زمان انتشار : ۷ خرداد ,۱۳۹۷ | ساعت : ۱۱:۳۹ | کد خبر : 470230 |

تیترها از «بدرقه ملک‌مطیعی» تا «لاریجانی در تله ۳ قطبی»

شفقنا رسانه- سینما، ورزش و سیاست امروز در کنار هم جای خود را بین تیترهای یک باز کردند. آرمان امروز، روزان، همدلی و شرق از جمله روزنامه‌هایی بودند که به تشییع پیکر ناصر ملک مطیعی پرداختند. اولی با کولاژی غیرحرفه‌ای عکس ملک مطیعی و بهروز وثوقی بازیگر دیگر فیلم قیصر را بر روی عکسی سیاه و سفید از مردم حاضر در مراسم قرارداد و با اشاره به پیام صوتی وثوقی برای این مراسم نوشت: «صدای قیصر پس از ۴۰ سال». روزان عکسی از مراسم تشییع گذاشت و آن را «خداحافظی مردم با هنرمند مردمی» دانست. همدلی هم تیتری مشابه داشت و خطاب به مطلک مطیعی نوشت: «ناصرخان! مردم آمدند». شرق تیتر و عکس بهتری کار کرد و در کنار آن به این موضوع پرداخت که چه کسی ملک مطیعی را ۴۰ سال به سینما پرداخت. روز گذشته ضرغامی رئیس اسبق صداوسیما در مصاحبه‌اش با اعتماد ادعا کرده بود: «در سال‌های ابتدایی بعد از انقلاب، در دوران آقای خاتمی سینمای کشور در اختیار جریان آقای انوار و بهشتی بود که از ویژگی‌های آنها اقتدار جدی در سینما بود. در دوران آنها تعیین شد چه کسانی باید حذف شوند و چه کسانی حذف نشوند. به همین خاطر من درباره آقای ملک مطیعی بدون اینکه اسمی از ایشان ببرم گفتم معلوم نشد ضوابط آن دوران چه ضوابطی بوده است که مبنای مشخصی ندارد.» امروز شرق با اشاره به اظهاراتی مشابه مثل پست اینستاگرامی ده‌نمکی  نوشت: «باید از اصولگرایانی که این روزها به‌دنبال مقصرسازی، فرافکنی و انداختن توپ به زمین جناح مقابل‌اند، پرسید که در اوج همسویی سلیقه فرهنگی دولت و ملت در دهه ۶۰ با چاشنی برخی تصمیمات سلیقه‌ای عده‌ای از هنرپیشه‌های پیش از انقلاب ممنوع‌الکار شدند، چرا در طول سه دهه بعد از آن روزگار در وزارت ارشاد مصطفی میرسلیم، علی لاریجانی، محمد حسینی و محمدحسین صفارهرندی اصولگرا این ممنوعیت‌ها رفع نشد؟! چرا در صداوسیمایی که این سال‌ها همواره در ید اصولگرایان بوده ناصر ملک‌مطیعی ممنوع‌التصویر و صدا بود؟» متن اگرچه مشابه گزارش است و مرور تاریخی واکنش‌ها و اظهارات برای حضور دوباره بعضی از بازیگران پیش از انقلاب در سینما اما بعضی جمله‌ها و موضع‌گیری‌ها آن را به یادداشت شبیه می‌کند. تفکیک ژانرهای روزنامه‌نگارانه می‌تواند به مخاطب دید بهتری بدهد که نظر شخصی روزنامه‌نگار و آنچه واقعا اتفاق افتاده را از هم تمیز دهد. کیهان هم در تیتر و متنی با کنایه به پوشش خبری درگذشت ناصر ملک مطیعی ادعا کرد: «می‌توان همه روزنامه‌های زنجیره‌ای را به نظاره نشست و تیترها و گزارش‌های رنگارنگ آنان را در عزای یک هنرپیشه بررسی کرد ولی آنچه عیان است ذوق و علاقه مدعیان اصلاحات به مرگ یک هنرپیشه و یا صدای یک خواننده است، آنان همواره به دنبال حاشیه سازی هستند تا از این حاشیه‌ها کلاهی مخملی بسازند و برسر مشکلات اساسی و بنیادین مردم بگذارند.»

انتخابات هیئت رئیسه مجلس با نزدیک شدن به روز رای گیری تیترهای بیشتری را از پیش‌بینی و اظهارات نمایندگان به خود اختصاص می‌دهد. سازندگی عکس خوبی متناسب با ایده‌اش کار کرد و از «پیشنهاد به عارف برای مذاکره با لاریجانی» خبر داد. سیاست روز و خراسان به لاریجانی در عکس یک پرداختند؛ اولی در تیتری معمولی نوشت: «رئیس بعدی کیست؟» و دومی پرسید: «لاریجانی در تله ۳ قطبی؟» در متن هم نوشت: «تا این جای کار و براساس اطلاعاتی که طی یک هفته اخیر از نشست های فراکسیونی مجلس منتشر شده، در ظاهر شاهد حضور ۳ لیست از ۳ فراکسیون امید، مستقلین و ولایی خواهیم بود. ظاهرا هر ۳ فراکسیون برای همه پست های هیئت رئیسه از جمله ریاست مجلس گزینه دارند. موضوعی که باعث می شود انتخابات هیئت رئیسه مجلس ۳ قطبی شود؛ اتفاقی که اگر رخ دهد جایگاه لاریجانی را با اما و اگر مواجه می کند.» و در بخشی از پیش‌بینی اتفاقات دو روز آینده تحلیل کرد: «با این حال در فراکسیون مستقلین که فراکسیون نزدیک به لاریجانی است شرایط متفاوت است. این فراکسیون پیشتر هم اعلام کرده بود که برخلاف نظر برخی اعضای فراکسیون ولایی از پزشکیان و مطهری راضی است و حاضر است در همراهی با فراکسیون امید، این دو نفر را به عنوان نامزد پست نایب رئیسی مجلس معرفی کند. مستقلین البته یک خط قرمز دارند؛ موضوعی که مهرداد بائوج لاهوتی سخنگوی فراکسیون مستقلین به صراحت آن را بیان می کند: «ما تنها یک خط قرمز در فراکسیون داریم و آن هم آقای لاریجانی است… ما بالاتر از آقای لاریجانی در مجلس برای کرسی ریاست نداریم».»

فرهیختگان مصاحبه‌اش با مسعود پزشکیان را به صفحه اول آورد و اگرچه درباره‌ی انتخابات هیئت رئیسه صحبت شد اما پاسخ‌های کوتاه اطلاعات مهمی در این زمینه نداشتند. در بخشی از مصاحبه پزشکیان درباره‌ی لابی و  رأی‌گیری در مجلس توضیح داد: «یکی از مشکلات ما حضور در رای‌گیری بدون وجود اطلاعات کامل و جامع است. در تمام مجلس‌ها چنین بوده است. حتی این عیب به مجلس اول هم وارد است. در مورد پزشک‌ها، وقتی بخواهیم بیماری را درمان کنیم، در مورد همه چیز از او سوال می‌شود. وقتی جواب داد معاینه می‌شود. به هر جا شک کردیم آزمایش می‌نویسیم و وقتی این داده‌ها جمع شد، نسخه را تجویز می‌کنیم. ما قانون می‌نویسیم بدون اینکه اطلاعات جامع و کاملی در دست داشته باشیم. کسانی که این داده‌ها را ندارند و محکم هم رای می‌دهند به نظر شما افراد سفت و محکم و خوبی هستند؟ نظر دادن بدون اطلاع کافی حرکت در مسیر نادرست است. حضرت امیر(ع) در خطبه‌ ۱۵۳ نهج‌البلاغه بیان می‌کنند: «فَالنّاظِرُ بِالْقَلْبِ الْعامِلُ بِالْبَصَرِ یَکُونُ مُبْتَدَأُ عَمَلِه آن یَعْلَمَ اَعَمَلُه عَلَیْه‌ام لَه؟ فَاِنْ کانَ لَه مَضى فیه، وَ ان کانَ عَلَیْه وَقَفَ عَنْه.» در هر تصمیمی در قدم اول نیاز به داده‌های قوی و محکم داریم. ما نه در مجلس، نه در مملکت این داده‌های جامع و کامل را نداریم. اینکه این همه مشکل در امور مالی داریم به همین علت است. چرا این صندوق‌های مالی این بلا سرشان می‌آید؟ مگر می‌شود ۱۰ هزار میلیارد در این مملکت گم شده؟ بارها این ۱۰ هزار میلیاردها گم می‌شود، چون داده نداریم یا بلد نیستیم این داده‌ها را درست کنترل کنیم. پس کسی که می‌خواهد تصمیم بگیرد، باید داده‌های درست داشته باشد.»

پخش مسابقات ورزشی به تیترهای دو روزنامه‌ همشهری و وطن امروز آمد. اولی نقل قول معاون امور بانوان وزارت ورزش و جوانان را به «نوید پخش مسابقات زنان از تلویزیون» تعبیر کرد. دومی گزارشی کوتاه از حاشیه‌ها و اظهارنظرها درباره‌ی طرح شورای صنفی نمایش برای پخش مسابقات جام جهانی در سینماها با تیتر «فیلم‌سوزی؟!» نوشت و در پایان نتیجه‌ گرفت: «با در نظر گرفتن صحبت‌های موافقان و مخالفان این طرح، آنچه بیشتر از همه خود را نمایان می‌کند این است که نتیجه اجرای طرح نمایش فوتبال در سالن‌های سینما هرچه باشد، بعید است اثر مثبتی بر شرایط فعلی اقتصاد سینمای ایران بگذارد، بویژه آنکه اجرای این طرح با وجود کمک ظاهری به چرخه پخش آثار سینمایی، در عمل زمینه‌ساز تضعیف چرخه تولید سینما خواهد شد و این خبر خوشی برای سینما و سینماگران ایرانی نیست!»همشهری گزارشی هم درباره‌ی وضعیت ماهیگیری در سیستان و بلوچستان دارد که تیتر و عکس خوبی هم برای آن انتخاب کرد: «ماهیگیری روی خاک».

شهروند مصاحبه‌ای را به تیتر یک آورد درباره‌ی «فروش مغز هسته آلبالو» و در لید نوشت: «مغزکردن هسته آلبالو و فروش آن کار روتین و شناخته‌شده‌ای نیست. اما عباس ‌هاشمی‌گلستانی از ٢۵سالگی تا به امروز که ۴٢ساله شده، یکی از پروپاقرص‌ترین مشتریان کارخانه‌های تولید مربا و کمپوت است. او که هم خریدار و هم فروشنده هسته آلبالو است، هسته‌های دورریز را از کارخانه‌ها می‌خرد و در کارگاه کوچکش مغزگیری می‌کند و به مشتریان خاصی می‌فروشد.»

اعتراض‌ها در پاریس علیه اصلاحات ماکرون ادامه دارد و اعتماد با تیتر و عکس خوبی به این موضوع پرداخت. سرمقاله را هم علی بیگدلی نوشت و در بخشی از آن تحلیل کرد: «در حال حاضر آقای ماکرون نتوانسته طبقه پایین جامعه فرانسه را به خود جذب کند و اکثرا پایگاه محبوبیت او در طبقه میانه و بالای جامعه است. نارضایتی‌هایی که در سندیکاهای کارگری فرانسه به وجود آمده، چالش جدی برای ماکرون به حساب می‌آید. در حال حاضر این واقعیت در فرانسه وجود دارد که اگر امانوئل ماکرون با شکست مواجه شود عملا آلترناتیو دیگری برای او جز حزب راست افراطی و خانم لوپن باقی نمی‌ماند چرا که سایر احزاب سنتی فرانسه نیز در حال حاضر محبوبیت گذشته را ندارند.»

روزنامه ابتکار با طرحی تقریبا تمام صفحه و تیتر «۴۰۰۰ شماره عاشقی» رسیدن این روزنامه به شماره جهارهزارم را جشن گرفت و سردبیر در سرمقاله نوشت: «روزنامه ابتکار اکنون در میانه سال پانزدهم انتشار قرار دارد و زمستان امسال ۱۵ سالگی‌اش را هم جشن می‌گیرد. در طول این سال‌ها و در عرض صفحات این روزنامه، روزنامه‌نگاران بسیاری قلم‌زده‌اند، نقش خود خوانده و از صحنه رفته‌اند. دبیران و سردبیرانی چند حتی کار خود را از این روزنامه آغاز کرده‌اند. جا دارد که دست تک به تک همه این همکاران سابق را بفشاریم و از تلاش‌های‌شان در مسیر رساندن روزنامه به عدد ۴ هزارم تشکر کنیم. همچنین سپاس‌های بی دریغی را نثار همراهان فعلی روزنامه ابتکار می‌کنیم که صمیمانه، علی‌رغم همه کمی‌ها و کاستی‌ها، تمام تلاش خود را به میدان می‌آورند تا کاری در خور ارائه دهند.» البته پیش از این هم نوشته بودیم (اینجا)چنین رویکردی در سالگرد گرفتن برای یک روزنامه ممکن است توجه مخاطب عمومی را به خود جلب نکند و اگر به شیوه‌ی ویژه‌نامه دیده می‌شد، بهتر بود. این مناسبت را به همکارانمان در این تحریریه تبریک می‌گوییم و امیدواریم عمر این نشریه طولانی باشد.

قانون گزارش مهمی درباره‌ی ملک‌آباد یکی از محله‌های شهر ری دارد که مردم در زیر سایه‌ی دکل‌های فشار قوی زندگی می‌کنند و در روایتی میدانی از مشکلاتی نوشته که برای مردم پیش آمده است از افزایش سقط جنین تا مرگ ناشی از برق‌گرفتگی‌. تیتر و عکس انتخاب شده هم خوب است و می‌تواند سوژه‌ی آن در روزهای دیگر با پرسش از مسئولان مرتبط پیگیری شود.

انتهای پیام

media.shafaqna.com

پاسخ به این نظر

Please enter your comment!
Please enter your name here