مرکزی از سوی چند جوان ناشناخته، پیشنهاد مکانیزم فروش نفت توسط بخش خصوصی از سوی معاون اول رئیس‌جمهور و… از جمله همین موارد است که بر دغدغه‌های کارشناسان و افکار عمومی نسبت به توانایی و آمادگی دولتمردان برای مدیریت اقتصاد کشور پس از آغاز دور تازه تحریم‌ها می‌افزاید.»

جوان هم این لیست را «شمعی در تاریکخانه تخصیص ارز» خواند اما چینش اطلاعات را به خوبی انجام نداد. در متن نکته‌ی ویژه‌ای نسبت به دیگر رسانه‌ها نداشت، با این حال نسبت به آینده ابراز امیدواری کرد:«یکی دیگر از نکات جالب این فهرست واردات لوبیاچیتی توس، شرکت واردکننده پارچه بوده که با تغییر اساسنامه خود به میزان ۱۲۰ هزار یورو لوبیا «چیتی» وارد کرده‌اند. تنها نقطه این دو نوع کالا چیتی است که یکی از جنس پارچه و دیگه نوعی لوبیا است! همچنین شرکتی که در عرصه سنجش بتن در حال فعالیت بوده است، در ردیف دیگری ۱۴۰ هزار یورو بابت واردات چای و بالغ بر ۶ هزار یورو نیز بابت واردات کاغذ ارز دولتی دریافت کرده است. به نظر می‌رسد این رشته سر دراز دارد، اما مطمئناً پایان بهتری از زمان پرابهام کنونی دارد.»

 

همشهری تیتر یک را به پیگیری حرکت نقدینگی در کشور اختصاص داد و بخش مهمی از اطلاعات را به درستی در نمودار و اشکال گرافیکی ارائه داد که دید بهتری به مخاطب می‌دهد. تیتر هم پرسشی در همین زمینه است: «۱۳۰ هزار میلیارد تومان کجا رفت؟»

پاسخ به این نظر

Please enter your comment!
Please enter your name here