زمان انتشار : ۶ آذر ,۱۳۹۴ | ساعت : ۰۸:۰۲ | کد خبر : 456834 |

شورای نظارت از نظر بودجه و تشکیلات با صداوسیما همسنگ نیست؛ نماینده حوزه‌ در صداوسیما مطرح کرد

 

 

 

 

 

 

 

شفقنا رسانه- حجت الاسلام و المسلمین سید مجید بنی هاشمی که پیش از این نماینده رییس قوه قضائیه در شواری نظارت بر سازمان صدا و سیما (۱۳۷۹-۱۳۸۱) و عضو شورای سیاستگذاری این سازمان (۱۳۷۰-۱۳۷۸) بوده است و هم اکنون در آغاز سومین دهه از فعالیتش به عنوان نماینده حوزه های علیمه سراسر کشور در صدا و سیما قرار دارد در گفت وگو با شفقنا می گوید برنامه های تلویزیونی باید مبتنی بر تصویر باشند به طوری که اگر مخاطب صدای آن را نشنود، از تماشای تصاویرِ بدونِ صدای تلویزیون بتواند پیامِ برنامه را دریابد. او اضافه می کند: متاسفانه بخشی از برنامه های مذهبی تلویزیونی، به صورت رادیویی پخش می شوند یعنی بعضی از سخنرانی ها، میزگردها و کارشناسی ها باید در رادیو طرح شود و نه در تلویزیون. متن گفت‌وگوی شفقنا را در ادامه می‌خوانید:

* ارزیابی شما از برنامه‌های مذهبی صداوسیما در طول ماه‌های محرم و صفر گذشته با توجه به موضوع برنامه‌ها، کارشناسان دعوت شده و رویکرد صدا و سیما نسبت به واقعه عاشورا چیست؟

سازمان صدا و سیما مجموعه‌ای بسیار عظیم و حجیم است که مخلوطی از مطالب فنی و غیر فنی، کارشناسی و غیرکارشناسی و جذاب و غیرجذاب را در بر دارد. من همیشه خدمت برنامه‌سازان صداوسیما و مدیرانشان عرض کردم به این عبارت دقت داشته باشند که هر چه مخاطب آن را از تلویزیون ببیند و بدون صدا هیچ چیز متوجه نشود، این برنامه رادیویی است و چنانچه برنامه‌ای را دید و حداقل ۴۰ تا ۵۰ درصد آن را متوجه شد، آن برنامه تلویزیونی است. متاسفانه بخشی از برنامه های مذهبی تلویزیونی، به صورت رادیویی پخش می شود یعنی بعضی از سخنرانی ها، میزگرد ها و کارشناسی ها باید در رادیو طرح شود و نه در تلویزیون. تلویزیون باید از هنر نمایش و سازوکارهای تصویری استفاده کند. این یکی از اصولی ترین مطالبی است که سازمان صدا و سیما باید آن را در تولید برنامه ها اعمال کند.

نکته بعدی این است که برنامه های مذهبی صدا و سیما بیشتر با نظر شخصی بعضی از مدیران و برنامه سازان تولید می شود تا زیر نظر یک گروه کارشناسیِ فنیِ مطلعِ قابل استناد. برای تولید یک برنامه باید دو جنس کارشناسی صورت پذیرد. اول این که یک گروه کارشناسی که توسط دانشمندان مذهبی یا زیر نظر آنها اداره می شود محتوای برنامه را بررسی کند تا مثلا مجری یک برنامه مذهبی، اطلاعات اشتباه مَعارفی یا تاریخی در اختیار مخاطب قرار ندهد. گروه کارشناسی دوم هم به مسایل تکنیکی بپردازند. یعنی مسایلی همچون دکور و صحنه و برش های مغناطیسی و…

من معتقدم گرایش صدا وسیما در بحث محرم بیشتر به سمت مداح محوری است؛ مداحی هایی که  جنسشان از اشعار فاخر و نوحه ها و مرثیه هایی که پیام های حماسی، عقیدتی، فقهی، علمی، عاطفی، شهادت گونه و آن چه شان امام و منظومه امام حسین علیه السلام است خالی است.

ما نباید امام حسین (ع) را در نوحه ها مصادره کنیم. امام حسین (ع) نباید در سینه زنی مصادره شود. امام حسین (ع) را باید یک منظومه ببینیم. من همیشه مثال می زدم: شما نمی توانی خورشید را بخواهی و ماه را نخواهی. شما نمی توانی کره زمین را بخواهی و دریاها را نخواهی. شما نمی توانی امام حسین (ع) را بخواهی و سیره و سنت پیغمبر (ص)را نخواهی. شما نمی توانی امام حسین (ع) را بخواهی و فقاهت را نخواهی.

*شما در گفته‌هایتان اشاره کردید صدا و سیما تمایل دارد بیشتر از مداحانی استفاده کنند که شعرهای آنان تُهی از نگاه شناختی است. لطفا این نکته را بیشتر توضیح دهید.

اگر ما بخواهیم نظراتی را راجع به صدا و سیما اعمال کنیم، انصافش این است که آن را با سه- چهار خط کش اندازه‌گیری کنیم و اندازه بزنیم. یکی از این خط کش ها، استفاده از تشکیلاتی است که به نام مجموعه های نظرسنجی وجود دارد؛ از جمله: مرکز تحقیقات صدا و سیما و مرکز پژوهش های اسلامی صدا و سیما. خط کش های دیگر هم رسانه‌ها، مردم وNGO هایی هستند که می‌توانند نظر آنها را نسبت به این برنامه‌ها بگویند. این خط کش های مختلف را باید دید. اما بنده به عنوان کسی که این دهه، دهه سومی است که نماینده حوزه های علمیه سراسر کشور در سازمان صدا و سیما هستم، می توانم این را عرض کنم که صدا و سیما در عرصه محرم و صفر از نظر استفاده از مداحان اهل بیت (ع) و حتی وعاظ و سخنواران، بهتر از این که هست می توانست عمل کند. یعنی ما در کنار این حجم از برنامه هایی که به پخش ضریح مطهر و فضای سینه زنی هیئات اختصاص دادیم، می توانستیم به استفاده از از قطعات ادبی، نظر فقیهان، دانشمندان علوم مختلف اجتماعی، علوم پزشکی، علوم روانشناسی و … راجع به امام حسین (ع) استفاده کنیم که امام حسین (ع) فقط در سینه زنی ممحض نشود.

اگر پروفسور سمیعی به عنوان جراح برتر سخنی درباره فلسفه گریه های عاشقانه بگوید، این هم یک ضلع امام حسین (ع) است. اگر یک دکتر روانشناس بگوید یکی از بهترین حالت هایی که آدم می تواند گره های روحی اش را تخلیه کند انجام توسل و شرکت در مجامع معنوی و مذهبی است، این هم یک ضلع امام حسین (ع) است. یا امام حسین (ع) اذکار پرندگان را فرموده و حلیت و حرمت گوشت آنان را گفته است. ما می توانیم از کارشناسان عرصه دامپزشکی یا عرصه حقوق پرندگان در این زمینه دعوت به گفت وگو کنیم تا این ضلع از امام حسین (ع) هم بیان شود.

*شما به مدت سه دهه نماینده حوزه علمیه در صدا و سیما هستید. این نمایندگی چه مقدار جنبه تشریفاتی دارد و چه مقدار در تصمیم سازی در صدا و سیما تاثیر واقعی دارد؟ این نقش در عمل چه مقدار فعال است؟

نقش ما بیشتر مشاوره است. چون مدیران صدا و سیما از دیرباز شخصیت هایی بودند که خود و نیروهایشان را از کارشناسان مستغنی می‌دانستند؛ چه کارشناسان حوزوی و چه کارشناسان دانشگاهی. گویی صدا و سیما خودش را متولی همه محافل فرهنگی، علمی، فقهی و دینی می داند. به خاطر همین برگزاری چهره های ماندگار، برعهده صدا وسیماست. تشخصیشان این بوده است که ما می توانیم چهره های ماندگار را برگزار کنیم و در کنار ما وزارت علوم هم می تواند نقش داشته باشد. می توانند سیمای فرزانگان و سایر برنامه های معارفی را تولید کنند، چه حوزه به صورت جدی در آن نقش داشته باشد و چه صدا و سیما به بخشی از حوزه در تولید این برنامه نقش بدهد. چون تلقی سیستم سرمایه‌گذاری و طرح و برنامه صدا وسیما نسبت به افرادی که می‌خواهند از آن‌ها استفاده کنند گزینشی است؛ چه در سطح دانشگاه، چه در سطح حوزه، چه در سطح مطبوعات و چه در سطح سیاسیون.

استنباط من این است که حجم تولیدات و پخش صداوسیما – حجم پخش آن به مراتب بیشتر از تولیدش است (صدا و سیما در طول ۲۴ ساعت، هزاران ساعت پخش دارد)- این سازمان را واداشته که از خیلی از مجموعه های حوزوی، دانشگاهی، تخصصی و مجموعه های فنی و علمی استفاده نکند. استفاده از این مجموعه ها در اولویتشان نیست. به طور مصداقی می توانم برای شما بگویم که نوع چهره های استفاده شده چهره‌های کلیشه‌ایِ ثابت است. این چهره‌ها نه روحیه انتقادی دارند و نه روحیه مباحث چالشی و نه روحیه مقایسه با رسانه‌های داخلی و خارجی. این‌ها آنتن را مثل کلاس آموزش برای مخاطب تعریف کرده‌اند. به مخاطب فقط داده می‌دهند. فقط حجم اطلاعات را به مخاطب می‌دهند. اما این طور نیست که جاده دو طرفه باشد. دو طرفه بودن جاده خیلی مهم است. یک وقت واعظی بر بالای منبر مُمتد سخنرانی می‌کند و همه مستمعین هم گوش می‌دهند. این یک مدل است و بد هم نیست. در منوی تبلیغات این هم یک نوع سلیقه است ولی یک مدرس درس خارج در حوزه علمیه با شاگردانش قلت و ان قلت دارد. یکی آقا می‌گوید و یکی طلبه می‌گوید. نقد است. اما صدا و سیما ترجیح می‌دهد در این منوی ارتباطات، بیشتر روحیه ارائه اطلاعات به مخاطب را فعال کند تا این که از مخاطب هم نقد بشنود.

* صدا و سیما به چه دلیل چنین رویکردی دارد؟ آیا این به دلیل بی رقیب بودن صدا و سیما است؟

من فکر می‌کنم که قانون اساسی ما یکی از قوانین بسیار خوب دنیاست. قانون اساسی بعد از بازنگری طبق اصل ۱۷۵، صدا و سیما را زیر نظر بالاترین و مهمترین جایگاه کشور یعنی ولی فقیه قرار داده است. یک شورایی به نام شورای نظارت بر صداوسیما که نمایندگان سران قوا هستند، این سازمان را از نظر قانونی رصد می‌کند. اما سایز خط کشی که برای اندازه گیری فعالیت‌های صدا و سیما در دست شورای نظارت هست، به اندازه حجم بزرگ صدا و سیما نیست. مثل این است که شما بخواهی با یک خط کش یک جاده را اندازه گیری کنی. قانون به شورای نظارت خیلی اهمیت داده است. اما از نظر اجرایی و بودجه و ساختار تشکیلاتی و از نظر رصد کردن این سازمان عریض و طویل، همسنگ سازمان نیست. ما شبکه های متعدد استانی، بین المللی و داخلی داریم. میزان تولید و پخش این شبکه ها آن قدر بالاست که شورای نظارت تنها می‌تواند به بخشی از آن احاطه داشته باشد. والا نوعا صدا و سیمایی ها دلسوز هستند. این جور نیست که اگر صدا وسیما را تحویل سندیکای مطبوعات بدهید، آن ها از کسانی که الآن دارند صدا و سیما را اداره می کنند، بهتر اداره خواهند کرد. یا فکر می کنید اگر کل صدا و سیما را به دست حوزه یا دانشگاه بسپارند، آیا آن ها این سازمان را بهتر اداره می کنند؟ بچه های صدا وسیما بچه های خود ما هستند. اما آن سازوکاری که باید لحظه به لحظه صدا و سیما را رصد کند، ما آن سازوکار را تقویت نکردیم. شورای نظارت بر صدا و سیما مجموعه ای از گروه های مختلف علمی- پژوهشی- آموزشی-هنری- اقتصادی- ورزشی برای نظارت بر صدا و سیما در اختیار ندارد؛ مجموعه ای که هرکدام از نیروهای آن شاگرداول‌های رشته تخصصی خود در جامعه باشند. ممکن است بعضی از کارشناسان شورای نظارت کسی باشد که فوق لیسانس یا PHD  دارد؛ اما شاگرد اول این رشته نیست. یعنی صاحب برند نیست. مثلا شخصیت شماره یک تفسیر قرآن، حضرت آیت الله جوادی آملی است. مجموعه ای دارند و شخصیت هایی با ایشان کار می کنند. اگر ما بخواهیم در تفسیر کاری کنیم، باید از آقای جوادی استفاده کنیم یا از نیروهای آقای جوادی؟ خیلی مهم است. ممکن است ما در برنامه های تلویزیونی یا رادیویی از آقای جوادی استفاده کنیم. اما از ایشان در آن سازوکاری که شورای نظارت برای اِعمالِ نظارتِ خود بر صدا و سیما باید از آن بهره ببرد، استفاده نکرده ایم.

در برنامه های رادیویی و تلویزیونی هم اگر از شخصیت های این تیپی استفاده کنید، جایگاهشان باعث می شود که مخاطب احساس نکند این برنامه را باید عوض کند و یک برنامه دیگر ببیند. یا در عالم فقه ما شخصیت هایی برتر در حوزه داریم که باید از آن ها استفاده کنیم.

*برخی بر این باورند که صدا و سیما تنها از چهره های ثابتی استفاده می کند. نظر شما در این خصوص چیست؟

صدا و سیما یک منو است. این آنتن باید پر شود. ما نقدمان این نیست که چرا از این آقا پانزده سال است که استفاده می کنی؟ عرض ما این است که از این چهره ها استفاده کنید و از چهره های دیگر هم استفاده کنید. یعنی به مخاطب منو بدهید. مخاطب را با یک سلیقه عادت ندهید. این یک دلیل است.

دلیل دیگر این است که صدا وسیما مایل است کارشناسان، مطالبی را بگویند که مطلوب این سازمان است.

دلیل سوم این است که دسترسی صدا و سیما به بعضی شخصیت های صاحب نام که در عرصه تبلیغ و ترویج و کارشناسی شناسنامه دارند، سخت است. تهیه کننده می خواهد خیلی سریع یک برنامه ضبط کند. به راحتی نمی تواند با شخصیتی که صاحب نام است ارتباط برقرار کند.

دلیل چهارم هم عدم اقبال آن صاحب نام ها به مجموعه صدا و سیماست. خیلی از آقایان هستند که برنامه سازان از آن ها دعوت می کنند و آقا نیم ساعت-چهل دقیقه برای آن ها صحبت می کند و بعد می بیند که تنها ده دقیقه از آن پخش شد. آقا ناراحت می شود و می پرسد که آن بیست-سی دقیقه دیگرِ صحبت های من چه شد؟ می گویند یکی از عزیزانی که در سازمان تشریف دارد، تشخیص داده است که این حرف ها باید پخش نشود؛ مثلا با پارامترهای پخش نمی خواند، یا تبلیغ شرکتی شده است، یا در حرف هایت مثالی زده ای که رسانه ای نبوده است.

در نتیجه این آدم صاحب نام ترجیح می دهد دفعه بعد به صدا و سیما نیاید. چون غیر از سی-چهل دقیقه ای که می خواهد از او ضبط شود، وقت گیری هایی قبل و بعد از برنامه هست که مجموعش چند ساعت می شود. در آخر هم از آن نیم ساعتی که ضبط شده، ده دقیقه اش پخش می شود. پس دلیل چهارم هم عدم اقبال صاحب شناسنامه ها و صاحب نام ها به دلیل برخی برخوردهای غیرفنی تهیه کننده یا ضبط یا پخش یا مدیر برنامه هاست.

دلیل پنجم هم به نظر من این است که بعضی از تهیه کنندگان و برنامه سازان زحمت می کشند، اما این پازل را درست نمی چینند. یعنی بحثشان تفسیر قرآن است، اما سراغ یک فقیه رفته اند. رشته تخصصی یک فقیه، فقه و اصول است، تفسیر نیست. یا بحث فقهی دارند، اما سراغ یک کلامی و رجالی رفته اند. چون آن تهیه کننده برنامه نمی داند که مثلا آیت الله هاشمی شاهرودی بیشتر شخصیتی فقهی است تا شخصیتی کلامی. شخصیت ایشان بیشتر اصولی است تا شخصیتی تفسیری. نه این که آن اضلاع را ندارد. اما رنگ و آبِ فقه و اصولش قوی تر است. وقتی کارشناس ضعیف باشد و نتواند جدول منبری، مجتهد و روحانی برتر را درست تدوین کند، یک واعظی که بیشتر به درد مجالس ختم می‌خورد را برای مسایل کارشناسی خانواده می آورد. یا یک واعظی که بیشتر در مباحث تاریخی کار کرده است را برای برنامه مناسبتی دعوت می کند.

* بعضی بر این باورند که برنامه های مذهبی صدا و سیما دچار دو مساله است: یکی این که مطالب دینی توسط کسانی ارائه می شود که کارشناس دینی نیستند و دوم این که بعضی از کارشناسان دینی هم به بیان مطالبی می پردازند که مثلا در شبکه های اجتماعی مورد تمسخر مخاطبین قرار می گیرد. ارزیابی شما از این وضعیت چیست؟

اولا خوب است که ما به پارامترهایی که در فضای مجازی هست دقت کنیم، اما آن ها ملاک نیستند. خوب است ما نقدی که در فضای مجازی صورت می گیرد یا تکثیر می شود را ببینیم، اما یادمان باشد که سنگ توزین آن ها دقیق نیست.

مطلب دوم این است که همه اعتراف دارند که محتوای میزگردها و بیانات کارشناسان مذهبی صدا و سیما خیلی پایین است.

نکته سوم هم این است که گاهی مطالب باید رادیویی باشد. نباید تلویزیونی باشد. اما جایش عوض شده است. مثلا شایسته است که برنامه ای که راجع به ازدواج، شرایط به وجود آمدن فرزند، مسایل پزشکی نزدیکی و جلوگیری از بارداری از منظر فقه و دین است، رادیویی پخش شود. چون این قاعده در اتحادیه رادیو و تلویزیون های دنیا مصوب و مورد تایید همه است که اگر برنامه ای که شنونده و بیننده ببیند و چیزی از آن متوجه نشود، آن برنامه رادیویی است. اگر صدای تلویزیون را ببندی و هیچ چیز متوجه نشوی، آن برنامه رادیویی است اما همین که صدای برنامه را بستی و از نمایش غضب یا خوشحالی افراد متوجه شدی که این برنامه خانوادگی است یا موضوع گانگستری دارد، این برنامه تلویزیونی است.

بخش عمده ای از میزگردهای ما در تلویزیون، رادیویی است. از طرف دیگر وقتی شما بحث هایی با محتوای پایین را مطرح کردی، طبیعی است که منتقدین آن را زیر سوال می برند؛ چه در فضای مجازی، چه افکار عمومی و چه جامعه. می گویند «آقا برنامه دیشب تلویزیون را دیدی؟ می‌گوید: بله. می گوید: خانمی داشت می گفت اگر کسی بخواهد شب یک شنبه بچه درست بکند، چه جوری می شود؟ شب پنج شنبه چه جوری می شود؟» درست است که این موضوع در متون دینی ما هست و باید در محافل حوزوی و دانشگاهی تدریس شود که می شود، اما قابلیت ذکر و پرداختن در رسانه های عمومی را ندارد. هرکدام از رادیو، تلویزیون، سینما و تئاتر یک جنسی برای ارائه محتوا دارد. ما نباید هرچه محتوا داریم را فقط از این جاده ببریم؟ در این صورت مثل جاده ۲۰۴ منا می شود. دو تا مامور هم که سر جاده را ببندند، آن فاجعه به بار می آید. اگر همه تولیدات را شما بخواهی در حلق تلویزیون یا رادیو بریزی، مسلم است که روی مخاطب اثراتی می گذارد که آن اثرات گاهی شکننده است و مخاطب را به چالش می کشد. این انتقادها به صدا و سیما وارد است؛ اما این دلیل نمی شود که ما بگوییم چون فضای مجازی نقد کرده است، این نقد وارد است.

*منظورتان این است که نقد هست، اما نقد کاملی نیست؟

بله، فضای مجازی یکی از پارامترهاست. یکی دیگر از مهمترین دلایل ضعف محتوایی در برنامه های مذهبی صدا و سیما، عدم کارِ کارشناسی است. برای تولید یک فیلم یا میزگرد مذهبی حداقل باید هفت هشت کارشناس مذهبی و فنی تلویزیونی، کارشناس فنی رادیویی، کارشناس رسانه، کارشناس علوم اجتماعی و… این برنامه را رصد کنند و از زوایای دید خودشان بگویند که این برنامه OK هست؛ یا هفتاد درصد این برنامه خوب است؛ یا پنجاه –پنجاه هست؛ یا قابلیت پخش ندارد.

امروزه یکی از بحث های مطرح شده توسط آقایان فضلا در حوزه علمیه این است که عده‌ای از جامعه شناسان و روانشناسان باید روی ویراستاری – و نه فتاوای- رساله های عملیه نظر دهند که وقتی یک مقلد فتوایی را -که حکم الله هست- می خواند خدایی نکرده به علت عدم توجه ویراستار، به وسواس کشیده نشود.

اگر ما بهترین حکم ها را در بدترین ظرف ها بریزیم، نقشش ایفاء نمی شود. ظرف هم باید ظرفیت غذای مطلوب را داشته باشد.

*در گذشته هم این انتقاد ها به صدا و سیما وارد می شده است و الآن هم این نقدها صورت می گیرد. اما چرا صدا و سیما اعمال آن ها را در برنامه خود قرار نمی دهد؟

جواب اول این است که شخصیت حقوقی مدیران صدا و سیما مورد تایید است. بچه های مذهبی، تحصیل کرده، متدین، دردآشنا و ولایت مدارند. شخصیت حقیقی‌شان واقعا شخصیت خوبی است اما گاهی شخصیت حقوقی آن ها با آن مسوولیتی که گردنشان هست، همگون نیست.

دوم این است که مسوولان صدا و سیما به نوعی نقدپذیرند و در خیلی موارد نظر منتقدین را در برنامه ها اِعمال می کنند و موجبات قدردانی خیلی از محافل نقادانه کشور را فراهم می سازند. اما این نقدها و این اِعمال نظرات نقادانه در مقایسه با آن حجم برنامه های صدا و سیما خیلی اندک است. مثلا شما فرض کنید در ساخت یک ساختمان که صد هزار متر زیربنا دارد، عده ای به پاگردش نقد کنند. این نقدها اِعمال می شود، ولی در این حجم بنا دیده نمی شود. در مورد برنامه های صدا و سیما هم همین طور است. هم حجم نقدها کم است و هم حجم کار خیلی بالاست.

اما جواب آخر این است که به نوعی صدا و سیما خود را از همکاران هم عرض مستغنی می داند؛ مثل مطبوعات، مثل حوزه ها، مثل دانشگاه ها، مثل احزاب، مثل شخصیت هایی که می توانند اثرگذار باشند. به دلیل این که صدا و سیما بالاترین حجم مخاطب را دارد، یکه تاز میدان مخاطبان است و خود را مستغنی می داند.

این پنج جواب را باید با هم ببینیم. این جواب ها در هم تنیده شده است.

*آیا با استفاده از کارشناسان غیر روحانی در برنامه های مذهبی همراه هستید یا صرفا باید شخصیت های روحانی در برنامه ها دعوت بشوند؟

من این جا می خواهم از فرمایش امام، بنیانگذار کبیر انقلاب اسلامی استفاده کنم که فرمود «اسلام بدون روحانیت مثل کشور بدون طبیب است». ما هیچ گاه حاضر نیستیم بیمارمان را به دست کسی دهیم که اطلاعات پزشکی دارد، اما مدرک پزشکی ندارد. کسی که اطلاعات پزشکی دارد، اما در کنوانسیون ها، کنفرانس های پزشکی و در سازمان نظام پزشکی حضور ندارد و هیچ مجموعه ای از مجموعه های پزشکی این طرف را به عنوان پزشک حاذق تایید نمی‌کنند. آیا ما حاضریم بیمارمان را به دست چنین کسی بدهیم؟

عرض من این است که ما باید از حضور روحانیت در مسایل تخصصی ایشان، صد در صد استفاده کنیم؛ مثل مباحث اصولی، کلامی، رجالی، فقهی و تفسیری. اما در مسایلی که مشترکات دارند، مثل مباحث علوم اجتماعی، مباحث رایانه ای، مسایل سیاسی، مسایل تاریخی و… عیب ندارد که از روحانی و غیر روحانی استفاده شود.

در موضوعاتی که در عرصه روحانیت است باید صد در صد از عمامه به سرِ عبا به دوشِ نَعلین به پا استفاده شود که متخصص است. از روضه خوان سوال فقهی نکنند. اما هم از شخصیت روحانی سوالات علوم اجتماعی را بپرسند و هم از دانشگاهی این سوالات را بکنند.

انتهای پیام

انتهای پیام

media.shafaqna.com

شفقنا در شبکه های اجتماعی: توییتر | اینستاگرام | تلگرام

پاسخ به این نظر

Please enter your comment!
Please enter your name here