شفقنا رسانه- والیبال این روزها دیگر آن انزوای سالهای پیش را ندارد که خبرهای غیرفوتبالی در رسانهها داشتند. مسابقات جهانی آن سرگرمی ایرانیان زیادی است و البته موفقیتها و بردهای تیم ملی آن نقش زیادی در این تغییر وضعیت داشته است. حاشیه هم کم نداشته است و مهمترین حاشیهاش در روزهای اخیر ممنوعیت جدید برای تماشاچیان زن برای ورود به سالن مسابقه بود. بیشترین تاثیر موفقیتها و حاشیهها در یک سازمان میتواند بر روابط عمومی آن سازمان باشد به عنوان رابط سازمان و دنیای بیرون از آن. حمید احمدینیا، مدیر روابط عمومی فدراسیون والیبال در گفتوگویش با شفقنا رسانه به تلاشهای روابط عمومی برای تغییر جایگاه والیبال بین مردم و البته به حاشیههای رسانهای مسابقات اخیر پرداخته است.
روابط عمومی یک سازمان میتواند نقش مهمی در حفظ و ارائهی خوب دستاوردهای آن سازمان داشته باشد. بعضی وقتها این دستاوردها جنبهی ملی دارند مثل موفقیتهای تیم والیبال. تجربه شما در این زمینه چگونه است و در واقع روابط عمومی سازمان چه فعالیتهایی برای حفظ و ارائهی خوب این دستاورد و البته کنترل حواشی آن انجام داده است؟
شاید تا چند سال گذشته، روابط عمومی نوین در ورزش چندان شناخته شده نبود، و در نهایت در حد نصب بنر، آگهی و … پیش میرفت. ولی امروز با توجه به این که علم رسانه پیشرفت بیشتری دارد و تخصصیتر میشود، همپای آن علم روابط عمومی هم تخصصیتر میشود. فکر میکنم در دو سال اخیر نیز کارگاههای آموزشی وزارت ورزش هم توانسته است به این موضوع کمک کند. ضمن این که دید مدیران و رؤسا در کشور به رسانه عوض شده است و اهمیت تاثیرگذاری رسانه بر افکار عمومی جامعه درک میکنند و این در تغییر در همهی بخشهای اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و … اتفاق افتاده است. آنچه غربیها زودتر شروع کردند و در زمینهی تاثیرگذاری افکار عمومی در جهان فعالیت میکنند ولی به هر حال در کشور ما هم اهمیت همراهی افکار عمومی برای دستیابی یک سازمان یا کشور به اهداف خود درک شده و کارهایی شروع شده است. در بخش والیبال هم با توجه به سیاستهای خود کار را پیش میبریم. در واقع تلاش میکنیم تا چارچوبی را پوشش بدهیم که فدراسیون یا وزارت ورزش برای ما تعیین میکند و از اهداف فدراسیون دفاع میکنیم.

دقیقا چه اهدافی مدنظر است؟
اهدافی که سازمان ترسیم میکند، مثلا صعود به المپیک و رفتن به ریودوژانیرو. ما امسال سعی کردیم توقع مردم را نسبت به لیگ جهانی پایین بیاوریم. سعی کردیم رقبای تیم ملی را معرفی کنیم و بگوییم این تیمها چه ویژگیهایی دارند، مثلا تیم آمریکا یکی از غولهای والیبال در جهان است؛ تیم لهستان یا تیم روسیه این مشخصات را دارد و حالا ایران با سه سال حضور در مسابقات جهانی باید با این سه رقیب بازی میکند. از این گروه بسیار سخت دو تیم باید صعود کند؛ تلاش کردیم مردم این موضوع را درک کنند و قضیه را برای آنها روشن کردیم. خیلی وقتها پنهان کاری و سانسوری که در ورزش و بعضی از حوزههای دیگر اتفاق میافتد، اتفاق بدی است. زمانی که آقای ولاسکو میخواست از ایران برود، شاید اگر میخواستیم پنهانکاری بکنیم، اتفاق خیلی بدی میافتاد. اما به خاطر دیدگاه رییس فدراسیون و روابط عمومی خیلی صادقانه با مردم صحبت کردیم. آمدن ولاسکو به تهران برای توضیح دلایل رفتن خود از تیم ملی والیبال هزینهی مادی داشت و او میتوانست با یک نامه اینترنتی هم دلایلش را توضیح بدهد، اما او به مردم ایران احترام گذاشت، به تهران آمد، با مردم خداحافظی کرد و دلایلش را از زبان خود گفت. فکر میکنم این کار بر افکار عمومی خیلی تاثیرگذار بود و در واقع خداحافظی ولاسکو با ایران به یک فستیوال تبدیل شد و ورزش ایران شاید برای اولین بار خوش بدرقه و خوش استقبال نام گرفت؛ چون معمولا گفته میشد در زمان بدرقه در ایران اتفاقات خوبی نمیافتد. و شاید مهمترین رویه ما در روابط عمومی فدراسیون این است که پنهانکاری نمیکنیم.
در واقع شما معتقدید آنچه پشت صحنه است یا حرفهای درگوشی را به صورت رسمی منتشر میکنید تا فضای این حرفها کمتر شود؟
بله، دقیقا. اگر ولاسکو میخواهد برود، این خبر را مطرح میکنیم. و از گزینههای دیگری که ممکن است جایگزین او شود، به صورت شفاف صحبت میکنیم. ضمن این که سعی میکنیم به رسانهها احترام گذاشته شود و به رسانههای والیبال پاسخگو باشیم. چون وقتی این پاسخگویی انجام میشود، آنها میتوانند موضوعها را برای مردم تشریح کنند. و در برهههای زمانی مختلف سعی کردیم سیاستگذاری کنیم. مثلا برنامهی ما در لیگ جهانی چیست؟ توقعات مردم با توجه به شرایط باید تا چه حد باشد؟ چه زمانی بازیکنان تهییج شوند تا بازی بهتری انجام بدهند؟ یعنی با بالا بردن سطح توقع مردم، به بازیکنان کمک کنیم تا مثلا این اراده برای رفتن به المپیک در آنها ایجاد شود. الآن بازیکنان ما میدانند که باید به المپیک بروند و همهی توانایی خود را برای این هدف به کار بگیرند. برای همین اگر خدای نکرده، در این زمینه موفق نشوند، اتفاق بدی میافتد و آنها سعی میکنند حتما برای رضایت مردم به برزیل بروند.
با توجه به صحبتها، یعنی شما عدم صعود تیم ملی والیبال ایران را پیش بینی میکردید؟
بله، در واقع چون ما حریفهای تیم خود را به خوبی میشناختیم، این موضوع را پیش بینی میکردیم. و برای همین سعی کردیم شرایط را به خوبی برای رسانهها توضیح بدهیم. چون اول رسانهها را توجیه میکنیم و بعد افکار عمومی را. به هر حال افکار عمومی از رسانهها تغذیه میشوند بویژه خبرگزاریها. تلویزیون و حتی برخی از روزنامهها هم از اخبار خبرگزاریها استفاده میکنند. در واقع ما خوراک خبری مناسب برای رسانهها تهیه میکنیم؛ به جای این که آنها برای کسب اخبار به سراغ منابع ناموثق بروند، ما برای آنها اطلاعات صحیح را منتشر میکنیم. بعضی وقتها تعداد اخبار ما در روز به ۵۰ خبر میرسد. در حالی که شاید به نظر برسد والیبال رشتهای نیست که بخواهید برای آن ۵۰ خبر در روز منتشر کنید. ولی ما سعی می کنیم اخبار درست تصویری، ویدیویی و متنی زیادی را در روز منتشر کنیم که اینها میتواند به پیشبرد فعالیتهای سازمان کمک کند. شاید در زمینههای اقتصاد و سیاست تصویر آن قدر مهم نباشد، ولی برای یک فعالیت ورزشی مهم است. ما سعی کردهایم در بخش مولتی مدیا فعال شویم؛ چون همهی مردم عکس و ویدیو را دوست دارند. بازدید از سایت ما امسال حدود دو سه میلیون بازدید و کلیک روزانه بود و رتبه ما در گوگل پیشرفت داشت. به خاطر این که مخاطبان ما زیاد بودند و در این برهه اقبال به والیبال زیاد است. ما هم باید تلاش کنیم جوابگوی این علاقهمندی و اشتیاق باشیم و توانستهایم تا حد زیادی به آنچه میخواستیم برسیم.

یکی از بحثها در کشور ما این است که مردم خیلی نتیجه گرا هستند و با توجه به نتیجه بازی، نظر آنها نسبت به مربی و سازمان مرتبط تغییر میکند. شما در تولید اخبار روابط عمومی چه طور این فضای نتیجه گرا را کنترل میکنید؟
همان طور که گفتم سعی میکنیم شرایط را برای مردم توضیح بدهیم؛ تا قبل از آن بدانند چه باید بکنند. شما یک خبر را به صد مدل میتوانید تنظیم کنید و این کار باید با هدف انجام شود. قبل از هر بازی شرایط را تحلیل میکنیم و پیش بینی داریم از این که ممکن است نتیجه بازی چه بشود. با توجه به این تحلیلها خبر تولید میکنیم و برای مردم شرایط را توضیح میدهیم که مثلا فقط تلاش میکنیم در لیگ جهانی، تیم را در سطح یک نگه داریم و همین که تیم روسیه قهرمان جهان حذف شد، کار بزرگی بود. اینها با برنامهریزی قبلی و شفاف توضیح دادن برای رسانهها ممکن است تا با کمک هم بتوانیم افکار عمومی را برای شرایط آماده کنیم. ما در گروه ب سه رقیب مهم داشتیم که هر کدام یک عنوان قهرمان جهان، قهرمان المپیک و قهرمان لیگ جهانی بودند و سعی کردیم فضا را آماده کنیم. نتیجهگرایی صرف نبود. وقتی تیم ایران در مسابقات حذف شد، سالن تقریبا پر بود و بیش از یازده هزار نفر آنجا بودند. مردم بعد از بازی باخت ایران در مقابل لهستان، باز هم برای دیدن بازی آمدند و فقط به نتیجه توجه نداشتند. سال قبل ما در لیگ جهانی حذف شده بودیم، ولی باز هم مردم برای دیدن بازی آمدند و حمایت کردند. اینها به نظرم به استراتژیهای فدراسیون و آن سازمان برای تاثیرگذاری بر افکار عمومی بستگی دارد. زمانهایی وجود دارد قهرمانی شما آن قدر به چشم نمیآید چون احتمالا کار بزرگی نکردهاید اما میتوانید با بیان معیارها اهمیت این قهرمانی را توضیح دهید؛ مثلا فلان تیم برای چهارمین بار پیاپی قهرمان شده است. و با بیان ویژگیها و شرایط قهرمانی تلاش کنید آن قهرمانی به چشم بیاید.
به نظر میرسد در سازمان، توانستهاید بین روابط عمومی، مدیر سازمان و سایر بخشهای سازمان ارتباط مناسبی برقرار کنید. ولی معمولا مشکلاتی خارج از مجموعه هم وجود دارد؛ مشکلات خارج از سازمان چگونه است؟
به نظر من اگر ما توانستهایم تا حدی در فعالیت خود موفق شویم به خاطر دیدگاه مدیر فدراسیون بوده است چون خیلی مهم است که شخص اول چه قدر به این قضیه اهمیت بدهد. ولی مشکلات ما در لیگ جهانی بیشتر خارجی بوده است. یعنی والیبال به جایی رسید که سطح برگزاری مسابقات آن ارتقا پیدا کرد و حتی مورد تقدیر FIVB (فدراسیون بین المللی والیبال) و AVC (کنفدراسیون والیبال آسیا) هم قرار گرفت. مشکلات حاشیهای داشتیم مثلا از نظر سخت افزار و امکانات سالن، امنیت تماشاچیان و … . مطمئن هستم سال بعد هم در این زمینهها مشکل داریم چون سال قبل هم همین طور بوده است.
مشکلات فرهنگی و اقتصادی که در این زمینهها وجود دارد، نمیتواند به ما کمک کند تا کیفیت برگزاری مسابقه را بالا ببریم ولی انرژی ما را در کار میگیرد. مثلا مشکلات تماشاچیان، بلیط فروشی اینترنتی، تامین امنیت و همکاری نهادهای مختلف مرتبط در این زمینه، حضور خانمها در سالن والیبال و… . اینها مسایلی است که نمیتوانیم به آن بپردازیم یا آنها را حل کنیم ولی وجود دارد و از ما انرژی میگیرد. مثلا یکی از مشکلات ساده هوای گرم سالن در تابستان است و در مسابقات لیگ جهانی یکی از دغدغههای رییس فدراسیون این است دمای سالن به حدی نرسد که مسابقات متوقف شود. چند سال است که این مشکل وجود دارد ولی تا به حال نتوانستهاند آن را حل کنند.
یعنی هیچ راه حلی ندارد؟
هر سال میگویند درست میشود و تجهیزاتی را به اینجا میآورند ولی تا به حال، حل نشده است.
در زمینهی بینالمللی چه وظایفی را برای خود تعریف کردهاید؟
در زمینهی بینالمللی یکی از تجربیات سخت، ماجرای دستگیری یکی از خانمها در اطراف استادیوم بود که رسانهها و شبکههای خبری خارج از ایران به آن پرداختند و حتی بحث تحریم ایران را مطرح کردند. در چنین وضعیتی ما فیس بوک و توییتر سازمان را راهاندازی کردیم. کلیپ و تولیدات خبری در این زمینهها برای فدراسیون بینالمللی والیبال فرستادیم تا موضوع را آن طور بگوییم که بیانکننده فرهنگ و فکر ماست. در همین زمان بحث کمپین «من محمد(ص) را دوست دارم» مطرح شد و ما هم به همین فضا وارد شدیم. ضمن این که اخبار ما در FIVB خیلی توانست به بهبود این جو کمک کند. صفحه اینستاگرام راه اندازی کردیم. مصاحبه رییس فدراسیون والیبال با یکی از روزنامههای بینالمللی ایتالیا انجام شد که سالهاست مصاحبهای با یک ایرانی در آن روزنامه دیده نشده است و همهی اینها تا حدی توانست به شرایط کمک کند.
در واقع فعالیت بینالمللی سازمان شما، در سالهای اخیر بیشتر تدافعی بوده است…
نه، ما همیشه این روند را داریم. ما همیشه اخبار تولیدی خود را در سایتهای FIVB و AVC میگذاریم و علاوه بر آن سایت ما دو زبانه است و دو خبرنگار انگلیسی هم داریم. منتها در آن برهه زمانی تجربه خوبی بود که توانستیم فشار را تحمل کنیم. برای من موثر بودن ما در این اتفاق جذابیت داشت.
به فعالیتهای شما در این زمینه پرداختیم، بخش دیگر این موضوع رسانههای ورزشی هستند. در چند سال گذشته البته شرایط بهتر شده است ولی معمولا در رسانههای ورزشی ایرانی، به ورزشهای دیگر به غیر از فوتبال، کمتر پرداخته میشود. ارتباط سازمان با رسانهها به چه صورت برقرار شد؟
سال ۸۹ شرایط همین طور بود. ولی ما سعی کردیم هر چیزی را سر جای خود بگذاریم و شروع به کار کردیم. منتظر نماندیم تا اهمیت موضوع درک شود یا بخواهیم از راههای غیرحرفهای این قضیه را دنبال کنیم مثلا خبر سفارشی برای کسی نمیفرستادیم. سایت فدراسیون را بهروز کردیم. سرعت انتقال اخبار در این حد بود که هنوز اخبار از اتاق رییس فدراسیون بیرون نیامده بود، خبرها روی سایت میرفت. اساماس سنتر راهاندازی کردیم و اینها را با توجه به شرایط سال ۸۹ در نظر بگیرید. سعی کردیم خود را قوی کنیم و البته این کارها، با موفقیتهای والیبال موازی شد. نمیتوانم این دو را از هم تفکیک کنم. ولی به هر حال بیتاثیر نبود. توانستیم رسانه والیبال را قوی کنیم. وقتی این اتفاق افتاد رسانهها هم توجه بیشتری به این موضوع کردند. وقتی شما عکس خوب و باکیفیت از والیبال داشته باشید که بتوانید صفحه زیبایی طراحی کنید، سعی میکنید مطلبِ یک خود را به آن عکس اختصاص دهید. این اتفاق ناخودآگاه میافتد و خودِ عکس میتواند برای شما سوژه درست کند. بخش مولتی مدیای خود را خیلی قوی کردیم در حالی که در گذشته ما عکس زیادی نداشتیم. شروع کردیم و با عکاسان حرفهای کار را پیش بردیم. توانستیم خود را تقویت کنیم و والیبال را به جایی برسانیم که الآن است. الآن هم اگر مخاطب والیبال و گرایش به آن زیاد شده، سعی میکنیم قانونسازی و فرهنگسازی کنیم و هر خبرنگار و عکاس بداند در چه جایگاه و چارچوبی میتواند کار خود را انجام بدهد. هر چه ما قانونمدارتر باشیم به دیدگاه حرفهای که FIVB دارد، نزدیکتر میشویم.

خبری منتشر شد که البته منابع موثقی نداشت ولی به هر حال دست به دست میچرخید؛ مبنی بر تماس روابط عمومی سازمان با برخی از خبرنگاران خانم و درخواست از آنها برای آمدن به سالن با روسریهای رنگی. داستان از چه قرار بود؟
من این قضیه را شدیدا تکذیب میکنم و اصلا چنین چیزی وجود ندارد و نخواهد داشت. اراده بر این بود که خبرنگاران خانم بیایند. برای خبرنگاران فعال حوزهی والیبال، برای حضور در بازی اول ID کارت زده بودیم ولی با حضور آنها موافقت نشد. با دوستان در انجمن ورزشینویسان هم در ارتباط بودیم و آنها هم در حال رایزنی بودند که مشکل را برطرف کنند و خبرنگاران خانم بتوانند آنجا حاضر شوند. با موافقت آقای داورزنی و همکاری پلیس امنیت و یگان ویژه قرار شد برای دو بازی آخر خبرنگاران خانم به سالن بیایند. ما هم با آنها تماس گرفتیم و فقط گفتیم حجاب اسلامی را رعایت کنند. اگر ما میخواستیم جلوی ناظر FIVB چیزی را نشان بدهیم میتوانستیم همکاران خود یا کسانی را که میخواستیم به سالن ببریم. چرا خبرنگاران را به سالن ببریم؟ آن هم وقتی جایگاه خبرنگاران مشخص است، و بعد همان خبرنگاران در نشست آقای فابیو از FIVB حاضر شدند و سوالات خود را پرسیدند. من نمیدانم چه کلمهای به کار ببرم ولی به نظر این یک جور نادانی بعضی از افراد است که این مسایل را مطرح میکنند. اصلا چنین چیزی نبوده است و تماس از روابط عمومی سازمان با هشت نُه نفر از کسانی بوده است که خبرنگار فعال حوزهی والیبال بودهاند. اگر میخواستیم سانسور کنیم، اصلا نشست خبری نمیگذاشتیم و این که خود خبرنگاران بیایند صحبت کنند. حضور این خبرنگاران بر نظر ناظر بینالمللی هیچ تاثیر مثبت یا منفی نداشت. اینها خبرنگار بودند و کار خود را انجام میدادند.
یعنی حضور خبرنگاران خانم نمیتوانست هیچ تاثیری بر نظر ناظر FIVB بگذارد؟ ضمن این که تذکر پوشش به چه دلیل بود؟
هیچ تاثیری. آنچه میتوانست بر نظر ناظر تاثیر بگذارد، این بود که تماشاچیان خانم در سالن بنشینند و بلیط فروشی به صورت مساوی انجام شود. ناظر برای این کار باید میرفت بلیط فروشی تماشاچیان خانم را ببیند. تماشاگر خانمی در سالن وجود نداشت. وقتی بازی اول برگزار شد، به FIVB هم گزارش دادیم که به این دلایل تماشاچیان خانم حضور نداشتند. این آخر بیانصافی است که شما بخواهید به گروهی احترام بگذارید و بعد گناهکار اعلام شوید. ما میتوانستیم بگوییم نمیگذارند و کاری انجام ندهیم ولی رییس فدراسیون به من گفت اینها یک سال زحمت کشیدهاند و حق دارند بازی لیگ جهانی را ببینند. بعضی از خبرنگاران در زمان تمرین تیپ رسمی را رعایت نکرده بودند و این گفته کاملا رسمی و البته خیلی دوستانه بود و روی ID کارتهای آنها هم نوشته است. و اگر با تیپ غیر رسمی میآمدند، اصلا آنها را به سالن راه نمیدادند و ما برای این که آنها در جریان باشند، به آنها گفتیم.
انتهای پیام
