شفقنا رسانه- آنچه در ادامه میخوانید در اعتماد منتشر شده است:
«چرا تیتر اهمیت دارد»، «تیترهای گمراهکننده میتوانند اذهان را منحرف کنند»، «چگونه چیزی که میخوانید، چیزی را که میبینید تحت تاثیر قرار میدهد»، «چگونه تیترهای بد، خاطرات بد را به وجود میآورد»، «۱۱ دلیل اهمیت تیتر» و «نمیتوانید تصور کنید که تا چه اندازه یک تیتر دقیق اهمیت دارد»، این عبارات و جملات، تیترهای بالقوه گزارشی هستند که در ادامه میخوانید. اما اگر هر کدام از این تیترها به جای تیتر اصلی این گزارش مینشستند، برداشت، زمان و نحوه یادآوری و به طور کلی نوع خواندن شما در این گزارش تغییر میکرد.
سالهاست که روان شناسان اتفاق نظر پیدا کردهاند که آنچه در وهله اول به سمع و نظر افراد میرسد، بسیار مهم و بااهمیت است. حال آنچه در فضای رسانه و با خیل عظیم مردم در ارتباط باشد بیش از آن نیز اهمیت دارد. از نخستین سالهای تاریخ مطبوعات جهان، همواره تیتر یک دغدغه اصیل و درجه اول برای اهالی رسانه محسوب میشده است. تیتر میتواند حجم و نوع مخاطب را مشخص کند، تیتر میتواند بر طریقه خواندن مردم اثر بگذارد و تیتر میتواند به شما بگوید چگونه آنچه را خواندهاید به یاد بیاورید. تیتر نخستین نقطه درگیری مخاطب با مطلب و مهمترین قلاب نویسنده برای جذب و ترغیب او برای دیدن، خواندن و مطالعه مطلب است. اولریخ اکر نیز به عنوان یکی از پیشروان در این زمینه، به گفته خود تلاش کرده است تا به مخاطب و پیش از آن به اهالی رسانه گوشزد کند که تا چه اندازه تیتر میتواند باعث سوگیری و تبعات ناشی از آن شود.
تحقیقات اولریخ اکر، روان شناس و متخصص در نوروساینس و تیم او نشان داد که با هر تیتر میتوان به آسانی خواننده را متاثر کرد و به افکار او جهت داد. انتخاب کلمات، چینش آنها و لحن تیتر میتواند مقاله یا گزارش را کاملا تحت تاثیر خود قرار دهد و بستر ذهنی خواننده را نسبت به آن تغییر دهد.
اولریخ اکر طی تحقیقاتش دو گزارش با محتوای یکسان اما با دو تیتر متفاوت در اختیار گروهی از مردم استرالیایی قرار داد و سپس از نتایج آزمایش شگفتزده شد. داده واقعی این است که میزان دزدی نسبت به سال گذشته دو دهم درصد افزایش داشته و نسبت به یک دهه قبل ۱۰ درصد کاهش پیدا میکند. در حالی که هر دو تیتر «افزایش دزدی در یک سال اخیر» و «کاهش ۱۰ درصدی دزدی در کشور» درباره این گزارش صادق است اما هر کدام از آنها به مخاطب بینش و نگرشی کاملا متفاوت خواهد داد. پس از مطرح شدن چند پرسش درباره محتوای گزارش و نحوه نگرش خوانندگان نسبت به ماهیت گزارش، اکر متوجه شد که تیتر میتواند تعیین کند که هر مخاطب چگونه مطلبی را بخواند و چه برداشتی از آن بکند.
فارغ از آزمایشات اکر، این اتفاق یعنی استفاده از تیتر جذاب اما نامرتبط، ناصحیح و کمدقت بارها در انواع و اشکال رسانه و تولیدات آن واقع شده است. به طور مثال سال گذشته روزنامه دیلیاکسپرس انگلستان تیتر «آلودگی هوا عامل اصلی سرطان ریه» را برای یکی از گزارشهای خود انتخاب کرد. این گزارش در متن خود هیچ اشارهای به مفهوم تیتر نکرده بود و در عوض آن به عوامل دیگر مانند سیگار کشیدن پرداخته بود و آن را عامل اصلی سرطان ریه برشمرده بود. حدس زدن قصد نویسنده این گزارش برای انتخاب این تیتر که هیچ ارتباطی با متن گزارش ندارد، کار سختی نیست. در میان انبوه اطلاعات جلبتوجه بیننده مشکل است و اصحاب رسانه برای جذب نگاه مخاطب با یکدیگر وارد رقابتی آشکار شدهاند اما پس از آن بود که توجه پژوهشگران بیش از پیش متوجه اهمیت صحت و درستی تیتر شد.
روزنامهنگار میتواند گزارشنویس خوبی باشد اما تیترنویس خوبی نباشد، میتواند خبرنویس خوبی باشد اما تیترنویس خوبی نباشد، میتواند تنظیمکننده مصاحبه خوبی باشد، بهترین لیدها را بنویسد و مقدمه عالی برای یک مصاحبه بنویسد ولی نتواند تیتر خیلی خوبی بنویسد، این اشکالی ندارد و بستگی به این دارد که چقدر سواد ادبی داشته باشد. بنابراین تیترزدن یک مهارتی است که روزنامهنگار چارهای جز آموختن آن ندارد.
در گزارشهایی که اساس آن واقعیت و فکت است، اگر تیتر گمراهکننده و نامفهوم باشد، باعث میشود تا متن گزارش و مقاله آسیب ببیند و توانایی خواننده در درک جزییات و یادآوری آنها دچار نقصان شود اما اگر تیتر مقاله همراستا و دارای کنشی مرتبط با متن داشته باشد، کار یک مخاطب برای تجزیه، درک، تحلیل و یادآوری سادهتر و سیستماتیکتر میشود در غیر این صورت مخاطب دچار سردرگمی و پسزدگی میشود چرا که متن نمیتواند از خود چیزی را مطرح کند، تیتر باید در خدمت متن باشد و نه در تضاد با آن.
اکر در این گزارش متوجه شد که تیتر به عنوان چیزی که در نخستین لحظه نگاه بیننده را جذب و آن را وادار میکند به همراهی و خواندن گزارش یا مقاله، تیتر است و اثر و مانایی تیتر که در همان وهله اول، مخاطب را جذب خود کرده، است که در افکار او ثبت میشود و پس از آن عامل یادآوری متن مقاله یا گزارش میشود.
او طی این تحقیقات قصد داشته است تا به مردم این آگاهی را بدهد که مخاطب هوشمند متوجه است که تیتر ممکن است تنها بخشی از واقعیت باشد و برای درک تمامیت آن نباید تنها به خواندن تیتر و پاراگرافهای اولیه اکتفا کرد اما در مقابل نیز اکر تلاش کرده است ژورنالیست را متقاعد کند که بیش از پیش به اهمیت تیتر و تاثیرش بر مقاله یا گزارش ایمان بیاورد. این تحقیق میگوید که ژورنالیستها عادت دارند به خواننده منتقد بگویند «کل مقاله را بخوان، در پاراگراف دوم یا سوم و داخل متن توضیح دادهام»، اما این عذر چندان موجهی نیست زیرا خواننده را با همان تیتری که در ابتدای مقاله نشاندهاند، به سمتی سوق دادهاند که ممکن است با رویه متن مقاله در تضاد باشد بنابراین این رویکرد دو سویه در روزنامهنگاری برای جذب مخاطب بیشتر باید متوقف شود. اکر معتقد است که ژورنالیست باید بداند تیتری که انتخاب میکند علاوه بر فاکتور جذابیت، دقیق و صحیح باشد. تحقیقات اکر گویای این واقعیت است که بهتر است تیتر بیشتر از آنکه جذاب باشد، دقیق و درست باشد.
منبع: نیویورکر/ ترجمه: فرحناز دهقی
انتهای پیام
