سردبیر دنیای اقتصاد: سلبریتی‌ها در تشکیل کمپین‌ها با اقتصاد دان‌ها مشورت کنند

شفقنا رسانه- زهرا حکیمی: پس از انتشار پست اینستاگرامی از علی کریمی درباره راه‌اندازی کمپین «نه به گرانی» شاهد واکنش‌هایی از فعالان عرصه سیاسی ،فرهنگی، اجتماعی و مردم بودیم. خیلی ها از این حرکت حمایت کردند و عده ای هم به نقد آن برخواستند. با این حال تشکیل چنین کمپین هایی نیازمند چه ملزوماتی است؟ آیا مورد مشابه آن در دنیا وجود دارد؟ و اساساً آیا چنین کمپینی می تواند موفق شود؟

علی میرزا خانی سردبیر دنیای اقتصاد در بیان ارزیابی خود درباره کمپین«نه به گرانی»  به شفقنا رسانه می‌گوید: به نظر من این نوع کمپین‌های اقتصادی چون تقلیدی از کمپین‌های مشابه در خارج از کشور است اگر از نظر مبنایی با آن‌ها متفاوت باشد، دو آسیب می‌زنند. اول به اعتبار کسانی که به کمپین دعوت کردند آسیب می‌زند و دوم اگر این کمپین موفق نباشد ممکن است این شبه ایجاد شود که گویی مردم ایران برخلاف مردم کشورهای دیگر این اتحاد را ندارند تا بتوانند کمپینی موفق شکل دهند درحالی‌که شاید ماهیت داستان متفاوت باشد.

 

او به مقایسه کمپین‌های اقتصادی‌ که در دنیا شکل می‌گیرند با کمپین «نه به گرانی» می پردازد: در دنیا معمولاً این‌چنین کمپین‌هایی در واکنش به افزایش قیمت کالا یا کاهش کیفیت کالا و خدمات مشخص است، بدون اینکه متغیرهای بنیادی اقتصاد تغییری کرده باشند. به‌عنوان مثال فرض کنید گروه پزشکان از نفوذ صنفی‌شان استفاده کنند و قیمت تعرفه‌های پزشکی را بالا ببرند، یا اتحادیه دامداران و فروشندگان لبنیات با هم متحد شوند و از نفوذ صنفی خودشان استفاده کنند و قیمت کالاهای لبنی را بالا ببرند. بدون اینکه ما شاهد تورمی در اقتصاد کشور باشیم. طبیعتاً در جواب این نوع اقدامات واکنش مردمی به شکل کمپین ایجاد می‌شود و معمولاً انجمن‌های حمایت از حقوق مصرف‌کنندگان این کمپین‌ها را رهبری می‌کنند تا قیمت‌ها را به حالت قبل برگردانند.

 

سردبیر دنیای اقتصاد ادامه می‌دهد: باید دید در ایران اتفاقی که در حوزه تغییر قیمت‌ها افتاده آیا شبیه مواردی است که در دنیا رخ‌داده است و ما شاهد واکنش آن‌ها در قالب کمپین هستیم یا فرق دارد؟ در این چند ماه اخیر تقریباً شاهد تغییر اکثر قیمت ها بودیم و علت آن‌هم به نرخ ارز برمی‌گردد که متأسفانه در زمان مناسب تعدیل قیمت صورت نگرفته ، چند سال تثبیت‌شده ، جهش پیداکرده است و این باعث شده تا قیمت اکثر کالاهای وارداتی بالا برود.  دلیل افزایش قیمت به این مسئله برمی گرد که متأسفانه دولت چند سال قیمت ارز را با استفاده از اهرم دلارهای نفتی تثبیت می‌کند و بعد از چند سال این فنر فشرده‌شده در یک‌زمان مشخص و یکجا انرژی‌اش آزاد می‌شود و قیمت‌ها جهش پیدا می‌کند، قیمت کالاهای وارداتی بالا می‌رود و بر روی کالاهای داخلی هم مقداری اثر می‌گذارد. این اتفاق در سال‌های۹۱ و ۷۴ هم افتاده است. یعنی تقریباً هرچند سال یک‌بار شاهد چنین اتفاقی در اقتصاد ایران هستیم.

 

میرزاخانی توضیح می‌دهد: ریشه این عامل که باعث جهش قیمت‌ها شده، تورم است و ما قیمت ارز را متناسب با آن تعدیل نکردیم. علت تورم چاپ پول بدون پشتوانه و رشد نقدینگی است که این کار دولت است نه اجحاف تولیدکننده‌ها و فروشنده‌ها. این در حالی است که در دنیا این نوع کمپین‌ها در واکنش به اجحاف تولیدکننده‌ها و فروشنده ها صورت می‌گیرد. وقتی طرف حساب گرانی دولت است و ریشه این تورم به سال‌های قبل برمی‌گردد، نشان می‌دهد که تغییر متغیرهای بنیادی اقتصاد سبب گرانی شده است. بنابراین از نظر تحلیل اقتصادی کمپین «نه به گرانی» قطعاً ناموفق خواهد بود.

 

او ضمن اشاره به احساس مسئولیت گروه‌های مرجع برای کم کردن مشکلات مردم، پیشنهاد می‌دهد: البته سخنان من به این معنی نیست افرادی که گروه مرجع جامعه هستند نباید در این نوع مسائل مشارکت کنند. بلکه مشارکت باید حتماً همراه با تجزیه‌وتحلیل اقتصادی باشد تا موفق شود. در غیر این صورت ممکن است هم به کاهش اعتبار گروه مرجع منجر شود و هم به این شبهه دامن بزند که مردم ما اتحاد ندارند. در حالی که اگر همه متحد شوند نمی‌توان جلوی این اتفاق را -که ریشه آن به چاپ پول بدون پشتوانه در چند سال گذشته برمی‌گردد- گرفت. اگر گروه‌های مرجع تحلیل اقتصادی داشته باشند باید جلوی منشاء تورم بایستند. گرانی معلول تورم است، علت آن دستگاه دولت است که باعث افزایش نامتناسب نقدینگی با رشد اقتصادی می‌شود.

 

سردبیر دنیای اقتصاد ادامه می‌دهد: اینکه گروه‌های مرجع دلسوز مردم هستند و می‌خواهند برای کاستن درد و رنج مردم قدمی بردارند ، شکی نیست. ولی بهتر است کمپینی تشکیل دهند که دولت منابع متعلق به مردم را حیف‌ومیل نکند. به‌عنوان مثال نرخ ارز بنا بر دلایلی که گفتم روز به روز بالا می رود در حالی که دولت به قیمت ۴۲۰۰ تومان به یکسری افراد ارز می‌دهد. با نرخ معادل دلاری ۴۲۰۰ تومان به مسافران خارجی یورو می‌دهد. در تعطیلات اواسط خرداد که عده زیادی به مسافرت خارج از کشور رفتند، به آن‌ها ارز معادل دلاری ۴۲۰۰ تومان داده شد. من حساب کردم یک خانواده چهارنفره که ۴هزار یورو با این نرخ گرفته بود، برای تعطیلات یک هفته خود معادل ۱۰ میلیون تومان یارانه دریافت کرده بود. شما حساب کنید این ۱۰ میلیون تومان یارانه نقدینگی چند سال یک خانواده ایرانی است؟

 

گروه‌های مرجع برای تشکیل کمپین‌های اقتصادی باید چه ملزوماتی را در نظر بگیرند؟ میرزا خانی پاسخ می‌دهد: شاید مشارکت صحیح این باشد تا گروه سلبریتی‌ها و مرجع -که وارد میدان کمک به مردم شده‌اند- مقداری با اقتصاددان‌ها و تحلیلگران اقتصادی هم‌فکری داشته باشند. تا ببینند کجاها به کمک مردم بشتابند. می‌توان با کمپینی صحیح جلوی یکسری سیاست‌های غلط را گرفت. اگر مردم بخواهند وضعیت اقتصادی کشورشان بهتر ، تورم و بیکاری کمتر شود بهترین نوع مشارکت این است که منابع ملی درست تخصیص پیدا کند. یکی از منابع ملی ما دلارهایی است که از فروش نفت و صادراتمان به دست می‌آید. آیا دولت مجاز است که این منابع ملی را با نصف قیمت آن‌هم درجاهایی که هیچ ضرورتی وجود ندارد حراج کند؟ بحث ما این است که چرا ما باید به کالاهای لوکس یارانه دهیم؟ کار درستی نیست که جلوی کالاهای لوکس را بگیریم، هرکسی می‌خواهد مصرف کند مانند سراسر دنیا قیمت آن را پرداخت کند.

 

او توضیح می‌دهد: وقتی به قیمت واقعی ارز را از صادرکنندگان بخریم باعث می‌شود صادراتمان رونق بگیرد. اگر دولت منابع حاصل از فروش نفت را به قیمت واقعی بفروشد مجبور نیست که پول بدون پشتوانه چاپ کند. چون منابعش از محل سالم تأمین می‌شود و جلوی این چرخه نادرست گرفته خواهد شد. این مثال‌های من بر اساس وضعیت روز است. در سال‌های گذشته سلبریتی‌ها به‌گونه‌ای دیگر می‌توانستند کمک‌کننده باشند تا سیاست‌گذاری‌های صحیح صورت گیرد.

 

میرزا خانی معتقد است: اگر سلبریتی‌ها با اقتصاددان‌ها هم‌فکری داشتند باید سال‌های قبل به  دولت می‌گفتند که شما این نرخ ارز را در شرایط تورمی تثبیت می‌کنید مفهوم آن جهش در یک نقطه آینده است. این کار را نکنید چراکه با این کار زندگی مردم در آینده آشفته می‌شود و هزینه‌های زندگی‌شان یک‌باره دو برابر می‌شود. الآن می‌توانند کمپین بگذارند تا جلوی حیف‌ومیل شدن منابع ملی گرفته شود. یا در سال‌های آینده به‌گونه‌ای دیگر مشارکت کنند. به‌هرحال سلبریتی‌ها برای تشکیل این کمپین‌ها باید تحلیل اقتصادی داشته باشند. منظورم این نیست که سلبریتی‌ها بروند و اقتصاد بخوانند بلکه بهتر است با اقتصاددان‌ها در تشکیل این کمپین‌ها مشورت و هم‌اندیشی داشته باشند. این هم‌اندیشی کمک می‌کند تا تصمیم‌گیرندگان اقتصادی کشور حواسشان باشد عده‌ای ناظر بر اعمال و سیاست‌گذاری‌های آن‌ها هستند.

 

به عقیده میرزا خانی اگر گروه مرجع با اقتصاددان‌ها در تشکیل این کمپین‌ها هم‌اندیشی نداشته باشند، نتیجه این می‌شود، مشابهت‌های شکلی بین کمپین‌هایی که در خارج و داخل ایران اتفاق می‌افتد باعث انحراف موضع‌گیری‌های ما می‌شود و بعد خود را به این متهم می‌کنیم که با هم اتحاد نداریم و… . بااین‌حال آیا تاکنون در خارج از کشور کمپینی شبیه این اتفاق نیفتاده است؟ سردبیر دنیای اقتصاد پاسخ می‌دهد: شبیه این کمپین در خارج از ایران تابه‌حال اتفاق نیفتاده است. علت هم به این برمی‌گردد که اصلاً تشکیل این کمپین جواب نمی‌دهد. در مقابل تورم که ریشه آن چاپ پول است متغیرهای بنیادین اقتصاد تغییر پیدا می‌کند و امکان اینکه در شرایط تورم وضعیت به قبل برگردد وجود ندارد. چون نقدینگی موجود در اقتصاد به‌قدری زیاد شده که عرضه کل –واردات و تولید داخلی- جوابگوی آن پول نیست و این قیمت‌ها به‌ناچار تحت تأثیر قوانین آهنین اقتصاد افزایش پیدا می‌کند.

 

او ادامه می‌دهد:  وقتی گروهی از تولیدکنندگان یا بازاریان و… قیمت کالایشان را در شرایطی که قیمت‌ها تغییر پیدا نکرده و ثبات اقتصادی داریم، بالا می برند، تشکیل کمپین برای نخریدن آن کالا باعث می‌شود که به فروش نرود و تولیدکنندگان مجبور شوند سر میز مذاکره با انجمن‌های حمایت از حقوق مصرف‌کنندگان بیایند و در زمینه قیمت آن کالا به توافق قابل قبولی با مصرف‌کنندگان برسند. در این شرایط تشکیل کمپین می‌تواند موفق باشد.

پاسخ به این نظر

Please enter your comment!
Please enter your name here