قدرت سینمای ایران در نگاه نماینده انجمن بین المللی منتقدان فیلم

شفقنا رسانه– تلاش برای ایجاد بنای آباد در زمین و بستر خلق آثار هنری، مهمترین رسالت منتقدان و نویسندگان هنری است که در بسیاری از موارد، این تفکر آبادانی به دلیل عدم اشراف به رسالت حقیقی نقد در جریان امر هنری بدل به دستمایه ای برای تخریب و نابودی هنرمند و اثر هنری تولید شده توسط او می شود.

به گزارش ایرنا، همزمان با ورود هنر به قرن بیستم و تجلی تبلور تفکرات نقد هنری، محصولات فرهنگی و هنری که بر ساختارهای از پیش تعیین و تعریف شده بنا شده بودند با نگاه خردمندانه منتقدان مورد کند کاو و مداقه دقیقی قرار گرفتند تا این بار مخاطبان در کنار مواجهه با یک اثر هنری در کنار خاصیت سرگرم سازی آن به عنوان رسالت تمامی محصولات هنری، در جذبه و دریافت حس زیبایی شناسانه تولیدات هنرمندان نیز بیشترین حظ و بهره را دریافت کنند.

با شکل گیری مکاتب هنری (آنچه که ما آنها را به نام ایسم های هنری می شناسیم) در حقیقت گام های نهایی برای ساختن چارچوبی مشخص، واحد و البته قانونمند برای تولیدات هنری و هنرمندان آنها مکتوب شد و همین تعیین هویت و ساختار برای تولیدات هنری باعث شد تا خلط مباحث قانونمند تولید آثار هنری نه تنها به عنوان نقطه ضعفی برای هنرمندان و آفریده های آنها شناخته شود که به سنگ محک و معیاری برای سنجش توانایی آنها و ارزش گذاری کیفی آثارشان بدل شود.

در این میان، هنرهایی مانند ادبیات و سینما که در بین جهان هفت هنر (هر چند با ظهور و بروز انیمیشن – پویانمایی – این هنر به عنوان هنر هشتم ثبت شد) بیشترین اقبال مخاطبان را با خود به همراه داشتند، به تجلی گاه اصلی منتقدان و نویسندگان نکته بین این آثار هنری بدل شدند.

به حقیقت اگر نبود قلم، نگاه و درایت موشکافانه و ریزبینانه منتقدان اهل آن، مسیر تعالی و شکوفایی این هنر در قرن بیستم و ورود آنها به دهه نخست قرن بیست و یکم آن گونه که امروز با آین آثار مواجه هستیم طی نمی شد شاید با موجوداتی عجیب و غریب از حیث ساختار به عنوان آثارادبی و سینمایی مواجه بودیم.

درست بر همین اساس بود که آلبر کامو (نویسنده، فیلسوف و روزنامه نگار الجزایری – فرانسوی تبار قرن بیستم) اعتقاد داشت که میوه و ثمره محصولات هنری که غایت آروزی هنرمندان و آفریدگان آن آثار شناخته می شود با دستان پرتوان منتقدان چیده و در اختیار مخاطبان قرار گرفته است و اگر نبودند این باغبانان باغ عظیم هنر جهان شاید محصولات آن هیچ گاه به درستی در اختیار مردمان جهان قرار نمی گرفت.

با این مقدمه اغراق نیست اگر گفته شود که در جهان هنر، سینما بیشترین بهره را از آرا و نظرات منتقدان برده است و در این زمینه آلفرد هیچکاک کارگردان همیشه استاد سینما اعتراف کرده است که اگر امروز جهان به آثار او احترام می گذارد، تنها و تنها این اقبال را مدیون منتقدانی است که در مسیر رشد و شکوفایی هنر او، همراه آثار و تولیدات این کارگردان بزرگ سینمای جهان بوده اند.

برگزاری بخش بین الملل جشنواره فیلم فجر نیز بهانه ای بود تا این بار علاوه بر حضور هنرمندان جهانی در عرصه هنر هفتم، این رخداد میزبان منتقدان شناخته شده بین المللی باشد و در این میان «باربارا لوری» نماینده انجمن بین المللی منتقدان و نویسندگان سینما (فیپرشی) سرآمد منتقدان حاضر در این رخداد بود.

بر همین اساس با قدر دانستن حضور این چهره شناخته شده در جهان نقد سینما، درباره سینمای ایران، جایگاه تولیدات هنر هفتم کشورمان در جهان و همچنین جایگاه نقد در جهان سینما و مولفه های یاری رسان آن در تعالی و شکوفایی این هنر در جهان گفت و گویی را با وی انجام دادیم که در ادامه از خاطر شما می گذرد.

** س: خانم لوری، در یکی از نشست های سی و سومین جشنواره بین المللی فیلم فجر گفته بودید که پیش از این، یک بار به عنوان توریست به ایران آمده بودید، حال که برای دوم به ایران آمدید، نظرتان درباره کشور ما ، مردمانش و جامعه هنری آن چیست؟

– نکته جالب سفر دوم من آن است که در این مدت به دلیل برنامه فشرده بخش بین الملل جنشواره فیلم فجر، فرصت نداشتم تا در اوقات فراغت مانند توریست به گردش در تهران بپردازم؛ چرا که دلیل حضورم در این رخداد در حقیقت تهیه گزارشی برای اتحادیه جهانی نویسندگان و منتقدان سینما (فیپرشی) است تا در صورت تایید، جشنواره فیلم فجر را در بخش جایزه های فیپرشی قرار دهیم.

اما اگر بخواهم درباره ایرانیان بگویم باید به مهربانی، خونگرمی و البته سرعت عجیب و غریب آنها در انجام امور روزمره زندگی شان اشاره کنم! (می خندد) باور کنید این عجله حتی برای ورود به سالن های سینمایی نیز دیده می شود در حالی که بلیت به تعداد فروش رفته و برنامه اکران و ساعت آنها نیز مشخص است اما دلیل این همه عجله را نمی دانم.

تصویر من از ایران به عنوان یک گردشگر و بعد نماینده اتحادیه فیپرشی متفاوت است. وقتی یک فرد غیر ایرانی برای شناخت این کشور به ایران سفر می کند واکنشی متفاوت از آنچه از طریق رسانه ها و یا تصاویر تلویزیونی از ایران می گیرد را در می یابد اما خوشبختانه بار بزرگی در این زمینه و تغییر نگاه مخاطبان جهانی از نگاه اغراق شده رسانه های غربی تا نگاه حقیقی و واقعی موجود در ایران را آثار سینمایی کشور مشابه بر عهده دارند.

** س: منظورتان اکران عمومی آثار سینمایی ایران در جهان و حضور فیلم های مختلف در جشنواره های بین المللی است؟

– دقیقا! نمی توانم قضاوت کنم که آیا سینما بهترین ابزار برای بازتاب فضای واقعی و موجود در ایران به جهان است یا خیر اما می دانم که بیشترین حضور فرهنگی و هنری معاصر ایرانیان در جهان از طریق سینما، اکران های جهانی و حضور در فستییوال ها و جشنواره های معتبر بین المللی هنر هفتم است.

** س: نمی خواستم با این سرعت به بحث نگاه شما به سینمای ایران وارد شوم؛ اما صحبت های شما مرا به این هدایت کرد که بپرسم منظور شما از قضاوت چیست؟ یعنی سینمای ایران در بازتاب تصویر حقیقی از ایران کوتاهی کرده و یا نواقصی در آن می بینید؟ به هر حال شما مخاطبی هستید که علاوه بر رصد آثار سینمایی ایران، کشورمان را نیز به عنوان یک گردشگر دیده اید؟

– نه! نه! نه!؛ منظورم به هیچ وجه این نبود که تصویری که آثار سینمایی ایران از این کشور نشان می دهند با واقعیت تفاوت دارد.

برای واضح شدن منظورم اجازه بدهید که این گونه توضیح بدهم… سینمای ایران به واسطه درخشش آثار سینمایی طی یک دهه اخیر در جهان بسیار شناخته شده و قابل احترام است و در کنار این مساله مخاطبان خاص خود را نیز پیدا کرده است و منظورم از مخاطبان خاص، اعضای هیات داوران و یا جامعه منتقدان سینمایی نیست. 

من به دلیل حرفه ام در بسیاری از رویدادهای بزرگ سینمایی جهان شرکت می کنم و بارها علاقه و اشتیاق عموم مخاطبان برای پیدا کردن سینماها و ساعت اکران فیلم های سینمای ایران را در بین آنها دیده ام و اعتراف می کنم که چنین اشتیاقی در بین مردمان اروپایی برای سینمای کشوری از فرهنگ و زبان دیگری بسیارنادر و البته قابل تحسین است.

همه این موفقیت ها در حقیقت به سبب کیفیت و نگاه آثار سینمای ایران است که با بازتاب حقایق جاری در جامعه ایرانی تصویری متفاوت از فضای رسانه های غربی را به مخاطبان نشان می دهد و کشف حقیقت همواره برای انسان ها بسیار جذاب و در عین حال خوشحال کننده است.

** س: اما سوال اصلی و آن اینکه شما به عنوان یکی از منتقدان شناخته شده سینمای جهان و همچنین عضو انجمن جهانی منتقدان و نویسندگان سینما (فیپرشی) ارزیابی تان از سینما و سینماگران امروز ایران چیست؟

– ارزیابی کیفیت محصولات هنری مانند سینما در یک گفت و گوی خبری کار پیچیده ای است؛ چرا که ما برای هر مساله نیازمند تشریح و ذکر مثال هایی هستیم اما بار دیگر این جمله را تکرار می کنم که سینمای ایران به ویژه طی دو دهه اخیر بسیار درخشان بوده و در جهان جایگاه خود را پیدا کرده است و این به هیچ وجه به لطف نگاه داوران و جشنواره های سینمایی جهان و یا منتقدان نیست و تمام و کمال به کیفیت آثار سینمای ایران و هنر سینماگران شما باز می گردد.

فارغ از این بحث کلی برای نگاه جزئی تر می توانم به این نکته اشاره کنم که جنس نگاه واقعی، نحوه روایت و داستان پردازی و همچنین ایدئولوژی پنهان در مفاهیم آثار سینمای ایران با هیچ کجای جهان قابل قیاس نیست و برای نمونه می توانم به آثار فیلمسازانی مانند آقایان داریوش مهرجویی، اصغر فرهادی و یا عباس کیارستمی اشاره کنم.

البته نقدی به جریان سینمای ایران دارم و آن تاکید برخی سینماگران در تکرار قصه هایی است که زمانی در میان مخاطبان جهانی و یا جشنواره های بین المللی مورد توجه قرار گرفته بودند اما دیگر به دلیل شرایط متغیر زندگی و همچنین پویایی نبض حیات انسان ها، از آن شرایط و رویدادها عبور کرده ایم و تاکید مستمر بر آن گونه روایت نمی تواند عامل مثبتی برای سینمای ایران به شمار آید، البته این نقد در مورد برخی آثار سینمای هالیوود هم شایع است.

در حقیقت هنوز در سینمای هالیوود برخی موضوعات و روایت های سینمایی که زمانی مورد توجه مخاطبان بوده و فروش و کیفیت فیلم را تضمین می کردند هنوز در حال تکرار است در حالی که سلیقه امروز مخاطبان و حتی هنرمندان سینماگر با آن شیوه های گذشته سرسازگاری ندارد!

** س: مجزا شدن بخش بین الملل از بخش ملی جشنواره فیلم فجر را چگونه ارزیابی می کنید؟ آیا آسیبی در این میان به چشم شما آمده؟ نقدی به نحوه برگزاری این جشنواره دارید؟

– رویکرد دست اندرکاران این جشنواره در تغییر بخش بین الملل آن از بخش قبلی (بخش ملی) اقدامی شایسته و منطبق بر تقویم جهانی رخدادهای سینمایی بود؛ چرا که به سبب هم پوشانی جشنواره فیلم فجر و جشنواره فیلم برلین، کمتر هنرمندان سرشناس و یا اعضای اتحادیه جهانی منتقدان و نویسندگان (فیپرشی) می توانستند تا در این رخداد حاضر شوند اما این تغییر زمانی باعث فراغت عمل آنها شده و می تواند نوید بخش روزهای بهتری باشد.

اما نکته ای که برای من جای تعجب داشت متوجه این مساله بود که در اکران فیلم های خارجی غیر از آثار ایرانی برای مخطابان بین المللی این رخداد، شاهد زیرنویس انگلیسی فیلم ها نبودیم و این مساله ارتباط گیری با آثار سینمای را برای افرادی مانند من مشکل می کرد. به عنوان مثال من دو فیلم چینی را در جشنواره امسال دیدم که تنها زیرنویس فارسی داشت و به سبب نبودن زیرنویس انگلیسی در ارتباط با این اثر به مشکل برخورد کردم.

حتی این نکته را با مسئولان جشنواره هم مطرح کردم و آنها گفتند در اکران این آثار در سینماهای مردمی آثار دارای زیرنویس انگلیسی هم هستند که این نکته هم برای من عجیب بود که دیگر سینماها که میزبان مخاطبان ناآشنا با زبان ایرانی نیستند و میهمانان جشنواره تنها در این مکان (پردیس سینمای ملت) حضور دارند؛ پس چرا فیلم ها با زیرنویس انگلیسی را در دیگر سینماها نمایش می دهند؟

البته باید بگویم که نخستین دوره تفکیک و برگزاری جشنواره است و نمی تواند بدون آسیب باشد و ارزیابی دقیق این رخداد را باید در ادوار بعدی مورد توجه قرارداد.

** س: در کنار این مساله، آیا نکته مثبت و موفقی مورد توجه شما قرار گرفت؟

– البته! کار حرفه ای و تخصصی من ایجاب می کند که در بسیاری از جشنواره های بین المللی هنر سینما در جهان حضورداشته باشم و به عنوان یکی از اعضای هایت داوران فیپرشی به تماشای آثار بنشینم و این حضور در حقیقت باعث می شود با موجی از آثار تکراری مواجه شوم. باور کنید برخی مواقع کاری خسته کننده است! (می خندد)

اما نکته ای که در برگزاری بخش بین الملل جشنواره فیلم فجر مورد نگاه دست اندرکاران این جشنواره قرار گرفت، دعوت از اغلب فیلم هایی بود که برای نخستین بار در یک جشنواره حاضر بودند و حضورم در این رویداد باعث شد تا تماشاگر و مخاطب فیلم های جدید باشم که چنین تنوعی در یک جشنواره برای من نه تنها تازگی داشت که بسیار جذاب هم بود.

همچنین اکران فیلم ها بدون سانسور و یا با کمترین سانسور دیگر نکته موفق این جشنواره بود و من این را به برخی مخاطبان ایرانی هم گفتم که برخلاف تصور شما در جشنواره های دیگر دنیا هم فیلم ها بنا به نگاه و سیاست کشورها سانسور می شود و اکران فیلم ها در ایران بدون سانسور در حقیقت اثبات کننده نگاه مثبت اندیش مدیران این رخداد بین المللی است.

** س: اما سوال پایانی به فعالیت های انجمن جهانی منتقدان سینمایی (فیپرشی) باز می گردد، این انجمن رسالتش چیست و عضویت جشنواره به این انجمن چه حسنی برای آنها دارد؟

– فعالیت اصلی فیپرشی در حقیقت تلاش برای ارتقای سطح تولیدات آثار سینمایی در جهان و معرفی برترین های این هنر در جشنواره به عموم جهانیان است، در حقیقت وقتی جشنواره ای به فیپرشی می پیوندد علاوه بر آنکه شاهد حضور هیات داوران مختص اتحادیه جهانی نویسندگان و منتقدان سینمایی و معرفی اثر برتر از دیدگاه این منتقدان خواهد بود، باعث می شود تا نویسندگان و منتقدان بر آثاراین جشنواره آرای خود را بنویسند و آن را با مخاطبان جهانی در میان بگذارند که این مساله به اعتبار بیشتر آن رویداد و همچنین مطرح شدن جهانی آن جشنواره سینمایی کمک می کند.

خوشبختانه فیلم های فراوانی از ایران در جشنواره های معتبر جهانی جایزه بین الملی فیپرشی را دریافت کرده اند و امیدوارم جشنواره فیلم فجر نیز در آینده به جمع ۸۰ جشنواره سینمایی در اتحادیه فیپرشی بپیوندد، چرا که سینمای ایران برای مخاطبان جهان و همچنین هنرمندان و دست اندرکاران سینمایی آن بسیار جذاب و دارای جهانی قابل کشف است.

انتهای پیام

پاسخ به این نظر

Please enter your comment!
Please enter your name here