«تجمع‌های مردمی و مطالبات انباشت شده»؛ مهمترین خبر ۹۶ از نگاه سردبیر «شهروند»

 

شفقنا رسانه- ویترین روزنامه‌ها هر روز چینشی از مهمترین اخبار متناسب با خط مشی آن تحریریه است. اما مهمترین خبر سال کدام است؟ آن که بیشترین عکس و تیتر را در یک روز به خود اختصاص داد یا آن که روزهای بیشتری در صدر تیترها باقی ماند؟ کدام خبر در سال ۱۳۹۶ در زمان انتشار مثل کوه یخی بود که دامنه و تبعات آن می‌تواند تا سال‌ها زندگی تعداد بیشتری را تحت تأثیر قرار دهد؟ سردبیران روزنامه‌ها که از مهمترین تصمیم‌گیران صفحه اول هستند، کدام خبر را مهمترین می‌دانند و آیا پوشش خبری آن را متناسب با اهمیتش ارزیابی می‌کنند؟

افشین امیرشاهی، سردبیر روزنامه شهروند به شفقنا رسانه می‌گوید: به نظرم مهم‌ترین اتفاق امسال وقوع  ناآرامی‌های اخیر کشور بود. ناآرامی‌هایی که بخشی از جمعیت کشور در آن حضور داشتند و می‌توان از زاویه نشانه‌شناسی آن را  بررسی کرد. البته به این تحلیل کاری ندارم که برخی می‌گویند آغاز این ناآرامی‌ها از سوی مخالفان دولت سازمان‌دهی شده بود و بعد رشته کار از دستشان خارج شد؛ چون موضوع مهم‌تر این بود که شاهد یک اتفاق منحصربه‌فرد بودیم و آن تجمع‌هایی بود که معترضین حس بی‌ثباتی، ناپایداری و ناامیدی دارند و از روی خشم و سرخوردگی به خیابان آمدند. درعین‌حال نمی‌توانیم از فروکش کردن اعتراض‌ها نتیجه بگیریم که نارضایتی‌ها از میان‌ رفته است.

ممکن است فردا دیر شود

او ابراز عقیده می‌کند: ریشه این ناآرامی‌ها، موضوع‌های اقتصادی، سیاسی و اجتماعی را در برمی‌گیرد که بحث جداگانه‌ای را می‌طلبد‌ اما نکته مهم‌تر این است که ناآرامی‌های اخیر به موضوع یاس، ناامیدی و سرخوردگی برخی از جوانان نسبت به آینده و بهبود شرایط اجتماعی، اقتصادی و سیاسی برمی‌گردد؛ در واقع ناامیدی از تغییر و مطالبات فراوان آنها. تحلیل ناآرامی‌ها از این بابت مهم است که متوجه می‌شویم بخشی از مردم خواستار تغییرات رادیکال و بنیادین هستند و اگر به مطالبات و خواسته‌های این جمعیت ناامید از تغییر و تحول پاسخ مناسب داده نشود، ممکن است تقدیر به‌گونه‌ای رقم بخورد که فردا دیگر برای هر تغییر و تحولی دیر خواهد بود.

امیرشاهی توضیح می‌دهد: از یک‌سو وضع اقتصاد به حدی نامناسب است که دولت بدون مشارکت مردم و جذب سرمایه‌گذاری‌های خارجی نمی‌تواند از امور کشور برآید. شاید عبارت اقتصاد ورشکسته اینجا به کار بیاید. یک نمونه آن همین صندوق‌های بازنشستگی است. درعین‌حال با لشگر بیکاران روبه‌رو هستیم که هر سال با فارغ‌التحصیل شدن گروهی از جوانان به تعداد بیکاران کشور اضافه خواهد شد.

این سردبیر ادامه می‌دهد: این در حالی است که مطالبات مردم نیز طی سال‌های گذشته روی‌ هم انباشته شده و پاسخ مناسبی هم به این مطالبات داده نشده است. بنابراین فکر نمی‌کنم بر سر این‌که در موضوع‌هایی چون آب، بیکاری، صندوق‌های بازنشستگی، فقر، فساد، دروغ‌گویی و ناکارآمدی وضعیت بسیار نامناسب است، اختلاف‌نظری وجود داشته باشد و افراد مختلف به‌کرات به این مسائل اشاره‌ کرده‌اند و برای همه باید روشن‌شده باشد که شیوه‌های گذشته برای حل یا کاهش مشکلات کارآمد مؤثر نیستند.

در دوره ابهام به سر می‌بریم

او با توضیح درباره دیگر مطالبات جامعه بیان می‌کند: در بحث عدالت نیز وضعیت کشور به‌هیچ‌عنوان مطلوب نیست. احساس تبعیض و بی‌عدالتی، بسیار نگران‌کننده است. تبعیض و بی‌عدالتی فقط وجه اقتصادی ندارد بلکه وجوه سیاسی اجتماعی آن‌ هم بسیار مهم است. این‌که افراد احساس کنند موقعیت حقوقی برابر ندارند. این احساس در میان گروه‌های مختلف جامعه متفاوت است و در میان زنان و قومیت‌ها شدیدتر است. خب وقتی مردم اعتقاد داشته باشند که وضعیت امروز بدتر از گذشته است و در آینده هم بدتر خواهد شد و هیچ چشم‌اندازی از آینده نداشته باشند، اینجا می‌تواند یک زنگ خطر بزرگ را به صدا دربیاورد. زنگ خطری که البته به صدا هم درآمده است. اگر اعتراض‌های اخیر را از زاویه دید جامعه شناسان و دست‌اندرکاران نگاه کنیم، می‌بینم ریشه این اعتراض‌ها در نقاط مختلف کشور می‌تواند متفاوت باشد.

امیرشاهی تصریح می‌کند: اما جامعه در برابر این ناآرامی‌ها و اعتراض‌ها چه باید بکند؟ بخشی ممکن است تغییرات بنیادین و رادیکال بخواهند، آیا این امر شدنی است؟ طبیعی است که بخش‌هایی مقابل تغییر مقاومت خواهند کرد چون نگران هستند که اگر با یک تغییر موافقت کنند، سلسله‌ای از تغییرات را به جریان بیندازد. اما اگر تن به تغییر ندهند چه می‌شود؟ بخشهایی تشنه تغییر هستند و مطالبات انباشت شده‌اش را می‌خواهد، اگر جامعه نشانه‌های تغییر را نبیند، طبیعی است ناامید و منفعل می‌شود. اینجا است که دوباره زنگ خطر به صدا درمی‌آید و شاید بلندتر از قبل. اگر  تغییرات زودتر از شرایط حال حاضر انجام می‌شد، کار ساده‌تر از اکنون بود. اما امروز هم حتماً ساده‌تر از فردا خواهد بود.

نحوه برخورد با معترض‌ها مهم است

امیرشاهی با اشاره به‌ضرورت نحوه پاسخ‌گویی به این اعتراض‌ها می‌گوید: در حال حاضر در یک دوره ابهام به سر می‌بریم، وضعیت کشور در حوزه‌های اقتصادی و اجتماعی و سیاسی خیلی مشخص نیست، این حس وجود دارد که قرار است وارد دوره جدیدی بشویم. اما چشم‌انداز آن چیست؟ آیا جامعه به خواسته‌های خودش می‌رسد؟ به‌هرحال بحران ناکارآمدی و در کنار آن بحران بی‌اعتمادی وضعیت خطرناکی را رقم‌زده است. چون دیده می شود افرادی با رانت و فساد به ثروت‌های بادآورده رسیده‌اند و با تخطی از قانون به‌ناحق پیشرفت کرده‌اند و بالا رفته‌اند و در مقابل مردمی هستند که  فکر می‌کنند حقشان داده نشده است و صداقت و صلاحیت‌هایشان دیده نمی‌شود. اینجا است که ارزش‌های اخلاقی و اجتماعی فرومی‌ریزد.

او می‌افزاید: پس می‌توان گفت ناآرامی‌های اخیر مهم بود چون افراد ناامید و بی‌اعتمادی را دیدیم که احساس می‌کنند از جایگاه شایسته و درخوری که انتظار دارند، محروم‌اند و احترام و حمایتی را که باید جامعه به آنان ببخشد، به دست نمی‌آورند. نتیجه این‌که چنین احساس تبعیضی خود محرک احساسات دیگری مثل تحقیر و خوارشدگی، خشم و سرخوردگی است. پس نحوه پاسخگویی به معترضین می‌تواند سرنوشت کشور  و متعاقب آن مسیر حرکت کشور را مشخص کند.

دست رسانه‌های مستقل بازتر بود

امیرشاهی درباره کیفیت انعکاس این خبر در رسانه‌ها توضیح می‌دهد: به نظرم خبر مهمی بود که رسانه‌ها باید به آن می‌پرداختند و پرداختند اما با توجه به خط قرمزهای بی‌شماری که وجود دارد و با توجه به حساسیت موضوع و این که ما روزنامه‌نگاران در دوره‌های مختلف تجربه توقیف روزنامه را داشتیم، طبیعی است با احتیاط زیادی با این موضوع برخورد کنیم. اما می‌دانیم الآن فضای رسانه‌ای کشور تغییر کرده است. اگر به سال‌های قبل برگردیم فقط روزنامه‌ها اطلاع‌رسانی می‌کردند اما الآن شبکه‌های مجازی هم اضافه شدند و خیلی قدرتمند، بدون محدودیت و راحت‌تر از رسانه‌های مکتوب ممکن است بتوانند درباره برخی موضوعات از جمله همین ناآرامی‌ها ورود کنند که این کار را هم کردند.

او ادامه می‌دهد: همین رسانه‌های مجازی عکس، فیلم، گزارش و نقل‌قول‌های زیادی را منتشر کرد و به نظرم افکار عمومی را تحت تأثیر قرارداد. اما رویکرد روزنامه‌ها فرق می‌کرد. یادم است روزنامه جامعه فردا که به خاطر  مشکلات مالی روند انتشارش متوقف شد، جزو معدود روزنامه‌هایی بود که در صفحه اول خود، عکس تجمع‌ها را کار کرد. خب از نظر اهمیت موضوع می‌توانست عکس یک باشد اما بیشتر روزنامه‌ها ترجیح می‌دادند این کار را نکنند یا در حد تیتر یک به آن نپردازند ولی خب در صفحات داخلی به این موضوع پرداخته بودند.

رسانه‌ها معترضان را به فضای بدون تخریب دعوت کردند

امیرشاهی با اشاره به نحوه برخورد رسانه‌های مکتوب به این خبر توضیح می‌دهد: بعضی از روزنامه‌های مستقل دستشان برای کارکردن بر روی این موضوع بازتر بود. با توجه به این که خود موضوع، اظهارنظر مقامات رسمی را در پی داشت و  حتی باعث شد اصل قضیه اعتراض را قبول کنند و آن را به رسمیت بشناسند. به تبع آن، رسانه‌های رسمی دستشان بازتر شد تا به‌نوعی به این موضوع بپردازند و نظرات موافق و مخالف را بیاورند و در جاهایی صدای معترضان را پوشش دادند که اعتراض‌ها به چه مسائلی بود. حتی رسانه‌ها به این هم پرداختند که بهتر است به‌جای اعتراض‌هایی که با تندی همراه است، در فضایی به‌دوراز هیجان و بدون تخریب، به گفت‌وگو و بحث بپردازند. درواقع  رسانه‌ها به این شکل به موضوع پرداختند و البته تحلیل‌ کارشناسان  هم چاشنی کارشان بود.

او تحلیل می‌کند: هرچند اگر امکانش بود، جای کار بیشتری هم داشت اما به نظرم در همین حد هم قابل‌قبول بود و رسانه‌ها تا حدودی به وظیفه خود عمل کردند. فکر می‌کنم انتظار مردم به‌عنوان مخاطبان رسانه‌ها به‌ویژه از روزنامه‌های کثیرالانتشار بیشتر بود. شاید یکی از دلایلی که بتوان گفت روزنامه‌ها افت کرده‌اند و فروششان کم شده، همین موضوع است که نمی‌توانند موضوعات را به شکل همه‌جانبه، کامل و دقیق بررسی کنند. فضای مجازی در این زمینه جلوتر بود و مردم هم به شکل‌های مختلف اطلاع‌رسانی کردند. وقتی رسانه‌ها در یک دوره طولانی سرکوب شدند و توقیف‌ها هم زیاد شده بود، نتیجه‌اش همین می‌شود و الآن اعتمادی هم به رسانه نمی‌شود. این برمی‌گردد به سیاست بیست‌سال گذشته که الآن تأثیرش را گذاشته است. در حال حاضر در فضای مجازی هر چه می‌خواهند می‌نویسند و روزنامه هم فروش نمی‌رود هرچند ایده‌آل این بود که مردم در چنین شرایطی به روزنامه‌ها رجوع می‌کردند.

پاسخ به این نظر

Please enter your comment!
Please enter your name here