زمان انتشار : ۷ آذر ,۱۳۹۴ | ساعت : ۰۱:۱۰ | کد خبر : 456833 |

رضاییان: نظریه در روزنامه‌نگاری از متن تجربه بیرون می‌آید

شفقنا رسانه- زهرا دریاافزون: مجید رضاییان نویسنده کتاب «تیترنویسی در وب» در مراسم رونمایی از این کتاب گفت: اگر بخواهیم در مقوله روزنامه‌نگاری از بین سه نوع روزنامه‌نگاری دانش محور، فن محور و دانش-فن محور یکی را انتخاب کنیم تجربه به من نشان داده است که دانش و نظریه در روزنامه نگاری از متن تجربه بیرون می‌آید.

به گزارش شفقنا رسانه، رضاییان در ابتدای برنامه خاطره‌ای از اوایل فعالیت خود تعریف کرد و گفت: چند سال پیش من برای کار به روزنامه‌ای رفتم و بعد از این که نمونه کارها را به یکی از موسسان روزنامه تحویل دادم، دیدم آنها را بعد از نگاهی اجمالی به مکان مخصوص روزنامه باطله‌ها انداخت و سپس به من گفت برو و مقداری شهرگردی کن و دوباره برای من بنویس و نمونه کارت را بیاور. این کار چند بار تکرار شد و من در این مدت مطالب زیادی نوشتم تا بالاخره بعد از چهار ماه یک روز که به محل کار رفتم، این فرد به من آدرسی داد و من را برای شام به منزلش دعوت کرد.

مطلب نوشتن به معنای روزنامه‌نگاری نیست

او ادامه داد: وقتی من به منزل ایشان رفتم، گفت: «شما از دو امتحان موفق بیرون آمدی. اول می‌خواستم ببینم آیا واقعا می‌خواهی روزنامه‌نگاری کنی؟ زیرا مطلب نوشتن به معنای روزنامه‌نگاری نیست. من می‌خواستم بدانم با وجود تمام رانده شدن‌ها آیا باز هم برمی‌گردی یا در میانه‌ی راه خسته شده و این حرفه را رها می‌کنی؟ نوشته‌هایی که من آن‌ها را در جعبه باطله ریختم به این معنا نبود که بد نوشته شده‌اند؛ آن مطالب هنوز به مرتبه‌ای نرسیده بود که قابلیت چاپ در روزنامه را پیدا کند. در وهله‌ی دوم می‌خواستم ببینم توانسته‌ای درست مشاهده کنی یا نه؟ و هر چه گذشت فهمیدم به جزییاتِ بیشتر و نکات ظریف‌تری در گشت‌های میدانی توجه کردی.»

رضاییان گفت: اگر بخواهیم در مقوله‌ی روزنامه‌نگاری از بین سه نوع روزنامه‌نگاری دانش محور، فن محور و دانش-فن محور یکی را انتخاب کنیم، تجربه به من نشان داده است که دانش و نظریه در روزنامه‌نگاری از متن تجربه بیرون می‌آید. اما مهم است تجربه را چگونه تبدیل به علم کنیم. ارسطو می‌گوید: «انسان، حیوان ناطق است» منظور او در این گفته از نطق، خرد، تشخیص و بیان بوده است. با این تعریف ارسطو انسان را موجودی ارتباطی-بیانی می‌دیده است.

تیتر گاهی تغییر ذهنیت ایجاد می‌کند

مؤلف کتاب «تیترنویسی در وب» ادامه داد: ما نمی‌توانیم در بیان آنچه از دل تجربه می‌آموزیم خرد و علم را نادیده بگیریم. این که ما در ایران این دو مقوله را از یکدیگر تفکیک می‌کنیم از کجا ناشی می‌شود؟ برای مثال موسیقیدانان و آهنگسازان ما به اندازه خوانندگان و نوازندگان شناخته نمی‌شوند در حالی که آنها دست به خلق نت و معنا می‌زنند. اگر شما دقت کنید علم از دل تجربه بیرون آمده و سپس تبدیل به نظریه شده است. آن نظریه هم نتیجه خود را داده و سپس استوار شده است.

رضاییان گفت: در حال حاضر در دنیای توسعه‌یافته وقتی از روزنامه‌نگاری صحبت می‌شود، به آن معنی نیست که از دید آنها تجربه‌های تبدیل شده به نظریه، دانش نیست. من چندی پیش به تحقیقی از لئون خوزه از دانشگاه مادرید برخورد کردم. این محقق در این تحقیق به عده‌ای از جامعه آماری فقط تیتر را، به دسته دوم تنها لید را، به دسته سوم تنها بدنه بدون تیتر و لید و به دسته چهارم همه اجزا شامل تیتر، لید و بدنه را ارائه کرده است. در پایان نتیجه‌گیری کرده بود مبنی بر این که تیتر نسبت به لید تنها یا لید و بدنه با هم اهمیت بسیار بالاتری دارد. پس در می یابیم تیتر چه تاثیر شگرفی بر مخاطب می‌گذارد و حتی گاهی تغییر ذهنیت ایجاد می‌کند.

او ادامه داد: بنابراین، تحقیقات و مطالعات ارتباطی تا آنچه در تجربه به دست می‌آید، وقتی تبدیل به قاعده و دانش شود یک نوع نظریه به شمار می‌آید. ما نباید این تصور را از نظریه داشته باشیم که نظریه‌ها امری استخراج شدنی از جایی هستند.

اصول روزنامه‌نگاری همیشه ثابت است

رضاییان درباره‌ی رابطه بین دنیای مجازی و واقعی گفت: این همان فرد واقعی سابق است که اکنون وارد دنیای مجازی شده است؛ مثلا در وب ۱ ارتباط ها دو سویه بودند در حالی که در وب ۲ شاهد ارتباطات چند سویه هستیم. در وب ۱ شما موضوعی را جستجو می‌کردید ولی در وب ۲ این فضای مجازی است که شما را در محیط‌های مختلف جستجو و عضو می‌کند. اما این تفاوت‌ها به این معنا نیست که این دو، فضایی جدا از یکدیگر هستند. سوال این است که این جبرگرایی به وجود آمده توسط تکنولوژی‌ها آیا محتوای رسانه را هم تغییر داده است؟ آیا توانایی تغییر فرم‌های محتوایی ژورنالیسم را هم دارد؟

او در پاسخ به این سوالات گفت: من معتقدم روزنامه‌نگاری حرفه‌ای با همه جبرگرایی رسانه‌ای قطعا روی پای خود خواهد ایستاد. من با قاطعیت می‌گویم ما نیازمند روزنامه‌نگاری هستیم که مبنای آن تجربه، مهارت، تکنیک و فن باشد. تکنیکی که بر چارچوب های دانش و نظریه برآمده از دل تجربه استوار باشد. برای مثال روزنامه‌نگاری تحقیقی از دل تجربه‌ها و آنچه در دنیای واقعی اتفاق افتاد، متولد شد. عبور از ۴ رسانه شامل مطبوعات، رادیو، تلویزیون و وب به این معنا نیست که روزنامه‌نگاری متحول و متغیر می‌شود. اصول روزنامه‌نگاری همیشه سر جای خود قرار دارد اما این اصول متناسب با هر یک از رسانه‌ها باید تغییر کند. مثلا در دنیای وب تیترها باید بر اساس کلیک خوردن و بالا رفتن تعداد بازدیدها تنظیم شود و سلیقه مخاطب بر نیاز مخاطب ترجیح پیدا می‌کند.

مبنای روزنامه‌نگاری تجربه و کار میدانی است

رضاییان همچنین ادامه داد: بنابراین مبنای روزنامه‌نگاری تجربه و کار میدانی است. اما پیش شرط اول خلاقیت و استعداد ذاتی است. آنچه در کتابها دست یافتنی نیست. من به سه اصل در روزنامه‌نگاری معتقدم. در روزنامه‌نگاری نظریه و دانش از دل آنچه ذاتی و تجربی است، بیرون می‌آید. بر خلاف سایر دانش‌ها، مدل‌ها در روزنامه‌نگاری مدل‌های واقعی هستند نه نظری و آرمانی.

مؤلف کتاب «تیترنویسی در وب» در پایان گفت: به نظر من روزنامه‌نگاری در دو کلمه تعریف می‌شود. فهمیدن و فهماندن. نمی‌توان گفت روزنامه‌نگار چون با واقعیت سر و کار دارد، با مفاهیم غریبه است و چون روزنامه‌نگاری دستی در واقعیت دارد، دستی در خرد نداشته باشد. امروزه دنیای مجازی هم بخشی از واقعیت است و اگر ما نگاه نقادانه و درستی به آن داشته باشیم به هیچ عنوان از اصول ژورنالیستی فاصله نگرفته‌ایم.

در ابتدای این نشست هادی خانیکی، عضو هیات علمی دانشگاه علامه طباطبایی و حسن نمکدوست تهرانی، مدیر مرکز آموزش و پژوهش همشهری صحبت کردند.

پایان پیام

انتهای پیام

media.shafaqna.com

شفقنا در شبکه های اجتماعی: توییتر | اینستاگرام | تلگرام

پاسخ به این نظر

Please enter your comment!
Please enter your name here