زمان انتشار : ۱۰ خرداد ,۱۳۹۴ | ساعت : ۰۰:۵۰ | کد خبر : 459390 |

ویژگی منحصر به فرد ما پرهیز از خودسانسوری است؛ گفت‌وگوی شفقنا رسانه با یکی از موسسان صفحه‌ی اینستاگرام «هر روز ایران»

شفقنا رسانه- مینو عطابخشی: در ابتدای سال ۱۳۹۳، فقط یک ایده الهام گرفته شده از پروژه‌ی «هر روز آفریقا» بود. پروژه‌ای که نماینده‌اش یک صفحه در دنیای تصویر اینستاگرام بود و یک عکاس و یک نویسنده آمریکایی به نام‌های پیتر دیکمپو (Peter Dicampo) و آستین مریل(Austin Merill) در سال ۲۰۱۲ آن را اجرایی کرده بودند و تصاویر ارائه شده تلاش می‌کرد تصویر دیگری از آفریقا برای مخاطبانش داشته باشد. ایده‌ی فضایی که کلیشه‌های رایج درباره‌ی یک قاره، کشور یا شهر را می‌توانست تغییر بدهد. کلیشه‌هایی که این روزها به نظر می‌رسد روزنامه‌نگاران نیز خود، درگیر آنها هستند و پوشش اخبار یک منطقه را تحت تاثیر آن‌ها انجام می‌دهند. علی کاوه، علی تاجیک، رامین طلایی و کمی‌ بعدتر حسین فاطمی، خاطره کردکریمی و محمد تاجیک با الهام از این پروژه به ایده‌ی «هر روز ایران» (Everyday Iran) شکل دادند. «هر روز ایران» از تمام کسانی که در ایران کار و زندگی می‌کنند، می‌خواهد عکس‌های روزانه موبایلی خود را برای این پروژه ارسال کنند، پس از داوری و با اضافه کردن توضیحات مرتبط در صفحات پروژه در سایت‌های شبکه اجتماعی بازنشر می‌شوند. این رسانه پرمخاطب عکس، در مرز فتوژورنالیسم در رسانه‌های جریان اصلی و روزنامه‌نگاری شهروندی حرکت می‌کند، چرا که هم به مدیران و ادیتوران عکس وابسته است و هم به تک تک شهروندانی که در ارسال عکس‌ از زندگی روزمره ایرانی‌ها و ارائه‌ی تصویری واقعی‌تر کمک می‌کنند. گفت‌وگوی شفقنا رسانه با علی کاوه یکی از موسسان این پروژه درباره‌ی بازخوردها، کندوکاو درباره‌ی تاثیر این صفحه و صفحه‌های مشابه اینستاگرامی در از بین بردن کلیشه‌های رایج به ویژه درباره‌ی خاورمیانه و آفریقاست.

در ابتدا بگویید پیوستن به این پروژه و فرایند الحاق به آن چگونه بود؟

در واقع من از موسسان پروژه «هر روز ایران» هستم، و همچنین بخشی از مدیریت «پروژه‌های هر روز» نیز به من باز می‌گردد.

به چه صورت این مسوولیت به شما سپرده شده است؟

اگر بخواهم از ابتدا توضیح دهم، اوایل سال ۱۳۹۳ بود که با پروژه «هر روز آفریقا» مواجه شدیم، بعد با یک سری پروژه‌های دیگر مثل «هر روز آسیا» (Everyday Asia) و «هر روز خاورمیانه» (Everyday Middleest) فکر می‌کنم ما چهارمین یا پنجمین پروژه بودیم که تصمیم گرفتیم با «هر روز ایران» به این پروژه‌ها بپیوندیم. نکته‌ای که وجود داشت این بود که تاکنون مختصات قاره‌ها مورد نظر بودند، اما ما فکر کردیم این تقسیم‌بندی وسیع‌تر از آن است که بتواند دید دقیقی بدهد، مثلا نمی‌توان کل خاورمیانه را با یک نگاه دید و ماجرا باید تخصصی‌تر و محدودتر باشد، ضمن این که کمی روش اداره آن را تغییر دادیم، و به جای این که مثل دیگر پروژه‌ها حدود ده پانزده عکاس تولید محتوا کنند، ما از مردم خواستیم که عکسهایشان را برای ما بفرستند و تا ما از میان آنها عکسها را انتخاب کنیم.

پنج نفر دور هم جمع شدیم، دو نفرمان در آمریکا و سه نفرمان در ایران هستیم. در واقع من و علی تاجیک ایده‌های اولیه را داشتیم، از آن طرف رامین طلایی هم ایده هایی مشابه داشت، در نتیجه به هم پیوستیم. بعد تصمیم گرفتیم دو عضو حرفه‌ای تر نیز به جمع اضافه کنیم که به حسین فاطمی و محمد تاجیک رسیدیم. در ادامه این ایده ما در کنار ایده «هر روز آفریقا»، تبدیل به یک جنبش شد و کشورهای مختلفی به این پروژه پیوستند، بعد حتی شهرها و محله ها به این پروژه اضافه شدند.

برای شروع هر پروژه لازم است با شما هماهنگی صورت گیرد؟

خیر، در واقع این پروژه کپی رایت ندارد و مال همه است! هر کسی بخواهد می‌تواند پروژه خود را شروع کند، اما بعد از مدتی پروژه‌ها روز به روز افزایش پیدا کردند، تصمیم گرفتیم یک هماهنگی بین همه پروژه‌ها ایجاد کنیم. ده یازده پروژه اول به نمایشگاهی در فستیوال عکس فتوویل نیویورک از طرف اینستاگرام دعوت شدند «سپتامبر ۲۰۱۴». علاوه بر نمایشگاه، یک سری پنل گفت وگو در کنار آن برپا شد و در نهایت  این فرصت به وجود آمد که موسسین این پروژه‌ها بتوانند در نشستی سه روزه درباره‌ی چشم‌انداز این پروژه‌ها به بحث و تبادل نظر بنشینند. در آنجا به این نتیجه رسیدیم با دیگر پروژه‌ها تماس بگیریم و با یکدیگر هماهنگ شویم.

همچنین در این نمایشگاه ۶۰ عکس از این صفحه‌ها توسط خود اینستاگرام انتخاب و به نمایش درآمد، در واقع این اولین باری بود که همه این پروژه‌ها گِرد هم می‌آمدند و نخستین نمایشگاهی بود که توسط اینستاگرام برگزار می‌شد.

هدفی که برای این پروژه ذکر شده این است:  با بازنشرِ عکس‌های موبایلی از زندگی در ایران، تغییر نگاه کلیشه‌ای رسانه‌ها، آموزش شهروندی و ارائه‌ی تصویری واقعی از ایران، می‌توانید توضیح دهید که رسیدن به این اهداف چگونه حاصل می‌شود؟

ما می‌توانیم ادعا کنیم تا اندازه‌ای به این اهداف رسیده‌ایم، اما این رسیدن نقطه پایان نیست و باید روز به روز رشد کند. «رسانه‌های جریان اصلی» (Mainstream Media) همواره متهم به جهت دهی افکار عمومی‌اند، برای مثال اگر آرشیو پنجاه ساله برندگان ایرانی «ورلد پرس فتو» (World Press Photo) را بررسی کنیم، تنها با یک سری کدهای خاص روبه‌رو می‌شویم: اعدام، زلزله و جنگ! البته صحبت ما فقط ایران نیست بلکه منطقه خاورمیانه است که به عنوان جهان سوم شناخته می‌شود. حالا باز به ایران بازمی‌گردیم، حرف ما این بود که قبول! ما نمی‌خواهیم بگوییم این کدها وجود ندارند، بلکه غیر از این کدها، کدهای دیگری نیز هست. ایراد دیگری که می‌توان به «ورلد پرس فتو» گرفت، این است که سالانه یکصد هزار عکس دریافت می‌کند، اما کسی به این ورودی گسترده دسترسی ندارد و این نقض جریان آزاد اطلاعات است. منبع باید قابل دسترسی باشد، من به عنوان یک بیننده باید ورودی و خروجی را با هم ببینم.

نکته بعدی آموزش شهروندی است، برای مثال ما به شهروندان کشورهای دیگر تصویری واقعی از ایران نشان می‌دهیم، اصلا می‌توان نگاهی بین‌المللی به این قضیه داشت، اولین کلمه‌ای که با شنیدن آفریقا به ذهن مردم دنیا خطور می‌کند، چیست؟ سوء تغذیه، ایدز، ابولا، کمبود آب و … . در حالی که آفریقا با این کلمات تعریف نمی‌شود و این کدها تولیدی روزنامه‌نگاری سنتی (Traditional Journalism) و «رسانه‌های جریان اصلی» است. پس باید این کدها تغییر کنند.

برای مثال با همکاری «پولیتزر سنتر» (Pulitzer Center) در واشنگتن، نمایشگاهی از عکسهای پروژه‌ی «هر روز آفریقا» برپا کردیم و از دانش آموزان واشنگتنی خواستیم تا از این نمایشگاه بازدید کنند تا با واقعیت دستکاری نشده روبه‌رو شوند. درباره ارائه تصویری واقعی از ایران هم می‌توان به ده‌ها هزار عکسی استناد کرد که با هشتگ «هر روز ایران» (everydayIran#) قابل دسترسی است، ما نمی‌توانیم هیچ محدودیتی روی هیچ عکسی ایجاد کنیم.

از راه‌اندازی این هشتگ صرفا دنبال کردن «پروژه‌های هر روز»  بود یا این‌که اهداف درونی یا حتی آرمانگرایانه  داشتید؟

به طور کلی هدف عکاسی کار آرمانگرایانه‌ای نیست، عکاسی یک سری ابزار و مواد (Material) را به وجود می‌آورد، برای مثال سال ۹۳ در حیطه زندگی روزانه (Daily Life) از طریق هشتگ «هر روز ایران» بیش از ۵۰ هزار عکس آرشیو شده است. قبل از این چه آرشیو قابل دسترس و قابل اطمینانی وجود داشت؟

البته کاری که ما می‌کنیم در مقابل کار خبر نیست، بلکه مکمل آن است. خبر کار خودش را باید بکند و ما هم کار خودمان را.

آیا خود این صفحه که به نوعی منتقد نگاه رسانه‌هاست می‌تواند رسانه قلمداد شود(یک رسانه ویژه‌ی عکس)؟

بله، ما خودمان را یک رسانه می‌دانیم و به جرات هم می‌توانیم بگوییم تنها رسانه ایرانی هستیم که به صورت میانگین ۷۵٪ مخاطب غیرایرانی داریم. این ضعف رسانه‌های ماست که نتوانستند اعتمادسازی کنند تا به این مخاطب برسند. ویژگی منحصر به فرد «هر روز ایران» این اعتمادسازی و پرهیز از خودسانسوری است.

چگونه همچنین ادعایی دارید؟

برای این که همان «رسانه‌های جریان اصلی» پروژه ما را به عنوان پروژه موفق معرفی و دنبال (Follow) می‌کنند. و همچنین حجم مخاطبان غیرایرانی نیز می‌تواند گواه این موضوع باشد.

تاکنون از جریان‌ها و سازمان‌های رسمی ایران، چه سیاسی و چه رسانه‌ای، بازخورد گرفته‌اید؟

تا کنون هیچ بازخوردی نداشته‌ایم. در فضای رسانه‌ای هم این اولین مصاحبه ما به صورت رسمی است. البته همان اوایل و وقتی هنوز فعالیتمان خیلی گسترده نبود، برخی سایت‌های عکاسی و خبری مطالبی درباره ما نوشتند.

به طور کلی چه قدر این فضاها از چارچوب‌بندی و سیاستگذاری «رسانه‌های جریان اصلی» دور است؟ نسبت اینها به هم چیست؟

همان طور که گفتم ما مکمل هم هستیم، باید به هم کمک کنیم. حمایت باید دو جانبه باشد، نمی‌توانیم به یکدیگر بی‌توجه باشیم.

از بازخوردهای جهانی نیز بگویید، اساسا چقدر توانسته‌اید جهان را تحت تاثیر قرار دهید؟

نکته اصلی این است که کار ما در کنار سایر پروژه‌های اولیه تبدیل به یک جنبش (Movement) جهانی شد، و این باعث شد هر جایی برای مبارزه با کلیشه دست به تولید «پروژه هرروزِ»خودش بزند. در حال حاضر این پروژه فراگیرترین پروژه عکاسی موبایلی جهان است. اکنون بیش از ۱۵۰ پروژه در جهان، از تمام قاره‌های جهان، از بیش از هفتاد کشور به وجود آمده، این پروژه‌ها روزانه میلیون‌ها بازدید از سراسر جهان دارند. سیزده نفر مدیر پروژه جهانی هر روز (The Everyday Projects) هستند. به دنبال ثبت این نهاد به عنوان یک NGO هستیم.

٪۲۱ از دنبال‌کنندگان پروژه «هر روز ایران» در اینستاگرام از ایران است و باقی آن از خارج از ایران، برای مثال ۲۹٪ از آمریکا، پراکندگی مخاطبان در آمریکا و اروپا بیشتر است، البته چین، استرالیا، برزیل و روسیه هم هستند اما جامعه هدف که همان آمریکا و اروپا باشد، صاحب بیشترین بازدید است.

مجله‌ها و روزنامه‌های زیادی از ما نوشته‌اند، نمایشگاهی به نام (Spring of Norooz) در لندن برگزار شد که پروژه «هر روز ایران» نیز در آن شرکت داشت. دانشگاه کلمبیا یک مقاله در این باره با عنوان: « هرروز اینستاگرام، تغییر درک و به چالش کشیدن کلیشه ها» در دانشکده ارتباطات تصویری ثبت کرده است.

مجله ادویک (Adweek) با کوین سیستروم، موسس اینستاگرام مصاحبه کرده و از او پرسیده از میان ۳۰۰ میلیون کاربر اینستاگرام کدام‌ها مورد علاقه شما هستند؟ او از هفت مورد نام برده که یکی از آنها «هر روز ایران» است. در یک سری نشست در بروکلین، دانشگاه کلمبیا، نیویورک و خانه هنرمندان ایران نیز شرکت کرده‌ایم. نکته جالب دیگر «گرنتی» (Grant) است که «گتی ایمیجز» (Getty Images)  با کمک اینستاگرام تدارک دیده از پروژه «هرروز ایران» برای داوری دعوت کرده است. رامین طلایی، یکی از موسسان پروژه‌ی «هر روز ایران»، به همراه خانم کیرا پولاک (مسوول بخش عکس مجله ی تایم)، خانم مالین فِسیهه (عکاس مستند)، دیوید گوتنفلدر (عکاس خبری و عکاس مجله ی نشنال جئوگرافیک) و خانم مگی استیبر (عکاس مستند) داوری این گرنت را بر عهده دارند.

نقش این صفحه در آموزش دید خوب و عکاسانه به افراد علاقه‌مند  چیست؟

در این پروژه عکس خوب اولویت ما نیست، پروژه ما از عکس جهت رسیدن به اهدافش استفاده می‌کند اما نه صرفا عکس خوب، اولویت ما مفهوم است. پس ما در حوزه عکس خوب ادعایی نداریم. اما در حوزه کپشن‌نویسی و درج اطلاعات عکس خیلی موثر بوده‌ایم، که این را مدیون ادیتور خوب پروژه، خاطره کُردکریمی هستیم. برای مثال حدود ۱۲ پروژه رسمی داخلی «هر روز» در ایران داریم مانند «هر روز تهران» (Everyday Tehran) یا «هر روز یزد» (Everyday Yazd) و… همه اینها برای عکس‌هایشان کپشن دقیق فارسی و انگلیسی می‌نویسند. پروژه ما به عکاسان آموخت تا برای عکس‌هایشان توضیح دهند، نیمی از ماجرا گرفتن عکس است، نیم دیگر ارائه است و ارائه هم با کپشن خوب معنا پیدا می‌کند. این خیلی نگاه سنتی و قدیمی است که عکس خودش تمام حرف‌ها را دارد. کپشن‌ها یک استاندارد هستند، و این استاندارد باید همه جا رعایت شود، حتی جایی به توضیح واضحات می‌رسد، چون توضیح واضحات برای یک منطقه خاص این‌گونه است و برای کشوری دیگر توضیحی ضروری است.

اکنون که حدود یک سال از آغاز به کار این پروژه می‌گذرد، تا چه اندازه به اهداف خود در چشم انداز یک ساله، رسیده‌اید؟

این پروژه یک پروژه بلند مدت است (Long Term) و این گونه نیست که با این زمان محدود کارش به پایان برسد. این یک جریان است که یک سری افراد درگیر آن می‌شوند، آگاه می‌شوند و از آن خارج می‌شوند. همان گونه که چرخه طبیعت این است. گاهی ما متهم می‌شویم که دچار تکرار شده‌ایم. بله، این طبیعی است! چون ما در هفته یک هزار فالوئر جدید داریم که با ما همراه می‌شوند. مسلما آنها حوصله دیدن عکس‌های قدیمی را ندارند پس باید آنها را هم با خود همراه کنیم.

پشت صحنه این پروژه می‌تواند جالب باشد، کمی از معیارهای انتخاب عکس، شیوه داوری و شکل بازنشر آن بگویید.

در وهله اول ما از مردم می‌خواهیم عکس‌هایشان را هشتگ بزنند، ما این عکسها را می‌بینیم، حدودا روزی ۵۰۰ عکس، من از این تعداد هفته‌ای حدود ۱۰۰ تا ۱۵۰ عکس را روی یک اکانت در فیس بوک که مخصوص ۵ داور اصلی پروژه است، آپلود می‌کنم و در نهایت این عکسها به رای گذاشته شده و هر عکسی که از پنج رای اعضا سه رای یعنی اکثریت آرا را به دست آورد منتشر می‌شود.

البته یک سری عکسها کمی خصلت خبری دارند، و ما ترتیبی می‌دهیم تا زودتر منتشر شوند. علاوه بر این ما پنج نفر بجز بررسی هشتگها، دنبال عکسهای خوب هستیم. و به اکانتهای مختلف سر می‌زنیم و پیگیریم.

البته درباره برخی عکسها بحث و صحبت صورت می‌گیرد، گاهی یک عکس یک پشتیبان یا مخالف سرسخت دارد که سعی می‌کند، بقیه را قانع کند. اولویت اول ما برای انتخاب حرف و مفهوم عکس است، چه بهتر که مفهوم با عکس خوب ترکیب شود، البته گاهی که مفهوم هست و عکس خوب نیست ما باز هم آن را استفاده می‌کنیم.

فکر نمی‌کنید این پروژه به عضوی جز عکاس نیاز دارد؟ مثلا یک جامعه شناس، یا یک کارشناس ارتباطات.

ما در آغاز سعی کردیم با انتخاب هر عکاس از یک نسل به نگاهی متوازن برسیم. اما این انتقاد به ما وارد است و به نظر من هم نیاز این پروژه به چنین افرادی وجود دارد. البته نه به عنوان یک داور، بلکه به عنوان یک هدایت کننده. اکنون هم این مشورت صورت می‌گیرد اما به صورت غیررسمی.

یا مثلا ما یک نفر را به پروژه برای توسعه سازمانی اضافه کردیم که وظیفه او میانجی‌گری و ایجاد تعامل میان بخش‌های مختلفی است که ممکن است سر و کار ما با آنها بیفتد.

ابعاد دیگری برای گسترش فعالیت‌تان در نظر دارید؟

تمام فعالیتی که ما تاکنون داشته‌ایم، آنلاین بوده است. ما به دنبال این هستیم که فعالیت‌های آفلاین نیز داشته باشیم، مثل نمایشگاه، فستیوال، کتاب عکس و … . یکی از مهمترین پروژه‌های آفلاین ما کتاب عکس سالانه است (Year Book). هزار نسخه برای این کتاب کافی است و این کتاب مخصوص مخاطب خاص است، قصد داریم این کتاب را برای ادیتورهای عکس ارسال کنیم تا این نگاه کلیشه‌ای و فیلترهای رسانه‌ای را تغییر دهیم. و کم کم این فیلتر باز و بازتر شده و باعث می‌شود عکس‌های بهتری از ایران منتشر شود. وقتی شما نگاه فیلترهای رسانه‌ای جهان را تغییر دهید، نگاه جهان را تغییر داده‌اید. و وقتی نگاه جهان نسبت به ایران تغییر کند در تمام زمینه‌ها تاثیر خودش را می‌گذارد. چه اقتصادی (جلب توریست)، فرهنگی، اجتماعی و … .

البته این کافی نیست! این تنها بخش کوچکی است، باید صدها پروژه دیگر مثل این در ایران باشد، باید حمایتها، چه در بخش دولتی و چه در بخش خصوصی در این رابطه  به صورت فراگیر به وجود آید. تا کنون هر هزینه‌ای برای این پروژه، هزینه‌های شخصی بوده است، و هیچ کمکی نداشته‌ایم. البته اکنون پیشنهادهایی وجود دارد که در حال بررسی آنها هستیم.

انتهای پیام

انتهای پیام

media.shafaqna.com

شفقنا در شبکه های اجتماعی: توییتر | اینستاگرام | تلگرام

پاسخ به این نظر

Please enter your comment!
Please enter your name here