شفقنا رسانه- زکیه جورابراهمیان: کتاب به عنوان یک رسانه نقش بسیار مهمی دارد. برای همین خواندن کتاب با استفاده از تبلت حس خواندن کتابهای چاپی را ندارد. خود کتاب یک ماشین عالی و خارق العاده است. اینها بخشی از صحبتهای نوستالوژیک هِلگه رونینگ مدرس ارتباطات و رسانه نروژی در سخنرانی «چالشهای مطالعات رسانهای در افقهای متغیر رسانه» است.
به گزارش شفقنا رسانه، این سخنرانی با حضور وحید عقیلی، رییس دانشکده علوم ارتباطات و خبر دانشگاه آزاد اسلامی، تژا میرفخرایی، عضو هیات علمی دانشگاه آزاد اسلامی، علی اصغر کیا عضو هیات علمی دانشگاه علامه طباطبایی و جمعی دیگر از مدرسان و دانشجویان ارتباطات در دانشکدهی علوم ارتباطات و خبر دانشگاه آزاد تهران مرکز، برگزار شد و عقیلی صحبت های هلگه رونینگ را برای حاضران ترجمه کرد.
رونینگ با ابراز خوشحالی از این که تئاتر فجر بهانهای برای حضور دوباره در ایران را برایش فراهم کرد، گفت: تئاتر فجر بر من تاثیر زیادی گذاشته است. با توجه به ذهنیت قبل از سفر، به طور غیر قابل باوری خوشحالم که در این جمع حضور دارم. اما متاسفم از این که نمیتوانم فارسی صحبت کنم و اگر زندگی دوبارهای داشته باشم سعی میکنم زبان فارسی را یاد بگیرم.
او ادامه داد: مطالعات رسانهای به عنوان حوزهای بین رشتهای، در بین چند رشتهی جدید قرار گرفته است و در دنیای امروز با وجود شباهتهایی که به بعضی از رشتهها دارد، تمرکز اصلی آن بر روی «رسانه» است. نظریههای مطالعات رسانهای به فهم مطالعات رسانهای کمک میکنند. از این نظر مطالعات رسانهای یک رشتهی دانشگاهی نیست. رسانه به عنوان موضوع اصلی مطالعات رسانهای در مرکز توجه قرار گرفته است. رشتههای مرتبط با مطالعات رسانهای در دیگر حوزههای علوم اجتماعی و مخصوصا در حوزهی تکنولوژیهای جدید ارتباطی وجود دارند.
شبکههای اجتماعی نوعی اتباطات بین فردی هستند
این مدرس ارتباطات در ادامه با اشاره به این که تئوریهای مطالعات رسانهای از رشتهی علوم انسانی و هرمنوتیک گرفته شده است، گفت: رشتهی مطالعات رسانهای از هزارهی سوم شروع میشود. شاید بهتر باشد مطالعه رسانهای را مطالعهی تکنولوژیهای نوآورانه بنامیم. گروهی آن را مطالعهی رسانههای اجتماعی میدانند. اما اصطلاح رسانههای اجتماعی را نمی پسندم. چون رسانههای اجتماعی فقط به رسانههای جدید محدود نمیشود. بلکه رسانههای قدیمی هم اجتماعی هستند و مصادیق و زمینههایی که دربارهی رسانههای جدید وجود دارد، نوعی تضاد در مفاهیم ذهن ایجاد میکنند.
رونینگ ادامه داد: رسانههای قدیمی به ارتباطات بین فردی مربوط میشوند. توییتر و شبکههای اجتماعی نوعی از اتباطات بین فردی هستند . آیا رسانههای جدید، چشماندازی برای رسانهها هستند یا خیر. مسالهی اصلی مطالعات رسانهای، اشاعه و در کنار هم قرار گرفتن رسانههای جدید است. چگونه رسانههای جدید، ارتباطات عمومی را شکل می دهند؟ پیامدهای سیاسی و فرهنگی این نوع از ارتباطات چیست؟ تکنولوژیهای اطلاعاتی و ارتباطی چگونه صحنهی زندگی ما را عوض کردند؟
رسانهها پیام را برای مخاطب بازگو میکنند
این مدرس ارتباطات گفت: مطالعات رسانهای چگونگی ارتباط هم زمانی و مکانی بین پدیدههای موجود در اجتماع را مطالعه میکند. بحث میانجیگری به صورت نمادین، رابطهی بین ارتباطات را بیان میکند. محتوای مطالعات رسانهای، صحبتها، نمادها و وسایلی است که نمادها و معانی را منتقل میکند. مطالعات رسانهای از طریق تکنولوژیها به بررسی تماسها و کنشهای اجتماعی و زمینههایی میپردازد که این تماسهای اجتماعی با هم دارند.
رونینگ گفت: رسانهها در دو سطح معنایی به کار میروند یعنی پیامهایی که آگاهانه توسط خالقان پیامها تولید میشوند و دوم پتانسیلهایی که پیامد تولید این پیامها هستند. رسانهها پدیدآورندهی مقاصد خالقان پیامها و بازگو کنندهی این پیامها برای مخاطبان هستند. بر این اساس رسانهها دارای نقش دوگانه ی اجتماعی و نقشی هستند که به اهداف آفرینندگان پیام ها مرتبط است. به این ترتیب، نقش میانجیگری از واسطه بودن صرف خارج و وارد ابعاد جدیدی میشود. به طور سنتی مطالعات رسانهای صبغهی جامعهشناختی دارد. اما امروزه به نقشی تبدیل شده است که رسانهها از نظر اجتماعی ایفا میکنند.
پارادایمهای مطالعات رسانه
او به پارادایمهای شناختی، انتقادی، فرهنگی و تکنولوژیهای ارتباطی در مطالعات رسانهای اشاره کرد و گفت: سنت شناختی، نزدیکی زیادی به تحقیقات جامعهشناختی دارد و دربرگیرندهی تفکیک بین رسانههای چاپی و الکترونیک است. پارادایم انتقادی به تلاش اندیشمندان برای پی بردن به تاثیر بیانها و وسایل ارتباطی بر روی افراد و جوامع اشاره دارد. استفاده از تبلیغات در قبل و بعد از جنگ جهانی دوم و استفادهی نازیها از تبلیغات سیاسی در جنگ جهانی دوم امری اتفاقی نیست.
رونینگ ادامه داد: اندیشمندان در حوزهی تبلیغات سیاسی تحقیقات تجربهگرایانه انجام دادند. این تحقیقات به بررسی محتوای رسانهها، تاثیر آن و زمینهای میپردازد که رسانهها در آن کار میکنند. از طریق همین تحقیقات، تئوری برجستهسازی مطرح شد. زمینههای مطالعات انتقادی و تفکری به جامعهشناسی کلاسیک، تاریخی و نظریهپردازی مدرنیزاسیون مربوط میشود. در دوران جدید پارادایم ایدئولوژی و فرهنگ، شروع کنندهی تمام مسایل موجود در جامعه است. صنعت فرهنگ توسط آدورنو مطرح شد. صنعت فرهنگ نشان میدهد رسانهها به چه صورت در خدمت فرهنگ و ایدئولوژی قرار میگیرند. بر این اساس، رسانهها به وجود آورندهی طبقات و سنتهای اجتماعی هستند. علایم و واسطه میتوانند ایدئولوژی را به صورت ساده برای مردم بیان کنند.
خواندن کتاب با استفاده از تبلت، جای خواندن کتابهای چاپی را نمیگیرد
این مدرس ارتباطات با ابراز خوشحالی از دعوت مجدد هابرماس به ایران، گفت: برایم جالب است که کتابهای هابرماس در ایران ترجمه شده است. بحث هابرماس در کتاب «تحولات ساختاری فضای همگانی» باعث ایجاد انگیزه در ما میشود چون در دوران کنونی به علت وجود ارتباطات دیجیتال، اهمیت خاصی برای درک تحولات گسترهی همگانی قائل هستیم.
رونینگ گفت: سنت مطالعات فرهنگی که اولین بار توسط ریموند ویلیامز، مکتب بیرمنگام و استوارت هال در اواخر دهه ۱۹۶۰ و ۱۹۷۰ به وجود آمد، بیانگر رویکرد تئوری و روش شناختی است. استوارت هال نگاه انتقادی به فلسفه را از دانشگاه انگلستان یاد گرفته است. هال برداشتهای سادهای از بحث رسانه، بدون در نظر گرفتن مفاهیم ایدئولوژیک داشت. این برداشتها به جامعه شناسی و روانشناسی مربوط می شود.
او ادامه داد: سنت و روش تحقیق جدید این است که ما ارتباطات را بر اساس تکنولوژی میبینیم. سنت مطالعات ارتباطی، ارتباطات را به عنوان ابزاری مطالعه میکند که تغییرات اساسی در سیستمهای اجتماعی، الگوهای رفتاری – انسانی و الگوهای ارتباطی ایجاد میکند. این مساله به مکتب ارتباطی تورنتو اشاره دارد که توسط مک لوهان به وجود آمد. مک لوهان بیشتر از این که یک کشف کننده باشد، یک توصیفکننده است. برای همین شعارهای رسانه، پیام است و دهکدهی جهانی را ابداع کرد که همراه با تکنولوژی بود. این موضوع برگرفته از این مفهوم است که به چه صورت ارتباطات درون فردی در یک مقیاس جهانی مطرح میشود.
رونینگ گفت: یکی از پیشزمینههای اصلی مطالعات رسانهای به مطالعات تاریخی برمیگردد و این سوال مطرح میشود که اولین بار مفهوم ارتباط جمعی از کجا آمده است؟ مطالعهی کتاب به عنوان یک رسانه بسیار مهم است. برای همین خواندن کتاب با استفاده از تبلت حس خواندن کتابهای چاپی را ندارد. خود کتاب یک ماشین عالی و خارقالعاده است.
استفاده از موبایل خود را متوقف کنید
رونینگ به سه مسالهی عمدهی در مطالعات ارتباطی اشاره کرد و گفت: اول، سازوبرگهایی که ما به عنوان نمایانگرهای جمعی توسط آن، محتوای رسانهها را به وجود میآوریم. دوم، رفتار مخاطب رسانهای و استراتژیهای گیرنده و سوم، نقش رسانهها به عنوان موسسات اقتصادی و سیاسی. بنابراین حوزهی مطالعات رسانهای پیامد مطالعهی رسانهها و روزنامهنگاری است که در سالهای گذشته رخ داده است.
او ادامه داد: در مطالعات رسانهای باید به رسانهها به عنوان محرکهایی نگاه کنیم که در این حوزهها مورد نظر هستند و ببینیم انگیزهی رسانهها چه بوده است. این مفهوم به دو پدیدهی اجتماعی و سیاسی تبدیل شده است که به یک اندازه مهم و مرتبط با هم هستند. تکنولوژیهای نوین ارتباطی نوعی تکنولوژیک شدن ارتباطات اجتماعی و حوزهی جدید ارتباطات را به یاد ما میآورند. آشکار است که قسمت مهمی از تعامل اجتماعی توسط ارتباط و تکنولوژی ارتباطی به وجود میآید.
دوگانگی کارکرد اینترنت باید بررسی شود
این مدرس ارتباطات گفت: وقتی از موبایل استفاده میکنیم بیشتر با خود وسیلهی موبایل ارتباط برقرار میکنیم تا این که موبایل واسطهی ارتباطی ما با بقیه باشد. من دیروز در روزنامه خواندنم که به طور متوسط روزی ۱۸۰ بار موبایل خود را نگاه میکنیم. استفاده از موبایل خود را متوقف کنید. این تغییرات حوزهی زندگی اجتماعی ما را تغییر میدهد. برای همین به این رسانهها، رسانهی اجتماعی نمیگویند. اینترنت ابزاری است که ارتباطات را تسهیل میکند اما وسیلهای برای نظارت هم است. این دوگانگی کارکرد اینترنت موضوع خوبی برای مطالعات رسانهای است.
هلگه در پایان به نکات مهم در ارتباط با دنیای جهانی شدن اشاره کرد و گفت: آیا ظهور وسایل ارتباط جمعی جدید، تغییرات اجتماعی جدیدی هستند یا در امتداد مبانی سرمایهداری صنعتی قدیمی وجود دارند؟ به چه صورت تکنولوژیهای نوین ارتباطی و سنتی بر یکدیگر تاثیر دارند؟ آیا از هم مستقل هستند؟ محتوای ساخته شده توسط تکنولوژیها با محتوای رسانههای سنتی چه تفاوتی دارند؟ نفوذ فزایندهی رسانههای جهانی شده و محتوای آنها به چه صورت میتوانند فرایندهای حوزهی سیاسی و فرهنگ دریافتکنندگان آنها را تحتتاثیر قرار دهند؟ جواب این سوالها از طریق مطالعات رسانهای پیدا میشود. رشتهی مطالعات رسانهای نباید صرفا در دانشگاهها باشد بلکه باید در کنار حوزههای مطالعات سیاسی و اجتماعی به صورت مجزا مطالعه شود.
این نشست با پرسش و پاسخ ادامه یافت و یکی از شرکتکنندگان در این سخنرانی از هلگه رونینگ پرسید، به نظر شما آیندهی روزنامهنگاری سنتی با ظهور روزنامهنگاری وب چگونه میشود؟ و رونینگ پاسخ داد: ما بیشتر از این که ببینیم روزنامهنگاری با چه حوزهها و زمینههایی سر و کار دارد، باید به این دید نگاه کنیم که روزنامهنگاری تا چه حد به مسایل سیاسی و اقتصادی جامعه میپردازد. صرف نظر از این که چه نوع روزنامهنگاری داریم، باید این نکته را مد نظر قرار دهیم که رسانهها به چه میزان انتقادی به مسایل جامعه نگاه و آن را منعکس میکنند. اهمیت مسایل اقتصادی و سیاسی نباید کارکرد روزنامهنگاری حرفهای را تحتالشعاع قرار دهد. نکتهی مهم دیگر این است:کسانی که در اقلیت هستند، از چه رسانههایی استفاده میکنند؟ افرادی که در اکثریت هستند، از چه رسانههایی استفاده میکنند؟ آیا رسانههای مردمی بیشتر در خدمت جامعه هستند یا خیر؟ روزنامههای تابلویید هم میتوانند انتقاد کنند هم میتوانند بیطرف باشند و انتقاد نکنند.
انتهای پیام