شفقنا رسانه- هادی سلگی: خانه هنرمندان روز جمعه در یکی دیگر از نشست های «ده روز با عکاسان» میزبان ناصر فکوهی و حسن غفاری و جمع دیگری از عکاسان با موضوع عکاسی میراث فرهنگی بود.
ابتدا حسن غفاری کارشناس عکاسی با اشاره به اینکه بعضیها فکر میکنند عکاسی مردمنگاری تنها به معنی عکس گرفتن از ایلات و عشایر است، گفت: از دیدگاه من و علوم اجتماعی، شما یک گروه اجتماعی هستید که به فرهنگ و هنر علاقهمند هستید و در طول ماه یا فصل چندین مرتبه به این سالن میآیید بنابراین شما دارای اشتراکات فرهنگی و هنری هستید و میتوانید موضوع عکاسی من باشید.
او گفت: در مورد عکاسی مستند هم بعضی فکر میکنند تنها عکس گرفتن از انسان است ولی این نوع عکاسی چندین شاخه مختلف دارد مثلا عکاسی طبیعت که در آن هیچ رد پایی از انسان وجود ندارد.
غفاری، دیگر شاخههای عکاسی مستند را عکاسی اجتماعی، روانشناختی و مردمنگار عنوان کرد و افزود: متأسفانه جای این نوع عکاسیها در دانشگاهها و مراکز آموزشی کشور بسیار خالی است.
او با بیان اینکه هدف از عکاسی اجتماعی این است که وضعیت معیشت مردم بهتر شود، افزود: در عکاسی مردمنگارانه ما نگاهی فرهنگی به مردم و جامعه داریم بنابراین در این نوع عکاسی نیاز نیست خیلی دور برویم. میتوانیم از خانواده و جامعه خود شروع کنیم؛ اعتقادات، باورها، معیشت و فعالیتهای روزانه اطرافیان همه میتوانند موضوع باشند.
این عکاس مردمنگار با تأکید بر اینکه یک عکاس باید بدون غرض و بیطرف باشد و حق نظر دادن ندارد، ادامه داد: هرچند عکاسی خودش بزرگترین دروغ است اما این دروغ دلنشین و پذیرفته شده است و باید از آن استفاده کنیم.
عکاسیهای ژورنالیستی زودگذر هستند
او در ادامه به مقایسه عکاسی مطبوعاتی و مردمنگار پرداخت و گفت: عکاسیهای ژورنالیستی زودگذر هستند ولی مردمنگاری به مردمشناسان و کسانی که در علوم اجتماعی فعالیت دارند کمک میکند که رفتارها و پدیدههای اجتماعی را پیشبینی کنند و این به نفع همه است.
غفاری در ادامه با بیان اینکه عکاسان میراث فرهنگی باید به زندگی مردم تا حد امکان نفوذ کنند، گفت: ما باید با مردم گفتوگو کنیم و اطلاعات کسب کنیم و آثار معنوی به وجود بیاوریم؛ با تولید اثر میتوانیم آنها را تشویق کنیم به زندگی فرهنگی خود ادامه دهند.
این کارشناس عکاسی در این مراسم به تشریح ملزومات یک عکاس مردمنگار پرداخت و گفت: سعی کنید عکسها فول فریم باشند و کیفیت (مگاپیکسل) بالایی داشته باشند؛ هر چه دوربین شما مگاپیکسل بالاتری داشته باشد بهتر میتوانید عکسهایی با اطلاعات جزییتر استخراج کنید.
او ادامه داد: من همیشه یک سه پایه سبک همراه خود دارم، دو تا دوربین تا وقتم را برای عوض کردن لنز هدر ندهم و یک بطری کوچک آب. قبل از کار سعی میکنم در اینترنت جستوجو کنم، با مردم گفتوگو کنم و اطلاعات کسب کنم.
تعریف درستی از واژهها داشته باشیم
غفاری ادامه داد: خیلی از عکاسها تعریف درستی از خود ندارند، ابتدا باید بپرسیم چرا و از چی عکاسی میکنیم تا تخصصیتر با موضوعات برخورد کنیم. وظیفه من برگزاری نمایشگاه نیست، کار من فقط تولید است بنابراین اگر تعریف درستی از واژهها داشته باشیم مطمئنا خروجی خوبی خواهیم داشت.
حسن غفاری در پایان با اشاره به اینکه مفهوم مردمشناس با مردمنگار متفاوت است، افزود: تا دهه قبل عکاسان مردمنگار را مردمشناس مینامیدند اما باید گفت دایره مردمشناسی گستردهتر از مردمنگاری است. مردمنگار زیرمجموعه مردمشناسی است و ابزارش هم ضبط صوت، دوربین و قلم برای ثبت واقعیات و رفتارهای مردم است. این کارها در نهایت به مردمشناس امکان تفسیر میدهد.
ناصر فکوهی: تبیین جز از راه رویکرد بین رشتهای امکانپذیر نیست
در ادامه این نشست ناصر فکوهی جامعه شناس و مدرس دانشگاه گفت: در جهان امروز امکان اینکه بتوانیم پدیدههای مختلف (هنری، اجتماعی، فرهنگی و غیره) را تبیین کنیم جز از راه رویکرد بین رشتهای امکانپذیر نیست.
او ادامه داد: این یک بحث جدید نیست. در ابتدای پیدایش علوم اجتماعی در قرن ۱۹ اولین کسی که از این رویکرد استفاده کرد، آگوست کنت بود، بعدها هم در کارهای دورکیم، وبر و زیمل هم عملا استفاده شد. آنها نشان دادند که برای شناخت جامعه باید رویکردی بین رشتهای داشت.
این مردمشناس در ادامه با اشاره به اینکه برای آنتوگرافی یعنی همان روشهای کمی در پژوهش جامعه از فیلم و عکس به عنوان شاهد برای مشاهده رفتارهای مردم جامعه استفاده میشود، گفت: یکی از این ابزارهای مشاهده،عکاسی مستند است.
ناصر فکوهی در ادامه به روش مکتب جامعهشناسی شیکاگو در جمعآوری اطلاعات کیفی مهاجران کارگر اشاره کرد که با استفاده از خواندن نامههای خصوصی آنها برای خانوادههایشان انجام میپذیرفت تا از این طریق بتوانند نحوه کشف و برخورد آنها با جامعه جدید را مطالعه نمایند.
او ادامه داد: بعد از مکتب شیکاگو، جامعهشناسی وارد دوران روشهای کمی (۱۹۵۰ تا ۱۹۸۰) شد و با کنار گذاشتن تمام روشهای مکتب شیکاگو، جامعهشناسان پرسشنامهای را به وجود آوردند که متکی بر دادههای ریاضی و آماری بود.
فکوهی گفت: بعدها این دوره را در تاریخ جامعهشناسی دوره انحراف از روش دانستند چون که شناخت جامعه با اعداد و ارقام ضعیفترین روش است. در ایران نیز تا سال ۸۰ روش اصلی آکادمیک همین روش کمی بود ولی در طی این سالهای اخیر به صورت کامل کنار گذاشته شد و بیشتر به سمت روشهای کیفی گرایش پیدا کردند.
استاد دانشگاه تهران در ادامه با اشاره به اینکه عکس به عنوان ابزار پژوهش به این معناست که آن را به عنوان موضوع زیباییشناسی فراموش کنیم، اظهار کرد: ما نمیتوانیم عکاسها را سرزنش کنیم چون عکاسی قبل از هر چیز یک هنر است و هنر جوهری زیبایی شناسانه دارد.
او در ادامه با اشاره به اینکه هنر عکاسی در اواخر قرن ۱۹ و اوایل قرن ۲۰ به وجود آمد،گفت: این تاریخ پیدایش تصافی نیست چون که میخواستند آن رویکرد اشرافی را به مردم عادی هم تسری بدهند و از آن استفاده کنند در واقع ما شاهد نوعی دموکراتیزه شدن هنر شدیم.
او با اشاره به اینکه تئاتر، نقاشی، اپرا و غیره قبل از قرن ۱۹ در محدوده تملک اشراف بود و هنرهای گرانقیمتی محسوب میشدند، افزود: اما عکاسی به خاطر اینکه منشأیی برای قدرت سیاسی محسوب میشد باید دموکراتیزه میشد.
او ادامه داد: اگر با اصطلاح مفهومی آن زمان تاریخی صحبت کنیم اینها هنرهای فقرا بودند. عکاسی، فیلم، بازسازی صدا این امکان را ایجاد کرد که کسانی که نمیتوانستند اپرا و تئاتر بروند این هنرهای جدید را از آن خود کنند و به محض اینکه این ابزارها به وجود آمد دموکراسیای که قبل آن در ذهن وجود داشت در عین هم به وجود آید.
استفاده های علوم اجتماعی از عکاسی
فکوهی در این نشست که از طرف انجمن عکاسان ایران برگزار شده بود، به دو استفاده علوم اجتماعی از عکس اشاره کرد و گفت: اول عکس به عنوان یک سیستم بازنمایی است؛ یعنی عکس یک چیزی را نشان میدهد. در واقع اینگونه بگویم که شیء ای به نام عکس هست که یک چیز دیگر را بازنمایی میکند. کارشناسان در این زمینه چند سوال را مطرح میکنند: عکس چه چیزی را نشان میدهد؟ چگونه نشان میدهد؟ به چه دلیلی؟ از چه کسانی و چه رابطهای بین آن چیزها وجود دارد؟ ما از طریق اینها میتوانیم از جوامع قومی و عشایری اطلاعات زیادی کسب کنیم.
فکوهی ادامه داد: عکاسان عشایری دو گروه هستند؛ گروهی که پیشینه عشایری دارند و علاقهشان حفظ ریشههای خودشان است. گروه دوم کسانی هستند که ریشه عشایری ندارند اما از عکسهای عشایری استفاده زیباییشناسی میکنند برای فروش، مانند عکاسی کارت پستال. بنابراین این موضوع بسیار مهم است که چه کسی عکس میگیرد؟ در چه شرایطی و چگونه؟ این یک تیپ از تحلیل است که خود عکس موضوع مطالعه قرار میگیرد.
فکوهی در ادامه به دومین مورد استفاده جامعهشناسان از عکس پرداخت و گفت: به معنای اخص کلمه عکسی مورد نظر است که عکاسان حرفهای نمیگیرند و خود انسانشناس عکس میگیرد. مانند مید و همسرش. در اینجا انسانشناس به این نتیجه میرسد که خودشان عکس بگیرند و منتظر عکاس حرفهای نباشند چون که انطباق موضوعی بین آنها وجود ندارد.
بهترین فیلمهای مردمشناسی فیلمهایی هستند که تدوین ندارند
او در ادامه درباره این مسأله که عکس انتوگرافی (مردمنگار) چه تفاوتی با فیلم مردمنگار دارد، گفت: کاری که عکس میکند فیلم در آن ناتوان است چون که فیلم یک روایت پویا و دستکاریشده به وسیله مونتاژ است ولی عکس توقف و کشتن یک زمان است؛ به همین دلیل است که بهترین فیلمهای مردمشناسی فیلمهایی هستند که تدوین ندارند.
زیستن در این جهان سخت است خصوصا برای آنهایی که نمی خواهند تحولات را بپدیرند
ناصر فکوهی در پایان اظهار امیدواری کرد که این جلسات باعث شود رابطهای بین انجمن عکاسان و انسانشناسان به وجود بیاید تا بتوانند با رویکردی بین رشتهای دقیقتر و عمیقتر به مسائل فرهنگی بپردازند.
او گفت: اما این رابطه، رابطهای ساده نیست و ضرورتا باید گفتوگو و تلاش شود که زبان همدیگر را بفهمند تا شاهد رشد شناخت و امکان زیست در جهانی شویم که زیستن در آن سخت است و سختتر خواهد بود خصوصا برای کسانی که نمیخواهند خود را با تحولات جامعه وفق دهند و نمیخواهند آن را بپذیرند.
انتهای پیام
