شفقنا رسانه– گیسو فغفوری در روزنامه شرق نوشت: چندروز پیش در یکی از شهرها، مسابقه الاغ سواری برگزار شده بود. جزییاتی از این مسابقه اعلام نشده است، اما این مسابقه می توانست کاری نمادین باشد و سویه های مختلف محیط زیستی، علیه آلودگی هوا و حتی توجه به ورزش های بومی ومحلی داشته باشد؛ یا حتی می تواند در بین افراد کم درآمد، جایگزین اسب سواری شود که ورزش پرهزینه ای است. اما این مسابقه را در یکی از مهم ترین برنامه های تلویزیون دست انداخته و آن را با صفاتی مثل در حد لالیگا نواختند.
این حکایت، بخشی از حرکات نمادین در ایران است. معمولاکنشگران حوزه های اجتماعی و محیط زیست و امورخیریه ای و داوطلبانه در همه جای دنیا با استفاده از کارهای نمادین، توجه مردم را به حوزه موردعلاقه شان جلب می کنند، اما از این کارها در ایران چندان استقبال نمی شود، یا حداقل در بخش هایی از جامعه چنین است.
بااین همه، کارهای نمادینی هم وجود دارد که تا حدی موردتوجه قرار گرفته است. حضور هنرمندان در مبارزه با بیماری سرطان یکی از آنهاست که با دعوت حبیب رضایی شروع شد و در حد خود، موثر بود؛ یا دعوت سینماگران برای کمک به زلزله زدگان یا حرکت هایی از این قبیل. برای تحت تاثیر قراردادن افکار مردم، مجموعه ای از خلاقیت ها در این مدت بروز کرده است: هم از نوع ایرانی و هم از نوع خارجی. دخترانی که موهایشان را برای جمع کردن پول برای دیگر دختران سرطانی می تراشند، یا تی شرت هایی که روی آن نوشته شده: «با سلفی های کمتر، می توانید کتاب های بیشتری بخرید» همه نمونه های خارجی این خلاقیت هاست. «ان جی او»های ایرانی هم در این مدت تلاش کرده اند هرکدام شیوه های متعددی را در پیش بگیرند، خیریه ای که با پخش کاغذها به نمکدان های کاغذی تبدیل می شود و با عکس گرفتن و انتشار در شبکه های مجازی می خواهند حساسیت هایی را در این زمینه به وجود بیاورند یا حتی وقتی فردی پیش قدم می شود تا بتواند برای کارتون خواب ها، کیسه های خواب تهیه کند آن هم از باقیمانده نایلون های وسایل بزرگ، همه نمونه هایی است که می تواند مردم را به ابتکار و حساس شدن تشویق کند. شاید یکی از دلایل آن، بی توجهی به ویژگی های محلی وبومی در طراحی کارهای نمادین باشد؛ یا شاید یکی از دلایلش این باشد که این نوع کارها را نوعی احساساتی گری لوس بورژوازی می دانند یا دلایل دیگر. اما از یک دلیل بزرگ نمی توان غفلت کرد: این کارها تا رسانه ای نشود، مردم از آن مطلع نمی شوند و رسانه رسمی در بیشتر این حرکات یا سکوت کرده یا برخوردی مانند همان مسابقه الاغ سواری داشته است.
بااین حال، با توجه به گسترش رسانه های پرنفوذتر می توان امیدوار بود، بتوان از این تجربه های جهانی برای پیشبرد فعالیت های اجتماعی عام المنفعه بهره گرفت. اگر به ویژگی های مردمی نیز توجه شود، به نظر می رسد رفته رفته جامعه ما نیز به آنها روی خوش نشان دهد.
انتهای پیام
