وداع تیترها با «ناصر ملک مطیعی»

شفقنا رسانه- خبر درگذشت ناصر ملک مطیعی بازیگر سینما که روز گذشته به صفحه اول روزنامه ورزشی «شوت» آمده بود، امروز با یک روز تاخیر در قاب اغلب روزنامه‌ها از جمله آفتاب یزد، آرمان امروز، بهار بشارت نو، ابتکار، اعتماد، قانون، همدلی، ایران، جام جم، نوآوران، جمله، روزان، سازندگی، ستاره صبح، شهروند و هفت صبح جای گرفت. بعضی شرایط کاری او در سینمای پس از انقلاب و برخورد تلویزیون با او را در سال‌های گذشته پررنگ دیدند و بعضی‌ها صرفا خبر درگذشت او را با تیترهای احساسی منعکس کردند و در مواردی یادداشت‌های کوتاهی را با خبر درگذشت در آمیختند و چند روزنامه‌ مروری بر کارنامه‌ی سینمایی او داشتند. آرمان امروز و بهار تیترهای ضعیف‌تری انتخاب کردند: «مرد با تو تصویر شد» و «مردانگی مُرد» که احتمالا معنای موردنظرشان مشابه معنای آمده در تیتر سازندگی «مرگ شمایل لوطی‌گری» و ابتکار «پایان کلاه مخملی» بوده است. روزنامه جمله اما ضعیف‌ترین تیتر را نوشت: «به عروسی برادرم خواهم رفت!» متن هم ضعیف است؛ نه انسجام دارد و نه حتی توانسته ایده را به خوبی توضیح دهد. ابتکار و شهروند مصاحبه‌های کوتاهی با چهره‌های سینمایی درباره‌ی ملک مطیعی و کارهای سینمایی‌اش داشتند؛ ایران علاوه بر مرور زندگی سینمایی‌اش، مطلب کوتاهی هم درباره‌ی زندگی ورزشی ملک مطیعی و نقل قول‌هایی از او در این زمینه و دوستی‌اش با غلامرضا‌ تختی منتشر کرد. اعتماد نوشت: «خداحافظ رفیق» و در کنار چند یادداشت کوتاه و مرور کارنامه‌ی سینمایی‌اش، جواد طوسی در سرمقاله نوشت: «چنین انسانی که اصلا عادت نداشت گله و شکایت کند و با نیش و کنایه به این و آن تیکه بیندازد و مخالف‌خوانی کند و در بردباری و مهرورزی شهره عام و خاص بود، چرا باید تا همین اواخر مورد بی‌مهری قرار گیرد؟ حتی «رسانه ملی» حاضر نشد برای دقایقی کوتاه میزبان این بازیگر موسفید‌کرده باشد. برای این بغض و کینه و بی‌رحمی و رفتار نامنعطف، چه توجیه منطقی و تاریخی داریم؟ اگر دقت می‌کردید، همیشه غم و حسرتی پنهان در چهره آرامَش دیده می‌شد. خودم چندین بار شاهد بودم که مسعودخان کیمیایی درصدد برآمد تا از ناصر ملک‌مطیعی در فیلم‌های این دورانش استفاده کند و به‌رغم پیگیری‌هایش و متوسل شدن به بعضی‌ها، به نتیجه‌ای نرسید و نشد که نشد…».قانون، بشارت نو و همدلی هم تیترهایی احساسی نوشتند: «نشسته بر پرده نقره‌ای دل مردم»، «عاشق سینما تسلیم سرنوشت» و «کمی شرمنده باشیم!» که توجه هر سه مثل آفتاب یزد به شرایط کاری ملک مطیعی در این سال‌ها برمی‌گردد: «پایان ممنوع التصویری». که در یادآوری عملکرد صداوسیما و امتناع از پخش برنامه‌های ضبط شده با حضور ناصر ملک مطیعی بود و همان موقع هم در تیترها بازتاب داشت. جام جم به بهانه درگذشت این بازیگر جایگاه «فیلم‌فارسی» در سینمای ایران را در مصاحبه‌های کوتاه بررسی کرد، از جمله تهماسب صلح جو گفت: «عبارت درست این واژه «فیلمفارسی» آن هم به شکل سرهم نیست بلکه «فیلمِ فارسی» است. ریشه این واژه از زمانی وارد ادبیات فارسی ما شد که کسانی مانند عبدالحسین سپنتا و دیگران در کمپانی هند شرقی به زبان فارسی فیلم ساختند و این واژه «فیلمِ فارسی» در تبلیغات اولین فیلم ناطقی («دختر لر») که به زبان فارسی ساخته شد، آمد.» و تاکید کرد: «وقتی فیلم فارسی در ایران ساخته شد و مردم از آنها استقبال کردند، خود به خود روی آمار فروش فیلمهای خارجی تاثیر گذاشت. بنابراین جریانی شکل گرفت که فیلم فارسی را بی ارزش جلوه دهد و نخبگان و روشنفکران آن موقع جوی را به وجود آوردند که فیلم فارسی ارزشی ندارد. چرا؟ چون مردم از آنها استقبال میکردند.» روزان، ستاره صبح و نوآوران هم تیترهای معمولی با عکس‌هایی معمولی انتخاب کردند. در بین تصاویر سازندگی اجرای بهتری از ایده‌ی ابتکار داشت و طرح قانون ساده اما با تیترش هماهنگ بود. هفت صبح نگاه متفاوت‌تری را دنبال کرد و در نقد اغراق در بعضی نوشته‌ها و مرثیه‌ها مطلبی به قلم سردبیر نوشت که با تیتر «دارید اشتباه می‌زنید» به صفحه اول آمد. در متن هم خوشخو با مروری بر کارنامه‌ی سینمایی ملک مطیعی در پایان نوشت: «سعی کردیم مرور منصفانه‌ای درباره کارنامه سینمایی ملک مطیعی داشته باشیم اما می‌دانیم که در هیاهوی سوگنامه‌های معترضانه نرم، این امتیاز مثبتی برای ما تلقی نمی‌شود. الان در عصر من و تو، باید باور کنیم که ر.اعتمادی بهترین نویسنده دوران است و شب‌پره بهترین خواننده پاپ تاریخ و البته مرحوم ملک‌مطیعی هم عصاره تاریخ سینمای ایران! در میانه تمام جنبش‌های رادیکال و نیمه رادیکال جامعه امروز، این صدای مرتجعانه این روزها حتی بین سلبریتی‌های ما هم متاسفانه طرفدار دارد و خب الآن مرحوم ملک مطیعی، پیرمرد عزیز سپیدموی تازه درگذشته، طعمه جدید این موج رو به عقب است. این صدای سلبریتی‌های ما نیست. صدای «تونل زمان» است!»

برگزاری نخستین جلسه شورای عالی هماهنگی اقتصادی قوای سه گانه هم به تیترها آمد. خراسان از «صف آرایی ۳ قوه علیه اَبَرچالش‌های اقتصادی» نوشت و همشهری آن را «ماموریت ویژه سران قوا» دانست. اطلاعات هم آن را «حمایت قوای مقننه و قضائیه از تلاش دولت برای حل مشکلات مردم» تعبیر کرد. خراسان علاوه بر این عکس را به وضعیت دریاچه ارومیه اختصاص داد با این خبر که در پی بارش‌های اخیر امیدی به افزایش نسبی سطح آب دریاچه وجود دارد. همشهری هم مصاحبه‌ای با یکی مدیران خانم در مترو با تیتر «بانوی زیرزمین» دارد. این رویکرد که روزنامه سعی می‌کند توجه به زنان را با موفقیت‌ها دنبال کند و نه صرفا بازتاب ناکامی‌ها، و حضور آنها را در جایگاه‌های مختلف مدیریتی نشان بدهد، خوب است اما نباید نگاه استثناء بودن چنین موقعیت‌های مدیریتی را تثبیت شده بازتاب دهد که در سوالات آخر بیشتر دیده می‌شود. سؤالی مثل «پارک دوبل‌تان چه طور است» هم بازتاب نگاه کلیشه‌ای به توانمندی‌های زنان است و اگر مصاحبه شونده مرد بود، آیا چنین پرسشی از نگاه خبرنگار محل بحث بود؟

وضعیت سلامت ولیعهد عربستان که کیهان در روزهای گذشته هم به آن پرداخته بود، با توییت ولیعهد سابق این کشور که در تایید خبر زخمی شدن محمد بن سلمان بود؛ در روزنامه‌های سیاست روز، جوان و کیهان بازتاب یافت. سیاست روز با تیتری خون‌چکان بر تصویری از او به شیوه‌ی خبری این تایید زخمی شدن را بازتاب داد. جوان نوشت: «ولیعهد غایب زخمی!» و عکس خوبی هم متناسب با ایده‌اش انتخاب کرد. کیهان هم خبر داد که «منابع آمریکایی و انگلیسی هم اصابت گلوله به بن سلمان را تایید کردند». روزنامه در متن هم نوشت: «بن سلمان از زمان حادثه الخزامی، هنوز از چشم رسانه‌ها مخفی است. حتی قرار بود او در ورزشگاه «الجوهره» در جده حاضر شود ولی حاضر نشد. اطلاعات نشان می‌دهد، خبرهای مجروح شدن او در حادثه تیراندازی کاخ، درست است. جراحت او خطر جانی ندارد، ولی اگر این را فاش کند، برای او در ادامه مسیرش، خطرساز خواهد شد.علاوه‌بر این، روزنامه انگلیسی «آبزرور» نیز در گزارشی با عنوان «آیا بن سلمان ۳۲ ساله مرده است؟» با استناد به گزارش کیهان، از تمرکز رسانه‌ها بر زخمی شدن و یا حتی مرگ بن سلمان خبر داد.در کل به نظر می‌رسد سیاست‌های رسانه‌ای عربستان با هدف رد کردن شایعات مربوط به زخمی شدن بن سلمان، شکست خورده است. در شرایط کنونی تنها حضور زنده بن‌سلمان در یک برنامه تلویزیونی می‌تواند به این شایعات پایان دهد. »

 

پاسخ به این نظر

Please enter your comment!
Please enter your name here