روزنامه‌ها پیگیر پرونده «مدرسه غرب» تهران

شفقنا رسانه- علی لاریجانی رئیس مجلس شورای اسلامی باقی ماند و البته حاشیه‌های انتخابات هیئت رئیسه و دو مرحله‌ای شدن انتخابات ریاست امروز در تحلیل روزنامه‌ها به چشم آمد. سیاست روز و جوان ریزش رای لاریجانی را مهم دیدند، اولی تیتری ساده انتخاب کرد و دومی با تاکید بر نقش حاجی‌بابایی در به دست آوردن رای اکثریت به نفع لاریجانی، او را «لاریبابایی!» خواند و کارتونی از سه کاندیدای ریاست مجلس به صفحه اول آورد. رسالت، حمایت و جمهوری اسلامی اما تیترهای معمولی انتخاب کردند و عکس‌های معمولی‌تری هم به صفحه اول آوردند که نکته‌ی خاصی نداشتند. فرهیختگان نوشت: «تِکرار لاریجانی بدون تَکرار». تیتر صرفا بازی با کلمات به نظر می‌رسد و معنی خاصی ندارد، همان طور که تیتر بهار معلوم نیست چه پیامی دارد. روزنامه فرهیختگان در تحلیل خود نوشت: «هم فراکسیون مستقلین و هم فراکسیون ولایی با نتایج روز گذشته قاعدتا به این واقف شدند که دیگر به تنهایی نمی‌توانند نقش‌آفرین بدون رقیب مجلس باشند و اگر می‌خواهند کاری از پیش ببرند، باید ائتلاف کنند و این هم احتمالا به معنای کوتاه آمدن از خواسته‌های حداکثری آنها خواهد بود. در این شرایط می‌توان این را هم نتیجه گرفت که در دو سال آینده احتمالا رقابت‌ها و صف‌آرایی‌ها میان فراکسیون‌های مجلس جدی‌تر از قبل خواهد بود و معادلات پیچیده و کمتر قابل پیش‌بینی خواهد شد.» آفتاب یزد که بیش از سایر روزنامه‌ها تیترهای حمایتی را از محمدرضا عارف به صفحه اول می‌آورد؛ امروز هم بدون آن که به نقش فراکسیون امید توجه کند، عکسی از عارف منتشر کرد و از «پیروزی سیاسی» او نوشت. سازندگی هم در رویکرد مشابهی طرحی از عارف به صفحه اول آورد و او را «پهلوان پارلمان» خواند. ابتکار، آرمان امروز، اعتماد، همبستگی، همشهری، ایران، روزان و شرق به فراکسیون امید بیش از پیروزی لاریجانی در تیترها اولویت دادند و در ترکیب‌ها از کلماتی «بازگشت»، «بازیابی»، «قدرت‌نمایی» و «درخشش» استفاده کردند و روزان در تیتر ضعیف‌تری از «ضربِ شست» نوشت.

فرهیختگان در پیگیری وضعیت آسانژ گفت‌وگوی کوتاهی با معاون ویکی‌لیکس در این زمینه داشت که توضیح داد: «شرایط جسمی آسانژ بسیار نامناسب است، او دیابت دارد و به‌شدت بیمار است و احتمالا به دارو نیز دسترسی و از نظر روحی هم وضعیت خوبی ندارد.» معاون ارشد سازمان ویکی‌لیکس با صحه بر گمانه‌زنی‌های رسانه‌ای اذعان داشت: «ما نیز بر این باوریم سفارت اکوادور تحت فشارهای انگلیس و آمریکا شرایط را برای آسانژ سخت کرده تا خود او مجبور به ترک سفارت یا تسلیم واشنگتن و لندن شود.»

حوادث مدرسه غرب تهران که روز گذشته به روزنامه‌ها آمده بود، امروز هم در گزارش‌ها پیگیری شد. حمایت دستور رئیس قوه قضائیه را برای «تسریع رسیدگی به پرونده مدرسه غرب تهران» بازتاب داد و سیاست روز این ماجرا را «درد دکان‌های آموزش غیردولتی» خواند. ابتکار نقش رسانه در اطلاع‌رسانی به جامعه درباره‌ی آزار جنسی کودکان را بررسی کرد که فارغ از کیفیت محتوا، رویکرد درستی است. تیتر مطلب اما ضعیف است. اعتماد هم یادداشت اختصاصی وزیر آموزش و پرورش را بازتاب داد که درباره‌ی اهمیت «اعتماد به معلم» نوشته: «من با افتخار متعلق به جامعه فرهنگیان شریف هستم؛ جامعه‌ای زحمتکش، کم‌توقع اما پر‌مسوولیت. اجازه نخواهم داد اینچنین مشکلاتی سرمایه اجتماعی ارزشمند همکارانم را کاهش دهد یا خدای ناکرده بذر بی‌اعتمادی به مدرسه را در دل خانواده‌ها بکارد. معلمان ما شریف‌ترین اقشار جامعه‌اند. قدردان زحمات آنها باشیم.» و درباره‌ی اقدامات این وزارتخانه تاکید کرده:« در کنار اقدامات اولیه، با تشکیل کارگروهی با مشارکت نهادهای علمی همچون سازمان نظام روانشناسی و انجمن روانشناسی تربیتی و مسوولان گزینش نسبت به به‌روز‌رسانی علمی و تقویت گزینش و طراحی نظام پایش مداوم صلاحیت حرفه‌ای اقدام می‌کنیم. از ابتدای سال تحصیلی جاری طراحی سامانه‌های سنجش صلاحیت حرفه‌ای مدیران و نظام سنجش و تضمین کیفیت مدارس را آغاز کرده‌ایم که می‌تواند در کاهش این آسیب‌ها و جلوگیری از حضور نیروی انسانی فاقد صلاحیت در نظام آموزشی موثر باشد. همچنین دستور داده‌ام سامانه بازرسی و شکایات مردمی برای ارتباط راحت‌تر خانواده‌ها به‌روز‌رسانی شود.»

ایران دو گزارش کوتاه منتشر کرد و در یکی از منظر قضات دادگاه کیفری موضوع را بررسی کرد که در صورت اثبات اتهامات چه سرنوشتی برای عامل یا عاملان در پیش خواهد بود:«قاضی اصغر عبداللهی رئیس شعبه چهارم دادگاه کیفری که مسئولیت رسیدگی به پرونده‌های اطفال و نوجوانان را دراین دادگاه برعهده دارد در گفت‌و‌گو با خبرنگار «ایران» گفت: براساس ماده ۲۳۲ و۲۳۴ قانون مجازات اسلامی که در سال ۱۳۹۲تصویب شده است موضوع آزار جنسی لواط با اشد مجازات یعنی اعدام همراه خواهد بود. در این پرونده اگر موضوع آزارو اذیت جنسی محرز شود فاعل یعنی عامل این جرم به اعدام محکوم خواهد شد. چنانکه درسال ۱۳۷۳ معلم یک مدرسه در شمال تهران که باعث آزارواذیت جنسی دانش‌آموزان شده بود پس از محاکمه در دادگاه کیفری به اعدام محکوم شد. وی با اظهار اینکه وقوع چنین پرونده‌هایی انگشت شمار است، گفت: اما وقوع حتی یک پرونده هم با توجه به شرایط عرفی جامعه ما بسیار نگران‌کننده است. رئیس شعبه چهارم دادگاه کیفری همچنین از افزایش پرونده‌های آزار جنسی به کودکان اظهار نگرانی کرد وگفت پیشگیری از این مسأله بسیار مهم است والزاماً دستگاه قضایی نمی‌تواند جلوی وقوع این پرونده‌ها را بگیرد بلکه نهادهای آموزشی باید بیشتر به آن توجه کنند.» همشهری هم گفت‌وگویی با کارشناسان درباره‌ی مهمترین دلایل وقوع تعرض در دبیرستان غرب تهران داشت و در تیتر از «غفلت از آموزش مسائل جنسی در مدارس» نوشت. این رویکرد روزنامه‌ها نباید فراموش شود یا صرفا به این پرونده بسنده شود. پیگیری طرح‌ها و اقدامات آتی آموزش و پرورش و تاثیر آن بر کاهش چنین اتفاقاتی می‌تواند در جهت‌گیری تولید محتوای رسانه‌ها اولویت یابد.

سازندگی، شهروند، کیهان، جام جم و بشارت نو هم در تیترهای اصلی خود به این موضوع پرداختند. سازندگی با طرح ادعای برگ تازه‌ای در این پرونده در تیتر از «ماجرای استخر» نوشت. جام جم نوشت: «همه ما مقصریم» و در متن یادداشت مروری کوتاه داشت بر همه‌ی واکنش‌ها و تاکید کرد: «همه مقصریم، همه دست به دست هم داده ایم تا جامعه مان ناآگاه باشد و از پس این ناآگاهی ها، بچهها که خام ترند بیشتر از دیگران در معرض آسیب قرار بگیرند.» یادداشت با گزارش تفاوت‌های مشخصی دارد و بهتر است به جای یکدیگر استفاده نشود. کیهان هم این اتفاقات را ناشی از «دهن‌کجی به گزینش، ولنگاری مجازی و تجاری‌سازی آموزش» دانست و در بخشی از متن به اهمیت آموزش در این زمینه متذکر شد: «البته آموزشی متناسب با سن کودکان و نوجوانان و در راستای ارزش‌های حاکم بر جامعه و خانواده می‌تواند مفید باشد که باید کارشناسان امر به آن بپردازند از جمله آموزش توانایی نه گفتن به دیگران یا آموزش خانواده‌ها درباره ترک رفتارها و کارهایی که می‌تواند باعث بلوغ زودرس نوجوانان شود از جمله بی‌بند و باری و دسترسی آزاد به شبکه‌های ماهواره‌ای و سایت‌ها و فضای مخرب و محرک مجازی و … »

شهروند از «همه علیه آزار» نوشت و در گفت‌وگو با نعمت احمدی، حقوقدان و اسماعیل قدیمی، مدرس ارتباطات سعی کرد جنبه‌های دیگری از این ماجرا را بررسی کند. قدیمی در این گفتار درباره‌ی نقش رسانه‌ها تحلیل کرد: «در تمام دنیا برای کودکان، نوجوانان و افراد کمتر از سن قانونی یک‌سری ویژگی‌ها، شرایط و امتیازات خاصی قایل می‌شوند. این حادثه در یکی از مراکز آموزشی‌مان نشان می‌دهد که مراکز آموزشی‌مان تا چه میزان باید در گزینش کادر آموزشی دقت‌نظر داشته باشند تا از لحاظ اخلاقی و علمی صلاحیت‌شان به اثبات برسد. درواقع رسانه‌ها باید به ابعاد این مسأله ورود پیدا کنند، بحث‌های سیستماتیک و بنیادی راه‌ بیندازند و از هرگونه دامن زدن به فضاهای احساسی و عاطفی پرهیز کنند. درواقع رسانه‌ها باید این پرسش‌ها را مطرح کنند که آیا سیستم‌های آموزشی‌مان به‌روز هستند؟ آیا سیاستگذاری در این سیستم‌های آموزشی عقلانی و منطقی است؟ آیا ما از تجربیات دیگران در دنیا بهره می‌بریم؟ آیا ما از سازوکارهای مطالعه، نظارت و بررسی به صورت جدی برخورداریم؟ در سیستم‌های گزینش چه اولویت‌هایی را در نظر می‌گیریم که در عمل با چنین بحران‌هایی مواجه می‌شویم؟ تا چه میزان در تربیت کادر آموزشی‌مان کوشا هستیم؟ آیا وقتش نرسیده به مسائلی از این دست دقت‌نظر داشته باشیم و آنها را ریشه‌ای حل کنیم؟»

 

پاسخ به این نظر

Please enter your comment!
Please enter your name here