منهای آمریکا یا هیچ؛ تحلیل تیترها از آخرین تحولات برجام

شفقنا رسانه- آمریکا از برجام خارج شد و حسن روحانی، رئیس‌جمهور ماندن ایران در برجام را مشروط به مذاکرات آتی کرد. روزنامه‌های اصولگرا رویکرد یکدستی در موضع‌گیری نسبت به اخبار شب گذشته در این زمینه نداشتند. جوان، خراسان و جام‌ جم حداقل در تیترهای صفحه اول رویکرد میانه‌تری داشتند. جوان از «ایران متحد و مقام» نوشت و در زیرتیترها تاکید کرد «حالا وقت سرزنش نیست» در متن هم خطاب این سرزنش‌های احتمالی را «روحانی» و «اصلاح‌طلبان» دانست و با دور بر کردن عکس‌هایی از دیدار ترامپ با سران سه کشور انگلیس، آلمان و فرانسه در پایین عکس تلویحا آنها را پیرو آمریکا معرفی کرد. خراسان هم با عکسی از روحانی و ظریف در یک کادر از «ضرب‌الاجل ایران برای خروج از برجام» همان رویکرد تیتر جام جم یعنی «برجام در مه» را داشت که قطعی نیست و مطابق با نظرات و واکنش‌های اعلام شده است. خراسان در کنار آن اظهار نظر موگرینی را بازتاب داد که گفته اتحادیه اروپا برجام را ادامه می‌دهد. وطن امروز، قدس، کیهان و صبح نو تقریبا موضوع برجام را منتفی دانستند و آن را به «عاقبت هیچ» و «ختم تجربه برجام» تعبیر کردند تا آنجا که کیهان پیشنهاد داد:«نوبت آتش زدن است» و صبح نو تیتر زد: «به درک» و کارتونی از ترامپ را متناسب با آن به صفحه اول آورد. اگرچه تیتر مناسب یک روزنامه رسمی نیست و تحلیلی هم ندارد.

  

شرق، سازندگی، روزان، ایران، ابتکار، آرمان امروز، آفتاب، اعتماد و همشهری هم از جمله روزنامه‌هایی بودند که آخرین تحولات برجام را به صفحه اول خود آوردند و در طیفی از حمایت‌ بازتابی تا راهکارگرا دسته‌بندی می‌شوند. چینش عکس و تیتر شرق خوب اما معمولی و بازتابی است. سرمقاله هم سید حسین مرعشی نوشت و در بخشی از آن تاکید کرد: «ایران با پذیرش برجام دنبال ابهام‌زدایی از برنامه هسته‌ای و رفع تهمت دروغ مقاصد نظامی آن بود که موفق شد؛ اما هر کشوری حوزه نفوذ منطقه‌ای دارد و  یک کشور زنده مستقل حتما از منافع خود دفاع می‌کند. رئیس ایالات متحده با بزرگ‌نمایی فعالیت‌های ایران در منطقه، دنبال تحریک مردم ایران بود. متأسفانه به دلیل اشتباهاتی که در اطلاع‌رسانی در کشور وجود دارد و نداشتن رسانه ملی جامع که امکان گفت‌وگوی همه سلیقه‌ها در آن فراهم باشد، برخی ادعاهای خارجی با هدف تأثیرگذاشتن بر مردم ایران مطرح می‌شود. امروز بهترین فرصت است که اجازه نقش‌آفرینی به سیاست‌مداران مورد حمایت مردم داده شود تا بی‌واسطه نکات مدنظر خود با ملت ایران را در میان بگذارند. حذف محدودیت‌های گذشته و کمک به ایجاد فضای بانشاط سیاسی، حتما بر حوزه مهم اقتصاد و دیپلماسی اثر مستقیم خواهد داشت.» سازندگی نوشت:«ترامپ بی‌ترامپ» و نیمی از تصویر چهره‌ی او را خاکستری در قاب صفحه چید. چینش عکس و تیتر خوب و جذاب است اما حالت چهره، آن به حاشیه‌رانده شدن مورد نظر تیتر را نمی‌رساند و بازی با فضای سیاه عکس خاکستری هم نتوانسته این دید را تقویت کند. روزنامه وعده‌ داد گزارشی بدهد از این که ایران چگونه می‌تواند از برجام منهای آمریکا سود ببرد؟ فارغ از کیفیت محتوا، پرداختن به یکی از مهمترین پرسش‌ها با توجه به فاصله‌ی زمانی خبر تا انتشار، رویکرد درستی است.  روزان برای تیتر «برجام اروپایی» که از تحلیل کارشناس بر آمده، عکس خوبی انتخاب نکرد با این حال تلاش روزنامه برای تولید کار اختصاصی مهم است. ایران در چاپ دوم تمام صفحه را به تیترهای مرتبط به برجام اختصاص داد و دیاکو حسینی کارشناس ارشد مرکز تحقیقات استراتژیک ریاست جمهوری هم در یادداشت کوتاهی در نیم‌تای دوم تحلیل کرد: «ماندن ایران در برجام اولاً نشانده این است این توافق را به عنوان توافق چند جانبه به رسمیت می‌شناسد و نه یک توافق دوجانبه بین ایران و امریکا به همین دلیل هم حتی به رغم خروج امریکا از برجام تمایل خود را برای ماندن در برجام اعلام کرد اما نکته مهم این است که این اعلام تمایل به صورت بی قید و شرط نیست. ایران فقط در شرایطی در برجام باقی می‌ماند که سایر کشورها به تعهد خودشان عمل کنند و مانع از ضربه زدن امریکا به این توافق شوند چنانچه آنها در انجام تعهدات قانونی خودشان موفق نباشند ایران هم تمایلی به ماندن در برجام نخواهد داشت. نکته مهم این است که ایران امروز خود را یک کشور دور اندیش و تابعی از قوانین بین الملل و علاقمند به نظم جهانی از طریق توافقات چند جانبه معرفی کرد. اما این شکیبایی و دوراندیشی در صورتی می‌تواند پایدار  بماند که اروپا به وظابف قانونی خود ادامه دهد. ایران به هر قیمتی در برجام نخواهد ماند دامنه تحمل آن در برجام یک سقف دارد و آن سقف امروز توسط سایر کشورهای ۱+۵ تعیین می‌شود.» در مجموع پرداخت روزنامه به این موضوع در سطح توانمندی سازمانی این رسانه نیست. ابتکار، آرمان امروز و آفتاب یزد هم صرفا ویترین نقل قول‌ها شدند؛ اولی از «برجام منهای امریکا» نوشت و آرمان امروز تیترها را با اولویت دادن به عکس و نقل قول موگرینی از اتحادیه اروپا در کنار هم قرار داد. آفتاب یزد هم واکنش ایران را «تصمیم منطقی تهران» خواند و نکته‌ی تازه‌ای در تیترها ارائه نکرد. اعتماد مثل ایران از تعبیر روحانی برای امریکا با کلمه‌ی «مزاحم» استفاده کرد و از «خروج مزاحم» نوشت که با تمرکز عکس بر چشم و ابروی ترامپ توانست هماهنگی تیتر و عکس را به خوبی ایجاد کند. حسن بهشتی‌پور هم در بخشی از سرمقاله‌ی روزنامه تحلیل کرد:«یکی از چهار شرط ترامپ این بود که می‌خواهد مطمئن شود ایران به سلاح هسته‌ای دست پیدا نمی‌کند. راه اطمینان از این موضوع، همان برجام بود که آقای ترامپ تصمیم گرفت از آن خارج شود، همین نکته به اندازه کافی نشان می‌دهد که تا چه اندازه انگیزه‌های اعلامی ترامپ با اعمالش تفاوت دارد. این بازی ترامپ از نظر من یک شعبده‌بازی رسانه‌ای است و متاسفانه ما در ایران در زمینی بازی کردیم که ترامپ و تیم قدرتمند رسانه‌ای او طراحی کرده‌اند. به اعتقاد من، برنامه‌ای که ترامپ برای سخنرانی دیشبش طراحی کرده‌بود، مانند یک جنگ نوروزی برای مخاطبان ایرانی بود. وقتی که از روز گذشته اعلام می‌کند که قرار است در کدام ساعت تصمیمش را اعلام کند، مخاطبان ایرانی را برای تماشای جنگ تلویزیونی خود تحریک می‌کند. بیش از خروج از برجام، آن چیزی که باعث بدبینی و ناامیدی در مردم ایران می‌شود، این فضاسازی رسانه‌ای و بازی با افکار عمومی است. رسانه‌های درون ایران به جای اینکه یک میدان قوی درست کنند و متحد و یکپارچه سناریویی را طراحی کنیم که امریکا، اسراییل و عربستان مجبور شوند در این میدان بازی کنند، بر عکس این ما هستیم که به جان هم افتاده‌ایم، عده‌ای موافق و عده‌ای مخالف، عده‌ای نگران و عده‌ای امیدوار، عده‌ای سینه‌چاک و عده‌ای متنفر.» بهترین پرداخت را روزنام همشهری داشت که با دو تیتر پیوسته و کوتاه نوشت: «برجام ماند» «آمریکا رفت» روزنامه مصاحبه‌اش با علی‌شمخانی دبیر شورای عالی امنیت ملی را هم به تیترهای اصلی آورد که گفته: «جهان به وضعیت قبل از برجام برنمی‌گردد» گفت‌وگو با پنج کارشناس درباره‌ی راهکاری که ایران می‌تواند در برابر این تحولات در پیش گیرد، هم رویکرد درستی است و روزنامه به خوبی آن را انجام داد. در این شیوه‌ی پرداخت از نظر توجه به سوژه، پیشنهاد و راهکار، یک پیش‌بینی قبلی وجود دارد که رسانه‌ها برای اتفاقات و تحولات قابل پیش‌بینی مثل این می‌توانند برنامه‌ریزی کنند و برای مخاطب محتوایی مناسب تدارک ببینند. روزنامه توانسته تا حد زیادی از غافلگیری در این زمینه جلوگیری کند و نقش فعالی داشته باشد. صفحه اول یک رسانه فقط با چینش خوب عکس و تیتر اهمیت پیدا نمی‌کند، محتوایی که تیتر و عکس یک به آن ارجاع می‌دهد بسیار مهم است.

 

اطلاعات، بهار، حمایت و رسالت از جمله روزنامه‌هایی هستند که اگرچه نقل‌قول‌هایی درباره‌ی برجام به تیترها آورده‌اند اما مشخص است اینها حتی بازتابی از اخبار ساعت ۱۰ شب به بعد نیست. تیتر اطلاعات، بهار و رسالت به نقل از روحانی مربوط به نمایشگاه صنعت گاز، پالایش و پتروشیمی است و تیتر دوم رسالت و تیتر یک حمایت هم بازتابی از اخبار و اظهارنظرهای روز گذشته است. رویکرد بازتابی وقایع دیشب حداقل کاری است که روزنامه رسمی می‌تواند انجام بدهد. منتشر کردن آرشیو دیگر رسانه‌ها وظیفه‌ی رسانه‌ی رسمی و سراسری نیست و جذابیتی برای مخاطب هم ندارد.

همدلی، هفت صبح و سیاست روز از جمله روزنامه‌هایی بودند که به حاشیه‌ی تبلیغ «به وقت شام» ابراهیم حاتمی‌کیا در سینما کوروش پرداختند که فیلم اعتراض و ترس حاضران در شبکه‌های اجتماعی منتشر شد و حاتمی‌کیا هم در یادداشت کوتاهی از مردم عذرخواهی کرد. همدلی این شیوه‌ی تبلیغ را «شیرین‌کاری‌ خودیهای سینما در پردیس» خواند و  هفت صبح در تیتری برای یادداشت روزنامه نوشت: «شوت نباشیم خب؟» در متن هم درباره‌ی دلیل پرداختن به این تبلیغ و یکی از بازی‌های فوتبال توضیح داد: «این دو اتفاق کیفیتی داشتند که بیشتر از ظرفیت و اهمیت ظاهری‌شان اعصاب را می‌آزردند. یک حس شوت بودن رسمی!» و در پاسخ به اظهاراتی درباره‌ی شیوه‌های مشابه تبلیغاتی در کشورهای اروپایی، داعش را با شخصیت‌های تخیلی آن فیلم‌ها غیرقابل مقایسه خواند. در کنار این یادداشت، روزنامه کار بهتری انجام داد و از «۱۲ شیوه‌ برای جذب تماشاگر» نوشت و با مرور شیوه‌های تبلیغاتی فیلم‌ها در سال‌های گذشته، واکنش‌ها و نتیجه‌ی اجرای آن را هم خلاصه و مفید بررسی کرد.  سیاست روز اما همه‌ی این انتقادها را «حمله دوباره‌ی داعشی‌های مجازی به اوج‌گیری حاتمی‌کیا» خواند و در بخشی از متن در حمایت از ایده‌اش ادعا کرد: «با نگاهی به فضای مجازی مشخص می‌شود که داعشی‌های مجازی کار خود را به درستی انجام داده‌اند و توانسته‌اند سلبریتی‌های از همه جا بی‌خبر را هم با خود همراه کنند. برخی بازیگران و فیلمسازان نظیر مصطفی کیایی، سیدعلی صالحی، ارشا اقدسی، هومن حاجی‌عبدالهی و… هم به این غافله پیوسته‌اند، اما با خواندن پیام‌های آنها متوجه یک موضوع می‌شویم. مشکل آنها با فروش خوب فیلم، موسسه اوج و حاتمی‌کیای وابسته و دلبسته به نظام است.»

 

پاسخ به این نظر

Please enter your comment!
Please enter your name here