زمان انتشار : ۱۶ آذر ,۱۳۹۶ | ساعت : ۱۹:۳۱ | کد خبر : 464200 |

«زنان و عکاسی جنگ» در یک نشست بررسی شد

شفقنا رسانه- نشست «زنان و عکاسی جنگ در ایران» با حضور مریم کاظم زاده، رضیه غبیشی و فرهاد سلیمانی در خانه هنرمندان برگزار شد.
به گزارش شفقنا رسانه، در ابتدای این نشست سلیمانی با طرح پرسشی درباره چگونگی ورود این عکاسان به دفاع مقدس مراسم را آغاز کرد. مریم کاظم زاده در پاسخ گفت: من حرفه‌ام خبرنگاری بود ولی دوربین را همیشه دوست داشتم و همیشه همراهم بود و یک نما و ایده‌ای همیشه در ذهنم داشتم که دوست داشتم لحظات را خودم ثبت کنم. همیشه کنجکاو بودم، ویژگی که الان خیلی از خبرنگارها آن را ندارند. به نظرم وظیفه خبرنگار این است که به عنوان چشم و گوش جامعه در همه جا حضور پیدا کند و ماجراها را بدون قضاوت منعکس کند.
او ادامه داد: من هم صرف کنجکاوی جوانانه‌ام وارد کردستان شدم که در ادامه وارد فضای جنگ تحمیلی هم شدم. خیلی خوشحالم که توانستم آن شرایط را به نوعی پیش ببرم که در حال حاضر این عکس‌ها روایتگر آن دوران است. قبل از من چند نفر از آقایان به منطقه اعزام شدند ولی وارد منطقه نشدند و برگشتند و گفتند نمی‌شود. من مسئولیت خودم را بر عهده گرفتم و دوربین به دست وارد منطقه شدم.

کاظم‌زاده گفت: این علاقه از دوران دبیرستان همراه من بود. نه به صورت حرفه‌ای اما همیشه پیگیر عکس گرفتن بودم و بیشتر ثبت سندیت آن لحظه برایم اهمیت داشت. تا چهار سال پیش کسی عکس های مرا ندیده بود و همیشه این گنجینه پیش من حفظ شده بود.
در ادامه‌ی این مراسم چند فریم عکس از کارهای کاظم زاده به نمایش درآمد که همگی به نوعی روایتگر مشکلات و سختی‌های مردم در دوران جنگ تحمیلی بودند و او علت گرفتن هر کدام از عکس ها را هم تشریح کرد؛ این که از روز اول بر سر مردم چه گذشته تا عکس هایی که در آن از بازیگوشی بچه ها با پای برهنه عکس گرفته شده بود.

او با اشاره به تجربه عکاسی خود در آن مناطق تشریح کرد: بعضی از عکس‌ها بعد از این که گرفته می‌شد می‌فهمیدم چه عکس‌های خوبی هستند چون آن لحظه خیلی نمی دانستم چه چیزهایی وارد کادر می‌شوند. پشت هر کدام از این عکس‌ها داستان‌های زیادی هست و امیدوارم فرصتی به دست آورم تا همه‌ی این داستان‌ها را بنویسم.
کاظم‌زاده در پاسخ به این که چه کسی می‌تواند از جنگ عکاسی کند، بیان کرد: به نظر من هر کسی که در منطقه حضور داشته باشد، می‌تواند آن لحظه را ثبت کند و تعریفش به همین سادگی است چراکه آن روزها ادعایی نبود که عکاس حتما با این مهارت‌ها و این تحصیلات در آن مناطق برای گرفتن عکس حضور پیدا کند.
سلیمانی هم در تکمیل صحبت های کاظم زاده تأکید کرد: به نظر من هم کسی که از جنگ عکاسی کرده را می توان عکاس نامید و همین تعریف شامل خیلی‌ها می شود که اسامی شان زیاد است و هیچ کدام ادعای حرفه‌ای بودن را هم ندارند. اما آنچه برای من در عکس‌های آن دوران جالب است، نوع نگاه عکاس‌های مرد و زن است. مثلا علی فریدونی ممکن است بگوید من چیزهایی را دیده‌ام که به سادگی از آنها عبور کردم اما ما در عکس‌های خانم کاظم‌زاده کاملا شاهد نگاه ظریف و زنانه‌ای هستیم که زندگی را می‌بیند و ثبت می‌کند.
او ادامه داد: البته یک نگرشی هم – من از زبان عکاسان می شنوم- این است که بیشتر عکاس‌ها مردانه به جنگ نگاه می‌کنند چون آنجا مقوله‌ی رقابت مطرح است، برای همین باید نگاه مردانه و حماسی داشته باشند. با توجه به این که خانم کاظم زاده نگاه آکادمیک و حرفه‌ای در عکاسی نداشتند ولی می‌توانیم از او به عنوان عکاسی یاد کنیم که روایتگر جنگ بود.
کاظم زاده توضیح داد: روزی که دوربین را دستم گرفتم، اصلا بحث زنانه مطرح نبود. این موضوع در همین چهار سال اخیر و به نوعی می‌توانم بگویم کشف انجمن عکاسی دفاع مقدس بوده است. من در دوران جنگ تحمیلی به صرف این که آنجا حضور داشتم، به خود می گفتم باید عکاسی کنم اما این اساتید بودند که این نوع نگاه جنسیتی را به ما یادآوری کردند و به نظرم توصیف درستی است چراکه در عکس ها کاملا دید زنانه مطرح است. هر چند در همه‌ی حرفه ها این دیدها مطرح است و فقط عکاسی نیست.

در ادامه‌ی این مراسم رضیه غبیشی با اشاره به زندگی خود در دوران جنگ تحمیلی گفت: ما داشتیم زندگی خودمان را می‌کردیم و فقط جنگ را در تلویزیون دیده بودیم. این جنگ بود که وارد زندگی ما شد. ما در آبادان زندگی می‌کردیم و اولین صحنه‌های جنگ را با بمباران فرودگاه و بعد پالایشگاه دیدیم. پالایشگاهی که قلب تمام ایران بود و با بمباران کردن آنجا زمین و دیوار می لرزید و همه ی ما می ترسیدیم. در این وضعیت زندگی ما فلج شد و همه چیز به هم ریخت.
او ادامه با اشاره به روحیاتش در دوران کودکی و علاقه‌اش به نوشتن گفت: بعد از شروع جنگ تحمیلی، نوشتن را خیلی جدی گرفتم.
غبیشی با اشاره به کتابهایی که در این سال‌ها منتشر کرده آنها را روایتگر شرایط و وضعیت زندگی خود و بسیاری از دوستانش در آن دوران خواند. در ادامه ی این مراسم عکس‌هایی از زندگی غبیشی به نمایش درآمد که بعضی از آنها را خود و برخی را همسر شهیدش (منصور عطشانی) گرفته بودند.
کاظم زاده در توضیح عکس‌ها به همراهی خود با همسر و فرزندانش در آن شرایط سخت اشاره کرد و نمونه‌ی آن عکسی از نزدیک شدن نیروهای عراقی بود که کاظم زاده با همسر خود در کنار اروندرود در یک قاب هستند.

همچنین غبیشی در پایان با انتقاد از حمایت نکردن بعضی از مسئولان از نویسندگان کتاب‌ها در این زمینه گفت: چرا باید برای انتشار کتاب‌هایی که درباره‌ی این دوران است، آن قدر به این نهاد و آن نهاد بروم. باید یک بستر حمایتی برای ما باشد.

او ادامه داد: در حال حاضر در تلویزیون سریال‌های آبکی را می‌بینیم که واقعا به درد نمی‌خورد و اصلا واقعی نیستند.

گزارش از سمیرا بختیار

انتهای پیام

media.shafaqna.com

شفقنا در شبکه های اجتماعی: توییتر | اینستاگرام | تلگرام

پاسخ به این نظر

Please enter your comment!
Please enter your name here