منتظر قائم:مشکل را در لایه های عمیق تر نگاه کنیم/فیاض:جهالت رسانه ای بحران آفرین است

 

شفقنا رسانه-نشست «تلگرام،فیلترینگ و افکار عمومی» با حضور مهدی منتظر قائم عضو هیئت علمی دانشگاه تهران ،ابراهیم فیاض جامعه شناس و پژوهشگر و کیومرث اشتریان مدرس علوم سیاسی دانشگاه تهران و دبیر کمیسیون اجتماعی دولت در دانشکده حقوق و علوم سیاسی برگزار شد.

منتظر قائم در ابتدای صحبت های خود با اشاره به مولفه های حوزه ارتباطات گفت: فکر می کنم  خود ارتباطی ها در فهم مسائل ارتباطی  دچار یک نوع آشفتگی فلسفی  و شناختی هستند و وقتی وارد عرصه ی سیاست گذاری می شویم متاسفانه این آشفتگی  خیلی نمود و بروز جدی تری پیدا می کند. ما در علوم ارتباطات طیفی را ترسیم می کنیم که عامل اصلی تغییر چه هست، آیا ما قبلاً در جهان اجتماعی تجربه  پیش زمینه ها را داشته ایم؟ اگر ما این را به عنوان یک طیف درنظر بگیریم قطعا بیشتر نظریه های آکادمیک در غرب در طول صد سال گذشته از سمت جبرگرایی فنی، نگرش های تک عاملی و نگرش هایی که انسان و اراده ی جمعی و فردی را در مرکزیت تحلیل نمی کرد، فرد را مبنا قرار می داد یا تکنولوژی را یا عوامل خاص را، حرکت کرده به سمت این که ما آن زیربسترها و کنش انسانی ، معناسازی جمعی، مشارکت و غیره و را باید مبنا قرار بدهیم.

کاربری یک تکنولوژی مهم تر از اختراع اش است

او ادامه داد:  مسیر  تقریباً از تکاملی، جبرگرایی به سمت دیدن عوامل متعدد و توجه  به پیش نیازها، معناسازی های اجتماعی، بحران های نهادینه ، تمایلات و گرایش های موجود در سطح کاربران و غیره تمایل پیدا کرده است.  ما متاسفانه در ایران به دلایل متعددی شیفت تاریخی را همزمان با دانشمندان کشورهای دیگر و سیاست گذاران طی نکردیم. بنابراین عموماً چنین تصوری در جامعه ی ایران وجود دارد که ظهور یک تکنولوژی می تواند مشخصاً، (یعنی) بیش از ۸۰ درصد نیل به نتایج مشخص از قبل تعریف شده  را تبیین کند.  در حالی که ظهور هیچ تکنولوژی ای در تاریخ چنین نقشی نداشته است.  تکنولوژی اگر اختراع هم می شود کاربری یا اشاعه ی آن بسیار مهم تر از خود اختراعش است. در اواخر قرن نوزدهم و اویل قرن بیستم کشورهای غربی از آن حالت جماعت  به سمت جامعه ی شهری در غرب حرکت کردند ، در نیمه ی دوم قرن نوزده و در طول قرن بیستم جامعه با شتاب هرچه بیشتری از آن جماعت با آن ویژگی هایی که دارد  به سمت جوامع شهری گمنام و  توده ای حرکت کرد که در آنها اختیار زندگی هرچه بیشتر از انسان و  گروه های اجتماعی اولیه و ثانویه سوق پیدا کرد به سمت نهادها ،ساختارهای رسمی تر ،بوروکراسی و  بعداً ظهور رسانه های مدرن.

این مدرس ارتباطات با توضیح درباره زمینه هایی که باید شبکه های اجتماعی را در آنها فهم کرد،گفت: در اواسط  قرن بیستم جامعه شناسان،  انسان شناسان و سیاست مداران غربی  در حسرت مکانیسم های عملیاتی کردن اراده های فردی و جمعی انسانی می سوختند و در این حسرت بودند که باید ما در برابر این مدرنیته ی شتابان بی خویش کننده، بتوانیم مقاومتی کنیم و برگردیم انسان را به صورت فردی و جمعی با هویت های متکثر آن در عرصه ی اجتماعی بتوانیم عملیاتی کنیم. جنبش های هویت یابی و فرهنگی دهه ی شصت و هفتاد میلادی بدون دلیل ایجاد نشده بود. اینها به دنبال جلب یا ایجاد مکانیسم های  افزایش مشارکت های انسان  بودند در برساختن جهان اجتماعی  سیاسی فرهنگی شان.

جامعه در مصاف با یک عدم قطعیتی در حال حرکت است

این عضو هیئت علمی افزود:  حالا اگر تکنولوژی های دیجیتال از دهه ی هشتاد ظهور می کند و در دهه ی نود رشد شتابانی پیدا می کند، ما باید این شبکه های اجتماعی و تکنولوژی ها را در این بستر تفسیر کنیم.  یعنی یک نیازی در کشورهای هرچه پیشرفته تر وجود دارد که ما اگر بتوانیم فرایند تولید و انتقال معنا را از رسانه های بزرگ و رسمی که قاعدتاً تابع فناوری، تخصص، سرمایه و ساختارهای قدرت موجود هستند، هرچه بیشتر خارج کنیم امکان بازگرداندن بخشی از اراده و اختیار به توده ها و شهروندان برای مشارکت در برساختن سرنوشت جمعی شان بیش  از دهه های اواسط قرن بیستم و حتی تا دهه های هشتاد فراهم خواهد شد.

او با اشاره به رابطه جامعه و تکنولوژی توضیح داد: این نیاز به تکنولوژی های شبکه سازی که بتواند به شهروندان مشارکت هرچه بیشتری در برساختن تعیین سرنوشت خودشان بدهد، به نظر من اتفاقی که در ایران افتاده از ظهور اورکات اولین شبکه ی اجتماعی،  بعدها فیس بوک و بقیه ی شبکه هایی که  کامپیوتر محور بودند و بعد با ظهور تلفن هوشمند و اپ های شبکه سازی و پیام رسان در تلفن های هوشمند،  از نظر من  اتفاق خیلی عجیب و غریبی نیفتاد. یعنی اگر من از این مقدمه ها و با توجه به تاریخ معاصر ایران حرکت کنم اتفاقی که افتاده است یک روند کاملا طبیعی را نشان می دهد.  این باور شخصی بنده است. جامعه ی ما در مصاف با یک عدم قطعیتی در حال حرکت است.

منتظرقائم گفت: یعنی  در یک فرآیند بیش از صد ساله،  برای به دست گرفتن  سرنوشت خودش در مقام و شئونات مختلف فردی و جمعی در حال تلاش کردن است.فردیت ایرانی دچار نوعی اضطراب و ضرورت برای یافتن مکانیسم هایی  برای مشارکت در حیات جمعی خودش است و این مکانیسم ها آرام آرام به آن عرضه  می شود. ویدئو کاری که کرد این بود مصرف رسانه ای را تا اندازه ای از ساختارهای رسمی ارتباطی در جامعه،  یعنی رسانه های رادیو،  تلویزیون و حتی مطبوعات خارج کرد و به خود فرد واگذار کرد، اما ماهواره با آمدنش دوباره این را به سمت اقتصاد سیاسی فراملی و حتی بین المللی منتقل کرد. مصرف  رسانه ای شهروندان ما دوباره به سمت رسانه های بزرگ و دولت های خارجی و اقتصاد فرامرزی و غیره  برگشت.  ظهور تکنولوژی های دیجیتالی این ابزار را برای جامعه ی ما فراهم کرده است که هر شهروندی بسته به این که چه می خواهد و همه ی خواستن ها  قطعاً نه قابل دفاع است نه مطلوب ، بسته به این که چه می خواهد از این ابزارها  در راستای آن تفکر، ادراک و برنامه ی فردی و جمعی خودش استفاده کند.

باید نگاه تاریخی داشته باشیم

این مدرس ارتباطات با اشاره به تاثیرات شبکه های اجتماعی بیان کرد:  قطعاً تاثیرات اجتماعی، سیاسی، فرهنگی است. اما من شخصاً این تفسیری که می کنم نمی گویم تاثیری که کلاً  تلفن هوشمند یا تلگرام یا غیره داشته است، می گویم کاربری ای که جامعه ی ایران از این تکنولوژی ها در مسیر حرکت تاریخی خودش پیدا کرده است و قطعاً  در این کاربری خودش در حال آموختن و تمرین در حال ممارست است. بسیاری از جاها توده ها و حتی نخبگان ما دچار اشتباه می شوند و اگر  نتوانیم آن حرکت تاریخی را مطمح نظر قرار دهیم و ذهن ما به سمت تکنولوژی زدگی سوق پیدا کند، فیلتر کردن یا نکردن مسئله می شود.  ما باید برگردیم ببینیم جامعه ی مصرف کننده چه می خواهد، چه می کند، این حرکت تاریخی خودش را چگونه باید با این ابزارها به نحو بهینه بتواند هدایت کند تا ما بتوانیم این مسیر گذار را با کمترین آسیب های ممکن طی کنیم.

او در ادامه با اشاره به تاثیر این شبکه ها در تقویت دموکراسی گفت: باید نگاه بکنیم بستر اجتماعی، سیاسی، فرهنگی ما چه ظرفیت ها و ویژگی هایی دارد.  یعنی ممکنات آن چیست..  این ممکنات در چه شرایطی می تواند چه محتملاتی را محقق کند، و این  متغیری که در آن وارد شده است چگونه ممکنات را تحت تاثیر قرار می دهد تا محتملات متعدد در آن تکثر  اجتماعی، قومیتی،  زبانی، و … عملیاتی شود. ما می توانیم این را باز کنیم و بحث آکادمیک و نظری کنیم.قطعا نوع اثرگذاری  موبایل و  شبکه های موبایلی می تواند منفی تر از شبکه های کامپیوتری ثابت باشد. به خاطر این که شبکه های کامپیوتری،  وبلاگ یا فیس بوک و  شبکه هایی از این دست  را قطعاً طبقه ی متوسط سواد و دانش من به بالاتر را در دست کنترل داشت و آن را اداره می کرد . یک فرد زمانی که می خواست پستی در فیسبوک بگذارد ساعت ها، هفته ها و دقایقی وقت صرف می کرد به خاطر  این که مطلب به نام خودش در پیج خودش لینک  می شد،  با شبکه ی دوستان و پیروان خودش مسئولیت آن را می پذیرفت، این که من محتوا را نمی پذیرم  یا می پذیرم، ثانویه است اما این که اراده و اختیار کنشگر در پس این محتوا و پیام حاضر است! مهم است.موقعی که من  در آنجا فیلمی را آپلود می کنم یا مثلا  فروارد می کنم این به معنای حمایت و دفاع از محتوا یا انظاری است که آن فیلم دارد عرضه می کند. فردیت در اینجا چالشی تر و کنش گرانه تر و  مسئولانه تر باید تحقق پیدا کند.

 

اگر در گذشته رفتار درستی داشتم،الان بحران کمتری داشتیم

منتظر قائم افزود: اما زمانی که من می آیم فیس بوک را ممنوع می کنم و قبل از آن که سنت تحلیل گری و خبرنگار شهروندی،  سنت مشارکت صدها هزار جوان در تحلیل مسائل اجتماعی به یک اندازه ای رشد کند،  پنج سال مهلت کمی نبود که  ما وبلاگ نویسان و دارندگان صفحات فیس بوک را هدایت کنیم که اینها به عنوان شهروندان  فعال  و مسئول تحلیل گر وارد شوند. ما باید بتوانیم با درایت هرچه بیشتر این فضاها را  مدیریت جمعی بکنیم.  یک موقع مسئله ی ما  تلگرام هست… چرا ، چگونه فیلتر شد… در حال حاضر دیگر فقط داستان یک تلگرام نیست.  مسیری است که مکرر و مستمر، در همان سنت ادامه پیدا می کند و این  می شود نشانه ای از همان مسیر غلط که  اتفاقاً هرچه هم ما در این مسیر جلو برویم ما را در واژه های بعدی دست بسته تر خواهد کرد.  ما اگر در پنج سال قبل از ظهور این تکنولوژی جدید با فیس­بوک و وبلاگ و اینها درست تر رفتار کرده بودیم الان قطعاً بحران جامعه ی ما کمتر از این بود.

این مدرس دانشگاه با انتقاد از نحوه برخورد با شبکه های اجتماعی تصریح کرد: علل را در لایحه های مختلف  باید تحلیل کرد، اما مقام تحلیل قطعاً جدا از مقام عمل است. ما در مقام عمل باید بپذیریم، مهم ترین بحران ما در ایران بحران مکانیسم ایجاد وفاق است. الان تلگرام فیلتر شد،  آیا این در راستای منافع ملی است؟ با کدام تعریف؟  آیا برای افزایش  قدرت و قدرت ملی صورت گرفته است؟ با کدام تعریف!  چه کسانی با چه اهداف و اغراضی در چه فرایندی، چگونه چه تصمیمی می گیرند و این را چگونه اجرا می کنند و در تصمیم خودشان برای بقیه ی بازیگران از نخبگان و دانشگاهیان و سیاست مداران و محققان و متخصصان تا توده ها و کاربران و مصرف کنندگان چه نقشی قائل می شوند؟

او ادامه داد: به طور نسبی اگر ما به چگونه ها و چرایی ها اعتماد داشته باشیم،  و به طور نسبی وفاق حاصل شده باشد و دولت من تصمیم می گیرد تلگرام را فیلتر کند در راستای این که با منافع ملی تعارض دارد،  من باید آماده باشم و از این دستور پیروی کنم ، حالا اقلیتی هم تعارض دارند  بحث تضاد اقتصادی و تضاد سیاسی دارند،  اینها در مکانیسم های خودش حل می شود.  اما زمانی که تصمیمی گرفته می شود و از چهل میلیون کاربر،  یا به تعبیر مقامات در این چند روزه فرمودند از ۴۰ میلیون آدم هایی که اپ تلگرام در گوشی دارند یک میلیون نفر خارج شدند.  خب ۳۹ میلیون نفر  خارج نشدند.  یعنی ۳۹  میلیون نفر  تشکیک دارد در این که رفاه در تصمیم سازی  و اجرا به شیوه ای  که آن ۳۹ میلیون نفر می پسندد انجام نشده است.  یعنی الان ما رای گیری کنیم ۳۹ میلیون نفر  رای منفی می دهند.

منتظر قائم افزود: الان تقریباً  تمامی دوستان در سن و موقعیتی هستند که گوشی هوشمند دارند، هرکس  زیر سه فیلترشکن در گوشی خود دارد دستش را بالا ببرد! خب فقط  دونفر ندارند! ببینید شما دانشکده ی علوم و حقوق سیاسی  هستید، یعنی حقوق دانان، قضات، وکلا،  سیاست مداران و تحلیل گران و دانشمندان سیاسی  آینده ی کشور هستید. می دانید جرم مرتکب شدید! آن وقت  با این نوع وفاق نمی شود نشست در مورد جزئیات صحبت کرد.

افزایش راهبردها برای مدیریت بیشتر

این مدرس دانشگاه با ارائه چندین راه حل در مورد وضعیت فیلترینگ تلگرام توضیح داد: تنها راه حلی که هر ملتی الان دارد این است که مجموعه ی استراتژی ها و راهبردهای لازم برای افزایش کارایی خودش را در مدیریت این عرصه بتواند افزایش دهد.  یک مسئله مشارکت بین نخبگان است، یک مسئله ایجاد اعتماد اجتماعی بین لایه های مختلف اثرگذار است، مثلاً یک بعد کم کردن از میزان بی اعتمادی بین رهبران، حکومت و توده های مردم است، الان مهم ترین کاری که ما باید انجام بدهیم این است که به این لحظه ی حساس تاریخی خودمان واقف شویم،  به عنوان دولت،  ملت، یک فرد، پدر، مادر،  نوجوان ۱۵ ساله، استاد دانشگاه، و مدیر دولتی و… . آن وقت این هدف خیلی از اجزا را با خود به همراه می آورد.  از جمله سواد رسانه ای ،  دموکراسی توده ای ، دموکراسی نخبگانی .

او ادامه داد: ما آن سیستمی که بتواند کارایی نهایی را تضمین کند را باید هدف گذاری کنیم، که حالا در تئوری های مختلف می شود برای آن اسم گذاشت. مثلاً افزایش عقلانیت جمعی،  مشارکت، یا غیره . عرض من این نیست که من کلاً  به ممنوعیت فتوا دهم  یا کلاً فتوا دهم که هیچ ممنوعیتی نباید باشد. بستر و شرایط لازم،  آن چرایی و چگونگی  رسیدن به این تصمیم مهم است. من اگر در یک مکانیسم مشارکتی مبتنی بر تعاریف درست از منافع ملی و قدرت ملی چنین تصمیمی گرفته باشم یعنی اکثر نخبگان من موافق هستند، پس اکثر توده های من هم موافق هستند. چنین تصمیمی حکم قانون پیدا می کند و اجرا می شود.  بعد هم نقایص آن معلوم می شود، در سنوات عادی بدون تقدس زایی از آن تصمیمات ما می توانیم تصمیم عقلانی تری بگیریم و پیش برویم.

منتظر قائم با توضیح درباره نبود پیش زمینه هایی برای اعمال محدودیت گفت:  اما زمانی که من زیربنای چنین مکانیسم و تصمیم سازی را طی نکرده باشم تصمیم درست هم بگیرم تبعات ناخوشایند خواهد داشت. عرض من تکیه بر این است که ما باید آن اهداف ملی، بازسازی مکانیسم آفرینش تصمیم و سیاست برای مدیریت این جامعه را ایجاد کنیم. در این مسیر ما باید از نگرش ها و نظریه های  افراطی و تفریطی واقعاً اجتناب کنیم با آگاهی نه با حساسیت ایدئولوژیک یا مثلاً هیجانی.ما اگر ابزار فهم کردن  و فکر کردن در مورد این جهان جدید را  بلد نباشیم قطعاً  به دنبال سیاه و سفید می رویم.  این تکنولوژی ها،  تلگرام و فضای مجازی و همه ی اینها می توانند -نه این که می کنند- یکی از آن توانستن ها در شرایط خاصی تحقق پیدا می کند.  احتمالات را تکنولوژی ایجاد نمی کند، احتمالات در تلاقی بین تکنولوژی و  بستر تعاملی آن یعنی اجتماع و  فرهنگ و تاریخ بوجود می آید اما از درون این احتمالات  آن چیزی که محقق می شود اراده ی تکنولوژی نیست، کاربری ای است که انسان ،جامعه ،فرهنگ و  من و شما از بین آن محتملات ، دست خود را میان جهان احتمالات می کنیم و  آن یکی را بیرون می آوریم.

او ادامه داد: صرف نگاه و اشراف به ظرفیت های تکنولوژی الان جواب نمی دهد،  ما باید برگردیم تاریخ و جغرافیای خودمان،  سنت های خودمان را، شهروند و نخبه و معنای ثروت و قدرت و محبوبیت را بازتعریف کنیم تا بتوانیم در این جهان جدید با حداکثر تلاش ، حداقل آسیب ها را ببینیم و پیش برویم.  این واقع گرایی، رئالیسم در فهم کردن چیستی و چرایی من در تقابل، تضاد با آن جهان جهانی شده انقلاب ارتباطی،  تکنولوژی، نوآوری، که با کیفیات مختلف دارد ظهور می کند. این نگرش، رویکرد، دانش،  معرفت و آگاهی باید ویژگی هایی داشته باشد یک سر آن در سنت است و یک سر آن در مدرنیته و پست مدرنیته و پسا پست مدرنیته . ما باید برگردیم، مشکل را در لایه های عمیق تر نگاه کنیم. زمانی که فرهنگ ارجاع یعنی فرهنگ پاسداشت  کلام ،سخن ،چشم ،دیده و بصر طبق اصول مدرن سنتی بازتعریف  نشود ما جلوی شایعه را نمی توانیم بگیریم،  جلوی دروغ را نمی توانیم بگیریم. متخصص ترین آدم های ما هم در دام شایعه می افتند.  سواد رسانه ای!  بسیار زیبا است.  اما دوستان سواد رسانه ای،سواد فناورانه و تخصصی روی لایه ای از سواد شهروندی باید سوار شود.

منتظر قائم انتقاد کرد: من اگر معنای جنسیت، معنای سن،  معنای پوزیسیون و اپوزیسیون ، معنای مسئول بودن در این کشور،  معنای رای دادن و ندادن،  اگر این معانی برای من عملیاتی نشده باشد رفتارهایی که روی این معانی باید سوار شود قطعاً  پایه ی محکمی نخواهد داشت.  آسیب هایی که  ما اکثراً داریم منتصب می کنیم به  متغیرهای بیرونی مثل تکنولوژی… نمی گویم علیت ،  اما تناسب ، یعنی پیش زمینه ها  و مقوم های آن را باید برگردانیم به  لایه های اجتماعی،  سیاسی، فرهنگی و عمیق تر در لایه های معرفتی فردی و جمعی خودمان بگردیم.

در ادامه این نشست ابراهیم فیاض با نگاه جامعه شناسی به این مسئله گفت: قبلاً شورای فضای مجازی با من تماس گرفتند و گفتند طرحی داریم که پول آن حدود ۸۰۰ میلیون تومان است. یک نفر در حال انجام آن است از شما می‌خواهیم که ناظر این طرح باشید و من قبول نکردم و گفتم بر اساس ساختاری که در ذهن دارم این طرح به جایی نمی‌رسد، اتفاقاً حرف من را تأیید کردند و گفتند در قسمت اول این طرح آمده که هیچ فایده‌ای ندارد.

او ادامه داد: چون به فضای مجازی جاهل هستیم و شناخت نداریم، بنابراین از آن می‌ترسیم که نتیجه این ترس یا فرار و یا خشونت است. وضعیت فعلی در کشور ما به گونه‌ای است که ما تقریباً می‌ترسیم. حال این ترس می‌تواند منفی یا مثبت باشد. روشی که مسئولان برای مقابله با آن در پیش می‌گیرند پاک کردن صورت‌مسئله بجای حل مسئله است و این راحت‌ترین راهی است که در نظر می‌گیرند.

به گزارش شفقنا رسانه ،فیاض با بیان اینکه مقابله با تکنولوژی در ایران سابقه‌ای طولانی دارد، توضیح داد: در اوایل وقتی اتومبیل به ایران آمد بزرگ‌ترین اساتید مثل آقای شفیعی کدکنی و … به آن ارابه شیطان می‌گفتند و سوار آن نمی‌شدند و سوار درشکه می‌شدند. من یادم می‌آید که قبل از انقلاب جنگ درشکه و ارابه با ماشین راه افتاده بود و عده‌ای سوار ماشین نمی‌شدند. الآن هم وارد عصر دیجیتال شدیم و همچنان این مشکل وجود دارد و عده‌ای مقابل آن می‌ایستند. چون هنوز جهل داریم و شناخت نداریم و این دلایل زیادی دارد. مشکل اول به خود دانشگاه برمی‌گردد چراکه دانشگاه و بخصوص رشته ارتباطات هنوز تکان نخورده و بیشتر  یک حوزه مطالعاتی بسیار گسترده از فلسفی‌ترین مباحث تا فنی‌ترین مباحث  است به همین دلیل نمی‌داند بر روی کدام بحث متمرکز شود. شبکه‌های اجتماعی به‌سرعت پیشرفت می‌کنند و ما در حال غافلگیری هستیم. بنابراین سیاستمداران که در خط مقدم هستند دچار وهم می‌شوند و عده‌ای موافق و عده‌ای مخالف می‌شوند مثل مسئله‌ای که برای فیلترینگ تلگرام پیش‌آمده است.

او در ادامه گفت: هر چیزی که اقتصادی باشد می‌ماند. مثل تلویزیون، رادیو، ماشین و… . قبلاً به آنتن تلویزیون پرچم شیطان می‌گفتند ولی بالاخره ماند و الآن همه آن را مقدس می‌دانند. فضای مجازی هم اقتصادی می‌شود و چه بخواهیم و چه نخواهیم با اقتصاد خود را تحمیل خواهد کرد. چند سال پیش در دوره آقای خاتمی وقتی آقای کوثری رئیس پژوهشگاه فرهنگ و ارتباطات بود من در سمیناری گفتم سه اقتصاد داشتیم؛ اول اقتصاد دادوستدی و بعد پولی شد و الآن اقتصاد اعتباری است که با کد پول جابجا می‌شود. یکی از روزنامه‌ها همه سخنرانی‌ها را چاپ کرد به‌جز سخنان من. الآن می‌بینیم که امثال بیت کویین کل اقتصاد جهان را عوض می‌کنند و رسانه‌های مجازی به‌شدت در حال اقتصادی شدن هستند و نقش بانکداری آمریکا کم می‌شود. این مسائل نشان می‌دهد که فضای مجازی –قبل از اینکه بخواهند تلگرام و بیت کویین را قطع کنند- خود را با ارزهای منطقه‌ای و  بین‌المللی اثبات خواهد کرد و بالنده می‌شود و ما دوباره وامانده و عقب‌مانده، عقب عقب راه می‌رویم.

پردازش دانشی و سواد رسانه‌ای نداریم

در ادامه فیاض با بیان اینکه آنچه الآن اتفاق می‌افتد بازگشت به سنت با مکانیزم جدید است، گفت: ما یک‌بار در مدرنیسم از سنت فاصله گرفتیم و گفتیم مدرنیسم. یک‌باره بازگشت به سنت‌ها ، پسامدرنیسم ، پساصنعتی و… شروع شد. یک‌باره به سنت برگشتیم. الآن اروپاییان و غربی‌ها همه گوش شده‌اند و ما همچنان زیاد صحبت می‌کنیم. فکر می‌کنیم دوره سوژه و ابژه است. در کشورهای غربی مردم بیشتر گوش هستند و از فضای مجازی لذت می‌برند به عبارتی نمی‌خواهند فعال باشند بلکه می‌خواهند ببینند که چه خبر است. ممکن است الآن حتی ارزهای شهرستانی به وجود بیاید به عنوان مثال یزدی‌ها بگویند ما می‌خواهیم با همین بیت کویین و اعتباری ارز یزدی داشته باشیم. چهار نفر از ثروتمندان آن شهر جمع شوند و بگویند ما کاری به بانک‌ها نداریم و بانک‌ها در حال ورشکست شدن هستند و می‌خواهیم ارز شهرستانی داشته باشیم. در نتیجه پول کاغذی از دسترس خارج می‌شود و با یک کد جابجا می‌شود. مسئولان ما این را درک نمی‌کنند.

او توضیح داد: شبکه‌ها می‌مانند ، بالنده می‌شوند و جلو می‌روند. بعد فرهنگی آن‌هم همزمان جلو می‌رود و بالنده می‌شود ولی ما همچنان غافل هستیم. ما سه غریزه داریم؛ گرسنگی، جنسی و ارتباطی . ما از غریزه گرسنگی گذر کردیم و اواخر غریزه جنسی هستیم و بعد از آن به غریزه ارتباطی می‌رسیم که مهم‌ترین مقوله آن دین است. تمام ساختارها در حال نزدیک شدن به هم هستند و تبدیل به ارزش‌افزوده می‌شوند. یعنی در حال حاضر جهش اقتصادی، فرهنگی، دینی ، علمی و فکری در جامعه به‌شدت در حال اوج گرفتن است. وقتی بچه ۱۳ ساله در کشورهای دیگر به اختراع می‌رسد، تکلیف روشن است. ما همچنان عقب مانده‌ایم. دانشگاه ما همچنان دنبال جشن و… است. به عبارتی ما هنوز در وسایل مانده‌ایم و به هدف نرسیده‌ایم. یکی از بحث‌هایی که در ایران خیلی ضروریست، بحث سواد رسانه‌ای است. بحث دوم پردازش‌های دانشی است. به عبارتی ما پردازش دانشی و سواد رسانه‌ای نداریم. اگر ما این دو را دنبال نکنیم دانشگاه، دولت و … همچنان ورشکسته هستند و تا چند سال آینده شغل نخواهیم داشت به عبارتی هیچ می‌شویم.

آینده ایران به خاطر جهالت رسانه‌ای به‌شدت بحرانی است

فیاض در ادامه با بیان اینکه فیلتر و فیلترینگ تنها سواد رسانه‌ای مردم را پایین می‌آورد، گفت: مسئولان ما نمی‌دانند وقتی یک رسانه را سانسور می‌کنند کشور و نخبگان را عقب نگه می‌دارند. مسئولان باید بدانند آینده‌ای که در حال به وجود آمدن است بسیار عظیم و پیشرفته‌تر است. روز ظهور امام زمان قدرت اقتصادی، علمی و … بشر به‌شدت بالا است، روز قیامت هم این‌گونه است. می‌خواهم بگویم مسئولان باید تکامل را قبول کنند و این صراط الهی است. صراط الهی کمال مطلق است. بنابراین نمی‌توانند جلوی آن را بگیرند. آینده ما به خاطر جهالت رسانه‌ای به‌شدت بحرانی است. عدم فهم رسانه و عدم فهم اطلاعاتی بزرگ‌ترین مشکل جامعه ما است.

شاهد انفجار توده هستیم

در ادامه این نشست ،کیومرث اشتریان با اشاره به تاثیرات شبکه های اجتماعی در زندگی امروزه گفت:  ما شاهد انفجار توده در عصر ارتباطات هستیم .توده از طریق ابزارهای نوین منفجر شده و فردگرایی رخ داده است. در حال حاضر هر کسی رسانه های شخصی دارد در حالیکه قبلا باید برای این کارها بودجه و هزینه زیادی در نظر گرفته می شد و ساختار های خاصی در اختیار شخص می بود . الان این موضوع راه  خودش را باز کرده است و جامعه در حال طی کردن راه خود است .مثلا همین نشست امروز که گویا برای جامعه دانشگاهی خیلی مهم نیست و کسی در این جلسه حاضر نشده پس این خود نمادی است که به این بحث ها کاری ندارند چون جامعه کار خود را انجام می دهد.اتفاق سیاسی مهمی که افتاده اینکه دیگر عرصه مواجه حاکمیت ها دیگر با احزاب سیاسی نیست و مسئله سازمان دهی شده  نیست در حال حاضر عرصه مواجه حاکمیت ها با مردم حوزه اجتماعی است.

او مثال زد:  در هفته های اخیر چند فایل در فضای مجازی پخش شد که برخورد گشت ارشاد بیشتر از همه دیده و دست به دست شد.پس عرصه مواجهه حاکمیت با مردم به دلیل تحولات تکنولوژیک در حوزه اجتماعی است نه ضرورتا سیاسی البته که تبعات سیاسی خواهد داشت.متاسفانه حاکمیت ما و نماینده ها در این حاکمیت گویا درکی سیاسی و اجتماعی از این پدیده ها ندارند.بسیاری از اظهار نظرها مبتنی بر این است که فیلتر شدن برای حفظ امنیت ملی است ولی مردم به این موضوع توجهی ندارند در حالیکه به نظر من خود مسئولان به امنیت ملی توجه ندارند چون با همین برخوردهای چکشی و سلبی در حال برخورد با فضای مجازی هستیم، پس خلاف امنیت ملی عمل می کنیم.

آزادی ؛مهم ترین ابزار سواد رسانه ای

این مدرس دانشگاه توضیح داد: قبلا ما شاهد جامعه مدنی شکل یافته و حزبی شده بودیم حتی در عرصه اقتصاد هم همین بود و با شرکت ها و سازماندهی فعالیت های خرد و کلان روبرو بودیم ولی الان در عرصه سیاست و اقتصاد توده منفجر شده و فرد گرایی و نمود آن شدید شده است.یعنی این باعث تغییر مواجهه عرصه حاکمیت از حوزه سیاست به اجتماع هر چند این موضوع مخصوص کشور ما نیست و در کشور های دیگر هم هست.من طرفدار فیلترینگ نیستم آزادی مهم ترین ابزار سواد رسانه ای و یادگیری اجتماعی است. فعالیت دموکراسی به سمت شفافیت فعالیت ها بوده و فعالیت پنهان کمتر می شود مثلا الان بیت کوین بر اساس یک اعتماد اجتماعی عرضه شد.

او با اشاره به آینده رسانه ها با وجود فناوری ها گفت: در واقع بر اساس یک قرارداد و اعتماد اجتماعی شکل می گیرد.اعتبار رسمی در حال از بین رفتن است اینکه چه چیزی بلد هستید مهم است نه برند دانشگاه و موسسات آموزشی.فضای مجازی این ها را گسترش داده  و موجب انفجار این ها شده است .تکنولوژی امروزی علم را تحت تاثیر قرار داده و دانشگاه ها در حال  رفتن به سمت نوآوری هستند.تکنولوژی همه چیز را به دنبال خود می برد قدرت سیاسی ،علم و…. اما خودش هم سرگشته است امروز شکلی دارد فردا شکل دیگری.بر اساس مطالعات نوآوری خیلی از نوآوری های شکل گرفته آن چیزی نبوده که از اول دنبالش بوده است.سرعت بسیار بالای تکنولوژی و تحول در حوزه های دیگر به حدی زیاد که این اتفاق افتاده است برای همین  دانشگاه های ما باید این خودآگاهی را بپذیرد که ما پیرو این فضا هستیم ،پس  آن را شناسایی و مکتوب کنیم تا تبعات آن را محدود کنیم.

اصل بر اعتماد است بعد امنیت

به گزارش شفقنا رسانه،او با توضیح درباره اصول سیاست گذاری در فضای مجازی تصریح کرد:اول باید این فضا را فهمید و برای این فهم خواندن به تنهایی کفایت نمی کند در اینجا باید گفت و گوی مفصل و انتقادی باشددوم  وجود آزادی است یعنی در هر سیاستی که اتخاذ می شود نباید آزادی محدود شود.اینکه جامعه کمتر می فهمد به خاطر نبود آزادی است ما فقط احساس آزادی داریم.در سایه آزادی است که می توان خیلی چیزها را یاد گرفت و فهمید.نکته بعدی اینکه امنیت ملی مهم است و باید به آن توجه کرد بالاخره تلگرام بخشی از دیتای های ما را می برد برای همین برای ملاحظات سیاست گذاری این نکته مهم است هر چند وضعیت الان را نمی پسندم ولی باید به مردم آگاهی داد متاسفانه در این سال ها آنقدر اعتماد مردم به صداوسیما کم شده که اگر این صحبت ها و گوشزد ها از طریق این رسانه پخش شود کسی اعتماد نمی کند.

اشتریان فزود: مورد بعدی اعتماد است دستگاه‌های امنیتی اعم از سپاه وزارت اطلاعات باید فرآیند اعتماد سازی را آغاز کننداین دستگاه ها باید بدانند اول اعتماد است بعد امنیت .پس باید کاری کنند که مردم به پیام رسان های داخلی اعتماد کنند که مهم ترین مولفه در این کار بالا بردن سواد رسانه ای است که باید بالا رود و این مهم، با وجود آزادی ممکن است .وقتی کاربری خبری را دریافت می کند در صورت وجود آزادی قطعا آن را از چندین منبع چک می کند.

گزارش از سمیرا بختیار و زهرا حکیمی

پاسخ به این نظر

Please enter your comment!
Please enter your name here