شفقنا رسانه– والت دیزنی ظاهرا این توانایی را دارد که ما را برای شغلهای ارتباطی آینده آماده سازد. در این میان آنچه شگفت انگیز است این است که شما به عنوان یک مدیر روابط عمومی، چقدر میتوانید درسهای این داستان تخیلی را در زندگی روزمره خود ترکیب و استفاده نمایید.
معصومه رشیدی در کاوشگران روابط عمومی نوشت: همه ما تا حدودی آوازها، شاهزادهها و وردستهای مضحک درفیلمهای والت دیزنی را میشناسیم، اما آنچه که در هنگام تماشای این فیلمها ما را با شکست مواجه میسازد، تشخیص پیامهای نهفته در این فیلمها است. بسیاری از درسهای برندسازی که در تمام دانشکدهها و سمینارهای دنیا آموزش داده می شوند مصداقش در والت دیزنی قابل مشاهده است.
والت دیزنی ظاهرا این توانایی را دارد که ما را برای شغلهای ارتباطی آینده آماده سازد. در این میان آنچه شگفت انگیز است این است که شما به عنوان یک مدیر روابط عمومی، چقدر میتوانید درسهای این داستان تخیلی را در زندگی روزمره خود ترکیب و استفاده نمایید.
در اینجا به چهار مورد اشاره میشود که ما میتوانیم از شاهزاده خانمها و دنیای سحرآمیزشان ذره ذره جمع کنیم و در حرفه خود به کار بندیم.
زیبایی و شهرت برند

خوب، بد، زشت سه اصطلاحی هستند که ما وقتی وارد حوزه مدیریت برند میشویم با آنها آشنا میشویم. نه تنها تصمیم هر فرد برای دوست داشتن برند شما در اولین مواجه با آن، بلکه متقاعد سازی و مراقبت کردن از شهرت یک برند قادر است ادراک مخاطب را تغییر دهد.
برخی مواقع ممکن است متقاعد کردن کارکنان ـ همراه با آموزش ـ برای تغییر برداشت بِله (Belle ) ازهیولا (Beast ) مدت زمانی طول بکشد. درست مانند بِله در والت دیزنی، مشتریان ما نیازمند آن هستند تا قبل از اینکه تصمیم بگیرند که آیا یک محصول و یا خدمات ارزش پول و یا زمان آنها را دارد؛ آموزش ببینند.
مدت زمانی طول کشید تا بِله مشتاق و علاقمند شود و شانس یا فرصت را در اختیار هیولا (Beast ) قرار دهد. این اتفاق رخ نداد تا زمانی که او ارتباط خود را با بِله برقرار کرد و بر همین اساس شرکتها نیز نیازمند آن هستند تا توانایی ایجاد ارتباط با مخاطبان خود را داشته باشند.
اقدامات و اعمال کوچک بلندتر از کلمات صحبت میکنند
افراد حرفهای روابط عمومیها غالبا بر کلمات تکیه میکنند در حالیکه حرکات ساده و کوچک گاهی میتوانند مسیر طولانیتری را در طول برقراری یک ارتباط طی کنند. به ویژه در طول یک بحران، زبان بدن و حرکات شما همه گفتنیهای شما در مورد یک مسأله برای منابع رسانهای، مشتریان، سهامداران و دیگران هستند.
ارتباطات غیر کلامی به اندازه ارتباطات کلامی برای یک برند اهمیت دارد: حرکات و کنشها در بیشتر موارد بلندتر از کلمات صحبت میکنند. حتی کوچکترین کنشها مانند اظهار علاقه نسبت به پست فیس بوک یک مشتری، به آنها نشان میدهد که شما مشتاق یادگیری نام و علایق آنها هستید مانند آنچه که شاهزاده اریک در پرنسسهای والت دیزنی در صحنه « Kiss the Girl » انجام داد. همچنین گوش دادن، برای استراتژی روابط عمومی یک برند بسیار مهم تر است از آن چیزی که شما ممکن است تصور کنید.
سفید برفی و هفت مشتری

دست اندرکاران روابط عمومی آگاه هستند که چه راهکاری میتوانند در مواجه با مشتریان متعدد انجام دهند و چگونه همه آنها را در یک زمان خوشحال نگه دارند. ما باید صدای برند آنها را درک کنیم و آنها را مطمئن سازیم که ایدههایشان تبدیل به واقعیت شده و در زمانهای سخت و دشوار به آنها کمک میکند.
ما باید بدانیم هریک از مشتریانمان چه میخواهند و یا نیاز دارند؛ به این دلیل که همه آنها مشکلات و چالشهای متفاوت دارند. این موضوع شبیه هفت کوتولههای سفید برفی است و علم به اینکه مشتریان شخصیتهای مختلف دارند، دست اندرکاران روابط عمومی ـ به خصوص آنهایی که در یک آژانس فعالیت میکنند ـ لازم است چندوظیفهای باشند. پریدن از یک پروژه و طرح به پروژه دیگر در یک چشم بهم زدن درست شبیه تغییر یک کوتوله شریک رقص به کوتوله دیگر است.
به نظر نمیرسد که دست اندرکاران روابط عمومی از امید خود برای پیاده شدن رویاهای ما که رسانههای بزرگ در خروجی خبری ملی نمایش میدهند، منصرف شوند. اما مهم نیست ما چه تعداد رد درخواست دریافت میکنیم، ما باید پایداری نشان دهیم تا در سرزمینی فرود آییم که آرزوهایمان را پوشش دهد.
![]()
سیندرلا
سیندرلا نیز رویاهایی دارد و این واقعیت که او نمیتواند فراتر از رویاها رود، آن چیزی است که ما را تبدیل به دست اندرکاران روابط عمومی شبیه روشهای رویاپردازانه یندرلا میسازد. اگرچه همه ما یک پایان خوب را ترجیح میدهیم اما در برخی مواقع درسهایی که از افراد ناراضی میگیریم، همان چیزیهایی است که ما را به رهبران و نوآوران با اندیشه و فکر صحیح در صنعت روابط عمومی مبدل میسازد.
داستان والت دیزنی و برندش مثل خود آثارش احساسی و پرشور است و آموزههای بسیار دیگری دارد مانند تفاوت، تمرکز، ایجاد تصاویر ذهنی و از همه مهمتر جمعیت هواداران وفادار و سخت برای یک نام تجاری. والت دیزنی موفق به دنیا نیامد بلکه خودش سازنده موفقیتش بود .
به نظر شما چه درسهای مهم دیگری میتوان از دنیای والت دیزنی آموخت؟
درباره والت دیزنی
*شرکت والت دیزنی، شرکت رسانههای گروهی آمریکایی است، که به عنوان یکی از بزرگترین شرکتهای رسانهای و سرگرمی جهان شناخته میشود .
این شرکت در ۱۶ اکتبر ۱۹۲۳ توسط والت دیزنی و با مشارکت برادرش روی اولیور دیزنی، در قالب یک استودیو کوچک انیمیشنسازی تاسیس شد. شرکت ولت دیزنی بسرعت توسعه پیدا کرد و به یکی از بزرگترین استودیوهای هالیوود تبدیل شد .
این شرکت امروزه مالک ۱۴ شهر بازی، شمار زیادی شبکه تلویزیونی از جمله ایبیسی، شبکه دیزنی، ایاسپیان و ایبیسی خانوادگی، همچنین شرکتهای تابعه و زیرمجموعه والت دیزنی پیکچرز، پیکسار، مارول اینترتینمنت، لوکاس فیلم و هیولو میباشد .
دفتر مرکزی شرکت والت دیزنی و استودیوی اصلی آن در شهر بربنک، کالیفرنیا قرار دارند.
انتهای پیام
