بازتاب «جنگ تجاری» در تیترها

شفقنا رسانه- امریکا تعرفه‌ی وارادات فولاد و آلومینیوم از کشورهای اروپایی و چند کشور دیگر را افزایش داد و روزنامه‌های امروز از جمله خراسان، هشمهری و دنیای اقتصاد با تعابیر مشابهی این اقدام ترامپ را «جنگ جهانی تجاری»، «جنگ تجاری امریکا با جهان»، «حمله تجاری ترامپ به اروپا» خواندند. جوان و ایران بر طرف دیگر ماجرا تمرکز کردند. اولی از «جنگ فلزی» در تیترهای فرعی نوشت و در متن هم مروری بر واکنش‌ها داشت. علاوه بر این عکسی از وزیر خارجه فرانسه به صفحه آورد و اظهارات او را درباره‌ی برجام با تیتر «ناامیدی اروپایی» تفسیر کرد. دومی هم بازتاب واکنش‌ها به این اقدام ترامپ را با «روز سیاه تجارت جهانی» به تیتر آورد. خوب بود تحلیل‌های دقیق‌تری از چرایی این اقدام و تاثیر آن بر جامعه جهانی و حتی برجام بررسی شود؛ با آمارها، تحلیل کارشناسان و تحلیل‌هایی فراتر از آنچه در سطح ماجرا دیده می‌شود.

ایران گزارش میدانی کوتاهی هم از وضعیت اتوبوس‌های بین شهری دارد و کم شدن مسافر این اتوبوس‌ها. تیتر خوب است و متن گزارش روان: «وقتی تنها مسافر راننده است». در کنار این روایت آمارها، دلایل مسافران و پاسخ‌ها و برنامه‌های مسئولان سازمان‌های مرتبط می‌توانست تکمیل کننده این پازل باشد. خراسان گفت‌وگویش با سورنا ستاری، معاون علمی و فناوری رئیس جمهور را به عکس یک آورد که در بخشی از آن درباره‌ی اهمیت سرمایه انسانی توضیح داد: «ما از روز اول به طور دایم گفته‌ایم سرمایه شرکت‌های دانش بنیان، نیروی انسانی است اما نه هر نیروی انسانی؛ نیروی انسانی که مبتکر و زجر کشیده است. بچه پولداری بزرگ نشده و اعتماد به نفس بالایی دارد. برای رسیدن به این هدف باید نظام آموزشی ما متحول شود. باید بپذیریم که با استعدادهای برتر طرفیم نه نخبگان. اگر فردی فکر می کند به واسطه این که رتبه ای کسب کرده یا اختراعی دارد، می‌تواند از کشورش سهم خواهی کند یا بگوید چرا به من پست نمی‌دهند، جای او دربنیاد نیست او باید بپذیرد که اتفاقا کشور از او طلبکار است.در همه جای دنیا حتی درآمریکا اگر شما رتبه خوبی داشته باشید به شما گرنت می دهند اما به شما نمی‌گویند نخبه و دیگر نمی‌توانی بروی از دولت آمریکا طلبکار باشی که چرا مرا تحویل نمی گیرید. صرف این که تخصصی در یک رشته‌ای داشته باشی، نمی توانی بروی به استاندار بگویی چرا مرا معاون خودت نمی‌کنی؟ این طلبکاری‌هاست که کار را خراب می‌کند. خانم میرزاخانی زمانی با من هم دانشگاهی بود. او زمانی که در ایران بود به واسطه داشتن دو طلای جهانی از دو دوره المپیاد در دانشگاه مشهور و زبانزد بود. اما هیچ گاه نگفت من نخبه ام. آن چه از او یاد گرفتیم اخلاق نخبگی است، در هیچ جا نگفته من طلبکارم، در همه جا گفته من مدیونم. این اخلاق نخبگی است که ما را بالا می‌برد نه ادعای نخبگی. آیا اگر کسی بگوید من نخبه‌ام ما باید شیر نفت را بیشتر برایش باز کنیم؟ حقوق بیشتری به او بدهیم؟ بنیاد موسسه رفاهی نیست، بنیاد نخبگان باید جایی باشد که این بچه ها را تربیت کند تا بتوانند تاثیرگذاری‌شان را درجامعه بیشتر کنند.» همشهری هم مرتبط به حوادث مدرسه غرب تهران در تیترهای فرعی از وضعیت لایحه حمایت از حقوق کودکان نوشت و در صفحات داخلی تیترهایی با رویکرد آموزشی برای خانواده‌ها و مصاحبه با مدیر شبکه‌ کودک درباره‌ی «آموزش خودمراقبتی جنسی» داشت که می‌توانستند در صفحه اول جای بهتری هم داشته باشند.

اظهارات علی‌اکبر ولایتی در کنار صحبت‌های اخیر سعید جلیلی در روزنامه‌های امروز بازتاب یافت. شرق در تیتر فرعی «چرخش ۱۸۰ درجه‌ای ولایتی» از تغییر مواضع او در روزهای اخیر نوشت و در متن به اظهارات قدیمی او ارجاع داد: «این صحبت‌های علی‌اکبر ولایتی، با دیدگاه‌های او در سال‌های قبل متفاوت است. او در سال ۹۲ جزء کاندیداهای انتخابات ریاست‌جمهوری بود و در مناظره‌های تلویزیونی چند‌باری از سعید جلیلی که زمانی سکان هدایت تیم مذاکره‌کننده برنامه هسته‌ای ایران با اروپا را بر عهده داشت، انتقاد کرده بود. او در فیلم تبلیغاتی خود در حمایت از حسن روحانی که در دولت اصلاحات دبیر شورای امنیت ملی بود، گفته بود: «چرا باید رابطه ما با دیگر کشورها قفل شود؟ یک زمانی وزرای کشورهای اروپایی صف می‌بستند برای اینکه به دیدن ما بیایند. یک زمانی، تروییکا، سه وزیر خارجه اروپایی با هم به تهران آمدند». روزنامه در تیتر یک هم از «مجادله بر سر ماشین هسته‌ای» خبر داد و نقل قول جلیلی و ابوطالبی را در زیرتیتر آورد. روزنامه‌ گفت‌وگویی اختصاصی هم با علی شمخانی دبیر شورای عالی امنیت ملی داشت که در بخشی از آن توضیح داد: « مسئله اینجاست که بازگشت سوریه به امنیت کامل برای کدام طرف‌ها مطلوب نیست و چرا از ریشه‌کن‌شدن تروریسم عصبانی هستند و به این بهانه حمله هوایی و موشکی به سوریه را انجام می‌دهند؟ این مسئله مهم نشان می‌دهد مسئله سوریه صرفا تروریسم نیست. موضوع، جایگاه و نقش سوریه در آینده تحولات منطقه است که در صورت قدرت یافتن، دشمنانی که از ناامنی در این کشور سود می‌بردند، دچار خسارت می‌شوند. بنابراین در تحقق این سطح دوم از امنیت منطقه نیز جمهوری اسلامی ایران در راستای منافع ملی خود و کمک به امنیت سوریه ایفای نقش خواهد داشت. البته ماهیت و سطح همکاری‌های دو کشور با توجه به قدرت‌یافتن دولت، نیروهای امنیتی و ارتش سوریه متناسب با شرایط و اقتضائات روز و با توافق طرفین خواهد بود.» روزنامه عکس خوبی برای مصاحبه‌اش انتخاب نکرد. همدلی هم عکسی از جلیلی و ولایتی به صفحه اول آورد که کیفیت مطلوبی ندارد و در تیتری خطابی نوشت: «تند نرو بردار!» در متن هم با مروری بر اظهارات این دو نفر پرسید: «به طور قطع همه منتقدان داخلی حق دارند که نظر خود را در مورد برجام بگویند اما در این میان یک پرسش بدون پاسخ مانده و آن هم این که اگر دلواپسان برجام را از گردونه خارج کنند ایده ای برای جایگزینی آن دارند؟ ایده ای که بتواند حداقل گرفتاری‌های ایران را از همین حدی که هست بیشتر نکند. می‌توان خوشبین به این پرسش نگاه کرد، البته اگر ایده‌های قدیمی منتقدین امروز را فراموش کنیم. آیا این گونه نیست؟ » فرهیختگان روزنامه‌ی دانشگاه آزاد اسلامی در حمایت از ولایتی تیتر زد: «رکورد تازه انتقاد ناپذیری طراحان برجام» و در زیرتیتر واکنش‌ها به اظهارات او را «تند و عصبی» ارزیابی کرد.  

پس از آن که در هفته‌ی گذشته، مدرسه‌ای در غرب تهران و تجاوز به گروهی از دانش آموزان به تیتر و عکس یک روزنامه‌ها آمد؛ امروز در بعضی از رسانه‌ها از جمله جام جم، اطلاعات و سازندگی حواشی آن و البته آموزش‌هایی که می‌توانست مانع بروز اتفاقی با این ابعاد باشد، بررسی شد. جام جم در روتیتر به اشتباه از گفت‌وگو با کارشناسان نوشت و در متن فقط اظهارنظر یک  نفر را بازتاب داد. این مشاور خانواده و عضو هیات علمی دانشگاه شاهد  گفت: «ما در تربیت جنسی، کودکان را با حریم خصوصی خودشان آشنا میکنیم تا اجازه ندهند کسی به این حریم وارد شود، اما در عین حال نکاتی را به آنها آموزش میدهیم که آنها را از انحرافات و مسائل بلوغ زودرس دور کند و باعث شود دچار لغزش جنسی نشوند، از این نظر بله ما کاملا موافق تربیت جنسی هستیم اما این تربیت بسته به سن و جنس کودکان و موقعیت جغرافیایی و فرهنگی آنها متفاوت است و نمیتوان برای همه یک نسخه آموزش پیچید.» علیرضا خانی سردبیر اطلاعات هم در بخشی از یادداشت روز نوشت: «زیربنای هر جامعه، فرهنگ آن است. فرهنگی که همچون درختی کهنسال ریشه در یافته‌های انباشته و اصول برگرفته‌ از اخلاق و مدنیت و دین دارد. اگر در جامعه‌‌ای این یافته‌ها همچون پنبه‌ای در برابر باد قرار گیرد و در مقابل، جایگزینی برای آن نباشد و نیاید، اتفاقی می‌افتد که نام آن را «بی‌هنجاری» (آنومی) می‌گذاریم. در جامعه بی‌هنجار، هر اتفاقی ممکن می‌شود. حتی، تعدی و تجاوز گروهی در یک مدرسه آبرومند قلب پایتخت. به‌ویژه اگر جامعه در پیله خود فریبی قرار گیرد و خود را، مزورانه متقاعد کند که الگوی اخلاق و پاکیزگی و درستی است و باید وقت خود را صرف نجات و تعالی بقیه عالم کند، در این صورت، کار دشوارتر است. جامعه نمی‌تواند خود را متقاعد کند که بحران دارد و حتی وزیرش هم نمی‌تواند قبول کند که باید استعفا دهد. سقف امنیت جامعه بر شالوده و ستون اخلاق سوار می‌شود. اخلاق که نباشد هیچ پلیسی قادر به تأمین امنیت عمومی در هزارتوی کوچه‌ها و خانه‌ها و مدارس و اماکن عمومی و خصوصی نیست. مباد که بی‌مبالاتی‌ها و تنازع بقاء‌ ما، ستون‌ها و یافته‌ها و بافته‌های اخلاق جامعه را پنبه کند در برابر باد.» سازندگی هم در تیتر دو، ادعای پدر یکی از دانش‌آموزان این مدرسه را درباره‌ی «توزیع ماریجوانا در مدرسه» به صفحه آورد و در زیرتیتر نوشت که این ماجرا را تا رسیدگی قضایی آن پیگیری می‌کند. رویکرد روزنامه در دنبال کردن سرنخ‌ها درست است و نباید موضوعات این چنینی را رها کرد. اگرچه مباحث تکمیلی جامعه‌شناختی و روان‌شناختی آن هم بهتر است مورد توجه قرار بگیرد.

آخرین جمعه ماه رمضان نزدیک است و جمهوری اسلامی و قدس در آستانه‌ی روز قدس تیتر و عکس‌هایی در این زمینه به صفحه اول آوردند که کیفیت مطلوبی نداشتند. جمهوری اسلامی در  سرمقاله با تیتر «گزارش حال به امام خمینی» درباره‌ی یکی از وصیت‌های ایشان «نگذارید انقلاب به دست نااهلان و نامحرمان بیفتد»، نوشت: «رفتار ما با پیشکسوتان شهادت و خون در ظاهر و جنبه‌های مادی شاید تا حدودی قابل دفاع باشد، ولی آرمان‌هائی که آنها برای جاری شدنشان در رگ‌های جامعه خون دادند و به شهادت رسیدند و یا به عنوان شهدای زنده هم اکنون در میان ما هستند و بر اعمال ما ناظرند، یا فراموش شده‌اند و یا درحال فراموش شدن هستند. شوربختانه باید اعتراف کنیم حتی بسیاری از پیشکسوتان شهادت و خون به جرم اینکه عملکرد ما را نمی‌پسندیدند، مغضوب و مطرود واقع شدند که از فراموش شدن بدتر است. اینها نتیجه دنیائی شدن ماست. ما مفتون قدرت شده ایم، چرب و شیرین دنیا زیر دندان هایمان مزه کرده است و غیر از برآوردن لذات نفسانی و خواسته‌های شخصی به چیز دیگری نمی‌اندیشیم.برخلاف عده‌ای بله قربان گو که در اطراف ما جمع شده‌اند و کارشان ثناگوئی است، مردم از عملکرد ما رضایت ندارند. نارضایتی مردم به ما مربوط می‌شود نه انقلاب و نظام. آنها به انقلاب و نظام جمهوری اسلامی همچنان امید دارند و انتظارشان این است که ما عملکردمان را تصحیح کنیم و براساس گفتمان واقعی امام و انقلاب حرکت نمائیم.»

قدس و سیاست روز در تیترها به برگزار نشدن جلسات مبارزه با مفاسد اقتصادی واکنش نشان دادند. اولی در تیتری خبری از تعطیلی پنج ماهه این ستاد نوشت و دومی آن را تعلیق مبارزه دانست و در متن تحلیل کرد: «در نهایت باید گفت که مسئولین این ستاد باید پاسخگوی چرائی برگزار نشدن جلسات ستاد در شرایط حاضر باشند. پیشتر اسحاق جهانگیری در یکی از جلسات این ستاد با بیان اینکه هیچ خطری همانند فساد نظام جمهوری اسلامی ایران را تهدید نمی کند، گفته بود که مماشات و برخورد جناحی و دوگانه بزرگترین آفت مبارزه با فساد است. از سوی دیگر برخی از حاضرین در این جلسه می گویند که جلساتی هم که در ستاد برگزار شده بیشتر به گپ و گفت گذشته و به نظر نمیرسد که انگیزه قدرتمندی در مبارزه با فساد وجود داشته باشد.یکبار نیز معاون اول رئیس جمهور گفت: در زمان خودش توضیح می دهم که چرا در جلسات ستاد مبازه با مفاسد اقتصادی را تشکیل ندادم. اما هنوز جهانگیری در این مورد نیز توضیحی نداده است.»

اعتماد عکس یک را به علیرضا علوی‌تبار اختصاص داد و بخش مهمی از سوالات درباره‌ی آنچه حمله به اصلاح‌طلبی تعبیر شده، است. مصاحبه‌شونده در بخشی از متن توضیح داده: «عمدتا آنچه اصلاح‌طلبان را از بقیه متمایز کرده، روش‌ها است؛ نه اهداف. کسانی که می‌گویند اصلاح‌طلبان خواهان وضع موجود هستند از این گله دارند که چرا اصلاح‌طلبان روش‌های خشونت‌آمیز را محکوم می‌کنند و مقابل مداخله خارجی می‌ایستند و موضع دارند. آنها این دو روش را کارآمد‌تر و سریع‌تر می‌دانند. البته اصلاح‌طلبان به دنبال تغییرات یکشبه نیستند. می‌دانیم که تغییرات اجتماعی معمولا کند صورت می‌گیرد، به‌خصوص اگر قرار باشد با خشونت ترکیب نشود. آنها می‌خواهند تغییرات، ناگهانی رخ دهد. این مساله با امنیت ملی و موقعیت سیاسی و جغرافیایی ما متناسب نیست. در شرایطی که فشارها بر ایران زیاد است، حضور اصلاح‌طلبان در داخل کشور مشروعیت حمله خارجی به ایران را از بین برده است. اگر اصلاح‌طلبان از قدرت خارج شوند، بهتر می‌توان حمله کشوری خارجی را توجیه کرد.»

پاسخ به این نظر

Please enter your comment!
Please enter your name here