جشن قهرمانی فوتسال زنان در روزنامه‌ها

شفقنا رسانه- زنان فوتسالیست ایرانی قهرمان آسیا شدند و برخلاف روز گذشته، امروز به صفحه اول اغلب روزنامه‌ها آمدند و شادی و هیجان پیروزی آنها در قاب‌ها ماندگار شد. علاوه بر آن موفقیت‌های دختران در مسابقات کاراته هم در کنار این خبر دیده شد. بسیار مهم است که از ظرفیت‌های شادی آفرین این چنینی استفاده شود و به تلاش‌های نوجوانان، زنان و موفقیت‌هایشان هم رده با دیگران پرداخته شود. همان طور که تیم ملی والیبال توانسته توجه مخاطبان را در کنار فوتبال به خود جلب کند و ناظر و پیگیر فعالیت‌های آنها باشند؛ گروه‌های دیگری که به حاشیه اخبار رانده شده‌اند هم می‌توانند به جایگاه مشابهی دست پیدا کنند. به جای صرفا حرف زدن و یادداشت نوشتن از اهمیت ورزش برای زنان و سایر آحاد جامعه، الگوهای خوبی از عاشقان ورزش می‌توانند معرفی شوند. عکس‌های انتخاب شده هم با جام قهرمانی خوب است اما عکس اعتماد که هیجان و شور بیشتری دارد و به خاطر تحرک عناصر عکس از سایرین بهتر است. تیترها البته زوایای متفاوتی داشتند بعضی مثل اعتماد و همشهری که موفقیت‌های کاراته را هم در کنار آن دیده بودند از «دختران اردیبهشت» و «روز دختران ایران» نوشتند. اطلاعات، ایران و جوان تیترهایی خبری‌تر انتخاب کردند و بقیه تم شاد و حتی حماسی‌تری به تیترها دادند مثلا هفت صبح از «این گروه شادمان» و جام جم و دنیای اقتصاد از «به صلابت ایران جوان» و «حماسه دختران ایران» نوشتند. روزنامه‌های ایران ورزشی، خراسان ورزشی و خبر ورزشی هم امروز خلاف عادت روزمره عکس‌های تمام صفحه از این قهرمانی به صفحه اول آوردند که رویکرد درست و خوبی است. تیترها هم به سیاق همیشگی این روزنامه‌ها از «قهرمان قلب‌ها»، «شاهکار دختران» و «شیرزنان قهرمان» نوشتند. روزنامه‌هایی هم بودند که اگرچه عکس دختران فوتسالیست را به صفحه اول آوردند، اما تیتر را در پاسخ یا نقد نکته دیگری انتخاب کردند مثل صبح نو که با هشتگ «دختران انقلاب» یک رویداد ورزشی را از متن خودش به اتفاقات دیگری وصل کرد یا قانون و شرق که از «ممنوع التصویری» به خاطر توجه نکردن صداوسیما به این رویداد ورزشی نوشتند. شهروند هم رویکرد مشابهی داشت و در حالی که عکس یک را به رئیس سازمان هلال احمر و علی لاریجانی اختصاص داد، در تیتر یک برای این قهرمانی نوشت: «کاش فراموشتان نکنیم!» بهتر است اینها در مطالبی به غیر از مطلب اصلی این قهرمانی بیاید و شادی این پیروزی را خالص بازتاب داد بدون آن که معنی دیگری به آن داد یا به مسائل دیگری گره زد. آفتاب یزد هم که دیروز به فینال رفتن فوتسالیست‌ها را به صفحه اول آورده بود، امروز با عکس کوچکتر و تیتر «در اوج بمان» این قهرمانی را بازتاب داد و در کنار آن به تنبیه یک دختر دانش آموز و وضعیت چند لایحه از جمله منع خشونت علیه زنان پرداخت. اما چینش مطالب به گونه‌ای است که به خشونت بهای بیشتری داد تا دیده شدن تیتر «در اوج بمان».

سیاست و اقتصاد هم در حاشیه‌ی تیترهای قهرمانی جایی برای خود باز کردند. همشهری گفت‌وگویی با محمدهاشم پسران درباره‌ی شرایط فعلی برجام و سناریوهای اقتصادی پیش رو داشت که سوتیترهایی از آن هم به صفحه آورد از جمله این که نمی توان سیاست های اقتصادی را معطل برجام کرد. استعفای رئیس تیم بازرسان آژانس بین المللی انرژی اتمی در تیترهای اصلی و فرعی روزنامه‌ها هم دیده شدند. اعتماد پرسید: داوطلبانه یا اجباری؟ جوان هم آن را «استعفای ناگهانی!» دانست و درباره‌ی هم زمانی با استعفای یک مقام ارشد اتمی در وزارت امور خارجه امریکا تحلیل کرد: «استعفای ناگهانی مسئول عملیات بازرسی آژانس بین‌المللی انرژی اتمی که مسئولیت راستی‌آزمایی از فعالیت‌های هسته‌ای ایران را به عهده دارد، خیلی از ناظران را یاد سال ۲۰۰۲ انداخت؛ زمانی که رئیس سازمان منع گسترش سلاح شیمیایی ناگهان کنار رفت این در حالی بود که تلاش می‌کرد از طریق مذاکره و با تکمیل بازرسی‌ها، پرونده شیمیایی عراق را به‌صورت مسالمت‌آمیز حل کند و بعدها مشخص شد با تهدید و دخالت مستقیم جان بولتون از مقام خود کنار گذاشته شده است.»

کیهان و وطن امروز با کلیدواژه تضمین به دولت و برجام پرداختند. اولی نوشت روحانی به جای اروپا تضمین داد و به نقل قولی از موگرینی اشاره کرد. دومی هم عکسی از مرکل به صفحه اول آورد و با نقل قولی از او درباره‌ی برجام نوشت: «این هم تضمین!» با همین رویکرد در متن دیگری در همان صفحه با تیتر «ما و کدخدا انگاری اروپا» تحلیل کرد: «تغییر دادن فضا از برجام بدون آمریکا که به زبان ساده باقی ماندن همزمان تحریم‌ها و محدودیت‌‌های هسته‌ای با یکدیگر است، به این سمت و سو که ترک برجام از جانب آمریکایی‌ها و باقی ماندن اروپا در آن به معنای انزوای جهانی ایالات متحده و اجماع جهانی علیه ترامپ است، بیش از آنکه ریشه در عالم واقع و حقیقت معادلات بین‌المللی داشته باشد، به اوهام و فرافکنی برای دوری جستن از آنچه رخ داده می‌ماند. باید پذیرفت دولت در ۵ سال گذشته بارها نیاز حیاتی‌‌‌‌اش به یک توافق فارغ از شرایط آن را فریاد زده و طرف مقابل نیز با علم به اینکه دولت روحانی نمی‌تواند خود را در فضایی بدون در دست داشتن یک توافق بین‌المللی حفظ کند، تا توانسته از تعهدات خود دوری جسته و امتیازهای کسب کرده خود را ده‌ها برابر امتیازهای اعطا کرده بالا برده و حالا نیز در گام آخر و با حرکت ترامپ ضربه پایانی را به جسم نحیف برجام وارد کرده است. حالا و با جمیع شرایطی که به آنها اشاره کردیم سوال اصلی‌ای که باقی می‌ماند این است که آینده برجام و سرنوشت توافق را چگونه می‌توان تصویر کرد؟»

سیاست روز مثل روزهای گذشته بیش از آن که به راهکار و وضعیت آینده بپردازد، از ضرورت «عذرخواهی» نوشت و در مصاحبه‌اش با رئیس سابق انرژی اتمی هم اگرچه از راهکار بعد از خروج آمریکا از برجام پرسید اما پاسخ گرفت: «من معتقد هستم که ما پیش از هر چیز باید ببینیم که چه شرایطی طی شد تا برجام نگارش شود. بهتر است به مردم این را یادآوری کرد. اینکه شرایط برجام چرا به گونه‌ شد. نباید فراموش کنیم که ما مذاکرات ناموفقی در سال ۸۲ با کشورهای اروپایی داشتیم که توسط همین تیم بود. ما یک بار این تیم را آزموده‌ایم تیمی که زیر بنای فکری آن عقب‌نشینی و واگذاری دستاوردها است.» و تیتر مصاحبه هم با رویکرد داخلی نوشت: «مسئولان ارشد اجرایی باید استعفا دهند». روزنامه در بخشی از سرمقاله هم تاکید کرد: «چرا نباید از وضعیتی که به خاطر خروج آمریکا از برجام پیش آمده، انتقاد کرد؟ انتقاد اگر از سوی آن‌هایی که خطاب قرار می‌گیرند با توجه روبه‌رو شود می‌تواند کارگشا باشد قرار نیست انتقام بگیریم، بلکه انتقاد می‌کنیم، انتقاد از آنچه که پیش آمد، در صورتی که اگر اندکی به انتقادات و توصیه‌ها توجه شده بود، چنین شرایطی ایجاد نمی‌شد. انتقاد برای این است که از تبعات بعدی جلوگیری کند. منتقدین دشمن نیستند که بخواهند انتقام بگیرند، انتقام را از آمریکا باید گرفت که از حسن‌نیت جمهوری اسلامی ایران در پایبندی به توافق هسته‌ای سوء‌استفاده کرد و یک‌جانبه از توافق خارج شد و تحریم‌های اقتصادی را بازگرداند.» فرهیختگان هم رویکرد مشابهی را دنبال کرد و نوشت: «ما چگونه اشتباه کردیم؟» در متن هم نقل قول‌هایی از رئیس جمهور، مسئولان و مشاوران در حمایت از برجام را در کنار هم آورد تا فرضیه خود را اثبات کند. در عکس هم صادق زیباکلام و عکسی از روحانی را آورد که با ایده مورد نظر روزنامه هماهنگی ندارد.

جمهوری اسلامی و قدس به «انتقال سفارت آمریکا به قدس» پرداختند. اولی از واکنش‌ها و اعتراض‌های فلسطینی‌ها عکس و تیتر انتخاب کرد و دومی همایشی مرتبط به فلسطین در مشهد را بازتاب داد و تیتر «قدس، پایتخت همیشگی فلسطین» را بر روی آن قرار داد که اگر رنگ بهتری در چینش استفاده می‌کرد، جلوه‌ی بیشتری در صفحه اول می‌توانست داشته باشد. جمهوری اسلامی در سرمقاله به عملکرد بعضی از سران کشورهای اسلامی در حمایت از امریکا پس از خروج از برجام پرداخت و با نقد این رویکرد در بخش دیگری از متن در واکنش‌ به موضع‌گیری جناح‌های سیاسی در داخل نوشت: «عقل و منطق ایجاب می‌کند حداقل در مسائل ملی که نظام جمهوری اسلامی پنجه در پنجه دشمنان برای احقاق حق خود شجاعانه ایستاده، همه فراجناحی عمل کنند و موضعی نگیرند که دشمن در آن طمع کند یا آب به آسیاب دشمن بریزند. بی‌هیچ پرده پوشی باید گفت کسانی که علیه مواضع نظام در پرونده برجام سمپاشی کنند، چه آگاهانه و چه از روی جهل و باندبازی، در زمین دشمن و به نفع دشمن و علیه این ملت رنجدیده بازی می‌کنند و دیر یا زود رسوا خواهند شد. این برای مدعیان آرمانخواهی بسیار شرم آور است که در مسیری حرکت کنند که سلمان و فرزندش را به تبعیت از ترامپ و نتانیاهو در انجام ماموریت شوم آنها یاری کند. انتقاد و اظهارنظر حق طبیعی هر یک از آحاد ملت است ولی وقتی بوی تند سیاسی کاری و عقده گشائی از آن به مشام می‌رسد، این قبیل رفتارهای علیه مصالح کشور و منافع ملت بهیچوجه قابل توجیه نیست.»

همدلی عکس یک را به گزارش میدانی از وضعیت بازماندگان زلزله کرمانشاه اختصاص داد و با تیتر «خوش به حال مردگان!» نتیجه‌گیری‌اش از وضعیت روحی آنها را بازتاب داد. فارغ از کیفیت متن حضور خبرنگار و روایت خاص روزنامه می‌تواند به مخاطب دید بهتری از عملکرد و جهان‌بینی یک رسانه بدهد و در خوانده شدن یا نشدن مطالب آینده نقش داشته باشد. روزنامه خراسان هم عکسی از یک منطقه روستایی به صفحه اول آورد و از «پایان کار ۸۰ درصد واحدهای زلزله زده روستایی» بعد از زلزله در خراسان شمالی نوشت که انتخاب آن به عنوان عکس یک مهم است.

پاسخ به این نظر

Please enter your comment!
Please enter your name here