زمان انتشار : ۱۱ آذر ,۱۳۹۶ | ساعت : ۱۵:۲۱ | کد خبر : 463975 |

بالازاده: روزنامه‌نگاران بحران دید آینده‌نگر داشته باشند

شفقنا رسانه- سمیرا بختیار: بعد از هر بحران با دامنه‌ی گسترده در سال‌های گذشته از ضعف روزنامه‌نگاری و اطلاع‌رسانی بحران بسیار صحبت شده است. امیر کاووس بالازاده، که سابقه‌ی روزنامه‌نگاری در روزنامه‌های اطلاعات در دهه‌ی ۶۰ و همشهری و چند نشریه و مجله‌ی دیگر دارد؛ مقاله‌ای درباره‌ی «آموزش روزنامه‌نگاری بحران» در فصلنامه‌ی رسانه (تابستان ۱۳۸۷) نوشته*-اینجا– و معتقد است در این سالها نگاه تخصصی و حرفه‌ای به این موضوع را ندیده است. بالازاده می‌گوید مدیریت بحران ناکارآمد و نبود نگاه آینده‌نگرانه نسبت به بحران باعث ایجاد مشکلاتی در روزنامه‌نگاری در زمان بحران‌های طبیعی و غیرطبیعی شده است.

روزنامه‌نگار چهره‌ی درستی از بحران ترسیم کند

بالازاده به شفقنا رسانه درباره‌ی رسالت خبرنگاران توضیح می‌دهد: مهم‌‌ترین وظیفه روزنامه‌نگار این است که نقش خدمت‌گذار در یک جامعه را بازی کند. روزنامه‌نگار وظیفه ندارد که نقش رهبری برای خود در جامعه در نظر بگیرد. در واقع این خدمت‌گذار باید همیشه و در همه حال توانایی‌های علمی خودش را بالا ببرد، علمی به این معنا که در شرایط بحران و قبل از آن آمادگی‌های لازم را داشته باشد و روزبه‌روز و حتی لحظه‌به‌لحظه تا زمانی که -اگر خدایی نکرده- بحرانی پیش آمد، بتواند از این توانایی‌ها استفاده کند. قصد روزنامه‌نگار بیشتر نشان دادن مردم و در کنار آنها قرار گرفتن و منعکس کردن درست و دقیق اخباری است که در واقع معلول آن شرایط بحرانی است، چه جنگ باشد، چه زلزله باشد و چه هر اتفاق دیگری.

در شرایط بحران و قبل از آن آمادگی‌های لازم را داشته باشد و روزبه‌روز و حتی لحظه‌به‌لحظه تا زمانی که -اگر خدایی نکرده- بحرانی پیش آمد، بتواند از این توانایی‌ها استفاده کند

او ادامه می‌دهد: نقش مهم روزنامه‌نگار آن است که بتواند چهره‌ی درستی از مسئله ترسیم کند بی‌‌آنکه بخواهد بزرگ‌نمایی کند یا مسائل غیرواقعی را طرح کند یا سعی در مطرح کردن خودش داشته باشد. شرایط برای افراد در زمان بحران، دشوار و سخت است، و به‌نوعی همه‌چیز خود را از دست ‌داده‌اند و برای همین روزنامه‌نگار در این حالت باید در کنار این مردم قرار بگیرد.

روزنامه‌نگار، بحران را بزرگ نمایی نکند

عضو هیئت علمی دانشگاه آزاد اسلامی با توضیح درباره نقش خبرنگار در زمان بحران بیان می‌کند: خبرنگار باید طوری در کنار مردم قرار بگیرد که مردم او را از خودشان بدانند و با او صحبت کنند و او هم نه به‌عنوان کسی که می‌خواهد یک خبری را زودتر از رسانه‌ای دیگر منتشر کند، بلکه به‌عنوان کسی که می‌خواهد بازتاب‌دهنده‌ی واقعیت باشد، در کنار خبر قرار بگیرد. بنابراین می‌بینید روزنامه‌نگاری بحران به‌هیچ‌وجه قصد بزرگنمایی هیچ‌چیز را ندارد، و نمی‌خواهد نقش رئیس را برای مردمی که در شرایط سخت هستند، بازی کند. روزنامه‌نگاری می‌خواهد نشان بدهد خدمتگزار آن‌ها است و آمده تا در کنار آن‌ها باشد و آلام آن‌ها را تا حدودی تسکین بدهد و به آن‌ها برای رسیدن به آرامش کمک کند.

روزنامه‌نگاری بحران به‌هیچ‌وجه قصد بزرگنمایی هیچ‌چیز را ندارد، و نمی‌خواهد نقش رئیس را برای مردمی که در شرایط سخت هستند، بازی کند

مدیریت بحران کارآمد به روزنامه‌نگار هم کمک می‌کند

او معتقد است: این شرایط در صورتی برای روزنامه‌نگار ایجاد می‌شود که مدیریت بحران وجود داشته باشد. این مسئله به مسئولان یک کشور برمی‌گردد. مدیریت بحران یک موضوع خیلی جدی است. روزنامه‌نگار در چنین حالتی می‌تواند در کنار آن قرار بگیرد. متأسفانه ما در کشور مدیریت بحران به معنای کارآمد آن نداریم. نتیجه آن انتشار شایعه یا تصاویری از صحنه‌هایی است که فوق‌العاده دل‌خراش هستند و بر روی روحیه‌ی عمومی تأثیر می‌گذارد، درحالی ‌که روزنامه‌نگار باید سعی کند آلام را تسکین بدهد نه این‌که با بزرگنمایی کردن و نشان دادن صحنه‌های دل‌خراش مردم را بیشتر به هیجان بیاورد و جامعه را ملتهب کند.

مدام شکست‌ها را گزارش ندهیم

بالازاده افزود: مدیریت بحران می‌تواند خیلی سریع بر روی بحران متمرکز شود و به کمک برود، آن‌وقت خبرنگار می‌تواند در کنار مدیریت بحران برای سروسامان دادن به موضوع قرار بگیرد. وقتی مدیریت بحران کار خودش را انجام نمی‌دهد و کسان دیگری وارد صحنه می‌شوند و شروع می‌کنند مسائل را طور دیگری یا حتی بزرگ‌تر نشان می‌دهند. آن‌وقت از دست روزنامه‌نگار کار دیگری برنمی‌آید. یعنی روزنامه‌نگار چه بخواهد، چه نخواهد در مسیر یک رودخانه‌ می‌افتد که در حرکت است.

او که سابقه‌ی فعالیت روزنامه‌نگاری هم دارد، با اشاره به نقش مسئولیت اجتماعی خبرنگاران در زمان بحران می‌گوید: مثلا در شرایط جنگی هم پیروزی هست هم شکست. طبیعتا اگر روزنامه‌نگار بحران بخواهد مدام روی شکست‌ها انگشت بگذارد، به‌شدت بر روحیه‌ی عمومی جامعه تأثیر می‌گذارد. خب وظیفه روزنامه‌نگار این نیست که مدام شکست‌ها را گزارش دهد و انگشت روی تلفات بگذارد. جامعه باید فکر کند یک‌تن واحد است، که یک‌گوشه‌ی کوچکی از این تن واحد صدمه خورده و بقیه‌ی آحاد جامعه موظف هستند آن صدمه را برطرف بکنند. درست مثل بدن که وقتی دچار یک مشکلی می‌شود بقیه‌ی اعضای بدن به کمک آن ناحیه‌ای می‌روند که ضربه خورده یا مشکل پیداکرده است.

اگر روزنامه‌نگار بحران بخواهد مدام روی شکست‌ها انگشت بگذارد، به‌شدت بر روحیه‌ی عمومی جامعه تأثیر می‌گذارد

انتشار غیرحرفه‌ای اخبار دردها را تشدید می‌کند

بالازاده تأکید می‌کند: وقتی مدیریت بحران کارآمد نداریم، اخبار و مطالبی توسط مردم عادی و کسانی که حرفه‌ای نیستند، منعکس می‌شود که به درد اضافه می‌کند و آن را تشدید می‌کند. در نتیجه روزنامه‌نگار در شرایطی قرار می‌گیرد که نمی‌تواند وظیفه‌ی خودش را درست انجام بدهد. باید بگوییم رابطه‌ی دیالکتیکی بین مدیریت بحران جامعه با روزنامه‌نگار باید وجود داشته باشد. این رابطه، می‌تواند شرایطی فراهم کند که جامعه  یک‌دفعه بحرانی نشود.

روزنامه‌نگاران قبل از بحران آموزش ببینند

او با اشاره به اهمیت آموزش در این زمینه توضیح می‌دهد: روزنامه‌نگاران باید خیلی قبل از پیش آمدن بحران در جامعه، آموزش ببینند که چه طور با آن بحران برخورد کنند، چه طور در کنار مردم قرار بگیرند و چه طور بتوانند اخبار حوادث را پیش ببرند که جامعه را ملتهب نکنند.

این مدرس دانشگاه درباره عملکرد رسانه‌ها در زلزله اخیر کرمانشاه توضیح می‌دهد: طبق توضیحاتی که برای خبرنگار و مدیریت بحران دادم، من این ویژگی‌ها را در رسانه‌ها ندیدم. طبق آنچه من می‌بینم مدام اخباری می‌گوییم و صحنه‌هایی را نشان می‌دهیم که این صحنه‌ها دردناک است و روی صحنه‌های ویرانی انگشت می‌گذاریم. روزنامه‌نگار باید بگوید چنین وضعیتی پیش‌آمده است و همه با هم می‌خواهیم کمک کنیم این رنج‌ها به شادی تبدیل شود و مردم آرام‌آرام فراموش کنند دردهای آن‌ها چه طور بوده است. هرچند من واقعا تصویر روشنی از این مسئله ندارم چون در لحظه آنجا نبودم.

قبل از پیش آمدن بحران در جامعه، آموزش ببینند که چه طور با آن بحران برخورد کنند، چه طور در کنار مردم قرار بگیرند و چه طور بتوانند اخبار حوادث را پیش ببرند که جامعه را ملتهب نکنند

نیروی کارآمد و متخصص نداریم

او با اشاره به مشکل بزرگ رسانه‌های فعلی می‌گوید: رسانه‌های ما اغلب نیروی کارآمد و متخصص ندارند. عمدتا ما خبرنویس داریم تا تحلیل‌‌گر. در چنین مواقعی واقعا باید کسانی مطلب بنویسند که اهل تحلیل، بررسی و مطالعه هستند. آنها می‌توانند تحلیل کنند برآورد خسارت چه قدر است، چه طور می‌توان این خسارت را کاهش داد و به ‌کسانی که با این مشکلات مواجه شده‌اند، کمک کرد. درواقع ما به تحلیل‌گر-خبرنگار نیاز داریم تا یک خبرنگاری که می‌رود خبر بنویسد.

او با نقد وضعیت موجود مطبوعات در این زمینه، همچنین به خلاء رسانه‌های تخصصی بحران اشاره می‌کند و می‌گوید: تربیت نیرو مستلزم سرمایه‌گذاری است. ما چه قدر در مطبوعات خود سرمایه‌گذاری کرده‌ایم؟ به نظر من اصلا سرمایه‌گذاری نشده است. بیشتر مطبوعات ما دولتی است، تا مطبوعات کمی علمی‌تر، فنی‌تر و تخصصی‌تر. ما حتی یک رسانه‌ی جدی نداریم که به‌ صورت تخصصی به انواع بحران‌ها و راه‌حل‌ها پرداخته باشد. کشور ما یک کشور زلزله‌خیز است اما یک نشریه نداریم که نظر کارشناسان را راجع به مناطق مختلف، گسل‌های ایران و راجع به مسائلی که ممکن است پیش بیاید، منعکس کند.

یک نشریه نداریم که نظر کارشناسان را راجع به مناطق مختلف، گسل‌های ایران و راجع به مسائلی که ممکن است پیش بیاید، منعکس کند

بالازاده تأکید می‌کند: همه‌ی این‌ها می‌تواند در خدمت مدیریت بحرانی قرار بگیرد که از حالا به فکر آینده باشد. چون اتفاقی که افتاد، دیگر افتاده است. به نظرم مهم‌‌ترین مسئله این است که ما کاری کنیم تا بحران بعدی پیش نیاید یا خسارت آن کمتر باشد. نه این‌که بحران بعدی به شکل بدتری خودش را نشان بدهد. این‌ها مستلزم وجود مطبوعاتی است که بررسی کنند، نظر دهند، با کارشناسان در این زمینه‌ها صحبت کنند، عکس‌های دقیق بگیرند، با آدم‌ها و بخصوص درباره‌ی کشورهایی مثل ژاپن بنویسند که از این نظر پیشرفته هستند و کار می‌کنند. ببینند آن کشورها برای مبارزه با این بحران‌ها چه‌کار کردند و چه ترفندهایی دارند برای این‌که در آینده همچین بحران‌هایی پیش نیاید.

آینده‌نگری یعنی از اتفاق پیش‌آمده درس بگیریم

بالازاده با اشاره به‌ ضرورت نگاه آینده‌نگری در رسانه‌ها و مدیریت بحران توضیح می‌دهد: ما هیچ‌کدام از این کارها را نمی‌کنیم. می‌ایستیم تا بحران پیش بیاید، بعد می‌نشینیم راجع به آن برنامه‌ریزی می‌کنیم. آینده‌نگری یعنی ما از این اتفاقی که پیش‌آمده، برای آینده درس بگیریم. با توجه به این که سوانح طبیعی زیادی می‌تواند اتفاق بیفتد، باید برنامه‌ریزی کنیم. جاده‌ها را درست کنیم و موارد دیگر. در این شرایط رسانه‌ها می‌توانند در کنار مدیریت بحران نقش تکمیل‌کننده داشته باشند.

می‌ایستیم تا بحران پیش بیاید، بعد می‌نشینیم راجع به آن برنامه‌ریزی می‌کنیم

او در پاسخ به چرایی فراموش شدن اهمیت روزنامه‌نگاری و مدیریت بحران بعد از هر حادثه توضیح می‌دهد: این به مدیریت بحران ناکارآمد برمی‌گردد. اول باید برنامه‌ریزی‌ وجود داشته باشد و با آن، کشور پیش برود. وقتی هیچ‌کدام این‌ها نباشد ما بعد از اتفاق باخبر می‌شویم. بعد دلمان می‌سوزد، بعد می‌گوییم چرا این‌قدر تلفات دادیم.

عضو هیئت علمی دانشگاه آزاد اسلامی در پایان بیان می‌کند: مهم‌‌ترین مسئله در بحران‌ها چه در مورد روزنامه‌نگار و چه بقیه افراد این است که دید آینده‌نگر داشته باشند. ما این را نداریم! ما به خبرنگار متخصص و فرهیخته نیاز داریم.

مهم‌‌ترین مسئله در بحران‌ها چه در مورد روزنامه‌نگار و چه بقیه افراد این است که دید آینده‌نگر داشته باشند. ما این را نداریم!

* بالازاده نقش مرحوم علیرضا فرهمند، روزنامه‌نگار را هم در نوشتن این مقاله مهم می‌داند.

انتهای پیام

media.shafaqna.com

شفقنا در شبکه های اجتماعی: توییتر | اینستاگرام | تلگرام

پاسخ به این نظر

Please enter your comment!
Please enter your name here