زمان انتشار : ۲۱ خرداد ,۱۳۹۷ | ساعت : ۱۲:۲۲ | کد خبر : 470653 |

جای خالی خبرهای داغ در آخرین زنجیره مطبوعاتی/دکه داران از مشکلاتشان می گویند

 شفقنا رسانه- زهرا حکیمی-سمیرا بختیار: در هر کجای شهر که قدم بگذارید کیوسک های مطبوعاتی زیادی به چشم می خورد که  برای فروش روزنامه و تنقلات و لوازم و تحریر مشغول کار هستند.دکه دارانی که از ابتدا  قرار بوده فقط روزنامه ،مجله یا کتاب بفروشند .اما امروزه گویا این نشریات دیگر مشتریانی ندارند و بیشتر مشتری ها برای خرید هر چیزی غیر از مطبوعات به کیوسک ها مراجعه می کنند. شفقنا رسانه به میان این دکه داراها در سطح شهر رفته تا با گفت و گو با آنها از مسائل و دغدغه هایشان باخبر شود .دکه دارانی که روزگاری روزنامه را در دست می گرفتند و با صدای بلند تیترهای یک را می خواندند تا روزنامه به فروش برسد. حال با وجود سکونت در یک مکان مشکلات زیادی برای فروش روزنامه ها دارند.

مهدی اسلامی که سال‌هاست شغل پدرش را در دکه روزنامه‌فروشی ادامه می‌دهد از فروش روزنامه در این سال‌ها گلایه می‌کند و به شفقنا رسانه می‌گوید: خودم بیشتر سرمقاله‌ها را می‌خوانم  قبلاً بیشتر روزنامه می‌خواندم ولی الان بیشتر سراغ روزنامه‌ها و خبرهای ورزشی هستم. الان مشتری‌هایم  کمتر سراغ خرید روزنامه می‌آیند و دیگر شوقی  برای خواندن روزنامه یا تیترهای اول دیده نمی‌شود.

گلایه کیوسک داران از وعده های عملی نشده

در این میان که دکه‌دار نسبتاً جوان در حال صحبت کردن است بیش از ده مشتری برای خرید تنقلات به دکه او مراجعه می‌کنند و کمتر کسی سراغی از روزنامه یا مجله‌ای می‌گیرد. اسلامی دلیل این کم رغبتی را  وعده‌های عملی نشده مسئولان می‌داند و می‌گوید: وقتی مخاطب در دوره‌های مختلف روزنامه را برای پیگیری قول‌های مسئولان می‌خرد و اثری از آن وعده‌ها نمی‌بیند قطعاً رغبت کمتری برای خرید روزنامه پیدا می‌کند.

بااین‌وجود از دخل‌وخرج این روزهای دکه خیلی ناراضی نیست چون تنها شغلی است که با آن امرار معاش می‌کند. این دکه‌دار نسبتاً جوان مدام در حرف‌هایش به کم رغبتی مشتریانش نسبت به روزنامه و نشریات اشاره می‌کند و توضیح می‌دهد: در حال حاضر باوجود تنوع روزنامه‌ها ما شاهد این هستیم که روزنامه‌های پرتیراژی چون همشهری و ایران هم بازگشت می‌خورند و کسی مثل سابق خریدار آن‌ها نیست دخل‌وخرج دکه بیشتر از تنقلات است تا روزنامه و نشریات. برای همین ما هم بیشتر بر روی تنقلات سرمایه‌گذاری می‌کنیم. هرچند محل قرارگیری کیوسک در محوطه شهر هم بر درآمدزایی تأثیر می‌گذارد. مثلاً اگر  در جاهای پرترددی چون کنار بیمارستان ،سینما یا دانشگاه باشیم قطعاً درآمد دکه بیشتر می‌شود.

اما مهدی اسلامی با وجود مشکلات و دخل‌وخرج دکه دوست ندارد روزی برسد که فقط تنقلات بفروشد و مطبوعات را از کار خود خارج کند. او می‌گوید: روزنامه‌ها چون اطلاعات زیادی را به مخاطب عرضه می‌کنند ارزشمند هستند. برای همین من در تمام این سال‌ها توانسته‌ام اطلاعات زیادی در حوزه‌های سیاسی اجتماعی و فرهنگی از همین  روزنامه‌ها  و مجله‌ها که در دکه‌ام هستند به دست بیاورم.

روزنامه‌ها و مجلات این دکه‌دار بیشتر بر روی زمین و یک سکوی نیمه بلندی که روبروی دکه‌اش قرارگرفته چیده شده است اما  او وضعیت شکلی روزنامه‌ها در دکه‌ها  را به خاطر اتفاق‌هایی چون باد ، باران و برف  نمی‌پسندد و معتقد است باید به فکر جایگاه بهتری برایشان بود.

 

قدیم ها برای فروش روزنامه بیشتر ذوق داشتیم

یکی دیگر از دکه‌دارها  که از دهه ۵۰ وارد شغل روزنامه‌فروشی شده جمشید مسی است. او  در همان سال‌های اول کارش ، روزنامه‌ها را به دست می‌گرفته  و در میدان‌های تهران تیتر یک خبرها را با صدای بلند می‌خواند. او حال مطبوعات را در دنیای امروز خوب نمی‌داند چراکه مشتریانش بیشتر برای چیزهای دیگر سراغ کیوسک او می‌روند. خودش هم این روزها مشغله‌اش زیاد شده و فقط تیترها را نگاه می‌کند و می‌گوید: اگر تیتر جالب و جذابی در صفحه اول روزنامه ببینم حتماً دنبال اطلاعات تکمیلی آن در داخل روزنامه می‌روم.

این دکه‌دار باسابقه می‌گوید: از وقتی که اینترنت و شبکه‌های اجتماعی وارد شدند دیگر کمتر کسی سراغ روزنامه‌های کاغذی می‌آید. در حال حاضر بیشترین فروش ما از  روزنامه همشهری آن هم  به خاطر بخش نیازمندی‌های آن است و بیشترین درآمد ما از فروش تنقلات است البته در کنار آن‌ها روزنامه و مجله‌ها هم کمابیش به فروش می‌رسند.

مشتریانش یکی پس از دیگری برای خرید تنقلات،آبمیوه، خودکار و… می‌رسند. به‌ندرت کسی پیدا می‌شود که روزنامه یا مجله را بردارد و بخرد بیشتر مشتریانش در حال نگاه کردن به روزنامه‌های خاک خورده بر روی زمین هستند. او هم مانند دیگر کیوسک داران ریزش مخاطب را بیشتر به خاطر عملی نشدن  وعده‌های  مسئولان می‌داند و می‌گوید: اگر دقت کرده باشید مسئولان در حرف‌های خود بیشتر بر افعالی چون «کار خواهیم کرد» یا «انجام خواهیم داد» متمرکز هستند و وقتی این‌ها تیتر اصلی روزنامه می‌شود مخاطب امروز چون اثری از عملی شدن آن‌ها نمی‌بیند طبیعتاً رغبتی برای خرید و خواندن هم ندارد.

جمشید مسی در این میان یاد خاطرات نوجوانی خود می‌افتد زمانی که صدایش رسانه‌ای بود تا مردم تیترها را ببینند و روزنامه بخرند. او تعریف می‌کند:  زمانی که خبر فوت شاه منتشر شد روزنامه کیهان با انتشار و چاپ این خبر روزنامه را به صورت فوق‌العاده به ما دکه‌داران مجانی داد. ما هم برای فروش آن بیشتر ذوق داشتیم. آن زمان چون روزنامه‌ها کمتر بودند ما هم ذوق بیشتری داشتیم تا همین روزنامه‌های کم هم بیشتر دیده شوند.

او هم چیدن روزنامه را به این شکل نمی‌پسندد و می‌گوید: الان چون روزنامه‌ها زیاد هستند ما مجبور به چیدن این‌چنینی هستیم. حتی بارها شده  که خیلی از اصحاب روزنامه از ما گلایه داشتند که چینش روزنامه‌ها را گزینشی می‌کنیم. یعنی آن‌هایی را که بیشتر می‌پسندیم جلوی دید مخاطب می‌گذاریم. در حالی که واقعاً برای ما فرقی نمی‌کند چه روزنامه‌هایی  را جلوی دید عموم بگذاریم. چون در حال حاضر تنها یک روزنامه فروش بیشتر دارد.

 

چیدن روزنامه ها باید شکل بهتری در دکه ها داشته باشد

سراغ دکه‌دار جوان‌تری می رویم که  خودش بیشتر دنبال خواندن روزنامه‌هایی است که صبح زودتر از همه به دستش می‌رسد .خانکشی زاده که ظاهر کیوسکش نسبت به بقیه بانظم و ترتیب خاصی چیده شده است. می‌گوید: چون دکه‌ام نزدیک دانشگاه است. بیشتر مشتری‌هایم اساتید دانشگاه یا دانشجویان هستند. برای همین خیلی وقت‌ها با هم در مورد سوژه‌های مختلف بحث می‌کنیم و اطلاعات ردوبدل می‌کنیم.

او هم  تیراژ فروش روزنامه را به خاطر وجود شبکه‌های اجتماعی پایین می‌داند و می‌گوید: هر چند الان کمتر کسی به کیوسک برای خرید روزنامه مراجعه می‌کند ولی من به روزنامه و نشریات  در این سال‌ها عادت کرده‌ام و  به‌نوعی بخشی از زندگی‌ام شده است. متأسفانه روزنامه هیچ سودآوری برای ما ندارند. در حال حاضر اگر در دکه‌ها تنقلات و دخانیات نباشد کارمان خیلی معنادار نخواهد شد.

او هم معتقد است چیدن روزنامه تأثیر زیادی در دیده شدن آن‌ها دارد ولی می‌گوید با وجود طرح‌های زیادی که برای چیدن داشته نتوانسته تا به امروز آن‌ها را عملیاتی کند. او پیشنهاد می‌دهد: به نظرم روزنامه‌ها باید یک استند داشته باشند که بتوان روزنامه را به صورت جداگانه در آن‌ها چید. همین کار باعث می‌شود کمتر روزنامه و نشریه‌ای کثیف شود تا مشتری برای خواندن آن‌ها سر خود را پایین بیاندازد. این استند ها را در کشورهای دیگر دیده‌ام که علاوه بر دیده شدن همه تیترهای روزنامه‌ها زیبایی و جلوه خاصی هم به کیوسک‌های مطبوعاتی می‌دهد ولی در حال حاضر ما برای همین چیده شدن بر روی زمین هم با شهرداری مسائل مختلفی داریم.

او خود را جز جامعه مطبوعاتی می‌داند که وظیفه توزیع مطبوعات را بر عهده دارد برای همین معتقد است که دکه‌دارها باید با اشتیاق و رغبت بیشتری برای فروش روزنامه تلاش کنند.

رضا تیموری، مردی با سن بالا که بیش از بیست سال است در  دکه مشغول فروش روزنامه و مجله است.اما انگیزه زیادی برای مطبوعات دارد.او با اشاره به  سابقه دکه‌اش می‌گوید: سابقه این دکه به قبل از انقلاب برمی‌گردد. زمانی که شکل دکه‌ها به صورت صندوق فلزی بود. در آن را باز می‌کردند و مجلات و روزنامه‌ها را می‌چیدند. خود فروشنده در فضای بیرونی بود و در سرما و گرما اذیت می‌شد. کم‌کم این مدل دکه‌ها تغییر شکل داد و اتاق‌های فلزی ساخته شد و بعد از آن هم کیوسک‌هایی به صورت فایبرگلاس جای قبلی‌ها را گرفت که دکه ما از نوع اولیه آن است.

 

نگران افت تیراژ روزنامه ها هستم

دکه برای پدرش است. وقتی با لبخند خاطرات دوران بچگی را مرور می‌کند برق خاصی در چشمانش است. می‌گوید: بیشتر تابستان‌ها با تعطیل شدن مدارس در این دکه‌ها پا به پای پدر کار می‌کردم. از کودکی با همین دکه بزرگ شدم و بخشی از خاطراتمان شده است.

هر سؤالی که از او می‌پرسیم نیم‌نگاهی هم به گذشته می‌کند. زمانی که شبکه‌های اجتماعی و فضای مجازی یکه‌تاز نبودند و اطلاع‌رسانی در روزنامه‌ها حرف اول را می‌زد. او از تجربه‌هایش می‌گوید: زمان کنکور و اطلاع‌رسانی‌های مهم، تعداد صفحات  روزنامه زیاد می‌شد و فروش بالایی داشت.کیوسک ما چون در منطقه ۶ شهرداری تهران بود و این منطقه افراد اندیشمند ، هنرمند و فرهنگی زیادی بودند، طبیعتاً روزنامه و نشریات خواهان داشتند.

تیموری از اشتیاقش به روزنامه‌خوانی می‌گوید: در آن زمان وقتی مجله یا روزنامه‌ای منتشر می‌شد من هر بار برگه‌هایش را ورق می‌زدم و اگر تیتری نظرم را جلب می‌کرد آن را برای اطلاع‌رسانی پشت شیشه کیوسک می‌نوشتم.  اکثر مردم فکر می کنند فروشنده‌های مطبوعاتی افرادی کم‌سواد هستند و صرفاً می‌خواهند روزنامه یا مجله را بفروشند و از دنیای مطبوعات سر در‌نمی‌آورند. ولی من هم خواننده روزنامه بودم و هم اگر ایرادی نظرم را جلب می‌کرد، آن را انعکاس می‌دادم.

او مثال می‌آورد: یک‌بار مجله‌ای فکاهی شماره اولش منتشر شد و تیتر صفحه اولش خوانا نبود. با سردبیر نشریه تماس گرفتم و برایش توضیح دادم. در شماره‌های بعدی این ایراد را اصلاح کردند و به عقیده من فروش نشریه‌اش بیشتر شد. الان نمی‌توان در این زمینه کاری برای بالا رفتن فروش مطبوعات انجام داد. چون جامعه بیشتر به سمت فضای مجازی می‌رود. وقتی بچه بودم تیراژ روزنامه‌ها بالا بود. در حال حاضر تیراژ روزنامه‌ها افت شدیدی داشته است.

این دکه‌دار باسابقه به تعدد روزنامه‌ها و مجله‌ها اشاره می‌کند و می‌گوید: خیلی از این روزنامه‌ها و نشریات واقعاً بی‌هدف منتشر می‌شوند. نشریه محتوای خاص و مخاطبی ندارد و من نمی‌دانم که دست‌اندرکاران این نشریات چگونه هزینه آن‌ها را تأمین می‌کنند.

تیموری نگران افت روزنامه‌خوان‌ها است و خود را امانت‌داری می‌داند که در این وضعیت بیمار مطبوعات باید کمکی برای بالا رفتن شمار خوانندگان روزنامه‌های کاغذی کند. بااین‌حال می‌گوید:  خیلی از کیوسک‌ها چون اجاره‌ای هستند و کسی که آن را اجاره کرده صرفاً نگاه درآمدی به کیوسک دارد. خیلی از مجلات و روزنامه‌ها را بر روی میز دکه قرار نمی‌دهد و در آخر آن‌ها را برگشت می‌زند. ولی من خودم چون معتقدم برای انتشار این نشریات تلاش زیادی صورت گرفته سعی می‌کنم گمنام‌ترین نشریات را هم در معرض دید مشتری بگذارم. به‌عنوان یک امانت‌دار موظف هستم که این روزنامه‌ها را عرضه کنم تا شاید کمکی به جامعه مطبوعاتی کرده باشم. قبلاً روزنامه‌هایی مثل کیهان، جمهوری، ابرار و… فروش داشتند ولی الان فقط روزنامه همشهری خریدار دارد و به عقیده من عمده‌ترین دلیلش به خاطر داشتن صفحه نیازمندی‌ها است. البته این روزنامه هم کم‌کم روبه افول می‌رود چراکه برنامه‌هایی مثل دیوار، شیپور و… همین کار را به صورت مجازی انجام می‌دهند.

با این بازار کم‌رمق فروش مطبوعات اصلاً آیا می‌شود روزنامه ها مشتری ثابتی هم داشته باشند. تیموری توضیح می‌دهد: خیلی از سازمان‌ها و ادارات بودجه فرهنگی در اختیارشان قرار می‌گیرد. به همین دلیل هر بار نشریاتی را برای مطالعه کارکنان خریدار می‌کنند. علاوه بر این‌ یکسری از مشتری‌های ثابت ما افراد مشخصی هستند که عمدتاً به خاطر علاقه‌مندی‌شان و یا رشته تخصصی‌شان پیگیر نشریات خاصی می شوند. معمولاً فروش نشریات تخصصی‌مان بیشتر است و کمتر کسی نشریات خبری می‌خرد.

او می‌گوید: قبلاً که روزنامه‌خوان زیاد بود دخل‌وخرج دکه از فروش روزنامه و مجله بود و آن‌قدر پربرکت بود که زندگی یک خانواده با فروش همین نشریات می‌چرخید. ولی الان با توجه به اینکه منحنی خرید روزنامه به صفر رسیده و شدیداً افت پیداکرده است به هیچ عنوان نمی‌تواند جوابگوی دخل‌وخرج فروشنده باشد. برای همین صاحبان کیوسک‌ها به علت عدم توانایی در تأمین مخارج روزانه، آن‌ها را اجاره می‌دهند و این مسئله هم مزید بر علت شده تا دکه‌ها دست قشر خاصی بیفتد و در واقع دکه تبدیل به سوپرمارکت کوچکی شده که به اجبار قفسه‌هایی را برای عرضه مطبوعات اختصاص می‌دهند.

تیموری معتقد است که نوع چیدمان مطبوعات در معرفی و عرضه آن به جامعه هدف تأثیر زیادی دارد. از تجربه‌اش می‌گوید: همیشه سعی می‌کنم به صورت موضوعی نشریات را طبقه‌بندی کنم. یعنی نشریات سینمایی در یک ردیف و نشریات سیاسی در ردیف دیگر و … تا مراجعه‌کننده به‌راحتی بتواند نشریه موردنظرش را پیدا کند.

در پایان باید این نکته را یادآوری کرد که از ولیعصر تا انقلاب و.. سراغ دکه دارهای زیادی  رفتیم. سعی کردیم با آنها هم بر سر این مسائل به گفت و گو بنشینیم ولی عده ای بهانه می آوردند که صاحب دکه نیستند و شاگرد هستند. عده ای تا اسم خبرنگار به گوششان می رسید، می ترسیدند و از ترس شهرداری حاضر به مصاحبه نشدند  و می گفتند برایمان دردسر می شود، بعضی از دکه داران هم هیچ رغبتی برای جواب دادن نداشتند.

انتهای پیام

media.shafaqna.com

پاسخ به این نظر

Please enter your comment!
Please enter your name here