زمان انتشار : ۲۹ آذر ,۱۳۹۶ | ساعت : ۱۹:۰۷ | کد خبر : 464768 |

معتمدنژاد حقیقت را فدای مصلحت نمی کرد؛ در نشست بزرگداشت پدر علوم ارتباطات ایران مطرح شد

شفقنا رسانه- مهدی منتظر قائم، مدرس ارتباطات در نشست یادبود معتمدنژاد گفت: انصافا دکتر معتمدنژاد در جهان ارتباطات ایران خوب درخشید و این مراسم ها نشان دهنده ی شخصیت و کارهای زنده ی اوست. تا زمانی که در ایران بودم با اینکه رشته ام جامعه شناسی بود خیلی توفیق شاگردی او را نداشتم ولی سابقه ی آشنایی من با دکتر به سال های ۶۹ تا ۷۱ در مرکز تحقیقات رسانه برمی گردد؛ از سال ۷۶ بعد از بازگشتم از انگلیس همکاری های دیگرم را با این استاد ادامه دادم. برای همین هیچ گاه مکتب ایشان را درک نکردم ولی بیشتر در حوزه ی سیاستگذاری با استاد همکار بوده ام.
او با اشاره به دغدغه های معتمدنژاد برای جامعه ی امروز توضیح داد: این چند روز خیلی یاد دکتر معتمدنژاد افتادم، در جلسه ای که در وزارت کشور برگزار شد در خصوص آسیب های اجتماعی بسیار صحبت شد و به این موضوع پرداخته شد که چرا رسانه های ما آُسیب های اجتماعی را بررسی نکردند. در این جلسه آقای شمخانی هم در خصوص مسأله ی فساد اقتصادی به شیوه هایی که مردم و نظام باید پیش بگیرند، اشاره کردند و گفتند اگر ما درست رفتار نکنیم آینده بهتر از گذشته نخواهد بود. او تصریح کرد که برای مبارزه با فساد اقتصادی باید به مطبوعات، چک سفید امضا بدهیم؛ منظور شمخانی این بود که باید برای مطبوعات هیچ خط قرمزی را نگه نداریم تا شاهد توسعه های اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی در کشور باشیم و از طرف دیگر این زالو صفت هایی که خون ملت را می مکند از بین روند.
عضو هیأت علمی دانشگاه تهران ادامه داد: به نظرم در اینجا باید خیلی از دکتر معتمدنژاد یاد کنیم چراکه او همیشه می گفت رسانه ها وظیفه دارند که دفاع کنند و خود او تمام قد از جایگاه رسانه ها و کارکرد آنها در جامعه پشتیبانی می کرد. ما، رسانه ها را ابزاری می دانیم که برای جلوگیری از چنین مفاسدی باید به کار گرفته شوند دکتر معتمدنژاد با آرامش و طمانینه ای که همیشه داشت از آزادی و استقلال حرفه ای روزنامه نگاران دفاع می کرد. همچنین همیشه پشتیبان کارکرد رسانه های جمعی بود که این خود می تواند سرآغاز توسعه در جامعه باشد.
منتظر قائم با اشاره به رسالت خبرنگاران در جامعه ی امروزی گفت: دفاع از ثبات رسانه ای جدا از اینکه ایدئولوژی در آن جامعه چه باشد یا جدا از اینکه وزیر و قاضی چه کسانی هستند یک امر مسلم است بنابراین باید برای حفظ رسانه ها هزینه بدهیم و باید حکومت و مجلس و قوه ی مقننه و حوزه ی علمیه و دانشگاه ها این استقلال را به رسمیت بشناسند. تحمیل لکنت زبان به خبرنگاران در درون رسانه های جمعی فضا را فراهم می کند که اتفاقات ناخوشایندی پیش آید و تنها منافع گروهی تأمین شود و اگر افکار عمومی از این جریان آگاه نشود به نظرم یک کلاغ چهل کلاغ پیش می آید.
او با توضیح درباره ی مقام معتمدنژاد گفت: جایگاه معتمدنژاد را در چنین شرایطی باید زیاد به یاد آوریم که دکتر از شأن و جایگاه رسانه دفاع می کردند و توصیه ام به همه ی دانشجویان این است که در آغاز زندگی حرفه ای خود این را سرلوحه ی کار خودتان قرار دهید تا از حرمت های نسل گذشته درس زندگی بیاموزید؛ بزرگانی که مثل معتمدنژادها پای علم و منطق معرفت بشری ایستادند و هزینه دادند. شاید محدودیت هایی در برخورد با افراد صاحب قدرت ولی ناآگاه داشتند اما بالاخره پیروزی از آن آنها بود.
منتظرقائم افزود: برای همین هر چه ما رو به آینده حرکت کنیم و به حقانیت ارتباطات و رسانه و منافع ملی آگاه تر شویم، حرمت کلام و سخن و نظر را در بیشتر حوزه ها بیشتر لحاظ خواهیم کرد و شأن و جایگاه رسانه را هم خواهیم دانست. ما اگر بدانیم رادیو تلویزیون ملی باید داشته باشیم، مطبوعات آزاد داشته باشیم، خبرنگاران منتقدی داشته باشیم که بتوانند جلوی آسیب ها و مفاسد را در عرصه ی اجتماع بگیرند، بیشتر به جایگاه معتمدنژاد، فرقانی، شکرخواه و مرحوم قندی و بدیعی پی خواهیم برد.

این مدرس دانشگاه با اشاره به اخلاق حرفه ای خبرنگاران در توسعه ی جامعه بیان کرد: خبرنگار وظیفه اش ساختن است ولی با نقد کردن، اگر وزارتخانه ای هزاران پرسنل و بودجه ی کلان داشته باشد و از او خطایی سر بزند معلوم است که پیدا کردن یک راه حل برای آن نیازمند مطالعات وسیع است ولی وظیفه ی خبرنگار، دادن راه حل به این وزارتخانه نیست. متأسفانه چنین مفاهیم و تعابیر غلطی در این جامعه ی ما رایج شده که باید تلاش کنیم آنها رفع بشوند و ارزش های بنیادین این حرفه تعریف شود.
بی طرفی و خنثی بودن مقوله ی مهمی است، فدا کردن بیطرفی به نام دفاع از ایدئولوژی جز فدا کردن عقل و انسان نیست و اینها در دراز مدت خود را نشان می دهد که هیچ کمکی به جامعه ی بشری نمی کند.

منتظرقائم افزود: اگر ارزش مصلحت را بر واقعیت ترجیح دهیم چیزی جز مفاسد را به دنبال نخواهیم داشت. ما باید به آن مفاهیم بنیادین برگردیم که نسل های قبل برای آنها خیلی زحمت کشیدند. ما باید حرمت ها را بیشتر بدانیم و توصیه ام به همه ی شما این است آینده ای را ترسیم کنیم که در آن ارزش های تخصصی خود را فدای موقعیت و پست و مقام و مادیات نکنیم و از ارزش های خود دفاع کنیم. حرمت معتمدنژاد را در نفس سالمی که داشت، می دانم. معتمدنژاد نظام ارزشی ای را باور داشت که هیچ گاه سر آنها معامله نکرد.
او با تأکید به جایگاه خبرنگاران توضیح داد: هر چقدر رو به سوی آینده برویم با اعترافات بزرگان و خطبا و شخصیت های سیاسی بیشتر روبه رو می شویم که باید به جایگاه نظام ارزشی و تخصصی خود پی ببریم. حوزه ی ارتباطات و رسانه در سطح دانشگاه و میدان عمل با آنچنان دوام و قوامی پیش ببریم که نسل آینده همچنان که دیگران قدردان معتمدنژادها بودند بعد از رفتن و عبور از ما دانشجویان یاد ما بیفتند که حقیقت را فدای مصلحت نکنند.
این مدرس دانشگاه افزود: روزی که برملا شود ارتباطات و رسانه در برخورد با مفاسد اقتصادی هیچ رقیبی در جبهه ی مقدم با مفاسد ندارند قطعا ارتباطات سالم، ملی، عینی گرا و دارای وابستگی ارزشی خواهیم داشت. از طرفی دیگر ما هیچ امیدی نمی توانیم به رسانه های برون مرزی داشته باشیم. نظام رسانه ها در هیچ کجا نتوانسته با شب نامه جلوی چیزی را بگیرد ما باید به صورت روشن جلوی خطاها را بگیریم و در میدان عمل از ارزش ها دفاع کنیم.

رفتار و منش معتمدنژاد باعث ماندگاری او شد
به گزارش شفقنا رسانه، در ادامه ی این مراسم محمدمهدی فرقانی با اشاره به جایگاه معتمدنژاد توضیح داد: هر چه درباره ی معتمدنژاد بگوییم تکراری است ولی می خواهم امروز درباره چند نقش معتمدنژاد صحبت کنم؛ این استاد بیشتر از آنکه دانش آکادمیک و حرفه ای اش برای ما برجسته باشد رفتار و منش و ارزش هایی که ایشان به آن پایبند بوده اند باعث ماندگاری او شده و او را الگو کرده که ما هم سعی می کنیم اینطور باشیم. نکاتی که منتظرقائم مطرح کردند بسیار مهم بود چرا که معتمدنژاد تأکید داشت هیچ گاه نباید حقیقت را فدای مصلحت کنیم و این حرف را با آرامش و طمأنینه می زد که مقاومت ایجاد نشود و این را باید دانشجویان یاد بگیرند که صدای بلند به معنای استدلال درست نیست. دکتر همیشه با استدلال درست همه را قانع می کرد و اگر کسی هم مخالف نظر ایشان بود نظرش را با ادب و احترام می گفتند و دکتر هم آنها را می شنید و می پذیرفت.
او با اشاره به متانت معتمدنژاد در کار و حرفه و اخلاق اش گفت: هیچ گاه در برخورد با دانشجویانش نمی گفت که من استاد شما هستم بلکه خودش را شاگرد می دانست. زمانی که من دانشجویش بودم من را همکار صدا می کرد به نظرم اینها ویژگی هایی است که به یک ساختار هویت می دهد و کارکرد اجتماعی این شخصیت را برای ما نمایان می کند. از دیگر ویژگی های دکتر این بود که به شدت بر سر ارزش های اخلاقی و حرفه ای ایستادگی می کرد برای همین بسیار مهم است که نسل جوان با این میراث آشنا شوند.
رئیس دانشکده ی ارتباطات با مهم دانستن یاد و نام معتمدنژاد افزود: اگر امروزه تندیسی را جلوی دانشکده گذاشته ایم یا اینکه این استاد دارای اتاقی هستند از باب انجام وظیفه بوده؛ واقعا هدف، انتقال میراث علمی و اخلاقی بوده است و قطره های این میراث را باید در خود درونی کنیم. این مهم است که دانشکده ی ارتباطات همچنان میراث دار آن افتخارات باشد. یکی از مشکلات جدی ما فقدان حافظه ی تاریخی است و این باعث می شود که ما آسیب پذیر شویم و از طرفی تهاجم فرهنگی هم در این شرایط بسیار تأثیرگذار است. به همین خاطر ملتی که پشتوانه دارد باید آنها را انتقال دهد و نگهدار آنها باشد. چراکه این نام ها و یادها استواری های زیادی به جامعه ی الان می دهد.
فرقانی با اشاره به کم کاری خبرنگاران در جامعه ی امروز اظهار کرد: ما آسیب های زیادی در حوزه ی روزنامه نگاری داریم طبق صحبت های دکتر منتظر قائم در آن جلسه مطرح شده که چرا رسانه ها آسیب های اجتماعی را برجسته نکرده اند و می توان این را هم به حوزه ی اقتصادی کشاند که رسانه در این میان کم کاری کرده اند. علت اش این بوده که مطبوعات ما به موقع دیده بانی نکرده اند، زنگ خطر اتفاقات و شرایط را به موقع به صدا در نیاوردند. هر چند بخشی از جامعه ی رسانه ای این کار را کرده ولی آن رسانه بر حذر شده و رسانه هم کنار کشیده شده است.
او ادامه داد: همین کنار کشیدن رسانه ها همه ی جامعه را متوجه آسیب کرده است. در دوره های تاریخی که مردم به مطبوعات اعتماد داشتند رابطه ی بین حکومت و ملت هم قوی بود اما در زمان امروز ما به دنبال محدود کردن رسانه ها هستیم و فکر می کنیم با این وضعیت می توانیم اعتماد عمومی را ارتقاء دهیم. اگر هشدارهای مرحوم معتمدنژاد که همه را ارائه دادند، نباشد این جامعه شاخصی برای مقایسه نخواهد داشت. اگر ما می گوییم رسانه ها باید نظارت داشته باشند و هشدار بدهند از طرفی دیگر باید درجه و سطح هوشیاری جامعه را هم بالا نگه داریم اگر این طور می شد ما الان شاهد فساد نبودیم.
این مدرس دانشگاه تأکید کرد: اگر قانونی بود که آزادی رسانه ها، امنیت شغلی خبرنگاران و حتی جست وجوی افراد به اطلاعات را تضمین می کرد ما دیگر دچار آسیب هایی به این شدت نبودیم که در حال حاضر بزرگان جامعه هم بسیار نگران شدند. چون اگر همان موقع افشاء می شد جلوی خیلی از اتفاقات گرفته می شد. خاصیت وجود معتمدنژادها و جانشینان او در گذشته و حال را باید در محفل ها و مجالس مختلف مطرح کنیم و این مسائل را بازگو کنیم که ادبیات آنها را زنده نگه داریم. پیوند خوردن با گذشته راه آینده ی ما را روشن و باز می کند؛ اگر گذشته را نشناسید، نمی دانید الان چه کار کنید. میراث داران و وفاداران رشته ی تخصصی خود باشید و پرچم دار این حوزه و رشته باشید.
پس از پایان سخنان فرقانی، یکی از دانشجویان حاضر در مراسم با اشاره به صحبت های فرقانی که گفته بود شما باید پرچم دار این رشته و حوزه باشید، پرسید اگر ما بخواهیم پرچم دار این رشته باشیم و میراث دار این حوزه، چرا بسیاری از کتاب های ما به روز نشده است و قدیمی است. فرقانی پاسخ داد: اینکه مطالبه دارید، درست است اما اینکه خود کوچک بین نباشیم مهم است. هیچ کدام از برنامه های درس دانشگاه ما عقب مانده نیست. سال گذشته بود که برنامه ی درسی کارشناسی ارشد ارتباطات و روزنامه نگاری بازنگری شده است. در حال حاضر هم این رشته مشغول بازنگری است. می پذیرم ضعف هایی داریم اما اینطور نیست بسته ی پوسیده و زیر خاک را به شما بدهیم هیچ کدام از مباحث اساتید شما کهنه نیست و واقعیت این است که کتاب دکتر معتمدنژاد در حوزه ی ارتباطات جمعی یک کتاب پایه و تنها منبع است ولی کلاس هم باید استقبال کند و کتاب هایی را که به آنها معرفی می کنیم، بخوانند که متأسفانه وقتی یک کتابی را بیشتر معرفی می کنیم اعتراض آنها بلند می شود.
او ادامه داد: به نظرم فرایند آموزش به نظام آموزش معکوس تغییر شکل داده است و باید فرایند آموزش از دانشجو شروع شود و او سوال بپرسد و در واقع کلاس را به بحث و گفت وگو بکشاند.
در ادامه ی این توضیحات منتظرقائم هم توضیحاتی را در تکمیل صحبت های فرقانی ارائه داد و گفت: آنچه همیشه در تمجید معتمدنژاد داشته ام، این بوده که او یک نگاه سیستمی داشت. ما هم باید یاد بگیریم نگاه سیستمی داشته باشیم و باید کلیت جامعه را ببینیم. تألیف کتاب به این صورت نیست که استادها بعد از کلاس بتوانند بنشینند و یک کتاب بنویسند هر تألیفی چندین سال طول می کشد. در کشورهای دیگر برای تألیف یک کتاب به اساتید گرند و معروف داده می شود و از بسیاری از کارها استاد دست می کشد تا کتابی را تألیف کند.

وقتی از سرمایه های نمادین صحبت می کنیم باید به سرمایه هایی چون معتمدنژاد روی بیاوریم

به گزارش شفقنا رسانه، هادی خانیکی، عضو هیأت علمی دانشگاه علامه طباطبایی هم در ادامه این مراسم اظهار کرد: اولین مسأله ای که می خواهم به بهانه ی دکتر معتمدنژاد مطرح کنم بحث سرمایه ی نمادین یا فرهنگی است که بوردیو مطرح می کند. اینکه چرا این سرمایه ها مهم اند و چه نفعی دارند؟ و طبیعتا می توان به میراث دکتر معتمدنژاد هم اشاره کرد. می گویند سرمایه نمادین گرانیگاه توسعه است یعنی بحث های مشترکی که من و دکتر منتظر قائم در اینجا و در دانشگاه تهران دنبال می کنیم یا همان بحث های ارتباطات و توسعه که یکی از زوایای ورودش این است که ارتباطات چه کمکی به بازآفرینی منابع توسعه می کند و یکی از نمادهای اصلی توسعه ی سرمایه های نمادین است.
او ادامه داد: سرمایه های نمادین مخصوص در تهدیدها می توانند هم خلق فرصت کنند و هم کمک. خلق فرصت یعنی ما چه کار می توانیم بکنیم تا توان پاسخگویی در ارتباطات را به توسعه یا توان پاسخگویی محافل آکادمیک را بالا ببریم و آن این است که باید کتاب تألیف کنیم درس بخواهیم کار مشترک انجام دهیم و … من فکر می کنم بهتر است شما به عنوان انجمن علمی همین موضوع کار را در دستور کار خود قرار دهید و بنا این نباشد که در این نشست به سوال تان پاسخ داده شود.
خانیکی در ادامه ی صحبت های خود افزود: در این دانشگاه و سایر دانشگاه ها انجمن های مختلفی داریم که در درون شان، ظرفیت هایی است. گاهی این ظرفیت ها حول و حوش مفاخر و پیشکسوتان شکل می گیرد و از منظر نقل خاطره و بازگشت به گذشته است و گاهی هم می توان گفت آن را از منظر نگاه به آینده جلو برد. از منظر نگاه به گذشته این است که بگوییم یک عمود خیمه ای داشتیم مثل دکتر معتمدنژاد که همه خود را ذیل خود تعریف می کردیم و تمایزی که بین روزنامه نگاری، روابط عمومی، مطالعات ارتباطی، مطالعات فرهنگی وجود دارد کمرنگ می شود چون همه قبول داشتند که این پدر است. ما می خواهیم اینگونه به دکتر معتمدنژاد برگردیم البته فی النفسه این احترام دارد و هر جامعه ای خاطرات و سرمایه های خودش را بازخوانی می کند و نمی توان گفت دوره ی اینها تمام شده است.
این مدرس ارتباطات به مدل دیگری اشاره کرد و گفت: مدل دوم این است که به سرمایه های فرهنگی و نمادین و تعریفی که برای آینده داریم، بازگردیم در تعریف برای آینده ممکن است بگویید که باید از اینها فاصله بگیریم و نمی خواهیم دکتر معتمدنژادها را مومیایی کنیم و می خواهیم به صورت زنده آنها را مطرح کنیم. اگر بخواهیم به صورت زنده مطرح کنیم ممکن است گفت وگو هایی مطرح شود که یک طرف آن دید دانشجو است و طرف دیگر دیدی است که بگوییم ما با چه مسأله ای مواجه هستیم. مثلا بگوییم با این دید نو شدن ارتباطات یعنی چه؟ روزآمد شدن اساتید و دانشجو یعنی چه؟
خانیکی با اشاره به ویژگی هایی که یک مولف باید داشته باشد، گفت: من به عنوان یک معلم و مسئول در این رشته و گروه باید بگویم مگر می شود هر مفهومی را بلافاصله کنار گذاشت؟ یا هر حرفی را می توان به منبع دستی تبدیل کرد؟ حرف درست این است که دکتر منتظرقائم اشاره کردند و گفتند تألیف متن خود کار خیلی مهم و زمان بر است. اگر نسل معتمدنژادها را نگاه کنید می بینید که تعداد آثارشان برای دهه ی آخر عمرشان است و یک عمر کار کرده اند. آنچه دکتر معتمدنژاد را شاخص می کند نوآوری در عین تبار داشتن است. دکتر معتمد نژاد به تعریف درستش پدر بود؛ در خیلی از کارها در کشور موسس بود و یکی از موفقیت هایش خصلت میان رشته ای اش بود که در حقوق و روزنامه نگاری در تردد بود. با جرأت می توانم بگویم اگر دکتر معتمدنژاد نبود مسأله ی جامعه ی اطلاعاتی در ایران به این صورت مطرح نمی شد چون نوآوری در عین داشتن سنت و سنت داشتن در عین نوآوری است که یک استاد را استاد و یک دانشمند را دانشمند می کند.
او ادامه داد: به نظر من وقتی ما از سرمایه های نمادین صحبت می کنیم باید به سرمایه هایی مثل دکتر معتمدنژاد روی بیاوریم و از آنها بیاموزیم برای امروز چه کار می توانیم کنیم؟ با این ویژگی ها است که می توانیم بگوییم گمشده ی ما در دانشگاه ها توجه به سرمایه های نمادین، تاریخ مندی، پیشینه و سابقه داشتن است و این، ما و شما را در دو طرف میز کنار هم قرار می دهد تا به این اعتبار سرمایه ی خود را حفظ و آن را روزآمد کنیم. برای روزآمد کردن سرمایه های فرهنگی و نمادین راهی روشن تر از نهادینه کردنشان نمی شناسم. باید آنها را به مسأله ی زنده، پرسش و پاسخ، در سطحی که مرسوم است تبدیل کنیم. کار دانشگاهی این است که چیزی مثل معتمدنژاد خوانی در میان دانشجویان ما مرسوم شود یا چیزی مثل تهرانیان خوانی و علی اسدی خوانی در میان دانشجوان ما مرسوم شود.
انتهای پیام

انتهای پیام

media.shafaqna.com

شفقنا در شبکه های اجتماعی: توییتر | اینستاگرام | تلگرام

پاسخ به این نظر

Please enter your comment!
Please enter your name here