زمان انتشار : ۱ آذر ,۱۳۹۶ | ساعت : ۱۵:۵۳ | کد خبر : 463606 |

اگر حس همدردی نباشد عکس روح ندارد؛روایت مهدی قاسمی از عکاسی بحران

شفقنا رسانه- زهرا حکیمی: « باید سنگ باشی تا اشکت در نیاید؛ وقتی می بینی بچه شش هفت ساله را از زیر آوار در می‌آورند و تو فقط عکس بگیری… اگر حس همدردی نباشد عکس روح ندارد.» این‌ها را مهدی قاسمی عکاس ایسنا درباره‌ی تجربه‌هایش از وضعیت عکاسی در مناطق زلزله زده کرمانشاه می‌گوید و توضیح می دهد عکاس خبری از چه شیوه‌هایی باید استفاده کند تا با واکنش منفی مردم مصیبت زده مواجه نشود.

قاسمی درباره نحوه‌ی مطلع شدنش از زلزله کرمانشاه به شفقنا رسانه می‌گوید:  چون آمار دقیقی از ماجرا نبود، قرار نبود خبرنگاران اعزامی زیادی داشته باشیم. آن شب تا آخر شب پیگیر بودیم تا بچه‌ها به محل وقوع زلزله برسند و بتوانند کارها را پوشش دهند. از طرفی هم از اول شب با بچه‌های هلال احمر در تماس بودیم که اگر قرار است اعزامی داشته باشند ما را هم لحاظ کنند و جزء خبرنگاران اعزامی باشیم. با نیروهای امدادی رفتن مزیت‌هایی دارد و می‌تواند کمک کننده باشد و سرعت کار بالا رود. حدود ساعت ۵ صبح  هلال احمر یک تیم رسانه‌ای اعزام کرد.

او ادامه می‌دهد: وقتی به منطقه رسیدیم، تا جایی که مطلع شدیم در روستاها کسی زیر آوار نبود یعنی به خاطر جمعیت کم روستاها خودشان عزیزانشان را از زیر آوار درآورده بودند. از طرف دیگر خانه‌های روستا یک طبقه است و طوری نیست که آواربرداری سخت باشد. درحالی که در شهر وقتی مثلا یک آپارتمان می‌ریزد، نیاز به تجهیزات برای آواربرداری است. روز اول از شهر خارج نشدیم. همانجا در شهر شروع به کار کردیم.

اگرچه قاسمی معتقد است مشکلات در زمان بحران برای نیروهای امدادی، امنیتی و… هم وجود دارد و فقط مختص عکاسان و خبرنگاران نیست، با این حال می‌گوید: شاید از بیرون این دید وجود داشته باشد که کار ما عکاسان از بقیه راحت‌تر است. ولی ما در زلزله کرمانشاه مشکل رفت و آمد، حمل و نقل وسایل و حتی مکان داشتیم. در زلزله بم، آذربایجان و… هم این گونه بود. شما وقتی وارد منطقه می‌شوی تا جایی را پیدا کنی زمان می‌برد. اگر وسیله نقلیه داشته باشی، کار راحت‌تر می‌شود ولی در آن وضعیت ممکن است اتفاقی برای ماشین بیفتد. اگر هم نداشته باشی مثل ما مجبوری چند کیلو وسایل و تجهیزات را صبح تا شب حمل کنی.

او ادامه می‌دهد: مشکل دیگر اسکان نداشتن است. الان در کرمانشاه خبرنگاران چادر دارند ولی در روزهای اول که ما رفتیم چادر نداشتند. چند عکاس و خبرنگار دو تخت را در بیمارستان به هم چسباندیم و با دو پتو شب را صبح کردیم. بچه‌های تیم پزشکی به ما می‌گفتند بر روی این تخت‌ها کلی آدم فوت شده و خونی هستند، ولی ما مجبور بودیم. آن قدر هوا سرد بود تا صبح کسی نخوابید. البته ما خودمان را از مردم جدا نمی‌دانیم. خیلی از مردم چادر نداشتند. خیلی از نیروهای امدادی، نهادهای امنیتی و… هم مثل ما در خیابان سر کردند و ما هم از دیگران جدا نیستیم.

 

در شرایط بحرانی عکاس چه طور باید عکاسی کند تا با واکنش منفی بازماندگان داغدار مواجه نشود، قاسمی پاسخ می‌دهد: عکاسی در این شرایط کار سختی است، وقتی مشغول کاری و احساس کنی جزئی از افراد مصیبت دیده نیستی و آن‌ها را از خودت ندانی، خود به خود در شیوه کار کردن، رفتار و حتی نگاهت مشخص است. ولی اگر آن همدردی باشد حتی با یک نگاه، این افراد به شما اعتماد می‌کنند. نیاز نیست زیاد حرف بزنید یا کارتان را توجیه کنید. وقتی ناراحتی را در چهره شما می‌بینند خیلی راحت‌تر با کار شما کنار می‌آیند.

او ادامه می‌دهد: به ما هم کم حرف نزدند، البته حق داشتند، ناراحت بودند شاید من هم جای آن‌ها بودم، همین رفتار را داشتم. یعنی زن و فرزند من شب را در سرما صبح کرده باشند به جای این که کسی برای من چادر بیاورد یک عده بیایند و از من عکس بگیرند. این به رفتار عکاس برمی‌گردد که چه قدر می‌تواند این افراد را با حسش همراه کند. می‌گویند:«عکاس نباید دیده شود.» دیده نشدنش یعنی این که عکاس باید بخشی از آن فضا شود یا بخشی از آن مردم داغدیده و عزادار شود.

آیا در زمان عکاسی خود را جای سوژه‌های عکس گذاشته است، قاسمی می‌گوید: مگر می‌شود آدم بود و خود را جای افراد داغدیده نگذاشت؟ به نظر من باید سنگ باشی تا اشکت در نیاید وقتی می بینی بچه شش‌هفت ساله را از زیر آوار در می‌آورند و تو فقط عکس بگیری و بگویی «وای چه سوژه خوبی». این است که تو را از بقیه جدا می‌کند و مردم به شما گیر می‌دهند یا عکس‌هایت کیفیت خوبی ندارد. تو به عنوان یک انسان واکنشی به این اتفاق داری و این واکنش است که از لنز تو خارج، و عکس ثبت می‌شود. تأثیرگذاری عکس بخشی به اتفاق و بخش دیگری از آن به تکنیک و سرعت عمل یک عکاس برمی‌گردد ولی اگر حس همدردی نباشد، عکس روح ندارد.

او توضیح می‌دهد: غم و اندوه این فضاها همیشه بر روحیات ما تأثیر می‌گذارد، کنار آمدن با آن زمان می‌برد. کار یک روز و دو روز نیست. شاید به ظاهر فراموش شود ولی اذیت می‌کند. دوست داشتم شغلم به گونه‌ای بود که اصلا جنازه نمی‌دیدم. بعد از زلزله بم بیشتر بچه‌ها تا حدود یک ماه روحیه درستی نداشتند. چون دیدن این چنین فاجعه‌ای با این وسعت مگر راحت است؟

آیا به همان اندازه که یک عکاس با سوژه همذات‌پنداری می‌کند، مخاطب هم با آن عکس ارتباط برقرار می‌کند، قاسمی بیان می‌کند: این که بیننده عکس من به اندازه من با سوژه همذات پنداری کند، خیلی به نوع نشان دادن آن صحنه از طرف من ربط دارد. عکاس می‌تواند در این صحنه‌های دردناک بنشیند و عکس نگیرد یا می‌تواند عکس بگیرد ولی به نکات دقت نکند یا حتی می‌تواند در عین این که ناراحت است تلاش کند تا عکسی بگیرد که تأثیرگذاری بیشتری داشته باشد.

انتهای پیام

media.shafaqna.com

شفقنا در شبکه های اجتماعی: توییتر | اینستاگرام | تلگرام

پاسخ به این نظر

Please enter your comment!
Please enter your name here