شفقنا رسانه- رابین کرمود[1]: زبان ایموجی سریعترین رشد را در میان زبانهای دیگر در جهان و بخصوص در انگلستان داشته است. این اتفاق چه معنایی برای آینده زبان و ارتباطات در دنیا دارد؟
همان طور که همه ما میدانیم صورتکهای خندان و گریان، زبان بدن و شکلکهای مختلف همواره و در دهههای گذشته توسط کاربران جهانی برای ابراز احساسات و غنی کردن مکالمات به کار میرفته اما اکنون این صورتکها و اشکال، که به آنها ایموجی گفته میشود به چنان حدی از گسترش رسیدهاند که لقب سریعترین رشد را در میان زبانها و شبه زبانها به خود اختصاص دادهاند. این رشد در انگلستان از نقاط دیگر دنیا بیشتر به چشم میآید به طوری که شما نمیتوانید این ایموجیها را از باقی کلمات و حروف یک متن جدا کنید.
به عنوان یک بازیگر و گوینده جوان، هر روز صبح پیش از پیامهای بازرگانی باید جلوی دوربین بایستم و با خندهای مصنوعی بر لب و گشادهرویی غیرطبیعی به مردم نگاه کنم؛ دیگر عوامل پشت صحنه نیز بدون توجه به من و با قیافههایی عبوس مشغول تماشای مانیتورها باشند؛ اینجاست که کارگردان میگوید بله و کار تمام میشود اما من با خود میگویم این خنده که بر لب داشتم، برای صبح بود یا عصر؟!
مردم همیشه نسبت به ما پیش داوری و قضاوت میکنند حتی پیش از این که لب به سخن باز کنیم. فکر کنید مدیرعامل شرکت از در وارد میشود؛ در کسری از ثانیه صدها ایماء و اشاره و حرکات مربوط به زبان بدن از کارکنان بروز پیدا میکند حتی پیش از این که لب از لب باز کنند. همه آنها علائمی از ناراحتی، خوشحالی یا برتری را در صورت خود دارد و در واقع خود مثال بارز یک ایموجی انسانی هستند؛ صورتک شاد، غمگین و …
در حقیقت بدن، تظاهرات و مانیفست بیرونی و نمایی از روحیات درونی ماست. خب البته این بدن به یک واسطه برای بروز خود نیاز دارد؛ یعنی این که ما وقتی غمگین هستیم یا یک داستان غم انگیز را تعریف میکنیم، نیاز داریم این غم را در چهره خود نشان دهیم. متدهای قدیمی آموزش زبان بدن تلاش میکنند با آموزش این تکنیکها انسان را متناسبتر و مناسبتر نشان دهند که بدین ترتیب او را به عنوان چهرهای چاپلوس معرفی میکند. بهتر است که رک بود و چهره را آن گونه نشان داد که هست.
یکی از اصلیترین علل رشد سریع و با قدرت ایموجیها این است که آنها در حقیقت حالات درونی انسان و چهره او را به تصویر میکشند و سیگنالهای صورت را به صورت یک شکلک نمایان میسازند؛ اینها همان شکلهایی هستند که بشر برای صدها سال توانسته به وسیله آنها با دیگران ارتباط برقرار نماید. این را میتوان از غارها و نقاشیهای اولیه بشر در آنها متوجه شد؛ بشر اولیه در واقع ایموجیهای اولیه را خود کشیده است. تصاویر، ایموجیها و نقاشیها در حقیقت میانبرهایی هستند که بدون واسطه منظور اصلی ما و حالت ما را به دیگران میفهمانند.
از سالها پیش، ما نامههای بلندبالا مینوشتیم و روی پیدا کردن بهترین کلمات و جملات ساعتها فکر میکردیم؛ نویسندگان کلی زحمت میکشیدند تا بهترین نوشتار را برای بیان احساسات و منظور اصلی خود به خواننده انتخاب کنند. اما واقعیت این است که عیب کلمات، همان سوء تفاهمی است که ممکن است در خواندن آنها به خواننده منتقل شود. من خود شاهد بودم که جمله U R MY X ( تو همتای من هستی) باعث ایجاد ناراحتی برای یک دختر شد؛ با این که منظور نویسنده قطعاً عاشقانه بوده اما دخترک فکر دیگری کرده بود و گمان می کرد پای یک شراکت اقتصادی در میان است. شاید نویسنده میتوانست با شکل یک قلب یا همان ایموجی منظور خود را بدون دردسر به او برساند.
نکته دیگر در کلمات و جملات این است که آنها تن(TONE) ندارند؛ اشاره و کنایه هم معمولاً یا در آنها گم میشود یا باعث سوءتفاهم میشود؛ یعنی رک و راست نیستند؛ مثلاً جمله همین الان نیاز دارم که تو را ببینم، میتواند حاوی چندین معنی باشد: اول: گرفتار عشق تو شدهام؛ دوم: خیلی عادی میخواهم بر سر موضوعی با تو ملاقات کنم و سوم: کنایه از این باشد که اصلاً دوست ندارم تو را ببینم. اما ایموجیها میتوانند با یک قلب، یک فنجان چای یا یک قیافه عصبانی منظور نویسنده را آشکار کنند.
شما با ایموجیها میتوانید گل و بوسه به دیگران بفرستید؛ اما واقعیت اصلی و پرسش اساسی این است که این وسط زبان واقعی به کجا میرود؟ آیا زبان از بین نمیرود؟ آیا زبان قربانی این زبانکهای نوظهور و مجازی نمیشود؟
پاسخ من این است: خیر. زبان در طی اعصار و قرون بارها تغییر کرده و معنی کلمات نیز در همین مدت بارها عوض شده است.[2] همچنین اصطلاحات بازرگانی و تبلیغاتی نیز به دایره واژگانی بشر افزوده شده است؛ اصطلاحاتی چون it does what it says on the tin[3] که در اصل یک پیام بازرگانی انگلیسی بوده و یا اصطلاح because you’re worth it[4]؛ یا نقل قولهای یک میرکت کارتونی که همگانی شدند. همیشه زبان یا لهجههای جذاب باعث میشوند ما آنها را به خاطر بسپاریم؛ همه این مثالها بیش از یک جمله را به ما منتقل میکنند درست مثل ایموجیها. این شکلکهای بامزه به ما کمک میکنند رک باشیم و ابهام را از بین ببریم. برخی از مردم هم به جای ایموجیها از کلمات مربوط به آن ایموجی استفاده میکنند: مثلاً می گویند امروز روز فاجعه باری بود؛ قیافهی غمگین. ترجمه ایموجی این جمله میشود امروز روز فاجعه باری بود
منبع: گاردین/ ۲۵ ژوئن
ترجمه از محمود بدرلو
انتهای پیام
[1] – Robin Kermode
[2] – نویسنده در این قسمت به سه کلمه sick”, “cool” or “lame” درزبان انگلیسی اشاره کرده است.
[3] – یعنی هرچیز که انتظار دارید یا میخواهید بدون هیچ توضیح اضافهای درون این قوطی است
[4] – شعار برند معروف لوازم آرایشی فرانسوی L’Oreál به معنی شما ارزشش را دارید.