شفقنا رسانه– رضا درستکار در روزنامه شرق نوشت: فقدان برنامه های سرگرم کننده؛ این کل موضوع تلویزیون ایران است؛ نکته ای که در برنامه ها و سریال های نوروزی بیشتر به چشم آمد. از خلال همین دو تا و نصفی برنامه و سریال هم می توانستی بفهمی که تکرار و کلیشه، دامن این به اصطلاح رسانه ملی را گرفته و برای برون رفت از این مخمصه که به نظر من برای این دستگاه عریض و طویل در راه کوچک سازی؛ دیگر امری حیاتی شده است. بسیاری از برنامه های نوروز امسال بعد از ایام فاطمیه آغاز شد؛ چرا؟ (پیش تر در سالی که محرم و عید هم زمان شده بودند، روش تلویزیون ما بهتر بود، آیا این دستگاه، از فقدان یک استراتژی مشخص هم رنج می برد؟!) و به نوعی باید گفت که برنامه های امسال دوپاره بود. این اتفاق از نظر من اشتباه بزرگی است، نمی توان مخاطب تلویزیون را به حال خود رها کرد و آنان را به سمت رسانه های غیر، سوق داد. همه تلویزیون های دنیا درست رفتاری معکوس تلویزیون ما دارند، یعنی از همه چیز برای نگه داشتن بینندگان خود پای گیرنده هایشان سود می برند، اما اینجا همه کانال ها دارند روی یک موضوع – آن هم اغلب با روش های مکرر و کلیشه ای – مانور می دهند! نیمه دوم عید آغاز می شود؛ سریال «در حاشیه» را داریم، طبق روال آثار سابق مهران مدیری باید به آن مهلت داد و دندان روی جیگر گذاشت تا رفته رفته فضای طنزش دربیاید، او بر پایه استانداردهای «هنر مدیری» عمل می کند، برای یک شروع قدرتمند در کارهایش، هرگز هیچ تلاشی نمی کند و می کوشد از طریق پروردن ایده ها و تکه کلام ها، بدون میزانسن، کار خود را پیش ببرد! همین طور هم می شود، پنج شنبه شب که قسمت دوازدهم پخش می شد، موضوع اندکی جاافتاده تر و ریتم مجموعه طبعا بهتر شده بود. سریال «فوق سری» به کارگردانی مهدی فخیم زاده، تحفه شبکه یک در روزهای عید بود؛ که رسما بازگشت به الگوهای سینمای فارسی را دستور کار قرار داده است، ماشین ها و محیط و آمبیانس عوض شده، پوشش و رنگ آمیزی تغییر کرده و به طورکلی همه چیز روکش امروزی دارد، اما آدم ها و روابط و فرهنگ برخاسته از درونشان، همان هایی هستند که پیش تر می شناختیم از «تشریفات» به قبل و به بعد! سریال به شکل عجیبی، بیننده خودش را دست کم گرفته است؛ هم از منظر فنی و تکنیکال و هم از نظر اجرا، پس قافیه را می بازد! سینمای پلیسی سریال «فوق سری»، گرفتار در روابط «هوویی»، کاری از پیش نمی برد! نقش بامزه ترین شخصیت سریال را هم، خود آقای فخیم زاده زحمتش را کشیده اند، برای این میزان از خلاقیت، باید به ایشان آفرین گفت!
می ماند طبق معمول سال های اخیر؛ مجموعه تلویزیونی «کلاه قرمزی». سازندگان «کلاه قرمزی ۹۴» هم مثل همیشه گذشته خود، عمل کرده اند، سال۹۴ را که از روی عنوان بندی، برداری، اصلامعلوم نمی شود که کی و چه موقع دست به کار تولید این مجموعه زده اند!؟ آنها ایمان دارند که کارشان خوب است و می دانند مدیران ارجمند رسانه، برای سال جدید هم چندان تلاشی نکرده اند و تلویزیون بازهم خالی از برنامه است، پس بدون هرزحمتی، همان عروسک ها و عوامل را خبر می کنند، چند هنرمند هم برای هر قسمت می آورند و از طریق گفت وگو و ساده کردن موضوعات، بینندگان بزرگسال را پای گیرنده نگه می دارند. سازندگان کلاه قرمزی، روابط و خرده فرهنگ ها را با دخالتی ظریفانه در گویش و لهجه ها، به شکلی پرس شده و پکیج، طراحی و اجرا می کنند و تحویل بیننده می دهند و بینده ای که دستش از توشه تلویزیون خودی خالی است، به همین مشابه سازی راحت الحلقوم هم قناعت می کند! وقتی «کلاه قرمزی» بهترین برنامه و مجموعه سال می شود، آشکار است که چقدر تلویزیون ما در حال پس روی است! اقبال بینندگان از «کلاه قرمزی» ممکن است رفلکسی واکنشی باشد! آیا عزیزان فکری هم در این احتمال ها کرده اند!؟ بگذریم! جالب آنکه بدترین برنامه ها و رویدادهای تلویزیون نیز هرسال درست در ساعات آغاز سال جدید روی آنتن رسانه ملی می رود (و امسال دیگر اوجش بود!)، برنامه هایی بی خاصیت، عصبی کننده، تکراری و کلیشه ای که مثل هرسال و در همه شبکه ها، از تعدادی ورزشکار شهره و فوتبالیست و خواننده و هنرپیشه دعوت می شود تا سوالاتی بی خاصیت را جواب دهند! به طورکلی چنین برنامه هایی، دکورهایی حیرت آور از بدی، محتوایی بسیار ضعیف و اغراق هایی هضم نشدنی، با گفتارهای عجیب وغریب تر از سوی مجری های بسیار باسواد! دارند. در یک دور کوتاه از شبکه یک با اجرای علی ضیا به شبکه۲ می رویم و به شبکه ۳ و ۴ و ۵ و دیگر شبکه ها هم سری می زنیم، هرچه پیش تر می روند و به لحظه سال تحویل نزدیک می شوند، تهی بودنشان بیشتر آشکار می شود! نویسنده ای که در کار نیست؛ غالبا کارگردان هم ندارند، البته شبکه ۳ کارهایی را صورت داده، اما مدل برنامه، مدل برنامه های کشکولی است، هر خرت وپرتی را می توان در آن دید! نمی دانیم حس احترا ممان را برانگیزانیم یا…! اشکال بزرگ و مهم تلویزیون ایران، به طور کلی تمرکز روی چندتا آدم ثابت و مطمئن است. یک مطالعه کوچک در طول سال، نشان خواهد داد که ما کلاچند هنرپیشه بیشتر در این مملکت نداریم، چندفوتبالیست و چندتا هم خواننده! در گذشته، تلویزیون موجب چهره شدن افراد می شد، اما حالااین چهره ها هستند که باید برای حفظ تلویزیون به کار گمارده شوند! فقط اشکال کار این است که شکل انتخاب های تلویزیون بسیار محدود است و از فرط تکرار حضور عده ای از این عزیزان، این خاصیت شان هم، یا از بین رفته یا کم اثر شده است!
بدین ترتیب نوروز۹۴ رسانه به اصطلاح ملی هم تمام می شود؛ با ویژه برنامه هایی که چندان هم برای مخاطبان، ویژه و احتمالاسرگرم کننده نبود؛ می توان با این اوصاف، نتیجه گرفت که تلویزیون ما واقعا نیازمند تحولی جدی است.
اگر تلویزیون ایران، از چیزی که در حال حاضر می بینیم، بهتر عمل نکند، قطعا در دیگر حوزه ها و به طور کلی در مناسبات فرهنگی و کلان کشور نیز اثر گذار خواهد بود؛ آن هم به شکلی معکوس. همین ابتدای سال باید خاطرنشان کرد ریزش مخاطب امری جدی است و اعتبار این دستگاه، نیازمند بازسازی و بازیابی و مدد رسانی کاربلدان و کارشناسان این حوزه است.
انتهای پیام
