شفقنا رسانه- زکیه جورابراهیمیان: در چهارمین نشست تاریخی شفاهی مطبوعات ایران محسن میرزایی به بیان خاطرات خود پرداخت.
محسن میرزایی پیشکسوت روزنامهنگاری متولد ۱۳۱۱ در شهر زنجان است. او در سال ۱۳۳۵ جزو اولین فارغالتحصیلان دورهی آموزش روزنامهنگاری به شکل آکادمیک در ایران بود که توسط روزنامه اطلاعات و دانشکده حقوق و مدیریت دانشگاه تهران برگزار میشد. فعالیتهای روزنامهنگاری خود را با روزنامه اطلاعات به صورت حرفهای آغاز کرد. این فعالیت در چند دوره اما نه به صورت مستمر ادامه داشته است. با روزنامهی کیهان، مجله سپید و سیاه و در دههی ۷۰ با روزنامهی ایران و همشهری همکاری داشته است. در سطوح مختلف از خبرنگاری تا معاونت سردبیری و تاریخنگاری در روزنامهها به کار پرداخت. نویسندهی چند مجموعه ارزشمند از تاریخ معاصر ایران است که به صورت مرجع در فضاهای آکادمیک استفاده میشود.
از کودکی روزنامهخوان حرفهای بودم
میرزایی به فعالیتهای حرفهای خود در روزنامه نگاری اشاره کرد و گفت: ۵۸ سال است که قلم میزنم. در دههی ۳۰، روزنامهنگار به این معنی نبود که شما امروزه به عنوان روزنامهنگاری میشناسید. من از کودکی روزنامهخوان حرفهای بودم. روزنامههای دوران کودکی من ۴ الی ۸ صفحه داشت. مثل روزنامههای امروزی ۲۰ صفحه به بالا نبود. بنابراین روزنامههای دوران ما به راحتی خوانده میشد. در شهر زنجان وقتی شمارهای از یک روزنامه به دست کسی میرسید همه بعد از خواندن، آن را به بقیهی خانوادهی خود میرساندند. این گونه بود که یک روزنامه به دست افراد زیادی میرسید. روزنامهها خیلی دیر به دست ما میرسید. مثلا اگر جنگی تمام شده بود ما تازه در رونامهها میخواندیم که همان جنگ تازه شروع شده است. رادیو فقط زمانی قابل استفاده بود که برق داشتیم. من به خواندن روزنامه معتاد بودم. زمانی که من در حال نوشتن رسالهی خود با موضوع تطبیق افعال در زبان فارسی در دانشسرای عالی در رشتهی ادبیات و زبان فارسی بودم، برای محمد معین شاگردی میکردم.
برای شروع کار روزنامهنگاری مردد بودم
این روزنامهنگار دربارهی نحوهی ورود به حرفهی روزنامهنگاری توضیح داد و گفت: دانشکده حقوق و مدیریت با همکاری روزنامه اطلاعات دورهی روزنامهنگاری برگزار میکردند. شرکت در این دوره دارای شرایطی چون تسلط به زبان فارسی، دارای ادبیات مناسب و ظاهری آراسته بود. من در این دوره ثبت نام کردم. در همان زمان من در مدرسه سن لویی تدریس میکردم. سن لویی مدرسهای برای فرانسویها بود. چند روز بعد از ثبت نام، دعوتنامهای برای مصاحبه برای من فرستاده شد. من ثبت نام در دورهی آموزش روزنامهنگاری را خیلی سهل و ساده میدیدم. به طوری که با تعدای از دوستان برای رفتن به سینما بعد از مصاحبه قرار گذاشتم. من حتی به صورت غیر رسمی در مصاحبه حاضر شدم. غافل از این که وارد حرفهای خواهم شد که تمام عمر با من است. بعد از حاضر شدن در مصاحبه با تعداد زیادی از افراد مواجه شدم. مشاهدهی جدی بودن این مصاحبه، من را برای قبول شدن در این مصاحبه ناامید کرد.
خوشبختانه در مصاحبه قبول شدم. بعد از قبول شدن در آزمون کتبی قرار شد در امتحان شفاهی شرکت کنم. حدود ۳۰ نفر از بین تعداد زیادی شرکت کننده در این مصاحبه قبول شدیم و به کلاس آموزش روزنامهنگاری رفتیم. در بین این دوره آموزشی عدهای از کار روزنامهنگاری جدا شدند. در آخر حدود ۲۰ تا ۲۵ نفر در کار روزنامهنگاری ماندند. کلاس روزنامهنگاری در روزنامهی اطلاعات برگزار میشد. شروع این دورهها به این صورت بود که ما نیمی از روز را کار میکردیم و باقی روز را در کلاس روزنامهنگاری میگذراندیم. من برای شروع کار روزنامهنگاری تا حدی مردد بودم. چون حقوقی که بابت روزنامهنگاری به ما می دادند، ۱۵۰ تومان بود. درحالی که من از تدریس، حقوق بیشتری کسب میکردم.
خبرنگاران روزنامه اطلاعات جایگاه بالایی داشتند
میرزایی به جایگاه بالای روزنامهنگاران اشاره کرد و گفت: در دوران ما دانشجویان برای سرشماری و آمارگیری به مناطق مختلف سفر میکردند. یکی از این آمارگیرها دزدی را دستگیر کرده بود. من این موضوع را به صورت خبر نوشتم و تحویل سردبیر دادم. سردبیر بعد از خواندن خبر از من بپرسید که آیا دوست دارم یک کار خوب را شروع کنم؟ سردبیر از نثر نوشتن من راضی بود. این موضوع برای من بسیار شوقآور بود.
او ادامه داد: آن زمان از خبرنگاران میترسیدند. خبرنگار مجلس روزنامه اطلاعات وقتی وارد مجلس میشدند تمام گارد برای آنها احترام زیادی قائل بودند. خبرنگاران از افراد سرشناس ایران بودند. در عین حال سردبیر هم مقتدر بود. به عنوان مثال وقتی پیمان سنتو در حال شکل گرفتن بود، فقط سه نفر از شکلگیری این پیمان اطلاع داشتند که یکی از آنها خبرنگار روزنامه اطلاعات بود. این موضوع نشان دهندهی سطح بالای خبرنگاران روزنامه اطلاعات است. بعضی از خبرنگاران بودند که بسیار سرشناس بودند اما نثر قوی نداشتند. به همین علت خبرهای خود را به ما میدادند. هم دورهایهای من در دوران فارغالتحصیلی، فرج الله صبا، که یک روزنامهنگار واقعی بود؛ غلام رضا صالح یار، که در ایران به عنوان سردبیر اول شناخته شده است و پورشریعتی و کیهانی زاده بودند، که افرادی بسیار جسور بودند و در بخش حوادث کار میکردند. افراد دیگری بودند که به خاطر وضع مالی خوب در کار روزنامهنگاری دوام نیاورند. یکی از آنها مهرداد اتحاد بود. از بین دوستانم تعدادی که در روزنامه ماندند ۴ الی ۵ نفر بودند. به عبارتی حاصل دوره آموزش روزنامه نگاری دو سردبیر بود، که برای ۳۰ الی ۴۰ سال برای مطبوعات ما موثر بودند.
برای اولین بار اخبار باستان شناسی را در روزنامه مطرح کردم
میرزایی به فعالیتهای روزنامهنگاری خود در حوزهی خبرنگاری باستانشناسی اشاره کرد و گفت: علاقهی زیادی به باستانشناسی داشتم. درسهای مشترکی در دانشگاه ادبیات در ارتباط با باستانشناسی داشتیم. برای اولین بار اخبار باستانشناسی را در روزنامه مطرح کردم. من دربارهی وزارت بهداری نیز کار خبری انجام دادم. من حتی خبرنگار فرمانداری نظامی هم بودم. خبرنگاران دورهی ما بسیار جسور بودند و با تمام قدرت مقابل فرماندهان نظامی میایستادند. با وجود تمام خفقان موجود، روزنامهنگاران قدرت خود را حفظ میکردند.
او ادامه داد: روزنامهی اطلاعات به خاطر موقعیت و مدیریت خود بسیار قویتر از روزنامهی کیهان بود. تا اواخر دههی ۳۰ روزنامهی مطرح، روزنامهی اطلاعات بود اما با گذشت زمان به دلایل مختلف جای خود را به روزنامه کیهان داد. عدهای میگفتند که من معاون مسعودی در روزنامه اطلاعات بودم در صورتی که این گونه نبود. من در آن زمان ۲۵ سال سن بیشتر نداشتم. مرحوم صالحیاری در منابع نوشتند که آقای میرزایی معاون آقای مسعودی در روزنامه اطلاعات بودند. من برای سمت معاونی بسیار جوان بودم. در واقع من مسوول دفتر آقای مسعودی بودم. از آنجایی که مسوول دفتر همه کارهای رییس را به دست میگیرد اکثر افراد گمان میکردند که من معاون هستم. در صورتی که سن من اقتضای این سمت را نمیکرد. به عنوان مسوول دفتر مسعودی در روزنامه اطلاعات فقط اخباری را جمعآوری میکردم که در چهارچوب خبر بودند.
روحیهی جنجالی نداشتم اما گاهی اخبارم جنجالی میشد
او در ادامه گفت: محافل شبانه یکی از منابع خبری مهم در آن زمان بود. مجامع دولتی مهمانیهای مهمی را ترتیب میدادند. من در این محافل شرکت میکردم، شخصیتهای سیاسی، وزرا و … در این محافل زیاد بودند و بیشتر موضوعات این محافل را بحثهای سیاسی تشکیل میداد. در این محافل میتوانستیم شخصیتهایی را ببینیم که پیدا کردنشان بسیار سخت بود و با آنها مصاحبه انجام دهیم. اگر روزنامهنگار باهوش باشد، میتواند هر موضوعی را به هر زبانی بیان کند. من روحیهی جنجالی نداشتم اما گاهی خبری که تهیه میکردم، جنجالی میشد. به عنوان مثال مصاحبهای که با سمسام، استاندار کرمان داشتم. او در این مصاحبه از توجه نکردن دولت به شهرستانها گلایه داشت و گفته بود من ۲ سال است که به مردم دروغ میگویم . من عین همین جمله سمسام را تیتر خبر کردم و این تیتر باعث جنجالهای زیادی در کشور شد. در آن زمان ضبط صوت وجود نداشت. بنابراین سمسام میتوانست به راحتی حرف خود را تکذیب کند. اما او این کار را نکرد و تمام حرفهای خود را تایید کرد.
نمونهی دیگر مصاحبه با یک روانپزشک بسیار معروف بود. او در مصاحبه با من گفته بود که ۹۰ درصد مردم از نظر روانی مشکل دارند. من صحبتهای او را عینا تیتر کردم و باعث شد تمام شهر دچار تنش شود. این تنشها تا حدی بود که منجر به تعطیلی مطب این روانپزشک شد و باعث شد این روانپزشک منزل خود را عوض کند. در نتیجه مدیر روزنامه از من خواست که دوباره با این روانپزشک مصاحبه کنم. در این مصاحبه این روانپزشک منظور خود را از واژهی روانی به مردم توضیح داد. این توضیحات باعث از بین رفتن تنشهای موجود در شهر شد.
ما تحت کنترل سر نیزهها بودیم
این روزنامه نگار در بیان خاطرات خود به رابطهی دولت و حکومت با مدیر روزنامه اطلاعات اشاره کرد و گفت: در دورهای که ما در روزنامه اطلاعات روزنامه نگاری را میگذراندیم، ساختمان و راهروها با سربازان مسلح تحت کنترل بود. ما تحت کنترل سر نیزهها بودیم. روزنامه اطلاعات از زمان پهلوی اول روزنامه رسمی بود، با این وجود یک روزنامهی دولتی نبود. اما هر مطلبی که مینوشت، همه فکر میکردند حرف دولت است. روزنامه اطلاعات برای بخش خصوصی بود اما با این وجود نفوذ زیادی داشت. با همهی اینها سرهنگی برای سرکشی اخبار به روزنامه اطلاعات میآمد. خارجیهای مختلفی از روزنامه اطلاعات بازدید میکردند. قبل از ورود من به روزنامه اطلاعات، ملک عبدالله، بنیانگذار اردن، از روزنامه اطلاعات بازدید کرد. رییس جمهور ترکیه بعد از حضور من در روزنامه اطلاعات از این روزنامه بازدید کرد.
من اولین و آخرین سردبیر سرویس شب بودم
میرزایی با اشاره به زمان انتشار روزنامهها در دو نوبت صبح و عصر گفت: روزنامههایی که مهم بودند، در نوبت عصر منتشر میشدند. ایدهی انتشار روزنامه در عصر به این صورت بود که آقای مسعودی به عنوان مدیر روزنامه اطلاعات در خاطرات خود میگوید: «در حوالی غروب شاهد بی تکلیف بودن مردم هستم و احساس می کردم مردم به دنبال چیزی هستند.» در اینجا بود که ایدهی شکلگیری روزنامههای عصر شکل میگیرد. اما بعدها باب شده بود که میگفتند در غرب روزنامهها در صبح هم منتشر میشوند. سرویس شب در روزنامه اطلاعات ایجاد شد و من سردبیر این سرویس بودم. بنابراین شبها خبر تهیه میشد و صبح در اختیار سردبیر بود. سرویس شب پایدار نماند. من اولین و آخرین سردبیر سرویس شب بودم.
او ادامه داد: یک بار هم رییس جمهور ترکیه در بازدید از روزنامه اطلاعات گفته بود که چگونه بدون ماکت، روزنامه منتشر میکنید؟ و مدتها طول کشید تا ما توانستیم قبل از انتشار روزنامه از آن ماکتی تهیه کنیم.
تاریخ باید از طریق روزنامه به اطلاع مردم برسد
میرزایی دربارهی علت جدا شدن خود از روزنامه اطلاعات گفت: علت جدایی من یک مسالهای کاملا عاطفی بود و به جنبههای مادی هیچ ارتباطی نداشت. در آن زمان جنبههای مالی خیلی مهم نبود. ما بیشتر به دنبال تولید و جمعآوری اخبار بودیم تا بتوانیم از رقبای روزنامهای خود پیشی بگیریم. روزنامه اطلاعات قدرت زیادی داشت و روزنامهنگاران جایگاه بالایی داشتند. به طوری که ما با معاونان وزرا مصاحبه نمیکردیم بلکه به دنبال مصاحبه با خود وزرا بودیم. من به دنبال کارهای بزرگتری در مطبوعات بودم و آن ایجاد تیراژ مطبوعاتی بود. به طوری که من تیراژ ساز شدم.
این روزنامهنگار گفت: اعتقاد دارم تا ملت ایران تاریخ گذشتهی خود را ندانند، برای فرهنگ کشور نمیتوان کاری کرد. من معتقد نیستم کتاب بتواند کاری برای آموزش کشور انجام دهد. من به اخبار مصور علاقهی زیادی داشتم. تاریخ باید از طریق روزنامه به اطلاع مردم برسد. از دههی ۴۰ به بعد من با حضور تاریخ در کتابها مخالفت کردم. تاریخ را باید به زبان مردم در روزنامهها منعکس کرد. از این طریق تیراژ روزنامهها بالا میرود. این ایده در روزنامهی اطلاعات، همشهری و ایران موفق عمل کرده است.
او ادامه داد: من جای خالی تبلیغات را در روزنامه احساس کردم. تصور ما بر این بود که هر تاجری باید اولین آگهی خود را به اطلاعات بدهد، بعد به کیهان. روزنامه اطلاعات به دلایلی چون، مبارزه ملّیون با روزنامه اطلاعات، مبارزهی مصدقیها و جبهههای ملی با این روزنامه دچار مشکلاتی شده بود. به طوری که در روزنامهی باختر امروز شعار «مردم ایران با دادن دو قران و خرید روزنامه اطلاعات به استعمار کمک نکنید.» چاپ شد. در این شرایط روزنامه اطلاعات برای مقابله با این گروهها موقعیت خود را از دست داد و کیهان جای اطلاعات را گرفت که اندکی چپ روی داشت. گروهی کیهان را بنیانگذار نیازمندیها میدانند، در صورتی که این چنین نیست. ما در روزنامه اطلاعات با این مشکل روبهرو شدیم که تاجران حاضر نبودند آگهی بیشتری به ما بدهند. من اعتقاد داشتم که با گزارشهای مصور میتوان تیراژ را بالا برد.
در ادامهی این نشست، امیرعباس تقی پور، مدیر مسوول ماهنامه مدیریت ارتباطات گفت: در ماه فروردین نشست تاریخ شفاهی مطبوعات برگزار نمیشود. اما بعد از آن در اولین دوشنبه سال ۱۳۹۴ پنجمین نشست تاریخی شفاهی مطبوعات را برگزار میکنیم. ما ۱۰ نشست را در هر سال پیشبینی کردیم و امیدواریم با حضور و مشارکت بیشتری همراه شود.
در پایان، همچنین کاظمیدینان رییس انجمن روابط عمومی ایران، دعوت از بزرگان رسانهای را باعث آگاهی، پیشرفت و شادابی جامعه دانست و بیان کرد: دعوت از بزرگان رسانهای، کار بسیار بزرگی است. بیان خاطرات بزرگان رسانه هر جملهاش میتواند برای ما درس باشد. ما امروز در کنار استاد میرزایی یک ترم دانشگاه را گذراندیم. خبرنگاران جوان ما باید ادامه دهندهی راه این بزرگان باشند و اخلاق حرفهای این بزرگان را سر لوحهی خود قرار دهند. یک خبرنگار باید برای مردم اطلاعات صادقانه، شفاف و بدون اعمال سلیقه شخصی گردآوری کند. گاهی شاهد اعمال این نگاه شخصی در ارایهی اخبار هستیم. اما اساتید پیشکسوت ما این گونه عمل نمیکردند برای همین ماندگار شدند و نوشتههایشان به دل مینشیند.
این نشست عصر دوشنبه چهارم اسفند به همت ماهنامهی مدیریت ارتباطات و با همکاری اندیشگاه فرهنگی کتابخانه ملی ایران و حمایت معاونت مطبوعاتی و امور اطلاعرسانی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی برگزار شد.
انتهای پیام
