زمان انتشار : ۲۵ آذر ,۱۳۹۶ | ساعت : ۱۴:۰۷ | کد خبر : 464547 |

رویکرد غالب تلویزیون مهندسی فرهنگی است؛ گزارشی از بررسی کتاب «پساتلویزیون در ایران»

شفقنا رسانه- کتاب «پسا تلویزیون در ایران» به تألیف سیدجمال الدین اکبرزاده جهرمی با حضور هادی خانیکی، عضو هیئت علمی دانشگاه علامه طباطبایی؛ عبدالله گیویان، دکترای ارتباطات و احمد میرعابدینی، دکترای ارتباطات نقد و بررسی شد.

همگرایی چطور بر تلویزیون اثر می گذارد

به گزارش شفقنا رسانه، در ابتدای این نقد و بررسی اکبرزاده با توضیحاتی درباره‌ی کتاب گفت: کلمه  «پساتلویزیون» در کتاب کم تکرار شده است، هر چند به من گفته شد اسمی را انتخاب کنم که جلب توجه کند. این کتاب از دل یک پژوهش آمده برای همین ساختارش خیلی به کتاب نزدیک نیست و به نظر خودم این یک نقص است. مسئله‌ی بعدی این است که اشکالات ویراستاری زیادی دارد که باید برطرف شود. موضوع این کتاب یکی از دغدغه‌های خودم بود چون اتفاقات جدیدی در حال رخ دادن است که محیط ایران را کمتر متأثر کرده یعنی صداوسیما به این اتفاقات کمتر توجه می کنند. برای همین من سراغ چنین موضوعی رفتم که همگرایی چه کار می کند و چطور بر تلویزیون اثر می گذارد.

او ادامه داد: نگاه من به تلویزیون از منظر صنعت است. این صنعت در غرب از ابتدا تا دهه‌ی ۱۹۸۰ ثبات داشت و همین مسئله خودش سیاستگذاری را ایجاب می‌کرده اما در ایران این وضعیت باثبات از غرب طولانی‌تر بوده است.

شکل متعارف تلویزیون در حال پایان یافتن است

به گزارش شفقنا رسانه، اکبرزاده با اشاره به دیگر بخش‌های کتاب توضیح داد: همچنین اصول اصلی نئولیبرالیستی همان کاهش مداخله‌ی دولت در بازار، متکثرشدن بازارهای داخلی ارتباطات و خصوصی کردن است. همه‌ی اینها باعث می‌شود این صنعت تحولاتی را به خود ببیند و همین تحولات بر تلویزیون هم اثرگذار است چراکه تلویزیون به ارتباطات وابسته بوده و قطعا متحول خواهد شد. پسا تلویزیون شامل تغییرات ساختاری در سه حوزه‌ی تولید، توزیع و مصرف تلویزیون است. مثلا ازدیاد سرسام آور شبکه‌های تلویزیونی، ظهور ژانرهای جدید تلویزیونی، ظهور شیوه‌های جدید تولید محتوا و برطرف شدن موانع مالکیت در کشورها است.

او ادامه داد: مسئله‌ای مطرح شده در کتاب این بود که آیا با این تغییرات ما به پایان تلویزیون نزدیک شده ایم؟ آنچه این روزها در شبکه‌های اجتماعی شاهدیم که می گویند شاهد مرگ تلویزیون هستیم، آیا درست است؟ واقعیت این است که شکل متعارف تلویزیون در حال پایان یافتن است اما به قول کستلز، تلویزیون همچنان به عنوان بهترین و پیشروترین رسانه‌ی ارتباط جمعی است.

این پژوهشگر حوزه‌ی رسانه با اشاره به چالش‌های ایجاد شده برای تلویزیون در ایران تصریح کرد: من در همان فصل اول به آنها اشاره کرده ام، مثلا در دهه ی ۷۰ ما ظهور آنتن‌های ماهواره را می‌بینیم و بعد در همین دهه ادغام اینترنت را می‌بینیم و بعد شاهد شبکه ی نمایش خانگی هستیم اما حالا چرا این مسائل برای ایران نسبت به کشورهای دیگر یک چالش بزرگ محسوب می شود. فکر می کنم به این خاطر باشد که ایران در حوزه فرهنگ برای خودش شان حداکثری دخالت قایل است. همچنین در این فصل به این سوال پاسخ دادم که چالش‌های پیش‌آمده با چه واکنش‌هایی روبه‌رو شده است. این واکنش‌ها هم از طرف صداوسیما و هم از طرف دولت و نظام سیاسی است.

تحولات تلویزیون؛ از بازیگر اصلی بودن تا پساهمگرایی

این محقق با توضیح درباره‌ی روش کتاب یعنی مصاحبه عمقی توضیح داد: در فصل دوم، نظریه‌ها و تجارب دیگر کشورها را در خصوص سیاستگذاری رسانه ای آورده ام که در این حوزه ژاپن و چین شبیه ما هستند. همچنین در این فصل از نظریه‌ی هنجاری هم استفاده کرده‌ام. در فصل سوم تحولات تلویزیون را در سه دوره بیان کرده‌ام که به نظرم این تحولات به این ترتیب است؛ یک دوره‌ی پیش همگرایی است که از سال ۱۳۳۷ تا اواسط ۱۳۷۰ که در این دوره می‌توان وضعیت باثباتی را در ایران تصور کرد و صداوسیما در این دوره بازیگر اصلی است، تعداد شبکه‌های تلویزیونی انگشت شمارند و فعالیت شان در سطح ملی است. در این دوره حرکت به سمت تمرکز در اداره‌ی تلویزیون است و ما این وضعیت را قبل و بعد از انقلاب داشته ایم.

اکبرزاده با اشاره به دوره های دیگر این تحولات توضیح داد: دوره ی دوم گذار به همگرایی است که از اواسط دهه ی ۷۰ شروع می شود تا اوایل ۱۳۹۰، یعنی بعد از قانون ممنوعیت تجهیزات ماهواره ای تا ورود دولت یازدهم. در این دوره ما علاوه بر شبکه‌های ماهواره‌ای، اینترنت را هم داریم که خودش چالش هایی دارد چراکه نهادهایی مشغول قانونگذاری و سیاستگذاری برای آن هستند. همچنین می توان در این دوره تفسیر شورای نگهبان از اصل ۴۴ قانون اساسی را هم دید، این تفسیر سایه ی خود را بر سیاستگذاری رسانه ای می اندازد و به نوعی سازمان صداوسیما را انحصاری می کند.

مهندسی فرهنگی یک گفتمان رایج در سیاستگذاری است

او ادامه داد: همچنین در این دوره می توان ایجاد محدودیت دسترسی و فیلترینگ را هم شاهد بود. دوره سوم پساهمگرایی است که از سال ۱۳۹۳ شروع می شود و تا الان هم هست. در این دوره وقتی محدودیت سرعت برداشته می شود امکان تصاویر با کیفیت را می‌بینیم. در فصل آخر کتاب هم درباره‌ی واکنش‌ها و سیاست‌های صداوسیما در بخش‌ها و حوزه‌های مربوطه را بررسی کرده‌ام. همچنین روندهای کلان را به عنوان نتایج تحقیق ارائه داده‌ام، با این توضیح که در حوزه ی رسانه، رویکرد غالب تلویزیون مهندسی فرهنگی است و این مسئله خود یک گفتمان رایج در سیاستگذاری است. روند بعدی غلبه‌ی رویکرد فناورانه و با مهندسی به پدیده‌ی همگرایی رسانه ای است.

این مؤلف در پایان گفت: دال مرکزی سیاستگذاری تلویزیون در ایران به خاطر وضعیتش در برابر اردوگاه غرب به این صورت بوده که مسائل سیاسی به خصوص امنیت ملی بر سایر تصمیم گیری ها سایه می اندازد.

فقر نگاه انتقادی در این کتاب دیده شود

در ادامه‌ی این نشست عبدالله گیویان با توضیح درباره‌ی بخش‌های این کتاب بیان کرد: تلویزیون و سازمانی که ما را به شکل ظالمانه‌ای از خود راند و سال‌هایی که خاک صحنه خوردیم این اجازه را به من می دهد که از آقای اکبرزاده‌ی جهرمی تشکر کنم و پیشاپیش این را بگویم که نقدهایی برای تکمیل کردن کارهای بعدی ایشان است. این که به خاطر سرعتی که داشته می‌خواسته هر چه زودتر به شکل کتاب دربیاید و همین باعث شده غلط های ویراستاری زیادی داشته باشد، از آنها می‌گذرم. به نظرم کتاب و این پژوهش مشکل رویکردی داشته و مشکل فنی به معنای روش شناسی دارد.
او افزود: رویکرد به تلویزیون فارغ از تاریخش است و خیلی معلوم و مشخص نیست که مسائل مربوط به تلویزیون در کدام جغرافیای معرفتی قرار می گیرد، برای من مشخص نشد که آیا نئولیبرالیسم چیز خوبی است؟ یا ناگریز از آن هستیم؟ باید مراقب بود؟ یا باید مقابل آن قرار گرفت؟ همه‌ی اینها باعث می‌شود فقر نگاه انتقادی در این کتاب دیده شود. در این کار من یک نگاه مجموعه‌ای نسبت به تلویزیون نمی‌بینم و به نظرم یک جور تعلیق آزاردهنده است یعنی تکلیف روشن نمی شود  قاب تلویزیون در کجا ایستاده است.

می‌توانستید از درون به مسئله نگاه کنید

گیویان در ادامه‌ی انتقادهای خود به کتاب افزود: بلاتکلیف بودن باعث می‌شود بگوییم، یافته‌های جهرمی، نهایت قاب را نشان نمی‌دهد؛ مثلا از نقش جریان‌ها و گرایش‌های سیاسی در این کتاب چیزی نمی‌بینیم، انگار به نحوی از سیاسی شدن موضوع احتراز داشته اما به هر حال این یک بخش جدی است و باید در تحلیل او باشد. این نداشتن نگاه تاریخی و از بیرون نگاه کردن به عنوان یک صنعت به تلویزیون و از طرفی ارائه‌ی پیشنهاد در حوزه‌ی سیاست و فرهنگ یکی از آثار دیگر ویرانگری است که بخواهید به صورت جامعه شناسانه به این مسئله نگاه کنید. در حالی که شما به عنوان کسی که در این حوزه بودید، می‌توانستید از درون به این مسئله نگاه کنید.
او با انتقاد به این شیوه‌ی نگرش به مسئله در کتاب گفت: شما از دشواری‌هایی که تلویزیون در سال‌های بعد از انقلاب داشته خیلی راحت می گذرید در حالی که می دانید در همان سال ها ما چقدر راجع به جزئیات مشکل داشتیم. مثلا در جایگزین کردن تصاویر مشکلات زیادی بود. همچنین پیچیدگی‌های زیادی وجود داشت که دو قطب متضاد را می خواستند با تلویزیون به عنوان یک ابزار سیاسی جمع کنند و همین خود دعواهای زیادی را در قبل از انقلاب و بعد از آن به راه می انداخت.

معنی تلویزیون در ایران در روزگار اینترنت چیست

گیویان با بررسی دیگر بخش های این کتاب بیان کرد: البته من اینها را ناشی از رویکرد پژوهشی شما می بینم چراکه پدیده را از بیرون نگاه کردید و برخوردِ با فاصله با موضوع داشته‌اید. اشاره کردید روش تحقیق کیفی است وقتی وارد می‌شویم، می‌بینیم درباره‌ی روش و افراد مصاحبه شونده هیچ توضیحی داده نشده است. همچنین اشاره کردید از مصاحبه‌ی عمیق هم استفاده کرده‌اید، به نظرم مصاحبه، یک روش گردآوری اطلاعات است که با روش تحقیق فرق می‌کند برای همین وقتی از این روش‌ها نام می برید توقع من خواننده این است که در آخر کتاب، معنا را جست‌وجو کنم.
او افزود: معنی تلویزیون در ایران در روزگاری که اینترنت گسترش پیدا کرده، چیست. من این را نمی‌بینم. خواهش می‌کنم در چاپ بعدی، مباحث روشی را روشن کنید و به شکل مشخص نحوه‌ی مقوله‌بندی را توضیح دهید. این که افراد مصاحبه شونده چه کسانی بودند و یافته‌ها را تشریح کنید.
گیویان همچنین از برخی مباحث مطرح شده در این کتاب دفاع کرد و گفت: اما مسئله‌ای که من را خوشحال کرد موضوع رانه‌ی اصلی در تلویزیون بود که توقع دارم جهرمی با توجه به این که آشنایی‌های لازم را با دانش ارتباطات و سیاستگذاری در تلویزیون دارد، آن را بهتر توضیح می داد. تمام ماجرا اینجاست. اگر این تحلیل را بپذیرید که از دوران صفویه به بعد در ایران ما چهار دوره‌ی اصلی داریم، ماجرا را نوع دیگری تحلیل خواهیم کرد. یک دوره فهم شیعی است، دیگری یک جریان متصوفانه از عالم است، دیگری نگاه به گذشته ایران است و دوره‌ی بعدی نگاه به غرب است که در دو دوره‌ی اخیر فرایند آیین‌سازی در هر سطح استفاده می‌شود.
او با اشاره به ویژگی‌های این دوره‌ها گفت: در این دو دوره استفاده از ابزارهای مختلف برای ارج نهادن به ارزش های زمان شاهنشاهی بود در واقع یک استفاده ی ایدئولوژیک در دوره ی قبل از ایران بود. خب حالا صورت را نگه دارید و محتوا را عوض کنید. تلویزیون در ایران اصلی ترین ابزار در عرصه ی قدرت و فرهنگ برای ایران می شود. همچنین ما یک قرائت خاص از تشیع را هم می بینیم. خب اگر این دوران ها را نگاهی بیندازیم تحلیل های ما سمت دیگری خواهد رفت.

گیویان ادامه داد: به نظرم اگر تلویزیون در ایران مطالعه شود و صورت های مشابه تلویزیون ما را فریب ندهد، می توانیم درک بهتری از مسئله داشته باشیم. از طرفی دیگر بسیاری از نظریه ها شبیه به سبک کارهای دانشجویی است و به نظرم برای فهم این مسأله نمی‌تواند نقطه عظیمتی برای این مسئله باشد برای همین ما باید واقعیت موجود را ببینیم. توصیه می کنم آن بخش مربوط به تلویزیون های دیگر را مجزا کنید بعد تلویزیون خودمان را بگویید تلویزیون ما هیچ نظیر و مانندی ندارد.
او افزود: رویکردمندی نکته‌ای بود که من را خیلی ذوق زده کرد؛ یک مشکلی که ما در حوزه ی فرهنگی و اجتماعی داریم همین نگاه و اراده‌ی مهندسان است، برای همین توقع داشتم آقای جهرمی نگاه مهندسی به فرهنگ را که مطرح کرده‌اند توسعه بدهند چراکه سیاستگذاران فرهنگی، تلقی مهندسانه دارند و این خود می‌تواند یکی از آفات جامعه شناسی‌زدگی در حوزه ی فرهنگی – اجتماعی ما باشد. با وجود همه‌ی این بحث ها و نقدها باز هم از مؤلف کتاب به خاطر نوشتن آن تشکر می‌کنم و امیدوارم اصلاحات لازم را برای چاپ بعدی مورد توجه قرار دهند.

نگاه به تلویزیون ابزاری بوده است

در ادامه احمد میرعابدینی هم با ابراز خوشحالی از انتشار چنین کتابی گفت: من این کتاب را خوانده ام و با نظر گیویان در بخش های مختلف آن موافقم اما من می خواهم از یک زاویه ی دیگر به این کتاب نگاه کنم. زبان ترس، زبان غالب است. این زبان در پژوهش های رسمی خودش را نشان می دهد؛ وقتی در این کتاب، جهرمی از مهندسی فرهنگی صحبت می کند متوجه می شوم که منظورش چیست و به نظرم از زاویه‌ی خوبی شروع کرده است. من هم رسانه را عامل قدرت می دانم و این را باید بیشتر مطرح کنیم هر چند باید متوجه نگاه‌های ملاحظه گرانه هم در این خصوص بود.
او ادامه داد: تخصصی شدن جلسه‌ی امروز را می‌پسندم چون که این پژوهش در یک محیط رسمی کار خود را شروع کرده و برای همین بهتر است نقد و بررسی‌های آن هم در همین جلسه‌ی رسمی شروع شود. به نظرم صداوسیما یک همه چیزخوار است که تکنولوژی جدید را در اختیار می گیرد و خودش می داند چطور با مخاطب حرف بزند یا نزند. محقق هم در این کتاب چاره‌ای ندارد که با واژه‌ی پسا همگرایی این را نشان دهد. باز هم تأکید می‌کنم من زبان ترس را در پژوهش‌های رسمی می دانم و پیشنهادم این است که کمک کنیم آن را در این حوزه ارتقاء بدهیم.
میرعابدینی با اشاره به ویژگی های تلویزیون در ایران گفت: در مرکز صداوسیما پژوهش های خوبی همیشه انجام شده است و این کار هم قابل تقدیر است. این کتاب چند سوال مهم را مطرح می‌کند که تلویزیون به عنوان عامل قدرت چه کار می کند و رویکردهای تجاری که دارد به کجا می رود. به نظرم در تلویزیون همگرایی صورت گرفته است؛ من خودم شاهد بودم که قبل از انقلاب همگرایی فنی به شدت دنبال می شد حتی من یادم هست که مهندس ها در این حوزه به ما درس می دادند اما این همگرایی ها با چه هدفی بودند؟
این مدرس ارتباطات افزود: از وقتی به تلویزیون رفتم نگاه به تلویزیون ابزاری بوده اما نه در خدمت نیاز همه ی افراد جامعه، در این گزینش حتی رویدادها هم انتخابی بودند و هستند و این آشکار است. در حال حاضر تنها می‌توانم توصیه کنم که بخش زیادی از پژوهش های خود را به تلویزیون اختصاص دهیم و خوشحالم ایشان به این سمت رفتند و این راه را برای دیگر محققان و پژوهشگران باز کردند.

ارتباطات ما را وارد دنیای جدیدی کرده ولی تلویزیون را به مرگ نکشانده است

هادی خانیکی از دیگر منتقدان این کتاب با توضیح درباره ی بخش های آن گفت: تخصص من تلویزیون نیست اما چون تلویزیون را دوست دارم و می خواهم از آن بیشتر استفاده کنم، برای همین انتقاداتی را بیان می کنم. یکی از رایج ترین زاویه های ورود به اثر این است که ما به مولف نگاه کنیم. گیویان توضیح خوبی داد که کتاب باید جای خودش را پیدا کند و اینکه در چه زمانی است، مهم است؛ اما به نظر من این امر هم اهمیت دارد که محقق را باید بشناسیم و از منظر او به اثر نگاه کنیم. به نظرم محقق چندین ویژگی دارد که باعث شده کتابش قابل اعتبار باشد.
او در اشاره به این ویژگی ها اظهار کرد: آقای اکبرزاده، مهندس است ولی در حوزه ی ارتباطات کارش را ادامه داده است. دومین ویژگی اش این است که او محقق است یعنی اولویت کارش تحقیق بوده است. سومین ویژگی او معلم بودنش است. این ویژگی ها جایی را که مولف از منظر ارتباطی ایستاده توصیف می کند. کتاب به رغم کاستی ها پرسش های خوبی را مطرح کرده و برای کسی که در فعالیت نهادی درون انجمنی است، می تواند این پرسش ها ادامه داشته باشد. کتاب پرسش اصلی دارد هر چند خواسته به چند مسئله بپردازد ولی با یک زبان محتاطانه آن را مطرح کرده است.
این مدرس ارتباطات ادامه داد: در واقع نویسنده می خواهد بگوید در عصر دیگری به نام عصر پسا تلویزیون به سر می بریم که بر همگرایی تمرکز دارد اما پاسخ های ما ساده و سنتی است به همین دلیل این پاسخ ها ما را با تناقض های جدی روبه رو کرده است. جهرمی این پارادوکس ها را به خصوص در فصل چهارم مطرح می کند که سیاست گذاری در تلویزیون به نوعی بین دل و عقل اش یک تناقض وجود دارد.
خانیکی افزود: دل در گرو نوعی دریافت عصر پیشا همگرایی دارد و به شدت به یک نظام هنجاری می اندیشد و می خواهد از منظر هنجار به چالش های روبه رو پاسخ دهد. اما مصاحبه و عقل او را با تحولات فناورانه و در کنار آن تحولات فرهنگی روبه رو می کند. به نظرم یکی از ویژگی های خوب کتاب این است که به تحولات فرهنگی نگاه کرده و فقط به تحولات فناورانه اشاره نکرده است.
او با توضیح درباره ی تناقض هایی که در محتوا و مسئله ی کتاب وجود دارد، بیان کرد: جهرمی، مهندسی فرهنگی را خیلی با احتیاط ذکر می کند و اشاره می کند به منطق فضای پسا همگرایی با پاسخ های مرحله ی پیشا همگرایی خیلی انطباق ندارد ولی مشخص نمی شود و خواننده نمی داند ترس از گرفتار شدن به سیاست نئولیبرالیستی در عین نقدی که گریز از سیاست تمرکزگرایی است، چه طور جمع می شود؟
این مدرس علوم ارتباطات ادامه داد: محقق، منتقد و معترض به سیاست تمرکزگرایی گذشته است ولی نگران این است که اگر تمرکز سیاست گرایی بتازد، ممکن است در سیاست نئولیبرالیستی بیفتد. البته چون جهرمی به ساحت و منظر سیاست انتقادی معتقد است، طبیعی است که به سیاست نئولیبرالیست هم اعتقاد دارد.
خانیکی با اشاره به کمبودی که این کتاب دارد، گفت: در سیاست گذاری فرهنگی، خلأ سیاست های دموکراتیک را می بینم که این نوع سیاست گذاری در ارتباطات مشارکتی و شبکه ای هست برای همین اگر این واژه را مطرح کنیم سیاستگذاری خیلی به ورطه ی مهندسی فرهنگی نمی افتد چون نقش آفرینان متعدد می شود و به جامعه ی فعال در کنار نظام و دولت نگاه می شود. برای همین می توان این رویکرد را در این کتاب وارد کرد.
او خاطرنشان کرد: در تحقیقی دکتر تهرانیان پیوستار هفت گانه را ارائه می دهد که دارای حداکثری و حداقلی است (چه از نظر مداخله ی دولت و چه از نظر آموزش) از آنها می توان بهره گرفت و این بخش را در جمع بندی به عنوان سیاست تازه مطرح کرد. مولف کسی است که با مسئله زندگی کرده برای همین می توان صحبت های او را با دانشجوها، محققان و پژوهشگران حوزه ی ارتباطات بیرون آورد و در ادامه می خواهم مسائلی را مطرح کنم که جهرمی می تواند آنها را در کتابش برجسته تر کند.
خانیکی با اشاره به تحولات عصر جدید گفت: اولین مسئله این است که خود تحول در فناوری ارتباطاتی در عرصه ی فرهنگ یک نمود و بروز جدی دارد و آن رشد فردی و استقلال فردی است و آن رشد فردگرایی و استقلال فردی است نشانه های تحول، ضرورت توجه به استقلال فردی و فردگرایی است. طی مطالعاتی که در ایران انجام شده و باید به آن توجه جدی داشت این است که جامعه ی ما روزبه روز فردگراتر می شود؛ در این جامعه معلوم می شود که تلویزیون با این مسئله روبه روست که عصر پسا تلویزیون یکی از ویژگی های فرهنگی آن نمود و بروز فردگرایی است. مسأله ی دوم در حوزه ی فناوری است که فناوری تخصص آقای جهرمی است و در کتاب هم اشاره شده که تلویزیون در شبکه ها، تلفن و تبلت ها محاط می کند. در اینجا باید بگوییم که در عصر پسا تلویزیونی مسأله ی ارتباطی چیست؟

او ادامه داد: مسئله ی ارتباطی این است که تلویزیون تا مدتی پیش رسانه ی عام بود و مخاطب عام را داشت در حالی که امروز به شبکه های موضوعی و پاره پاره شده تبدیل می شود و به تعبیر کستلز از ارتباطات جمعی عبور می کند و به سمت ارتباطات خودگزین می رود و این اتفاق ارتباطی است که تلویزیون در تولید و توزیع مرتب در حال تغییر است. ما می توانیم در اینترنت آن را دانلود کنیم و در تبلت آن را پخش کنیم و روزبه روز به فردیت نزدیک می شویم. امروزه ارتباطات ما را وارد دنیای جدیدی کرده ولی تلویزیون را به مرگ نکشانده است در واقع ما را وارد یک سری تصاویر کرده که خودش دیگر مثل قبل نیست.
این مدرس ارتباطات با اشاره به تغییر جایگاه تلویزیون در ایران گفت: تلویزیون نقش خود را از تمرکزگرایی و هدایت متمرکز در جامعه کمرنگ می کند و به رقبایی مثل ماهواره های پخش مستقیم می سپارد در نتیجه اتفاق های بزرگ فرهنگی که ما باید در عرصه ی سیاستگذاری فرهنگی و ارتباطی داشته باشیم، بعید است که اتفاق بیفتد.
او ادامه داد: تکیه ی اصلی جهرمی بر عصر پسا تلویزیون بوده و به نظرم تکیه‌ی مهمی برای دانشجویان و محققان ارتباطی است که توجه کنند ما در حال حاضر با رسانه هایی مواجه می شویم که از مخاطب عام ما را به سمت جریان های خرد می برد در نتیجه رشد فردگرایی به شدت اتفاق می افتد و همین باعث می شود گفت وگو در فضای عمومی به مخاطره بیفتد. اما می‌توان نوعی گفت وگو و نوعی کنشگری را در سیاستگذاری جدید ایجاد کنیم.
گزارش از سمیرا بختیار

 

انتهای پیام

media.shafaqna.com

شفقنا در شبکه های اجتماعی: توییتر | اینستاگرام | تلگرام

پاسخ به این نظر

Please enter your comment!
Please enter your name here